باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 263 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
به زودى پكن به جاى واشينگتن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نگاهى به جايگاه چين در عرصه تحولات بين الملل


 
   ● نويسنده: ارسلان - مرشدى

منبع: روزنامه - شرق

 
 

مولانا در مثنوى حكايتى دارد از مرد طماع بغدادى كه اژدهايى كرخت شده از سرما در كوه هاى دور را به بغداد مى برد و در معرض آفتاب سوزان قرار مى دهد تا از رشادت ها و دلاورى هاى خود در شكار اين اژدها براى مردم داستان ها بگويد و در خلال آن نيز دينارى چند كاسب شود. اما به تدريج كه آفتاب داغ بغداد بر تن اژدها مى تابد، از كرختى بيرون مى آيد و به اصطلاح بيدار مى شود، بقيه حكايت نيز ناگفته پيدا است. شايد بتوان گفت گوياترين مثلى كه به روشنى بيانگر روابط چين و آمريكا باشد، همين حكايت مولاناست. حدوداً در دهه ۱۹۷۰ ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت و هنرى كيسينجر وزير امور خارجه آمريكا طرحى را ارائه كردند كه به زبان مولانا اژدها را در مقابل آفتاب قرار دادند. به اعتقاد آنان هدف نيز روشن بود. با درگيرى فرسايشى اژدها در مقابل خرس (اتحاد جماهير شوروى) از اژدها استفاده ابزارى كردند. اما شايد نيكسون آن زمان اين حكايت مولانا را نخوانده يا نشنيده بود كه زمانى اين اژدها از خواب بيدار مى شود و تن به استفاده ابزارى نخواهد داد. همان طور كه مرد بغدادى نيز مى خواست از اژدها استفاده ابزارى كند، شايد بتوان گفت بعد از آن زمان تاكنون به زمان بيدارى كامل اژدها زمان زيادى باقى نمانده است و استراتژى سران پكن تا فرا رسيدن اين زمان اين است كه با مشاركت همراه با چاشنى احتياط با دنياى غرب طى طريق كنند. از نگاه غرب نقش پكن در اين بازه زمانى توازن دهنده و موازنه قدرت جهانى است، ولى مشخص نيست بعد از بيدارى كامل، پكن به همين نقش اكتفا مى كند يا نه؟ با اين حال پيش بينى مى شود كه در سال هاى آتى كه مركز ثقل اقتصاد جهانى از حوزه آتلانتيك به حوزه اقيانوس آرام انتقال يابد جدال بر سر تصاحب قدرت آسيا مناقشه اصلى ميان كشورها خواهد بود. روشن است كه منظور از قدرت صرفاً قدرت و سيطره نظامى نيست بلكه شاخص هاى متنوع ترى را دربرمى گيرد. چين را از همين زاويه در ارتباط با ساير منابع تاثيرگذار قدرت بايد در نظر گرفت. به ويژه آنكه پكن شاخص هاى كلاسيك قدرت نظير جمعيت بالا، گستره وسيع جغرافيايى، موقعيت ژئوپولتيك و ژئواكونوميك و نظاير آن را نيز دارد مضاف بر اينكه از ظرفيت هاى كافى براى دستيابى به كاراكترهاى مدرن قدرت نظير تكنولوژى پيشرفته، توان بالاى جذب سرمايه و توسعه فناورى بهينه نيز برخوردار است. بنابراين مى توان گفت كه در ميان بازيگران مدعى چين از ويژگى هاى منحصر به فردى برخوردار است كه ساير بازيگران از آنها برخوردار نيستند. درست به همين دليل است كه هر كدام از بازيگران به سهم خود تلاش دارند كه نه در تقابل بلكه با همزيستى مسالمت آميز با چين مناسبات گسترده ترى برقرار سازند.