باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 58 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
بررسي تاريخي، اقتصادي و ديني ربـا
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: رحمت الله - عليرحيمي

ارسال كننده: رحمت الله عليرحيمي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 03/02/1387

 
 
«مقدمه»

ابوجعفر نزاري نقل مي‌كند كه حضرت امام جعفر صادق (ع) به شخصي بنام مصادف كه براي او تجارت مي‌كرد مي‌فرمود: اي مصادف زد و خورد با شمشيرها از بدست آوردن حلال آسانتر است. (1)

اين كلام امام در دنياي اقتصادي كنوني، نمود و جلوه بيشتري مي‌يابد. دنيايي كه پول، داد و ستد، تبديل ارزها، بانك و بانكداري، سرمايه‌گذاري و پس‌انداز بخش مهمي از زندگي مردم را شامل گرديده است.

اين كلام امام در دنيايي كه انسان‌هاي مؤمن و آزاده براي جلب رضايت خداوند و داشتن زندگي سالم بدنبال «لقمه نان حلال» هستند و بايد با مظاهر جهان صنعتي و مالي نيز ارتباط داشته باشند يادآور جنگي در زير شمشيرها و سرنيزه‌هاست.

انسان به امرار معاش و زندگي اقتصادي وابسته است و از آن گريزي نيست و در روز حساب نيز اين زندگي اقتصادي و نحوه درآمدها و نحوه خرج كردن‌ها مورد سؤال قرار مي‌گيرد. بنابراين تنظيم امور مالي و اقتصادي فرد برمبناي قوانين وحي از اهم واجبات است.

حضرت علي (ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: كسي كه بدون آموزش فقه اسلامي تجارت كند به رباخواري آلوده شود. (2)

ربا از جمله رذيلت‌ها و حرام‌هائي است كه خداوند شديدترين تعابير (جنك با خدا و رسول او) را در اين باره در قرآن كريم متذكر شده است در حاليكه در جهان امروز مسائل مربوط به اين پديده شوم گريبانگير زندگي روزانه مالي و اقتصادي و كسب و كار مردم مي‌باشد.

اين پژوهش بررسي كوتاهي درخصوص ربا و مسائل مربوط به آن و راههاي برون رفت از احاطه اين پديده غيراخلاقي و غير اقتصادي بر زندگي مردم است.

 

«مفهوم ربا»

ربا در لغت به معناي زياد (اضافه) و نيز زياده بر سرمايه است.

عالمان لغت شناس ربا را چنين معنا كرده‌اند.

راوندي: اصل ربا زياده است و ربا زياده بر سرمايه است از جنس آن يا متماثلان (3)

راغب اصفهاني: ربا زياده بر سرمايه است اما در شرع به زيادتي خاص اختصاص دارد. (4)

جعفري لنگرودي: ربا، بيع همجنس با همجنس (مانند گندم با گندم) در مكيل و موزون به شرط اضافه گرفتن و يا در قرض دادن به شرط اضافه شدن (است). بيع مذكور را بيع ربوي و قرض مذكور را قرض ربوي گويند. (5)

شهيد ثاني: ربا زياده است و شرعاً، معامله يكي از متماثلان كه با كيل و وزن اندازه‌گيري مي‌شوند. در زمان شارع و يا در عادت ـ با ديگري است با زياده در يكي از آنها، حقيقاً يا حكماً يا وام گرفتن يكي از آنها با زياده است هر چند با كيل و وزن اندازه‌گيري نشوند، در صورتي كه زياده دهنده حربي نباشد و متعاقدان، پدر، فرزندش و زوج و زوجه‌اش نباشد. (6)

دكتر نيكو گلريز: ربا عبارت از بهره از پيش تعيين شده. اگر پول يا مالي به كسي قرض داده شود و شرط گردد كه وام گيرنده در سررسيد مبلغ يا درصد معيني علاوه بر اصل را تأديه كند استقراض ربوي انجام شده و مطابق نص صريح قرآن كريم اين معامله حرام و باطل است. (7)

ربا، باليدگي، سود بر سود است. در ايام جاهليت شخص جنس يا پول به يكي مي‌داد كه در زمان معين قيمت با اصل را بپردازد و چون بر وقت از پرداختن عاجز مي‌يافت به او مهلت مي‌داد ولي مقدار سرمايه يا قيمت جنس را مي‌افزود و اينگونه عمل چون تكرار مي‌شود در انجام به منازعه مي‌كشيد گاهي ميان افراد و گاهي ميان قبائل طرفين جنگ و منجر به كشتار مي‌شد. (8)

اصل ربا به معني زياده است. (9)

 

«ربا از نظر تاريخي»

در حدود 6 هزار سال پيش بسمت باختر و در امتداد تقاطع (فرات و دجله) تمدني تشكيل شد كه تمدن سومريان نام گرفت. روي لوحه‌هاي گلي كه به دست ما رسيده است و بر آن با خط سومري نگاشته‌اند مشخص گرديده است كه آئين وام گرفتن در نزد آنان معمول بوده و كالا يا زر و سيم را به قرض مي‌گرفته و در برابر سودي از همان جنس بين 15 تا 33 درصد به وام دهنده مي‌دادند. (10)

در تمدن بابل نيز در 4500 سال پيش (2500 قبل از ميلاد) رسم قرض دادن و ربا مرسوم بوده است لكن در برخي موارد شامل تسهيلاتي نيز مي‌گرديد. مثلاً هر گاه شخص وام گيرنده بعلت سيل زدگي يا خشكسالي يا (مشيت الهي) محصولي بدست نمي‌آورد از پرداخت تنزيل آن سال معاف مي‌شد. اما بهرحال ربا همچون بلائي بود كه بر صناعت بابل فرود مي‌آمد.

در بابل كاهنان نيز به مردم قرض مي‌دادند و قانوني بود كه هيچ كس حق نداشت پول قرض كند مگر اينكه خود مسئول پرداخت آن باشد. (11)

در تمدن يوناني حدود 500 سال قبل از ميلاد نيز قرض و ربا معمول بوده است ويل دورانت وضعيت اقتصادي و مالي تمدن يونان را چنين توصيف مي‌كند:

بانكداري معمول است بانكها براي تثبيت وضع خود تلاش مي‌كنند زيرا كساني كه احتياج به وام ندارند رباخواري را جرم مي‌شمارند و فيلسوفان نيز آن را كاري قبيح و خلاف حكمت مي‌دانند.

برخي مردم پول خود را در برابر گروگان از قرار ربح 16 تا 18 درصد به مردم قرض مي‌دهند برخي ديگر به دوستان خود بدون ربح وام مي‌دهند و كساني نيز هستند كه نقدينگي خويش را در خزانه‌هاي معابد به وديعه مي‌گذارند. معابد به جاي بانك به افراد و دولت در مقابل ربحي عادلانه وام مي‌دهند. معبد آپولون در دلفي تا حدي بانك بين‌المللي سراسر يونان است. (12)

ويل دورانت حتي از سه صراف و بانكداري يوناني بنامهاي آنتيستنس ـ آختراتوس ـ پازيون در تمدن يونان باستان نام برده است.

