در خلال جنگ سرد (1990-1945) و در وراي بلوك بندي هاي مرسوم جهاني، تقابل دول و قدرتهاي مختلف منطقه اي و جهاني بوضوح قابل رويت بود. بدليل متقارن بودن عمده تهديدات طرفين، طرح هاي دفاعي آنان نيز بر اساس سنخ تقارني تهديدات، ماهيتي «تهديد پايه» به خود گرفته بود و طراحان دفاعي بر اساس اصل «نيرو محوري» به طرح ريزي دفاعي مي پرداختند.
اكنون بدنبال فروپاشي شوروي و رجزخوانيهاي يك جانبه گرايانه ايالات متحده آمريكا تحولات جهاني حالتي غير قابل پيش بيني يافته است. هر دولتي كه از نگاه حقارت بار آمريكا به كشورش به ستوه آمده ؛ به دشمني بالقوه براي آمريكا بدل گشته است.
حادثه 11 سپتامبر- چه مستقيما ساخته و پرداخته دستگاهاي امنيتي آمريكا باشد يا محصول عوامل واسطه اي آن نظير القاعده - ضربه پذيري ساختار اجتماعي ايالات متحده را اثبات نموده ؛ سرفصلي نو در نحوه نگرش به مقوله تهديدات نامتقارن، فراروي تحليل گران گشود. بگونه اي كه تمركز طراحان طرح هاي دفاعي – امنيتي از« تك تهديدات عمده » به گردايه اي از تهديدات نامتقارني كه در اثر اطلاع دقيق از نقاط آسيب پذير آمريكا قابل وقوع بوده و قادر به بي اثر ساختن قدرت آمريكا در پاسخگويي مقتدرانه است تبديل شده است.
با پيدايش شيوه هاي نوين تهديدات نامتقارن، جايگاه تسليحات اتمي بعنوان «دست بالا» در چانه زني ها و تعاملات بين المللي تضعيف گرديده و مطالعه نقاط آسيب پذير دارندگان سلاحهاي هسته اي در مطمع نظر دشمنان آنها قرار گرفته است.
روند فروپاشي بزرگترين قدرت هسته اي جهان (اتحاد جماهير شوروي) در سال 1990 نشان از ناكفايتي زرادخانه هاي اتمي در صيانت از امنيت ملي و حتي تماميت ارضي كشورهاي دارنده اينگونه تسليحات مي كند.
برخي ادعا مي كنند كه در خلال جنگ كره ترس دو سوي جنگ از تسليحات اتمي طرف مقابل (چين در جبهه كره شمالي و آمريكا در كنار كره جنوبي) مانع بكارگيري سلاح هسته اي از سوي هر دو طرف گرديد. اما واقعيت مطلب را در جاي ديگر بايد جستجو كرد و آن مخالفت افكار عمومي جهان با كاربرد تسليحات كشتار جمعي از سوي هر قدرتي است چرا كه آمريكا عليرغم شكست سنگين حيثيتي در قضيه ويتنام – كه تا به امروز از آن تحت واژه «عارضه ويتنام» در ادبيات سياسي، نظامي آمريكا ياد مي شود – قادر به بكارگيري سلاح اتمي نبود. و عملا اين مبارزان ويتنامي - كه« ويت كانگ » ناميده مي شدند - بودند كه با استراتژي « جنگ نامتقارن»، مهاجمان آمريكايي را به ستوه درآوردند و درسي تا ابد فراموش ناشدني بدانها دادند.
همچنين در قضيه 1982 بيروت، تحميل تلفات انساني به ارتش متجاوز آمريكا از سوي مجاهدان لبناني منجر به خروج مفتضحانه آمريكايي ها از لبنان گرديد و آمريكائي هاي متجاوز، شكستي سهمگين را دگرباره پذيرا شدند.
همه موارد بالا نشان از تعيين كننده نبودن تسليحات اتمي در تضمين امنيت ملي كشور داراي اينگونه تسليحات مي باشد.حتي در مورد كشور اتحاد جماهير شوروي، صرف دارا بودن تسليحات اتمي براي حفظ تماميت ارضي كفايت نكرد.
اما آنچه كه مسلم است دارا بودن اين تسليحات در مواردي كه طرف مقابل در درگيري، داراي اين گونه تسليحات باشد يكي از عوامل موثر در بازدارندگي طرفين مي باشد اما« تنها عامل بازدارنده » تلقي نمي شود. فلذا مي بايست در كنار عناصر ديگر دخيل در امنيت ملي از جمله تقويت اراده ملت براي دفاع از عرض و مال و ناموس خويش، مجموعاً مورد بررسي قرار گرفته تصميم گيري گردد.
مخالفان دستيابي ايران به سلاح هسته اي دو گونه اند:
الف) عده اي بدلايل خصومت پليدشان با نظام مقدس جمهوري اسلامي با هر نوع پيشرفت علمي،سياسي و … اين نظام مخالفند و متعمدانه و عنودانه به خلط موضوعات «دانش هسته اي » و «تسليحات هسته اي» مي پردازند و به بهانه اينكه «نظام بدنبال تسليحات اتمي براي حفظ امنيت خود است نه امنيت ملي» به تقبيح و محكوميت دستاوردهاي غرور انگيز جوانان اين مرز و بوم در زمينه دانش صلح آميز هسته اي مي پردازند. اين عده كه سردر توبره اجانب دارندو به نشخوار ياوه گوئيهاي بنگاههاي سخن پراكني غرب مشغولند؛ بخوبي مي دانند كه دانش پيچيده و پيشرفته هسته اي جهش گاه 480 رشته علمي به سمت ترقي و پيشرفت است و دستيابي دانشمندان جوان كشورمان به اين فناوري يعني قدم نهادن در سكوي پرتاب 480 رشته علمي به قلل رفيعه تعالي و پيشرفت. از اينرو دقيقا به همين خاطر كه با پيشرفت كشورمان مخالفند به مخالفت با اين مساله مي پردازند.
ب) اما از سوي ديگر، تصميم گيران استراتژيك نظام با دركي درست از جميع شرايط نظام بين الملل ضمن طرح ريزي طرح هاي متقن دفاعي، بر پيشرفت روز افزون كشور در مقولات علمي دانش هسته اي تاكيد نموده؛ دستيابي به تسليحات اتمي را مخل امنيت ملي تلقي مي نمايند.
بديهي است كه حتي صرفاً طرح نمودن حتي بدون پشتوانه اجرايي ايده «حركت به سمت دستيابي به تسليحات اتمي از سوي ايران» خاورميانه را در رقابت تسليحاتي اعضا فرو خواهد برد و « زرادخانه هاي كثيفي» را به مجاورت مرزهاي كشورمان خواهد كشانيد.
بعلاوه يگانه راهكار پيروزي در « تقابل احتمالي » ميان آمريكا يا اسراييل با سايرين، منحصر در تقابل هسته اي نيست. اگر چه آنان شايد زرادخانه هاي اتمي قويتر و با كيفيت تري نسبت به ديگران داشته باشند اما در عين حال تمام كشورهاي داراي تسليحات اتمي، نقاط ضعف و آسيب پذيريهاي عمده اي دارند كه در صورت بكارگيري «استراتژي نبرد نامتقارن » از سوي طرف مقابل، براحتي ضربه پذير بوده و شكست را پذيرا مي شوند
در شرايط كنوني كه جمهوري اسلامي صراحتاً حركت در مسير دستيابي به تسليحات اتمي را بشدت تقبيح مي نمايد ( فضاي افكار عمومي جهان نيز ظرفيت پذيرش موضوعي غير از همين واقعيت را ندارد) بديهي است كه حركت نظام به سمت توليد و نگهداري اينگونه تسليحات منجر به افزايش فشار افكار عمومي عليه ايران شده ؛ موجبات ايراد خدشه جبران ناپذير به چهره جمهوري اسلامي را فراهم خواهد آورد. در اينصورت دارا بودن سلاح هسته اي نه تنها موجد امنيت براي كشور نمي شود بلكه با مساعد كردن فضا براي اجماع جهاني عليه كشورمان موجبات انزوا، ناامني و حتي فقدان امنيت ملي را براي ايران فراهم خواهد آورد. كه قطعاً مطلوب دولت ايران نيست
با عنايت به اين ملاحظات است كه در دكترين دفاعي اعلامي جمهوري اسلامي «توليد، نگهداري و كاربرد سلاحهاي اتمي » مجاز نبوده و طبق «فرمان حكومتي فرمانده معظم كل قوا» حرام تلقي مي گردد.
اما در عين حال بمنظور تأمين ثبات در امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران، انديشمندان راهبردي كشور مي بايست به طراحي سازوكارهاي دفاعي و تقابلي از قبيل بررسي نحوه نابودي سامانه هاي پرتابي دشمن پيش از شليك، نابودي سيستم هاي پرتاب و مواد منفجره آنها در حين پرتاب و همچنين اجتناب و حفاظت از آلوده شدن به تشعشعات راديواكتيوي بعد از پرتاب در صحنه نبرد بپردازند.
پيشرفتهاي چشمگير در زمينه صنايع موشكي در راستاي تقويت سپردفاعي عامل موثر ديگري در حفظ امنيت ملي كشور در مقابل تسليحات كشتار جمعي خواهد بود.
لازم به يادآوري است كه علاوه بر پيروزي ملت قهرمان ايران اسلامي در تقابل فرسايشي 27 ساله آمريكا با ارداه ملي آنان، ويتنامي ها نيز به آمريكا و حزب اله لبنان براي رژيم صهيونيستي دروسي جاودانه دادند و اسطوره پوشالي شكست ناپذيري دو جاني ياغي جهان معاضر- آمريكا و اسراييل – را كاملا در هم شكستند. «ويت كانگ هاي شينتوئيست» (1) مزه تلخ شكست را به ابرقدرت سركش قرن – آمريكا- در حالي چشاندند كه ازتأثيرات فزاينده آموزه هاي انگيزشي و محرك اسلام بويژه «مكتب سرخ تشيع» و كليد واژگان منحصر بفرد حماسي آن نظير «انتظار و شهادت» بي بهره بوده اند. لذا طبيعي است كه دفاع مشروع شيعي مبتني بر الهام از تعابير آسماني فوق؛ شكستي بمراتب سنگين تر را براي دشمن رقم خواهد زد
در پايان ذكر اين نكته ضروري، حائز اهميت است كه برخورداري از« دانش و توانمندي ساخت تسليحات اتمي» متفاوت از موارد سه گانه توليد، نگهداري و كاربرد آن تسليحات، مي باشد كه در صورت ضرورت و استفاده دشمن از چنين تهديداتي در ميدان نبرد آتي، عرصه را براي ورود به فازهاي بعدي مهيا، امكان پذير و حتي ضروري مي نمايد.
پي نوشت:
(1) نوعي بوديسم مخصوص است كه پيرواني در ويتنام، ژاپن، كره و چين دارد.