واقعيت آن است كه در عرصه نوين تحولات بين المللى، اقتصاد و قدرت به عنوان تاثيرگذارترين پارامترها مطرح هستند. پكن از امتيازاتى در اين زمينه برخوردار است كه كم وبيش مى توان گفت ساير بازيگران به دلايل كاملاً آشكارى نمى توانند از چنين امكاناتى در توليد انبوه كالا با قيمت تمام شده مناسب برخوردار شوند. استراتژى اقتصادى چين كه به وسيله «دنگ شيائوپنگ» رهبر دهه هفتاد چين طراحى شد، بر كارگاه هاى كوچك صنعتى خانگى در بخش صنعت و مزارع خانوادگى در بخش كشاورزى و تعاونى ها تاكيد داشت. استراتژى اى كه تنها در چين با جمعيت يك ميليارد و چهارصد ميليون نفرى مى توان آن را پياده كرد و تحرك اقتصادى به وجود آورد. اين استراتژى اكنون به ثمر نشسته است. نگاهى گذرا به حجم تجارت خارجى و ميزان مبادلات اقتصادى چين كه اكنون به صورت يك مشكل جدى در عدم توازن تجارى بين چين و شركاى تجارى اش كفه ترازو را به سود چين سنگين كرده است، به خوبى نشان مى دهد كه «دنگ» راهبردى اصولى در بازسازى اقتصادى چين داشته است. اقتصاد سوسياليستى ورشكسته ميراث افراطى گرى هاى «مائو» هر چند كه ظاهر سوسياليستى را حفظ كرد و تحت عنوان «اقتصاد سوسياليستى مبتنى بر بازار آزاد» خود را بازسازى كرد، ولى تجربه اى متفاوت در توسعه اقتصادى و متناسب با شرايط خاص كشور چين است، احتمالاً در ساير كشورها در همين قالب پاسخ مناسب را نخواهد داد. اما بدون شك اين استراتژى اقتصادى چين را در مسير توسعه و پويايى اقتصادى قرار داده است. به طورى كه امروز مى تواند مدعى مشاركت جدى در بازار تجارت جهانى شود. هر چند كه غرب و به ويژه ايالات متحده درباره منصف بودن چين شك و ترديد داشته باشند و بيشتر آن را در قالب رقيب ناخواسته اى احساس مى كنند كه با زيركى و مرموزى خاصى جلو آمده است، ولى قصدى جز به زانو درآوردن حريف را ندارد. چين هم اكنون به عنوان يك امپراتورى منطقه اى با يك قدرت موثر با ساير قدرت هاى جهانى تجارت نابرابرى دارد. كسرى موازنه تجارت چين با ايالات متحده در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلار بوده كه اين حجم كسرى موازنه تجارى چين و آمريكا خيلى وقت است زنگ خطر را براى واشينگتن به صدا درآورده است. اگر حجم تجارى ۱۵۰ ميليارد دلارى چين و ژاپن و ۸۰ ميليارد دلارى چين و آسه آن و ۹۰ ميليارد دلارى اتحاديه اروپا و چين را به آن اضافه كنيم، به خوبى مى توان فهميد كه پكن در برنامه ريزى اقتصادى- تجارى به اهداف استراتژيكى نيز مى انديشد. اين رويكرد قوى در دنياى غرب وجود دارد كه چين در حال دست كشيدن از اقتصاد سوسياليستى ناشى از انقلاب كمونيستى ۱۹۴۹ «مائو» است كه اين امر در درازمدت به درصد بالاى چسبندگى چين در بازارهاى جهانى منجر خواهد شد بنابراين مى توان گفت كه چين بعد از حوزه اقتصاد تجارى كه به سرعت در حال رشد است و بازارهاى جهانى خود را تحت فشار كالاهايى با قيمت متفاوت قرار داده به تدريج خود را آماده تاثير گذارى جدى بر آسيا و جهان مى كند. تاثير گذارى و پذيرى پكن از مراكز قدرت جهانى ناشى از الگوهاى خاصى براى حركت در اين روند رو به رشد است.