 

«ربا در قرآن»

حداقل هفت آيه قرآن كريم به حرمت ربا دستور داده شده است.

1- الذين ياكلون الربا لا يوقومون الاكما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا و احل الله البيع و حرم الربا فمن جاء موعظه من ربه فانتهي فله ماسلف و امره الي الله و من عادف اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون (بقره – 275)

كساني كه ربا مي‌خورند در قيامت برنمي‌خيزند مگر مانند كسي كه بر اثر تماس با شيطان ديوانه شده و تعادل ندارد اين به خاطر آن است كه گفتند: داد و ستد مثل رباست، در حاليكه خدا بيع را حلال و ربا را حرام كرده است و اگر كسي اندرز الهي را گوش كند و از رباخواري دست بكشد سودهايي كه در سابق بدست آورده مال اوست اما كساني كه مرتكب ربا شوند اهل آتشند و در آن جاودان مي‌مانند.

2- يمحق الله الربا و يزبي الصدقات و الله لايحب كل كفار اثيم ( بقره – 276)

خداوند ربا را نابود مي‌كند و صدقات را افزايش مي‌دهد و خداوند هيچ انسان ناسپاسي را دوست نمي‌دارد.

3- يا ايهاالذين امنوا اتقوالله و ذروا مابقي من الربوا ان كنتم مؤمنين (بقره – 278)

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد تقوا پيشه كنيد و آنچه از مطالبات رباست رها كنيد اگر ايمان داريد.

4- فان لم تفعلو فاذنوا يحرب من الله و رسولا و ان تبتم فلكم رووس اموالكم لاتظلمون و لاتظلمون ( بقره – 279)

اگر چنين نكنيد بدانيد كه خدا و رسولش با شما پيكار خواهند كرد و اگر توبه كنيد سرمايه‌هاي شما از آن شماست و نه ستم مي‌شويد و نه ستم مي‌كنيد.

5- يا ايهاالذين امنو تاكلو الربا اضعفاً مضاعفه و اتقوالله لعكم تفلحون ( آل عمران – 13.)

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ربا و سود پول را چند برابر نخوريد به خدا ايمان آوريد تا رستگار شويد.

6- و اخذهم الربا و قدنهواعنه و اكلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للكافرين منهم عذابا اليما ( نساء – 161)

و همچنان در حال ربا گرفتن و خوردن مال مردم بودند در حاليكه از آن نهي شده بودند و براي كافران عذاب دردناك آماده كرده‌ايم.

7- وما اتيتم من ربا ليربو في اموال الناس فلايربوا عندالله ما اتيتم من زكوه تريدون وجه‌الله فاولئك هم المضعفون ( روم – 39)

آنچه به عنوان ربا مي‌پردازيد تا در اموال مردم فزوني يابد نزد خدا فزوني نخواهد يافت و آنچه را به عنوان زكات مي‌پردازيد و تنها رضاي خدا را مي‌طلبيد داراي پاداش مضاعفند.

 

«ربا در روايات و احاديث»

همان‌گونه كه شديدترين تعابير قرآني در مورد مسئله رباست، شديدترين لعن و نفرت در روايات نقل شده از پيامبر و امامان معصوم نيز درخصوص ربا مي‌باشد.

1- امام جعفر صادق در حديثي براي گناهان كبيره هفت مورد ذكر كرده‌اند:

- كشتن مؤمن به عمد

- متهم ساختن زن پاكدامن

- فرار از جهاد

- تعرب بعد از هجرت

- خوردن مال يتيم

- خوردن ربا

– هر چه خداوند بر او دوزخ را واجب كرده است. (13)

2- از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل گرديده است كه پيامبر (ص) در سفارش خود به حضرت علي فرمود: يا علي يك درهم ربا از نظر گناه و شدت عقوبت بزرگتر از اينكه كسي هفتاد مرتبه با محرم خود در خانه كعبه زنا كند. (14)

3- از حضرت علي نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) فرمود يا علي همانا مردم در آينده به اموالشان امتحان مي‌شوند آنان حرام خدا را با شبهات دروغين و هوس‌هاي فريبنده حلال مي‌شمارند پس شراب را به اسم آب انگور رشوه را به اسم هديه و ربا را به اسم خريد و فروش حلال مي‌شمارند. (15)

4- حضرت علي (ع) مي‌فرمودند: خداوند بزرگ لعنت كند ربا و رباخوار و وكيل و فروشنده و نويسنده و شاهدان ربا را. (16)

5- از رسول خدا نقل شد كه فرمودند، شب معراج قومي را ديدم كه ايشان را شكمهاي بزرگ بود همچون خانها و در راه ال فرعون افتاده و هر بامداد و شبانگاه كه ال فرعون ايشان را در زير پاي مي‌گرفتند و مي‌كوفتند. گفتم اي جبرئيل اينان كه‌اند؟ گفت اينها رباخواران هستند پيامبر (ص) فرمود ربا هفتاد باب دارد كه كمترين آن در نزد خدا زنا با مادر مي باشد. (17)

6- حضرت محمد (ص) فرمودند: چهار كس را خداوند به بهشت نياورد و از نعيم آن بر وي نبخشايد – شراب‌خوار – رباخوار – آن كس كه مال يتيم را به ناحق خورد و آن كس كه پدر و مادر از او ناخشنود باشد. (18)

 

«ربا در اديان الهي»

ربا مبحثي است كه حداقل سابقه 3000 ساله در اديان الهي دارد. هر چند اديان الهي با فطرت آدمي آميخته است و از اين جهت ربا سابقه‌اي به قدمت بشر خواهد داشت.

از همان روزهاي نخستين زندگي بشر كه هابيل به كار دامداري و قابيل به كار كشاورزي پرداخت خط بطلان بزرگي بر ربا كشيده شد.

با مقايسه نسل‌ها و عصرهاي مختلف مي‌توان به ماهيت ظالمانه ربا پي برد. وقتي كه در زمانهاي بسيار دور با وجود ساختار اقتصاد سنتي و اقتصاد كوچك خانوارها و جمعيت كم و تفكرات و فرهنگ‌هاي تقريباً همگن افراد جامعه، ربا اين چنين مورد نفرت و خشم خداوند قرار مي‌گيرد ديگر مشخص است كه در جوامع توسعه يافته و فراصنعتي و پيچيده كنوني و دنياي هسته‌اي و دهكده جهاني ربا چگونه ظلمي خواهد بود.

 

دين حضرت موسي (ع)

فرمان هشتم از ده فرمان موسي در خصوص مالكيت فردي و اقتصاد است. در زمان حضرت موسي صرافان فراواني پيدا شدند كه براي كالاهاي بازرگاني و اجراي طرحهاي اقتصادي سرمايه لازم را در اختيار اشخاص مي‌گذاشتند. يكي از دستورات شريعت موسي آن بود كه «يكديگر را مغبون نسازيد» و نيز از قوم يهود خواسته شده بود كه هر هفت سال يك بار بندگان عبراني را آزاد كنند و از وامي كه به ديگران داده‌اند در گذرند و بعدها اين قانون مقرر گرديد كه بندگان و وامداران را بعد از پنجاه سال آزاد كنند. (19)

حضرت موسي مي‌فرمايد: اگر نقدي به فقيري از قوم من كه همسايه تو باشد قرض دادي مثل رباخوار با او رفتار مكن و هيچ سويي بر او مگذار. (20)

از او (برادرت) ربا و سود مگير و از خداي خود بترس تا برادرت با تو زندگي كند. (21)

برادر خود را بسود قرض مده نه بسود نقد و نه بسود آذوقه و نه بسود هر چيزيكه بسود داده مي‌شود، غريب را مي‌تواني بسود قرض دهي اما برادرت را بسود قرض مده تا يهوه و خدايت در زميني كه براي تصرفش داخل آن مي‌شوي ترا به هرچه دستت را بر آن دراز كني بركت دهد. (22)

اين قانون يهود در حال حاضر نيز اجرا مي‌شود و يهوديان از اين نظر اجازه دارند تا به ساير اقوام ربا دهند و ربا بگيرند و اين چنين است كه قوم يهود به رباخواري در جهان شهرت يافته است.

خداوند در قرآن كريم نيز در مورد اين قوم مي‌فرمايد:

و تري كثيراً منهم يسارعون في‌الاثم و العدوان و اكلهم السحت لبس ماكانوا يصنمون (آيه 61 سوره مائده)

بسياري از اينها (يهود) را مي‌بيني در گناه و ستمگري و سخت‌خواهي خاص خو پيشي مي‌گيرند چه زشت ساخت و سازهايي كه مي‌كنند.

 

دين حضرت عيسي (ع)

در انجيل (خلاف تورات)، قرض دادن بديگران حتي دشمنان بدون مطالبه سود توصيه گرديده است و چنين مي‌گويد:

بلكه دشمنان خود را محبت نمائيد و احسان كنيد و بدون اميد عوض قرض دهيد زيرا كه اجر شما عظيم و پسران حضرت اعلي خواهند بود چونكه او با ناسپاسان و بدهكاران مهربان است. (23)

بر اين اساس ربا از طرف كليساها تحريم و مسيحياني كه ربا مي‌دادند را از دين خارج و ملحد مي‌دانستند و حتي از كفن و دفن آنان خودداري مي‌نمودند.

بعد از تحريم قطعي ربا، قانون مدني و عرفي اروپا هم در سال 789 ميلادي از آن پيروي كردند و در سراسر كشورهاي مسيحي رباخواري ممنوع شد و در سال 1593 ميلادي معاملات ربوي با سرمايه و اموال افراد ناتوان قانوناً مجاز گرديد و بعد كم كم قانون به ساير سرمايه‌داران نيز تسري يافت تا اينكه عملاً برخي از سران مسيحي از جمله (پاپ پي نهم در سال 1786ميلادي) عملاً حكم (منع ربا) را نقص كرد. اما قانون منع ربا كماكان پابرجا بود تا آنكه در پايان قرون وسطي و آغاز نهضت اروپا اعتراضات عليه قانون تحريم ربا آغاز شد و در اكتبر سال 1789 ميلادي اين قانون لغو و رباخواري در حدود قانون خاصي اجازه داده شد.

 

«انواع ربا»

ربا از نظر ماهيت آن به دو گونه تقسيم مي‌شود:

1- رباي معاملي

2- رباي قرضي

 

1- رباي معاملي:

رباي معاملي يا رباي معاوضه كه تبادل يا معامله يا معاوضه كالا با كالا بشرط (زياده) گرفتن يا دادن است و بر آن سه شرط گذارده‌اند:

1- دو جنس هم وزن نباشند

2- آن جنس مكيل يا موزون باشد و عددي نباشد

3- طرفين معامله از يك جنس باشد

اما در اينكه رباي معاملي آيا در غير بيع، مثل هبه معوضه و يا مصالحه معوضه هم جاري است يا نه، ميان فقها اختلاف است.

مرحوم صاحب جواهر مي‌گويد: مشهور ميان فقها اين است كه اختصاص به بيع ندارد و شامل هر معاوضه‌اي مي‌شود و ما نيز معتقديم كه عام است و شامل هر معاوضه‌اي مي‌شود. (24)

 

2- رباي قرضي:

اين ربا مربوط به تبادل پول نقد و جنس و قرض دادن بشرط (زياده) مي‌باشد و تنها شرط آن اين است كه فرد شرط كند جنس يا پولي را كه به كسي قرض مي‌دهد در هنگام بازگرداندن چيزي اضافه بگيرد خواه از همان جنس يا جنس ديگر.

البته انواع رباي ديگر تحت اين سرفصل‌ها قرار مي‌گيرد براي مثال رباي تأخير دين در عهد جاهليت و صدر اسلام رايج بوده و آن اضافه‌تر از مبلغ دين گرفتن از بدهكاري بوده كه در موعد مقرر قادر به اداء دين نبوده است.

از دو قسم رباي معاملي و رباي قرضي، نوع رباي قرضي در گذشته و حال محل ابتلا بوده و اهميت بيشتري داشته است و در عصر نزول آيات مربوط به ربا، رباي قرضي در شبه جزيره عربستان رواج داشته و اعتقاد بر آن است كه آيه فان تبتم فلكم …. در مورد عباس عموي پيامبر (ص) و رباي قرضي نازل گرديد. (25)

انواع دلائل و فلسفه تحريم ربا كه ذكر شده است مربوط به مصداق‌هاي رباي قرضي مي‌شود.

شهيد مطهري نيز در اين مورد اعتقاد دارد كه از برخي آيات قرآن مي‌توان استشمام كرد كه نظر قرآن به قرضهائي است كه در مورد درماندگان بايد داد. (26)

آيت اله طالقاني مي‌گويد: چون معامله براي اغلب يا منحصراً در عصر ظهور اسلام از راه قرض پول بوده از اين نظر بايد رباي ممنوع منحصر به رباي عايد از پول باشد اما مفسرين و سنت گذاران قسمتي از معاملات را مشمول ربا، دانسته‌اند و آن را تحريم كرده‌اند. (27)

تمام فقها و بزرگان دين اسلام بر حرام بودن رباي قرضي متفق‌القولند.

