پاسخ نامتقارن
روسيه پيشرو گسترش دفاع موشكي بالستيك بوده و تنها كشوري است كه اين سيستم در اطراف كشورش عمل مي كند. مخالفت روسيه با آمريكا منجر به دفاع موشكي شد و حمايت مسكو از انعطاف ناپذيري ايران در مساله هسته اي باعث شروع دوباره تنش عصر جنگ سرد ميان دو ابرقدرت در مورد مساله استقرار سيستم دفاع موشكي در اروپا و هر جاي ديگري شد.
استقرار دفاع موشكي آمريكا در اروپا
آمريكا تمايل خود را براي استقرار 10 سیستم موشكی و يك رادار رهگيري در جمهوري چك اعلام كرده است. اين سيستم جهت دفاع از آمريكا و متحدانش در مقابل سلاح هاي شيميايي، بيولوژيكي و هسته اي بويژه از طرف دولت های كره شمالي و ايران بوده و هيچ نوع تهديدي عليه امنيت ملي روسيه به شمار نمی رود.
مخالفت روسيه
روسيه با طرح ایالات متحده براي دفاع موشكي در اروپا مخالفت كرده است. وزير دفاع روسيه بعد از ديدار 19 آوريل با رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا گفت كه «ما معتقديم دفاع موشكي استرتژيك يك فاكتور بي ثبات كننده جدي مي باشد كه تاثير قابل ملاحظه اي بر امنيت جهاني و منطقه اي دارد.»
روسيه به لحاظ استراتژيك، دفاع موشكي بالستيك را به عنوان جديدترين مدرك براي تلاش ناتو و آمريكا جهت نفوذ در قلمرو تحت نفوذ خود تلقی می کند و معتقد است كه از اين طريق آمريكا و ناتو مي خواهند در حوزه نفوذ روسيه دخالت كنند، وارد اين حوزه شده و از نفوذ اين كشور بكاهند.
پاسخ نامتقارن روسيه
پاسخ روسيه هم ديپلماتيك است و هم نظامي. در هفتم ماه مي، روسيه استقرار يك سيستم موشكي بالستيكي بين قاره اي TOPOL-1 در دو يا سه سال آينده را اعلام كرد. فرمانده ارشد نيروي هوايي روسيه _ ولاديمير ميخاييلوف _ اعلام كرد كه اگر لازم باشد هواپيماهاي جنگي روسي هر نوع سيستم دفاعي موشكي بالستيك آمريكايي مستقر شده در قفقاز را تخريب خواهند كرد. در نهايت بر طبق گفته ميخاييلوف، روسيه در حال توسعه سيستم دفاعي هوايي موشكي ضد بالستيكي خود مي باشد كه طي آن به شكل قابل ملاحظه اي موشك هاي S400 افزايش خواهند يافت. طي سال هاي اخير مقامات رده بالاي روسي هشدار داده اند كه روسيه ممكن است از پيمان INF چشم پوشي کرده و توليد موشك هاي بالستيك ميان برد را دوباره از سر گيرد. با اين وجود، ديگران خاطر نشان مي كنند كه باز كردن مجدد خطوط توليد براي ساختن نسل جديدي از موشك هاي بالستيك ميان برد ممكن است براي روسيه خيلي پرهزينه باشد.
اين موضع روسيه از زمان خروج ايالات متحده از پيمان ABM شروع شد. قبل از خروج آمريكا از اين پيمان در دسامبر 2001، روس ها تلويحاً همكاري در مورد سپر موشك بالستيك اروپايي را امكان پذير مي دانستند. در فوريه 2001 وزير دفاع روسيه ايگور سرگيف به دبير كل ناتو لرد جورج رابرتسون، برنامه دفاع موشكي بالستيكي اروپا را پيشنهاد كرد. بعد از اين كه روسيه به صورت مكرر و مداوم با طرح سپر دفاعي اروپا مخالفت كرد، به آمريكا پيشنهاد داد كه از رادار "قبله" در كشور آذربايجان كه در زمان اتحاد شوروي، روسيه آن را اجاره كرده بود استفاده كند.
پاسخ اول روسيه: خروج از پيمان INF
از ديدگاه ديپلماتيك روسيه بر دو پيمان تمركز كرد: INF و CFE.
پيمان نيروهاي هسته اي ميان برد (INF) توسط آمريكا و شوروي در 8 دسامبر 1987 امضا شد كه طي آن استقرار موشك هاي پرتاب شونده زميني متعارف با برد 500 تا 500/5 كيلومتر ممنوع شد. اين پيمان هنوز هم جاري است. در 15 فوريه 2007، يوري بالويفسكي رئيس ستاد كل ارتش روسيه گفت «اگر مدرك متقاعد كننده اي داشته باشيم كه به ما نشان دهد لغو پيمان INF ضروري است اين كار را انجام خواهيم داد و براي آن جشن مي گيريم. ما الان براي اين كار مدرك هم داريم.» او به طرح هاي دفاع موشكي آمريكا در اروپاي شرقي اشاره مي كند. روز بعد يعني در 16 فوريه وزير خارجه روسيه سرگئي لاوروف اظهارات بالويفسكي را تعديل نمود اما آن را رد نكرد: «ما در حال صحبت در مورد تصميمي كه قبلا گرفتيم نيستيم. ما فقط در حال تشريح اوضاع هستيم.» در 19 فوريه ژنرال نيكولاي سولوتسف فرمانده نيروهاي موشكي استراتژيك روسي گفت كه «اگر تصميمي سياسي براي خروج از اين پيمان اتخاذ شود نيروهاي موشكي استراتژيك آماده هستند كه آن را انجام دهند.» بنابراين می توان نتیجه گرفت که روسيه براي بي ثبات كردن وضعيت موجود مصمم است.
پاسخ دوم روسيه: خروج از پيمان CFE
مخالفت روسيه با پيمان نيروهاي متعارف در اروپا شبيه دفاع موشكي بوده است، علي رغم اين كه ژنرال بالويفسكي تاكيد مي كند «آنهايي كه فكر مي كنند موضع روسيه در مورد دفاع موشكي آمريكا و پيمان CFE يكسان است اشتباه مي كنند.» پيمان CFE که در 1990 امضا شد، محدوديت هايي را بر تعداد تانك ها، توپخانه ها، وسايل زرهي، هلي كوپترهاي جنگي و طرح هايي كه مي تواند بوسيله اعضاي ناتو و ورشو در اروپا مستقر شود، تحميل مي كند.
با اين وجود، روسيه بارها اين پيمان را نقض كرد. وقتي كه روسيه نیروهای خود را در سال 1994 در جنگ چچن در منطقه قفقاز شمالي مستقر كرد نقض اين پيمان را به اثبات رساند. ايالات متحده در 1999 در اجلاس سازمان امنيت و همكاري اروپا در استانبول براي قانوني كردن تمركز تسليحاتي روسيه در قفقاز، پيمان فوق را مورد بازبيني قرار داد. يلتسين هم قول داد كه همه سربازان روسي را از گرجستان و مولداوي تا سال 2004 خارج كند. اما روسيه هرگز سربازانش را از اين مناطق خارج نكرد. دولت هاي عضو ناتو پيمان بازبيني شده CFE را تصويب نكردند و عملاً اين پيمان بي تاثير ماند. در طول گفتگوهاي 23 آوريل در مورد سپر موشكي پيشنهادي آمريكا در اروپاي شرقي، وزير دفاع روسيه، آناتولي سرديوكف، به وزير دفاع آمريكا، رابرت گيتس، گفت كه پيمان CFE بسيار بي فايده بوده است.
پرزيدنت پوتين در خطابه سالانه اش به دوما در 26 آوريل اين موضع را استحكام بخشيد. او اعلام كرد روسيه تا زماني كه همه كشورهاي عضو ناتو پيمان CFE را تصويب و به طور جدي – همان طور كه روسيه تا به امروز انجام داد- از آن پيروي نكنند، اجراي اين پيمان را به حالت تعليق در خواهد آورد. در نهايت، در حالي كه روز بعد در اسلو وزير خارجه روسيه در حال صحبت با نمايندگان ناتو بود گفت «هيچ كسي در ناتو از پيمان CFE تبعيت نمي كند ما هم نمي خواهيم اين كار را انجام دهيم.» دبير كل ناتو نیز پاسخ داد ابتدا روسيه بايد به تعهداتي كه در استانبول داد احترام بگذارد و سربازان خود را از گرجستان و مولداوي خارج كند.
پيمان هاي CFE و INF از اركان اصلي امنيت اروپا هستند و خروج روسيه از يكي از اين پيمان ها باعث افزايش نگراني ها در مورد تمايلات رژيم روسيه خواهد شد. خروج روسيه از هر دو پيمان خطر بالقوه اي را ايجاد خواهد كرد و اروپا را بار ديگر به ميدان جنگ دو رقيب تبدیل خواهد کرد، اگر چه در حال حاضر قدرتشان برابر نيست. امكان خروج روسيه از اين پيمان ها بايد جدي گرفته شود زيرا اهداف دفاع موشكي آمريكا كه باعث افزايش امنيت اروپا و آمريكا خواهد شد را تهديد مي كند.
نگاه به آينده
روسيه در اعمال فشار به ايران در مذاكرات دسامبر 2006 در جریان صدور قطعنامه 1737 شوراي امنيت، با ساير اعضا همراهي نكرد. به علاوه، پوتين رفتارهايي از خود نشان داد كه حاكي از اين است که روسيه خواهان مبدل شدن به پيش قراول حركت هاي ضد آمريكايي در اروپا و خاورميانه و از قفقاز تا پكن است.
آشكار است كه خاورميانه جديد در حال تبديل به محيطي رقابتي تر و چالش برانگيز تر است زيرا هم پرستيژ و قدرت آمريكا در آنجا بويژه در عراق در حال تهديد است و هم مسكو در حال به چالش كشيدن وضعيت ابرقدرتي آمريكا در آنجا است.
آمريكا چه بايد بكند؟
تصور يك جنگ سرد جديد براي توصيف روابط جديد روسيه و آمريكا ممكن است خيلي ساده انگارانه باشد. اما آشكار است كه ماه عسل پساكمونيستي تمام شده است و بايد يك ارزيابي واقع گرايانه از روابط با روسيه به عمل آورد. آمريكا به يك جنگ سرد جديد نياز ندارد. آمريكا در دو كشمكش منطقه اي در عراق و افغانستان و در جنگ با ترور درگير است. روابط با چين ممكن است روزي پيچيده تر از روابط با روسيه شود. سياستگذاران آمريكا بايد به كرملين پيام بفرستند كه آمريكا و متحدانش براي مسكو تهديد نخواهند بود. آمريكا بايد:
1- به طور جدي اهداف روسيه براي دفاع موشكي مشترك در ايستگاه رادار در آذربايجان را بررسي كند. اگر امكانپذير است آمريكا بايد از همكاري در دفاع موشكي جهت حفظ و بهبود روابط استراتژيكي ميان مسكو و واشنگتن استفاده كند.
2- روسيه بايد ترغيب شود تا سياستش را در قبال ايران تغيير دهد و با شوراي امنيت سازمان ملل جهت اعمال مجازات اقتصادي عليه ايران همكاري و فروش تسليحات به ايران را متوقف كند و در متوقف كردن برنامه هاي هسته اي ايران مشاركت نماید. اگر اين اتفاق بيفتد تغيير مهمي در موضع روسيه بوده و براي ايالات متحده هم مفيد خواهد بود.
3- تقويت روابط با رژيم هاي طرفدار غرب در خليج فارس مي تواند باعث افزايش نفوذ آمريكا در اين منطقه شود. اگر چه مطمئناً اندكي فروش تسليحات و پروژه هاي تجاري روسيه در اين منطقه انجام خواهد شد اما آمريكا با حفظ يك چتر امنيتي در خليج فارس مي تواند نفوذ بيشتري نسبت به روسيه در اين منطقه داشته باشد. وزارت دفاع بايد روابطش را با شوراي همكاري خليج فارس بوسيله فراهم كردن ضمانت هاي نظامي و امنيتي براي كشورهاي اين منطقه عليه تهاجم ايران گسترش داده (كاري كه روسيه از انجام آن ناتوان است) و همكاري اش در جنگ با تروريسم كه متحدان آمريكا در خليج فارس را تهديد مي كند را تقویت کند.
4- برقراري ارتباط مستحكم تر با متحدان بالقوه روسيه براي اين كه از پيدايش بلوك ضدآمريكايي جلوگيري شود: ارتباط موثر با جمهوري هاي سابق شوروي مثل اوكراين، بلاروس، ازبكستان و ارمنستان جهت جلوگيري از ايجاد بلوك ضد آمريكايي.
5- يك اتحاد جهاني از مصرف كنندگان انرژي براي مخالفت با كارتل هاي گازي و نفتي و براي به كار بردن قواعد بازار براي صنعت گاز طبيعي ايجاد كنند. بويژه آمريكا بايد با اعضاي اتحاديه اروپا، ژاپن، چين، هند و ديگر كشورها براي جلوگيري از كارتليزه كردن بخش گاز همانند اوپك همكاري نماید.
6- گفتگوها و همكاري با روسيه را ادامه دهند براي اين كه به نخبه هاي روسي ثابت شود كه آمريكا خواهان بهبود روابط با روسيه است. زمينه هاي اين همكاري ممكن است شامل انرژي، عدم تكثير سلاح هاي كشتار جمعي و... باشد. اين همكاري مي تواند بويژه شامل همكاري در زمينه ممنوعيت تجارت دارو از افغانستان و آسياي مركزی، همكاري عليه تروريسم بويژه در قفقاز شمالي و برنامه هاي خلع سلاح كشتار جمعي باشد.
7- آمريكا بايد به مردم و سران روسيه از طريق اينترنت، راديوهاي بين المللي، برنامه هاي ديداري و مبادلات فرهنگی بفهماند كه آمريكا دشمن روسيه نيست و اين حس كه آمريكا دشمن روسيه است را از بين ببرد. كنگره بايد بودجه اين برنامه ها را از 40 ميليون دلار در سال2007 به 100 ميليون دلار در سال 2008 افزايش دهد.
نتيجه گيري
بعد از 20 سال وقفه، روسيه مجبور است كه به عنوان يك بازيگر رقيب به عرصه سياست بين الملل برگردد. واشنگتن هم نمي تواند ديگر روسيه را مدنظر قرار ندهد بلكه بايد استراتژي بهتري را جهت فائق آمدن بر چالش هاي ژئوپلتيكي جديد در اوراسيا اتخاذ كند. واشنگتن و مسكو نبايد فرصت همكاري را از دست بدهند.