 

• پكن و بروكسل، كاهش تضادها

تحولات ژئوپولتيك پس از جنگ سرد بيانگر ارتقاى نقش چين در سياست بين المللى است. يكى از شاخص هاى ارتقا در روابط كشورها را مى توان ايجاد پيوندهاى گسترده با ساير كشورهاى جهان دانست. چين در قالب «اوراسياى بزرگ» (Larger Eurasian Cantext) يكى از اضلاع مثلث استراتژيك شرق آسيا محسوب مى شود. اگرچه در نگاه راهبردى سران نسل سوم چين محور اصلى روابط اقتصادى با آمريكا قرار داده شده بود اما شواهد موجود حاكى از آن است كه نظم منطقه اى بدون همكارى هاى چندجانبه با كشورهاى صنعتى حاصل نمى شود از اين رو رهبران نسل چهارم چين تلاش دارند تا سهم بيشترى در اقتصاد جهانى به دست آورند. به همين دليل است كه رابطه با كشورهاى عضو يورو را به عنوان اولويت اصلى خود مى دانند. اين روابط طى سال هاى گذشته دچار «دگرگون پذيرى» شده است.روابط اقتصادى و استراتژيك چين از قالب روابط متقابل با آمريكا خارج شده و تبديل به الگوهاى جديدى از رفتار اقتصادى گرديده است كه اتحاديه اروپا را نيز شامل مى شود. از آنجايى كه جهت گيرى سياست خارجى و امنيتى كشورهاى اتحاديه اروپا و چين اهميت اقتصادى دارد بنابراين طبيعى است كه موج اول در روابط اين كشورها براساس قالب و مطلوبيت هاى اقتصادى شكل گرفته است. آمار منتشره در ماه سپتامبر گذشته نشريه Country Report حكايت از افزايش قابل توجه سطح روابط چين با كشورهاى منطقه يورو دارد. براين اساس پيش بينى مى شود در پايان سال ۲۰۰۵ ميزان واردات يورو از چين به بيش از ۹۲ ميليارد دلار برسد كه اين رقم نسبت به سال قبل پنج درصد رشد خواهد داشت در حالى كه ميزان صادرات يورو حدود ۶۲ ميليارد دلار خواهد بود كه از اين لحاظ در مبادلات تجارى- بازرگانى موازنه مثبت تجارى ۳۰ ميليارد دلارى به نفع چين برقرار خواهد بود. البته در ميان كشورهاى يورو به ترتيب آلمان، هلند، انگليس و فرانسه بيشترين سهم را در روابط اقتصادى دارند. وجود چنين آمارهايى نشان مى دهد كه كشورهاى صنعتى يورو و آنانى كه توليد ناخالص داخلى بيشترى دارند همكارى هاى موثرترى با پكن دارند. در بين كالاهاى چين منسوجات، پوشاك، اسباب بازى ، اتومبيل، قطعات سخت افزار و نرم افزار كامپيوتر و بخش قابل توجهى از كالاهاى خدماتى وجود دارند كه براى شهروندان اروپايى جذابيت هاى خاص خود را دارند. چين تنها در سال ۲۰۰۴ توانست بيش از يك ميليارد دلار پوشاك به كشورهاى يورو صادر كند.همكارى هاى اقتصادى چين و اتحاديه اروپا نتايج قابل توجهى را در ساير حوزه هاى همكارى هاى دو و چندجانبه سبب شده است. كشورهاى يورو ارتقاى سطح همكارى هاى اقتصادى را به عنوان اولين قدم براى حداكثر سازى روابط سياسى، اجتماعى و امنيتى با چين مى دانند. به همين دليل است كه ميزان همكارى هاى گردشگرى در روابط چين و يورو ارتقا يافته است. چين چهارمين حوزه گردشگرى و توريستى شهروندان اروپايى است. به موازات افزايش همكارى هاى اقتصادى چين با كشورهاى اتحاديه اروپا ميزان فشارهاى سياسى آنان روى چين نيز كاهش محسوسى يافته است. شاخصى كه مى توان آن را به عنوان نمادى از تاثيرپذيرى موضوعات سياسى از همكارى هاى اقتصادى دانست. در شرايط كنونى رسانه ها، بنگاه هاى خبرى _ اطلاعاتى و محافل حقوق بشر اتحاديه اروپا از حادثه «تيان آن من» نامى به ميان نمى آورند. آنان همچنين هيچ گونه محدوديت سياسى يا حقوقى عليه منافع چين اعمال نكرده اند. اگر چه اختلاف نظر بين بروكسل و پكن وجود دارد، اما اين روند به گونه اى تدريجى كاهش يافته است، موضوع مناقشه تايوان نيز حساسيت هاى خاص خود را از دست داده است. سران پكن حداقل در افكار جامعه جهانى چنين وانمود مى كنند كه نسبت به تايوان حساسيت زيادى ندارند، چون به اين امر واقف هستند كه منافع اقتصادى بيش از غرور ملى اهميت پيدا كرده است. به موازات اين فرآيند موضوع ناراضيان چينى، عدم رعايت حقوق بشر در چين و همچنين نشانه هايى از محدوديت هاى اجتماعى موجود در اين كشور ديگر چندان با واكنش نهادهاى اروپايى روبه رو نمى شود. همكارى هاى اقتصادى چين و يورو خصوصاً بعد از مه ۲۰۰۴ و افزايش كشورهاى حوزه يورو به ۲۵ كشور منافع مشتركى را پديد آورده است كه باعث كاهش تضادهاى سياسى _ حقوقى شده است.

 

• پكن و مسكو رقيب يا همكار

رقابت و همكارى هاى استراتژى چين و روسيه به عنوان دو قدرت بزرگ آسيايى و اوراسيايى در طول نيمه  دوم و خصوصاً اواخر قرن بيستم بر شكل گيرى روابط بين الملل تاثير هاى جدى بر جاى گذاشت. روسيه پس از انقلاب كمونيستى سال ۱۹۱۷ و چين نيز پس از انقلاب كمونيستى سال ۱۹۴۹ به عنوان دو قدرت بزرگ جهان درگيرى پرفراز و نشيبى را با نظام سرمايه دارى به ويژه ايالات متحده شكل بخشيدند. هر چند دو قدرت ماهيتاً به اردوگاه كمونيسم تعلق داشتند ولى همزيستى مسالمت آميز «خروشچف» با جملات شديد «مائو» و رهبران چين مواجه شد و مناقشات شديد ايدئولوژيك و تئوريك دو كشور با داعيه هاى ارضى و مرزى در آسياى ميانه همراه شد. در نخستين سال هاى پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و پايان جنگ سرد سران كاخ كرملين در سياست گردش به غرب خود اولويت اول در روابط خارجى را به ايالات متحده دادند و تا حدودى به كشورهاى «خارج نزديك» (كشورهاى تازه استقلال يافته) بى توجه بودند. افزايش بار فشارهاى اقتصادى بر طبقات پيش دستى به جاى مانده از سيستم اقتصادى «انترناسيوناليسم» نظام سابق و نياز مبرم به سرمايه و تكنولوژى روزآمد براى حضور جدى در بازار هاى جهانى به نوعى به توسعه روابط همه جانبه با اروپا و آمريكا انجاميد. در راهبرى سياسى سران روس اهميت ژئوپولتيك و ژئواستراتژيك كشورهاى آسياى ميانه با ميزان تاثير گذارى اندك برآورد شده بود ولى پس از مناقشات و درگيرى هاى جدى در اين منطقه و گسترش و نفوذ واشينگتن رهبران روسيه كه متوجه خطاى استراتژيك خود شده بودند سعى در ايفاى نقش موثرتر و ايجاد پيوندهاى محكم تر پيرامون اين جمهورى ها كردند. در پى تحولات سياسى داخلى پس از به قدرت رسيدن «يلتسين» و منطقه اى گسترش ناتو به شرق و از سوى ديگر افزايش قدرت منطقه اى چين ديدگاه روسيه نسبت به چين دچار تغييرات اساسى شد و به زودى نگرش «اوراتلانتيكى» حاكم بر سياست خارجى مسكو جاى خود را به نگرش «اوراسيايى» داد. پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حضور جدى ايالات متحده در افغانستان كه فقط به نيت ماندن آمده بود خلاء ژئوپولتيك ابتدايى ناشى از عقب نشينى روسيه به زودى جاى خود را به تقابل جدى با آمريكا در عرصه بازى بزرگ جديد در آسياى مركزى داد. اين تقابل كه با شك و ترديد فزاينده اى نسبت به سياست هاى واشينگتن  در جهت ايجاد جهان تك قطبى همراه بود به طور عميقى باعث همگرايى سياست هاى راهبردى پكن و مسكو براى مقابله با روند رو به رشد حضور و نفوذ ايالات متحده در جمهورى ها منطقه شد. گرچه مقاومت و ممانعت روسيه از گسترش ناتو به شرق و كاركرد آن در خارج از اروپا تا حدودى ايده يك همكارى منطقه اى كه مى توانست چين و روسيه را بهتر در تامين امنيت كه با درگيرى هاى داخلى جمهورى هاى منطقه شكل بحرانى ترى به خود گرفته است و كاهش تهديدات امنيتى يارى دهد را كمرنگ ساخت، اما همكارى مشترك دو كشور در مقابله با تروريسم و تامين امنيت منطقه اى با ثبات نسبى آسياى مركزى و عضويت در مجمع همكارى شانگهاى فرصت بيشترى را براى مقابله با چالش هاى امنيتى فراهم ساخت. شايد بتوان گفت وضعيت طراحى شده، توسط آمريكا در منطقه سرشار از انرژى آسياى مركزى، براى چين ايفاى نقش هژمونيك در جهت كنترل كامل منابع انرژى آسياى مركزى و مسيرهاى انتقال آن را فراهم ساخت. در وضعيت دشوارى از سقوط نظام كمونيستى خصوصاً در آسياى مركزى به طور محسوسى دغدغه هاى امنيتى چين و روسيه را به شكل فزاينده اى به هم گره زده است كه البته حضور بازيگر توانمند سومى به نام ايالات متحده منجر به ايفاى نقش پررنگ ترى شده است. نگرانى از انتقال بى ثباتى و ناآرامى هاى امنيتى ناشى از موج اسلام گرايى، مبارزه با تروريسم طالبانى، مقابله با رويكرد يك جانبه و هژمونى آمريكا و ممانعت از تحقق آن حداقل در كوتاه مدت و سيطره بر منطقه سرشار از انرژى آسياى مركزى و ايجاد ائتلاف مستحكم پكن _ مسكو در مقابل محور واشينگتن _ بروكسل تا حدودى باعث نزديكى دو قدرت شده است.

 

• پكن و واشينگتن همزيستى مسالمت آميز

در شرايط بحران هاى نوظهور بين المللى خصوصاً پس از پايان جنگ سرد شكل بندى روابط كشورها به ويژه در سطح كلان بازيگران قدرتمند در هاله اى از ابهام قرار گرفته است. چنين نگرشى را مى توان به روابط كنونى چين و ايالات متحده نيز تعميم داد. پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و تبديل جهان به جهان عملاً تك قطبى تا حدودى مى توان گفت روسيه به عنوان ابرقدرت داراى فاكتورهاى تاثيرگذار نبوده. اين در حالى بود كه چين با عبور از پوسته و رسيدن به دوران مدرنيسم نگاه هاى تئوريسين هاى كاخ سفيد را به خود معطوف كرده بود. متقابلاً رهبران چين نيز با درك شرايط نوين بين المللى به عنوان متحد استراتژيك آمريكا محسوب مى شدند، علت آن را نيز بايد ناشى از شرايطى دانست كه در روابط سياسى _ اقتصادى آنان ايجاد شده است. آمريكا به عنوان اصلى ترين سرمايه گذار در اقتصاد چين محسوب مى شود. از سوى ديگر بازارهاى آمريكا نيز از انواع و اقسام كالاهاى چينى انباشته شده است، مازاد تجارى چين و آمريكا در سال ۲۰۰۴ به مرز ۸۵ ميليارد دلار رسيده است. براساس اين نگرش در چنين برهه اى رهبران پكن رويكردى پراگماتيستى و عملگرا دارند،  اگر چه بايد توجه داشت كه اين نوع عملگرايى در ذات چينى ها نهادينه شده است اما در بسيارى از مواقع قالب هاى ناسيوناليسم چينى آنان را وادار مى سازد تا احياى قدرت سياسى، اقتصادى و امنيتى چين را در دستور كار قرار دهند و از چنين عملگرايى براى حداكثرسازى قدرت امنيتى- لجستيكى خود استفاده كنند. هر چند عملاً روابط چين با آمريكا هيچ گاه نمى تواند براساس نشانه هاى همكارى استراتژيك سازماندهى شود و بيشتر براساس استراتژى منفعت و مصلحت قابل ارزيابى است. ظهور روابط پكن و واشينگتن به دوره اول رياست جمهورى كلينتون و در مقطع زمانى آغاز همكارى هاى اقتصادى مشترك در سازمان اپك برمى گردد. در اين برهه زمانى بود كه آمريكا با عضويت چين در سازمان تجارت جهانى (WTO) موافقت كرد. در نقطه مقابل اختلاف آمريكا و چين در فهرستى طولانى مى گنجد: از اصلاحات سازمان ملل و حضور آمريكا در عراق و افغانستان گرفته تا برنامه هسته اى ايران، اوضاع ازبكستان،  نسل كشى در سودان، برنامه هسته اى كره شمالى، ائتلاف آمريكا، ژاپن و تايوان و نظامى شدن فضا. البته تعارض روابط ديپلماتيك با اصابت موشك هاى ائتلاف به رهبرى آمريكا به سفارت چين در بلگراد در طول جنگ كوزو، تضادهاى گسترده اى را براى پكن و واشينگتن به ارمغان آورد. اما چينى ها صرف نظر از اين نكته تمام توجه و تمايل خود را به بهبود روابط در آينده معطوف كردند و عملگرايى چينى منجر به ترميم سريع روابط دو كشور شد. رهبران چينى نيك آگاه هستند كه ماندن در صفحه شطرنج تحولات ديپلماتيك بين المللى نيازمند بهينه سازى و حداكثرسازى سطح روابط با آمريكا است، اگرچه به مقاصد اهداف استراتژيك ايالات متحده نيز واقف هستند. پكن نسبت به موضوعاتى همانند تايوان و رهبر بودايى چين حساسيت هاى خاص خود را دارد اما در مقابل ابزارهاى تهاجمى واشينگتن و اعمال سياست هاى مداخله گرايانه با انعطاف خاصى برخورد مى كند. نسل چهارم رهبران چين با تمامى محيط همجوار خود داراى تضادهاى گسترده ژئوپولتيك هستند كه اين امر طبعاً باعث آسيب پذيرى متحدان آمريكا مثل روسيه، ژاپن، تايوان، اندونزى، فيليپين و ويتنام مى شود. از اين رو آمريكا در آينده روابط اقتصادى خود را به اين دليل با چين تداوم مى بخشد. آمريكا تلاش مى كند تا اين موضوع را از طريق الگوهاى مديريت بحران، در فضايى مصالحه جويانه و همچنين از طريق مكانيسم هاى دموكراتيك بازسازى و تعديل كند. بنابراين چين تنها كشورى است كه با دارابودن همه مولفه هاى تاثيرگذار سنتى مدرن، قدرتى رو به رشد و تاثيرگذار در تحولات منطقه اى و جهانى و وزنه تعادل دهنده قدرت در تمامى ابعاد آن است. اين موقعيت خاص چين را در مذاكرات شش جانبه پكن درباره پرونده هسته اى كره شمالى به خوبى شاهد هستم كه به اعتقاد آگاهان سياسى اگر آمريكا تاكنون موفق نشده سناريوى طرح دفاع مشروع عراق را در كره شمالى اجرا كند و اكنون حتى به اهرم برنده مذاكرات قانع شده است بدون شك اين راهبرد نه از سر خيرخواهى بوش بوده و نه حسن نيتى وجود داشته است. اين چين بوده است كه طرفين را در موقعيتى قرار داده كه راه حل مورد توافق را صرفاً از طريق مذاكرات شش جانبه پيگيرى كنند.در هر حال چين چه در كوتاه مدت و چه در ميان مدت به خوبى قادر است موازنه قدرت را چه در آسيا و چه در سطح بين المللى با ائتلاف به سود خود برقرار كند. موقعيتى كه همه بازيگران توانمند بين المللى از داشتن آن محرومند اما رويكرد يك جانبه  گرايى قدرت در صحنه منافع متعارض بين المللى خصوصاً بعد از حوادث ۱۱سپتامبر به گونه اى است كه چين يا هر قدرت مدعى ديگر را در نهايت مجبور خواهد كرد كه در مقابل زياده خواهى آمريكا بالاخره ايستادگى كند.

 

 

    57 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   روابط بین الملل (164)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   چين (112)
●   آمریکا (756)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:01/10/1384

تاريخ شمسی نشر:01/10/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب