پرتجربه
بايد بدانيم آفريقاى جنوبى در زمينه ميانجيگرى براى رفع اختلافات كشورهاى آفريقايى تجربه بسيارى دارد. تلاش اين كشور براى برطرف كردن مشكلات كشورهاى قاره سياه به اصلى باز مى گردد كه «نلسون ماندلا» و تعدادى ديگر از بزرگان معاصر آفريقا به آن اعتقاد دارند. آنان معتقدند مشكلات سياسى قاره آفريقا بايد به دست خود آفريقاييها حل و فصل گردد زيرا تجربه چندصد ساله تاريخ اين قاره ثابت كرده است دخالت هيچ سفيدپوست استثمارگرى به سود سياهان نيست.
دولتهاى ماندلا و «تابوامبكى» (رؤساى جمهورى سابق و كنونى آفريقاى جنوبى) تلاشهاى بسيارى براى حل معضلات آفريقا انجام داده اند. اين كوششها پس از شروع رياست جمهورى امبكى در سال ۱۹۹۹ گسترش بيشترى پيدا كرده است. امروز، آفريقاى جنوبى، يكى از كشورهاى مؤثر در طرح «مشاركت جديد براى توسعه آفريقا» (موسوم به نپاد) و شخص امبكى نيز يكى از بنيانگذاران اصلى اتحاديه آفريقا به شمار مى آيند.
رئيس جمهورى فعلى آفريقاى جنوبى تلاش كرده است تا در هر اختلافى كه ميان آفريقاييها در سرزمينشان پديد مى آيد، به عنوان واسطه، حضورى فعال داشته باشد. حال، اين دخالت يا با ورود مستقيم شخص امبكى به ماجرا بوده و يا نماينده ويژه اى را منصوب كرده است. براى نمونه، مى توان از بحرانهاى روآندا و جمهورى دموكراتيك كنگو (زئير سابق) نام برد.
بايد اشاره كرد با اينكه نتايج اين دخالت ها متفاوت بوده، اما در بسيارى موارد، سرانجام مثبتى داشته است به عنوان مثال، در قضيه صلح كشور بوروندى، رؤساى جمهور ۳ كشور سواحيلى، به اضافه معاون رئيس جمهور آفريقاى جنوبى پس از نشستهاى متوالى، سرانجام توانستند با برگزارى انتخابات در سال ۲۰۰۵ ، به جنگهاى ۱۲ ساله داخلى بوروندى پايان دهند وصلح را به اين كشور آفريقايى بازگردانند.
در موارد معدودى نيز دخالتهاى آفريقاى جنوبى سرانجام خوبى نداشت.
به عنوان نمونه، در اختلافات داخلى ساحل عاج، شورشيان اين كشور كه به «نيروهاى جديد» معروف هستند، درخواست تابوامبكى براى وساطت ميان شورشيان و دولت كنونى ساحل عاج را رد كردند. مخالفان اعلام كردند كه رئيس جمهورى آفريقاى جنوبى قصد بهره بردارى سياسى از موضوع ميانجيگرى را دارد. البته پس از آن، اختلافات به شدت بالا گرفت، به طورى كه انتخابات رياست جمهورى ماه گذشته ميلادى در ساحل عاج به تعويق افتاد.
بنابراين مى توانيم مطمئن باشيم آفريقاى جنوبى ازاين تجربيات گرانبها در مذاكرات هسته اى ايران، نهايت استفاده را خواهد برد.
بى تجربه
بايد بدانيم آفريقاى جنوبى هرقدر ميانجيگر خوبى در قاره سياه است، هيچ گونه تجربه بين المللى در اين زمينه ندارد. به بيان ساده تر، پرونده هسته اى ايران، «اولين» تجربه مهم بين المللى براى واسطه گرى آفريقاى جنوبى به حساب مى آيد كه اين موضوع مى تواند مزايا ومعايبى براى ايران به همراه داشته باشد. شايد مهمترين حسن قضيه، آن است كه آفريقاى جنوبى «تمام» تلاش خود را به كار خواهد گرفت تا مسأله هسته اى كشورمان فرجام خوبى داشته باشد و اين كشور آفريقايى از اولين آوردگاه جهانى خود سربلند بيرون آيد.
آفريقاى جنوبى در عمل هم نشان داد به اين رويه پايبند است. هنگامى كه سخنان ضد صهيونيستى رئيس جمهورى اسلامى ايران در همايش «جهان بدون صهيونيسم» با واكنش منفى اروپا، شوراى امنيت و برخى كشورهاى جهان مواجه شد و دولت هاى روسيه، بلژيك (مقر اصلى اتحاديه اروپا) به همراه سه كشور اروپايى طرف مذاكرات هسته اى، سفيران ايران در كشورهاى خود را فراخواندند و عليه اظهارات محمود احمدى نژاد موضع گرفتند، آفريقاى جنوبى شتابزده عمل نكرد.
با وجود آنكه ارتباط خوبى ميان رژيم صهيونيستى و آفريقاى جنوبى جريان دارد و حتى در سال گذشته ميلادى، معاون نخست وزير اسرائيل به اين كشور آفريقايى سفر كرد، اما سخنگوى وزارت امور خارجه آفريقاى جنوبى اعلام كرد: كشورش اين گفته آقاى احمدى نژاد را كه اسرائيل بايد از صفحه روزگار پاك شود، محكوم نخواهد كرد (روزنامه شرق، سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴) .
به اين ترتيب، دولت آفريقاى جنوبى ثابت كرد سخت به دنبال موفقيت در مذاكرات هسته اى ايران است؛ حتى اگر به قيمت شكستن خطوط قرمز ديپلماسى باشد.
از سوى ديگر، بايد اميدوار باشيم كم تجربگى آفريقاى جنوبى باعث برهم زدن معادلات ايران نشود، زيرا پيشينه هسته اى اين كشور با چين و روسيه (ديگر تازه واردان احتمالى مذاكرات هسته اى) متفاوت است. اگر روسيه شريك اصلى برنامه هاى هسته اى جمهورى اسلامى ايران به شمار مى آيد، چين نيز تجربيات مفيدى از پرونده هسته اى كره شمالى اندوخته دارد.