ابن قدامه كه از بزرگان فقهاي اهل سنت است در كتاب المغني تصريح مي‌كند كه تمام فقها اجماع كرده‌اند بر اين كه رباي قرضي حرام است. (28)

علامه حلي رضوان اله عليه مي‌گويد: يكي از شرايط وام اين است كه سودي براي وام‌دهنده نداشته باشد بخاطر اينكه پيامبر (ص) از اين كار نهي كرده است و فقهاي ما در اين مسئله اتفاق نظر دارند. (29)

صاحب جواهر مي‌فرمايد: شرط نفع حرام است و هيچ اختلافي در اين مسئله نيست همه علماي شيعه بر آن اتفاق نظر دارند بلكه همه مسلمانان بر آن اجماع كرده‌اند. (30)

رباي قرضي به دو نوع رباي استهلاكي (مصرفي) و يا استنتاجي (توليدي) تقسيم مي‌شود و احتمال مي‌رود كه بيشتر مباحثات فقها و بررسي‌هاي انجام شده ذيل رباي استهلاكي باشد و حرمت ربا نيز از منظر اين نوع ربا انجام شده است هر چند شك و شبهه در آن است.

شهيد مطهري نيز اشاره مي‌نمايد: «اينكه در زمان پيامبر آيا قرض استنتاجي هم وجود داشته يا نه من به طور جزم نمي‌توانم بگويم وجود نداشته البته عمده قرضها مصرفي بوده است.» (31)

 

«حيله‌هاي ربا»

يكي از نكاتي كه در ربا مطرح است و از قديم حتي در كتاب‌هاي فقهي از آن بحث مي‌شود «حيله‌هاي شرعي ربا» است. (32)

حيله‌هاي شرعي ربا مي‌كوشد تا راههائي را تجويز كند كه همان نتيجه ربا را داشته باشد اما از لحاظ شرعي عنوان ربا بر آن مصداق نيابد. در مورد اين مسئله نيز همانند ساير مسائل مخالفان و موافقان سختي داشته‌ايم.

امام خميني نخست تمايلي به تجويز برخي از اين راهها داشته اما پس از تبعيد به تركيه كه فرصت مطالعاتي بيشتري يافته‌اند تمام حيله‌هاي شرعي ربا را منع فرمودند. (33)

استاد مطهري در تحليل رباي معاملي مي‌فرمايند: بنظرم اينطور مي‌آمد كه اين حريمي است براي رباي قرضي، يعني اين معامله (رباي معاملي) به اين دليل حرام شده كه جلو رباي قرضي گرفته شود يعني اگر رباي معاملي حرام نباشد و فقط رباي قرضي حرام باشد همين حيله‌هاي ربايي كه الان انجام مي‌دهند رواج مي‌يابد.

يونس شيباني مي‌گويد به امام صادق (ع) گفتم مردي كالايي را مي‌فروشد در حالي كه مي‌داند قصد فروش ندارد مشتري هم مي‌داند كه او قصد خريد ندارد و مي‌داند كه فروشنده به زودي برمي‌گردد و همان كالا را از او خريداري مي‌كند پس امام فرمود: اي يونس اين معامله‌اي كه گفتي رباست آيا اگر آن را نخري به تو برمي‌گرداند گفتم بلي فرمود: پس نزديك چنين معامله‌اي نشو نزديك مشو. (34)

در نهج‌البلاغه نيز به نقل از امام علي (ع) سخني از پيامبر اكرم (ص) آمده است كه فرمودند: يا علي همانا مردم در آينده به اموالشان امتحان مي‌شوند آنان حرام خدا را با شبهات دروغين و هوس‌هاي فريبنده حلال مي‌شمارند و ربا را به اسم خريد و فروش حلال مي‌شمارند. (35)

در صحيحه عبدالرحمن بن الحجاج آمده است كه امام عليه‌السلام به فردي كه در وقت مسافرت و عجله ناچار به تبديل هزار و پنجاه درهم غير دمشقي و بصري به هزار درهم

از آن نوع مي‌شود و در واقع بايد پنجاه درهم ربا بدهد مي‌فرمايد خيري در اين كار نيست و به او روش ضميمه كردن چيزي در ازاء مقدار اضافه را يادآوري مي‌كنند. (36)

توضيحات آيت‌اله خرازي نيز در درس خارج فقه مبني بر وجود حيله‌هاي شرعي ربا (اما با شرايط خاص) قابل توجه است ايشان مي‌فرمايند: مجموعه روايات حيله اين استظهار را تقويت مي‌كند كه روايات مزيور درصد كارگشايي براي افرادي هستند كه در مواردي از روي ضرورت ناچار به ربا دادن مي‌شوند و گويا براي پرده‌پوشي براي ارتكاب اين عمل قبيح اقدام به حيله مي‌كنند تا آشكارا پديده زشت ربادهي هر چند از روي ناچاري باشد صورت نپذيرد بنابراين اولاً اخبار حيله براي ترويج رباخواري نيست ثانياً تجويز ربا دهي تحت پوشش حيله محدود به شرايط ضرورت عرفي و نه شرايط عادي است. (37)

از نظر امام خميني سند و و دلالت روايات حيله در مورد رباي قرضي و رباي معاوضي نوع دوم مخدوش هستند. (38)

هر چند امام خميني روايات حيله را مخدوش مي‌دانند اما در عصر حاضر آيت‌اله صانعي در جواب يكي از استفتائات به مسئله حيل اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: عدم حرمت قرض ربوي استنتاجي خالي از قوت نيست هر چند احتياط در حيل در اين قسم ربا و زياده مطلوب است. (39)

آيت‌اله مصباح يزدي نيز در بحث حيله‌هاي ربا بحث قرآني اصحاب سبت را مطرح مي‌كند و مي‌فرمايند: كاري كه اصحاب سبت كردند از نظر ظاهري با موازين شرع مخالفتي نداشت ولي روح كار آنان چيزي جز آنچه از آن نهي شده بودند نبود و اين تدبير در واقع كلاه شرعي و حيله‌اي بود كه براي راه افتادن كار خود دست و پا كرده بودند.

آيت‌اله مصباح يزدي از اين مباحثه قرآني نتيجه مي‌گيرند كه در اين ماجرا نه تنها اصحاب سبت يعني آنان كه اقدام به عمل خلاف كردند بلكه كساني نيز كه بر اين تدبير و حيله شرعي بي‌تفاوت بودند و نهي از منكر نكردند نيز به عذاب الهي گرفتار شدند. (40)

 

«فلسفه تحريم ربا»

هر چند برخي معتقد به اجراي دستورات خداوند بي‌چون و چرا هستند اما نظر غالب آن است كه اگر چه دسترسي به علل برخي احكام شرع دشوار است اما تلاش براي بدست آوردن فلسفه احكام به سه دليل مهم مجاز مي‌باشد:

1- دلائل قرآني ـ چون فلسفه بسياري از احكام در قرآن اظهار شده است بنابراين قرآن مجوزي براي بررسي فلسفه احكام داده است.

براي مثال دوري از فحشاء و منكرات به عنوان فلسفه نماز ـ طهارت روح و تزكيه نفس به عنوان فلسفه ذكات در اين كتاب مقدس آمده است.

2- قول و فعل و تقرير معصومين ـ در صدر اسلام انديشمندان و مردم درخصوص فلسفه احكامي سئوالاتي داشتند كه از پيامبران و امامان پرسيده مي‌شد و آنان نيز با روي گشاده پاسخ مي‌دادند. و اين مسئله نشان مي‌دهند كه بدنبال فلسفه احكام بودن منعي نداشته و حتي مفيد مي‌باشد.

3- كاركرد فقها و مراجع ـ فقها و مراجع عاليقدر و انديشمندان جهان اسلام همواره بدنبال فلسفه احكام بوده‌اند به عنوان مثال شيخ صدوق كتاب «علل الشرايع» و مرحوم شيخ عاملي «وسائل الشيعه» را در اين زمينه نگاشته‌اند.

بنابراين حتي مي‌توان بررسي فلسفه احكام را يكي از وظائف انديشمندان دانست.

براي فلسفه تحريم ربا حداقل 4 دليل مهم آمده است.

 

1- اكل مال به باطل

در قرآن آيه‌اي است كه در مذمت قوم يهود آمده است (آيه سوره نساء) فبظلم من‌الدين …… به اين مسئله اشاره كرده است كه آن قوم ربا مي‌گرفتند و مال مردم را به باطل مي‌خوردند.

حضرت امام رضا (ع) نيز در روايتي براي حرمت ربا دو دليل ذكر كرده‌اند كه نخست حرمت ربا به استناد سخنان خداوند در قرآن مجيد و دليل دوم اكل مال به باطل است. (41)

 

2- دلائل اقتصادي:

برخي از اقتصاددانان معاصر نيز ربا و بهره را در اقتصاد بعنوان انگل و زمينه‌ساز ركود و تورم در جامعه دانسته‌اند و برخي از فقيهان نيز به فلسفه اقتصادي تحريم ربا اشاره كرده‌اند.

هشام بن حكم كه يكي از اصحاب معروف امام صادق (ع) است از آنحضرت پرسيد چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخواري حلال بود مردم كارهاي مفيد تجاري و توليد آنچه كه به آن احتياج مي‌شد را ترك مي‌كردند. (43)

امام جعفر صادق (ع) در روايتي ديگر مي‌فرمايند: خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به كسب و كار روي آورند و به خريد و فروش بپردازند. (44)

آيت‌اله مطهري نيز درخصوص فلسفه احكام حرمت ربا نگاهي به ابعاد اقتصادي آن دارند ايشان بعد از برشمردن نظرات ديگران معتقدند كه «ما مسئله حرمت ربا را بر اين اساس بيان كرديم كه ماهيت ربا قرض است و قرض از آن جهت كه قرض است نمي‌تواند سود داشته باشد يعني وام نمي‌تواند سود داشته باشد». (45)

بهرحال نظريات بسياري هست كه معتقدند حرمت ربا از ابعاد اقتصادي آن قوت بيشتري دارد. برخي حرمت آن را بدليل اينكه پول ارزشي به جز عددي كه روي آن گذاشته‌اند ندارد و هيچ كس نمي‌تواند از آن ارزش بيافريند.

برخي حرمت آن را بدين دليل دانسته‌اند كه سرمايه نمي‌تواند سود توليد كند.

 

3- ربا به عنوان ظلم:

در اين ديدگاه ربا به عنوان ظلم از ديدگاه فلسفي و استدلال عقلي بررسي مي‌شود اين ديدگاه در پي آن است كه ربا يك ظلم است و زذيلت ظلم نيز با حسن وقبح عقلي پذيرفته شده است.

به قول فقها و اصوليون قبح ظلم در دايره مستقلات عقليه است. ظلم قبح عقلي دارد حتي اگر حكم شرعي نيز براي آن نيامده باشد.

بنابراين ربا نيز مصداق ظلم بوده و قبيح و حرام است.

در روايت محمدبن سنان از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) آمده است: ……. و لما في ذلك من الفساد و الظلم ….. و به خاطر اين كه ربا منشاء فساد و ظلم است حرام شده است. (46)

مسئله ظلم بودن ربا از بعد اقتصادي آن نيز اثبات مي‌شود.

 

4- ابعاد دنيائي ربا:

براي فهم فلسفه حرمت ربا مي‌توان به ساير احكام كه در كنار ربا و يا در مخالفت ربا در قرآن مجيد آمده است نگاهي كرد كه يكي از اين موارد مسئله قرض‌الحسنه است.

آيه (71 سوره حديد) مي‌فرمايد: من ذالذي يقرض ا… قرضاً حسنه و …. كيست آن كس كه به خداوندي قرض دهد تا نتيجه‌اش را براي وي دو چندان گرداند و او را پاداشي خوش باشد.

در روايتي آمده است كه صدقه 1. حسنه و ثواب دارد و قرض‌الحسنه 18 ثواب دارد يعني كه ثواب قرض‌الحسنه از صدقه بيشتر است و علت آن را بدين مضمون گفته‌اند كه قرض‌الحسنه نه تنها رفع نياز مي‌كند بلكه حفظ ابروي مؤمن را نيز بعهده دارد.

بنابراين در اين امور، فضائل اخلاقي مستتر است و عواطف انساني و فطرت خدايي انسان دست در كار مي‌شود اما در بحث ربا، شقاوت قلب، دنيا دوستي، مال دوستي در انسانها پديدار شده و ريشه رذائل اخلاقي را مي‌گستراند و اين ممكن است به نتايجي بينجامد كه فرد را يكسره از جاده ايمان منحرف نمايد.

در روايات معصومين نيز به اين مسئله اشاره شده است.

سماعه يكي از روايان معروف و از اصحاب امام صادق (ع) مي‌گويد: به حضرت صادق عرض كردم چرا خداوند متعال مسئله ربا را در قرآن به طور مكرر مطرح كرده و (تحريم نموده) است امام فرمود: علت آن را مي‌داني؟ عرض كردم نه. فرمود: به خاطر اين كه مردم در اثر رباخواري از كارهاي خير و شايسته (مانند قرضا‌الحسنه) باز نمانند. (47)

 

«ربا از نظر اقتصادي»

معني و مفهوم ربا تاكنون در اذهان جامعه علمي و مردم كوچه و بازار از منظر فقهي بررسي شده است. اين واژه در صورتي كه با نگاه اقتصادي مطالعه شود به مفاهيمي مثل سود و كارمزد و بهره نزديك مي‌شود. هر چند نفرت حداقل 6... ساله از اين كلمه وجود دارد.

مفهوم ربا در اقتصاد بيش از آنكه به توليد مربوط شود به مصرف نزديكتر است و دليل آن همان است كه اغلب فقها حرمت ربا در قرآن را حداقل در ابتدا به قرض‌هاي داده شده به درماندگان و بيچارگان براي مصارف خود مي‌دانند هر چند حرمت ربا مطلق نيز باشد.

اما بالعكس مفهوم بهره در اقتصاد يادآور توليد و نقش سرمايه است در حقيقت بهره، مزد سرمايه پولي است كه به سرمايه‌گذار تعلق مي‌گيرد. در اينكه به سرمايه، سود تعلق مي‌گيرد بين فقه و اقتصاد اشتراك مساعي وجود دارد كه نمونه آن مضاربه است اما شرايطي نيز وجود دارد و از جمله شرايط آن اول درگير شدن سرمايه‌گذار با توليد و ريسك‌هاي احتمالي آن و دوم مشخص شدن سهم واقعي پس از توليد و …. است. اما اقتصادداناني هم هستند كه هم‌سو با فقيهان سود انگلي سرمايه و يا مفت‌خواري سرمايه‌گذار را نمي‌پذيرند.

هر چند حرمت ربا فقط در بازار پولي نيست و در بازار كالا نيز ربا حرمت دارد اما اهميت اين مسئله و نمود كامل آن مخصوصاً در جهان معاصر به بازار پولي برمي‌گردد.

وظائف پول تا قبل از نظريات كينز (1946-1883)، وسيله مبادله و ذخيره ارزش بود و انگيزه معاملاتي و انگيزه احتياطي براي نگهداري آن در محافل علمي مطرح بود اما كينز رسماً انگيزه سفته‌بازي را نيز از آن بيرون كشيد و نرخ بهره به دليل سفته‌بازي و كنز پول معنا پيدا كرد.

مشخص است كه در جامعه موردنظر كينز سفته‌بازي نمي‌گذارد نياز واقعي اقتصاد به پول مشخص شود بنابراين چنين جامعه‌اي به رفاه، عدالت، توسعه اقتصادي نمي‌رسد.

اقتصاد داناني بزرگ با نگاه تيز بينانه‌اي نفرت خود را از ربا و تحت عنوان بهره و يا در قالب نفرت از پول كه زمينه‌ساز بهره مي‌گردد در تحليل‌هاي اقتصادي خود نشان داده‌اند كه به برخي اشاره مي‌شود.

 

پرودون:

پرودون (1865-18.9) در فرانسه بدنيا آمد و اولين سوسياليستي است كه در برابر اقتصاد متعارف آن زمان به بحث جدلي پرداخت و او با استفاده ضمني از نظريه ارزش مكار تحصيل هر گونه درآمد كار نكرده و حتي اخذ اجاره را ممنوع مي‌دانست. در حين حال معتقد بود كه يك «بانك مردمي» به سرمايه‌گذاران وام اعطا كند. (48)

 

ميلتن فريد من:

ميلتون فريدمن (2006-1912) در نيويورك و در خانواده مهاجر يهودي بدنيا آمد و در سال 1976 جايزه نوبل گرفت.او مكتب پول‌گرايان را تأسيس كرد و اعتقاد داشت كه مبحث پول و عرضه آن در اقتصاد آنقدر اهميت دارد كه بايد در قانون اساسي كشورها نوشته شود او سطح قيمت‌ها را به سطح عرضه پول نسبت مي‌داد. به عبارتي اگر در جامعه سطح عرضه پول كنترل شود مسلماً نرخ بهره نيز تحت كنترل قرار ي‌گيرد. او معتقد بود كه بهترين قاعده سياست پولي در حالتي اتفاق مي‌افتد كه رشد پولي منتج از قاعده مذكور، قيمت‌ها را افزايش ندهد و شرايط لازم و كافي براي اينكه رشد پولي سبب رشد قيمت‌ها نشود وجود نرخ بهره اسمي برابر صفر است. فريدمن از اين قاعده به نام قاعده پولي بهينه نام مي‌برد. (49)

اقتصاددانان جهان نرخ بهره را از مهمترين عامل تجريه و تحليل‌هاي خود دانسته‌اند و آنان مبناي بررسي‌هاي خود را بر پايه وجود اين شاخص در نظام اقتصادي گذاشته‌اند و بجز معدودي از آنان، جرئت نداشته‌اند كه دستور بركناري و حذف بهره و ربا را صادر نمايند. در حاليكه اگر آنان يك نظام اقتصادي حداقل در ذهن خود برپايه حذف ربا و بهره مي‌ساختند به نتايج بسيار مهمي مي‌رسيدند.

همه آنان مي‌دانند كه اگر نرخ بهره صفر باشد سرمايه بسوي بازارهاي توليد (و نه بازارهاي سفته بازي) تمايل پيدا مي‌كند و سرمايه‌گذاري افزايش مي‌يابد و نرخ تورم و نرخ بيكاري كاهش مي‌يابد و بهبود اين شاخص‌هاي مهم اقتصادي نهايتاً منجر به رفاه و عدالت اقتصادي مي‌گردد.

همه آنان مي‌دانند كه اگر نرخ بهره صفر باشد سود و زيان توليد بين تمام مردم جامعه تقسيم مي‌شود و جامعه به دو قطب كه در يك طرف دارندگان سرمايه كه ربا گرفته‌اند و هيچ زيان نمي‌كنند و يك طرف افرادي كه ربا مي‌دهند و زيان مي‌كنند تقسيم نخواهد شد.

همه آنان مي‌دانند اگر نرخ بهره صفر باشد اقتصاد و توليد با عرضه پول جامعه خود را گره زده و ميزان واقعي پول مشخص خواهد شد و پول ابزار حاكميت سياسي و قدرت و تكبر آدمي نخواهد شد.

اقتصاددانان مي‌دانند كه بهره، بهاء سرمايه و دستمزد بهاء كار است در جامعه‌اي كه نرخهاي بهره بالا باشد به مفهوم آن است كه ان جا سرمايه ارزش بيشتري از كار دارد يعني انسان از پول ساخته شده بدست خود ارزان‌تر شده است. اما اينكه چرا اين مسئله را تحليل واقعي نمي‌كنند يا به علت منافع خود و يا به علت گرفتار شدن در جو جامعه است و يا به علت ……...

اما صادق (ع) در 1300 سال قبل مي‌فرمايد اگر ربا حلال باشد مردم توليد و تجارت را رها مي‌كنند و نيازهاي واقعي خويش و جامعه را از ياد مي‌برند. (50)

 

«چالش‌ها»

انسان براي بدست آوردن معاش خود بايد به كسب و كار بپردازد و براي كسب و كار حلال بايد آموزش فقه ديد. طبق فرمايش حضرت علي (ع) كسي كه بدون آموزش فقه اسلامي تجارت كند به رباخواري آلوده شود. (51)

مشكل از جائي آغاز مي‌شود كه آموزش هاي فقه در جامعه يكسان نبوده و براي يك مسئله هر فقيهي و انديشمندي جوابي غير متناظر با ديگري دارد و انسان در اين وادي مانده است چه كند؟

مسئله ربا، كه از طرف خداوند با شديدترين تعابير حرام گرديده است و حتي اظهار مي‌شود كه حرمت آن مورد اتفاق كليه فقهاي جهان اسلام است وقتي بطور علمي بررسي مي‌شود اختلاف نظر‌هاي فراواني در آن به چشم مي‌خورد كه به بخش از آنها اشاره مي‌گردد.

1- حضرت آيت‌ا… مصباح يزدي در نماز جمعه دانشگاه تهران در حالي ايران را رباخوارترين كشور منطقه معرفي مي‌كند كه شوراي نگهبان متشكل از 6 فقيه و مجتهد، قانوني به نام بانكداري بدون ربا را در شهريور 62 تصويب نموده‌اند و در كشور اجرا مي‌شود مسلماً نظر آيت‌ا… مصابح يزدي در مسئله رباخواري به بازار آزاد برنمي‌گردد و به دولت و قانون و بانكهاي دولتي بوده است.

2- در حاليكه آيت‌ا… مصباح يزدي و حضرت امام خميني و بسياري از مراجع مسئله حيله‌هاي شرعي ربا را مجاز نمي‌دانند و به عنوان شاهد، اصحاب سبت را از قرآن مثال زده‌اند بسياري از دولتمردان و مسئولين دولتي قانون بانكداري بدون ربا را يك قانون صوري و يك حيله شرعي مي‌دانند (52) و حضرت آيت‌اله حسيني شاهرودي در جواب سئوالي كه راه تخلص از ربا چيست؟ به مسئله خريد و فروش نسيه اشاره مي‌كنند (53) و بسياري موارد ديگر.

3- اوراق مشاركت يكي از نمونه‌هاي عمليات اقتصادي بدون ربا در سيستم دولتي ايران كه توسط فقهاي شوراي نگهبان تصويب و نظام جمهوري اسلامي آن را اجرائي كرده است اما حضـرت آيـت‌ا… العظمـي نـوري همـداني مي‌گويـد: هـم اكنـون آنچـه در رسانه‌ها اعلام مي‌شود تبليغ رباست. اعلام درصد سود بانك‌ها از سوي صدا و سيما تبليغ رباست و برخي امور اگر چه نام‌هايي چون اوراق مشاركت و مانند آن بر آن گذاشته‌اند اما عملاً رباست. (54)

4- در حاليكه فقهاي اسلام حرمت ربا را اطلاق مي‌دانند (55) اما آيت‌اله صانعي درخصوص قرض ربوي استنتاجي نظر ديگري دارند ايشان مي‌فرمايند: عدم حرمت قرض ربوي استنتاجي (كه نه تنها باعث جلوگيري از معروف و تجارت و كسب و كار نمي‌شود بلكه وسيله‌اي براي رونق بازار و اقتصاد سالم است) خالي از قوت نيست هر چند احتياط در به كار بردن حيل در اين قسم ربا و زياده مطلوب است و ادله حرمت ربا شامل اين گونه زياده‌هاي استنتاجي همانند انواع ديگر از زياده نيست. (56)

5- بحث مربوط به ربا حتي در جامعه مسلمانان و افراد مؤمن نيز محل اختلاف بسياري است. بعنوان مثال سؤال در خصوص كاهش ارزش پول و محاسبه آن در پول قرضي از طرف فقها و مجتهدين و مراجع تقليد پاسخ‌‌هاي گوناگون داشته است.

1-5- برخي علما قرض گيرنده را ضامن كاهش ارزش پول نمي‌دانند و معتقدند قرض‌گيرنده بايد همان مقدار كه گرفته است برگرداند كه مي‌توان به فتاواي حضرت آيت‌اله سيستاني ـ فاضل لنكراني ـ تبريزي اشاره كرد و حضرت آيت‌اله حسيني شاهرودي حتي در مورد كاهش ارزش پول بعد از 2. سال نيز گفته‌اند كه اقوي آن است كه همان مبلغ پولي را كه قرض كرده‌اند ادا كند و احوط آن است كه مصالحه كنند.

2-5- برخي علما تا زماني كه ارزش پول كاهش فاحشي نداشته است دين قرض‌گيرنده را همان مقدار مي‌دانند و در صورت وقوع كاهش فاحش در ارزش پول، دين مديون بايد به ارزش در نظر گرفته شود كه مي‌توان به فتاوي حضرت آيت‌اله موسوي اردبيلي ـ حضرت آيت‌اله نوري همداني اشاره كرد.

3-5- برخي علما نيز در اين موارد فتوا داده‌اند كه: احوط مصالحه است و الله و اعلم كه مي‌توان به حضرت آيت‌اله بهجت اشاره كرد.

4-5- برخي علما در اين مورد فتوا صادره نموده‌اند كه در حد تورم مي‌توان در مورد قرض كاهش ارزش پول را جبران نمود.

اين مسئله در حالي اتفاق مي‌افتد كه فتاواي مراجع در سير زمان نيز دچار تحول گرديده‌اند كه با مطالعه تطبيقي اين فتاوا مشخص است.

 

«نتيجه‌گيري»

تحقيقات و پژوهش‌هاي انجام شده توسط پژوهشگران، انديشمندان و محققان در باره مسئله ربا نشان مي‌دهد كه در اين زمينه كار فكري و پژوهشي بسياري انجام گرفته اما اين پژوهش‌ها اولاً بعلت تكراري بودن آنها و عدم تكميل يكديگر و ثانياً بعلت عدم جمع‌بندي و تجربه و تحليل و عدم استخراج نتايج توسط يك نهاد مستقل در حد پژوهش‌هاي نظري، كاركرد ديگري نداشته است و مضافاً اينكه با وجود دهها پژوهشكده و مؤسسه تحقيقاتي و دانشگاهها و حوزه علميه حتي در مباني نظري نيز در بحث ربا در گامهاي اوليه هستيم. بنابراين پيشنهاد مي‌گردد:

1- در يك طرح پژوهشي مشترك توسط سازمانهاي ذيربط مثل حوزه و دانشگاه، پژوهشكده‌هاي پولي و بانكي و ديني اين مبحث، مورد بررسي دقيق قرار گرفته بويژه اينكه موضوعات آن مثل تورم و كاهش ارزش پول با توجه به سير تكاملي انديشه محققان و مراجع عظام مورد بررسي مجدد قرار گرفته و از مسئله ربا تفكيك گردد و بهرحال اگر كاهش ارزش پول مي‌بايست در مبحث ديون لحاظ گردد (كه برخي مراجع آن را پذيرفته‌اند) آن را رسماً اعلام نمايند.

2- قانون بانكداري بدون ربا با توجه به گذشت بيش از بيست و چند سال از تصويب آن مسلماً نياز به بازنگري دارد بويژه اينكه در حال حاضر از اين قانون به عنوان «حيله شرعي ربا» استنباط شده است.

البته بايد در نظر داشت كه اين قانون يكي از مجموعه‌هاي قانون نظام اقتصاد اسلامي خواهد بود و كاركرد خوب آن در گرو مجموعه‌اي از قوانين مترقي و اسلامي و نيز اجراي آن قوانين است.

3- اسلام نه تنها ربا بلكه گرفتن سود زياد را در معاملات منع كرده است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: سود گرفتن مؤمن از مؤمن حكم رباست مگر آنكه مبلغ مورد معامله بيش از يكصد درهم باشد كه در اين صورت بخاطر مخارج روزانه‌ات از او سود بگير يا اينكه خريدار كالا را براي تجارت خريداري كند كه در اين صورت نيز گرفتن سود با رعايت انصاف اشكالي ندارد. (57)

حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: بايد خريد و فروش ساده و سهل و براساس مقياس‌هاي عادلانه انجام شود به گونه‌اي كه به هيچ يك از فروشنده و خريدار اجحاف و ستمي صورت نگيرد. (58)

مواردي ديگر در احكام ربا وجود دارد كه نقش انگيزه را نيز به عنوان يك عامل مهم نشان مي‌دهد به عنوان مثال وقتي ربا دادن به غير مسلمان حرام اما گرفتن ربا از غير مسلمان حلال باشد. مسلم است كه نيت و انگيزه در مسائل فقهي اسلام نقش مهمي ايفاء مي‌كند كه بايد به آن توجه داشت كه متأسفانه در هيچ يك از تحقيقات و پژوهش‌هاي انجام شده درخصوص ربا به اين مسئله اشاره نشده است و جا دارد كه محققان و پژوهشگران به اين مسئله نيز توجه وافي و كافي داشته باشند.

به اميد اينكه اين تحقيق و پژوهش بتواند گامي هر چند كوچك در راه اعتلاي قوانين و احكام مترقي اسلام خصوصاً در ابعاد اقتصادي آن بردارد. از منتقدين گرامي تقاضا دارم كه نظرات و پيشنهادات خود را براي اصلاح اين مجموعه اعلام نمايند.

 

تماس با نویسنده: RAHA_3189@yahoo.com

 

منابع

1- قرآن مجيد

2- نهج‌الفصاحه

3- نهج‌البلاغه

4- ربا درنظريه و عمل (چالش‌ها و راه كارها) انتشارات مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني

5- اسلام و مالكيت در مقايسه با نظامهاي اقتصادي غرب ـ آيت اله طالقاني

6- فقه و اقتصاد اسلامي – سيد محمد محمودي گلپايگاني - نشر گلستان كوثر – چاپ اول پائيز 79

7- اقتصاددانان بزرگ جهان (مارك بلاگ) – ترجمه حسن گلريز نشر ني

8- سايت‌هاي اينترنتي مراجع تقليد

9- سايت اينترنت (مقالات در باره ربا)

 

پی نوشت:

1- محمدبن الحسن الحرالعاملي وسائل شيعه ج 12 ص 293 حديث 1

2- نهج‌البلاغه حكمت 447

3- فقه القرآن ج 2 ص 52

4- مفردات ص 192

5- ترمينو لوژي حقوقي ص 327

6- مسالك الافهام ج 3 ص 316

7- دنياي اقتصاد 16/11/86 شماره 1453

8- فرهنگ لغات قرآن تأليف پرفسور عباس مهرين شوشتري

9- قاموس قرآن - طبرسي

10- تاريخ تمدن ويل دورانت - كتاب مشرق زمين گاهوار تمدن (جلد اول)

11- همان

12- تاريخ تمدن - ويل دورانت كتاب سوم عصر طلائي

13- اصول كافي جلد 3 صفحه 379 حديث 3

14- وسائل الشيعه ج 12 صفحه 426 بخشي از حديث 12

15- نهج البلاغه بخش 12 ص 456

16- الحكم الزهرا صفحه 42

17- حليه المتقين علامه مجلسي صفحه 42 و داستانهاي تفسير كشف‌الاسرار تأليف ابوالفضل ميري ص 13.

18- نهج الفصامه – كلمات قصار حضرت محمد (ص) به كوشش دكتر علي شيرواني انتشارات دارالفكر حديث 254

19- تاريخ تمدن ويل دورانت مشرق زمين گاهواره تمدن ص 392

20- سفر خروج باب 27 بند 25

21- سفر لاوبان باب 25 بند 35

22- سفر تثنيه باب 24 بند 19 و 2.

23- انجيل لوقا باب 6 بند 26

24- جواهر الكلام جلد 23

25- جواهر الكلام جلد 23 صفحه 336 و مقاله اينترنت در سايت (بلاغ) احتمالاً تفسير حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي

26- مسئله ربا و بانك آيت‌الله شهيد مطهري ص 23

27- اسلام و مالكيت در مقايسه با نظامهاي اقتصادي غرب آيت‌الله طالقاني ص 185

28- المغني لابن قدامه جلد 4 ص 33

29- تحريرالوسيله جلد 1 كتاب القرض مسئله 9

30- تحريرالوسيله جلد 1 كتاب القرض مسئله 9

31- كتاب مسئله بانك و ربا شهيد مطهري ص 22

32- سخنراني آيت‌اله مصباح يزدي در همايش ربا در نظريه و عمل (چالش‌ها و راهكارها) كتاب ربا - انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني

33- همان

34- محمدبن الحسن حر عاملي وسائل الشيعه ج 12 ص 371 قسمتي از حديث

35- نهج‌البلاغه ج 12 ص 456

36- كتاب ربا در نظريه و عمل (چالش‌هاي و راهكارها) انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني

37- كتاب ربا در نظريه و عمل (چالش‌ها و راهكارها) انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني

38- امام خميني كتاب البيع ج 2 ص 4.5 – 417

39- اينترنت – سايت آيت اله صانعي – استفتانات – ربا – عدم حرمت قرض ربوي استنتاجي

40- كتاب ربا – انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني

42- روايتي از محمدبن سنان از اصحاب امام رضا (ع)

43- ترجمه الحياه ج 5 ص 61. و 4.4

44- همان.

45- مسئله ربا و بانك و بيمه استاد مطهري انتشارات صدرا ص 68

46- وسائل الشيعه ح 12 ابواب الرضا باب 1 حديث 11

47- وسائل الشيعه

48- كتاب ربا - انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني و كتاب اقتصاددانان بزرگ جهان (مارك بلاگ) ترجمه حسن گلريز نشر ني

49- همان

50- ترجمه الحياه ج 5 ص 61.

51- نهج‌البلاغه حكمت 447

52- اشاره به طرح آقاي دكتر مظاهري رياست محترم بانك مركزي ايران

53- استفتاء شماره 719 در سايت اينترنتي ايشان

54- روزنامه جهان اقتصاد 9/11/86 ص 23

55- الربا فقيهاً و اقتصادياً - حسن جواهري

56- سايت آيت‌اله صانعي – استفتائات – ربا – سايت اينترنتي ايشان

57- محمدبن الحسن الحر العاملي وسائل الشيعه ج 12 ص 293 حديث 1

58- نهج‌البلاغه حضرت علي عليه السلام
 

    652 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   ربا 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب