باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 317 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
دنياى مستر جمال در گوانتانامو
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - شرق - به نقل از ولت وخه

   ● نويسنده: آلن - زوكر

مترجم: محمد على - فيروزآبادى

 
 

تفاوت هاى كوچك وضعيت زندانيان در گوانتانامو، از جمله ويژگى هاى سيستم اين زندان است. هر زندانى كه رفتار بهترى داشته باشد، مواد قندى بيشترى دريافت مى كند. در بلوك هاى كمپ هاى ۲ و ۳ سركش ترين زندانيان جاى گرفته اند. مديريت گوانتانامو نزديك به بيست درصد از ساكنان اين زندان بزرگ را به اصطلاح «غيرقابل همكارى» اعلام كرده است.اين دسته از زندانيان لباس هاى نارنجى رنگ به تن داشته و تنها حق در اختيار داشتن يك جلد قرآن را دارند و بقيه مايحتاج اضافى را بايد خودشان تهيه كنند.

 

پس از گذشت بيش از چهار سال از واقعه ۱۱ سپتامبر، گوانتانامو همچنان به عنوان يك منبع اطلاعاتى مهم در مورد القاعده به شمار مى آيد. اما آنچه تا به امروز شاهد بوده ايم، اعتراضات در مورد رفتار ماموران ايالات متحده با زندانيان اين زندان بزرگ و پرسش هايى است مثل اينكه: «يك دولت قانونى تا چه زمانى مى تواند انسان هايى را كه تنها مظنون به يك عمليات تروريستى هستند، در بازداشت و اسارت نگه دارد؟» پس از آنكه اين مرد كه او را آشپز «تورا بورا» ( همان منطقه كوهستانى افغانستان كه ظاهراً در سال ۲۰۰۱ تبديل به پناهگاه و دژ مستحكم افراد طالبان شد) مى نامند، سوگند داده شد تا جز حقيقت چيزى نگويد، به اصطلاح قاضى اين شبه دادگاه مى پرسد:«مستر جمال، امروز حالتان چطور است؟»

«خوب هستم.»

«مستر جمال در اين جلسه از دادگاه مى خواهيم مطلع شويم كه آيا هنوز هم براى ايالات متحده يك تهديد به حساب مى آييد يا نه؟»

مستر جمال سرش را تكان مى دهد. او در مقابل سه افسر كه اتيكت نامشان را از لباس هاى نظامى شان جدا كرده اند، نشسته است و آن سه افسر با مجوزى از سوى پنتاگون نقش سه قاضى را ايفا مى كنند. افسر ديگرى كه ظاهراً بايد دادستان باشد، متن كيفرخواست را مى خواند. «جمال» اسم مستعار اين مرد نحيف و لاغر اندام و ريشو است و كسى از اسم واقعى او اطلاع ندارد دادستان همچنان مشغول خواندن است: «اين زندانى ادعا مى كند كه براى نظارت بر ساخت ۷ مسجد به افغانستان مى رفته است.»

و مستر جمال به زبان عربى مى گويد: «بله درست است.» به گفته دادستان اين مرد به هنگام ورود به افغانستان مبلغ بيست هزار دلار نقد به اضافه يك دفترچه يادداشت به مردى به نام «گل» تحويل داده است. و جمال مى گويد: «اگر بيست هزار دلار پول داشتم كه به افغانستان نمى رفتم.» و سپس پوزخندى زده و ادامه مى دهد: «فقط دو هزار دلار بود.»

رئيس دادگاه: «شايد در تعداد صفرها اشتباهى شده باشد؟» دادستان ادامه مى دهد: «به گفته يكى از شاهدان عينى اين زندانى در منطقه تورابورا به كار آشپزى مشغول بوده است.» و مستر جمال در حالى كه مى خندد، مى گويد: «خيلى خنده دار است.» و سپس به پشتى صندلى اش تكيه مى دهد. به گفته خودش به هنگام بمباران افغانستان اصلاً در تورابورا نبوده و هيچ اطلاعى هم از فن آشپزى ندارد. سپس به عنوان تكميل سخنش مى گويد: «خدا را شكر متهم به آشپزى در مك دونالد نيستم.»

رفتار مستر جمال همه حاضران را به وجد آورده و معلوم است كه اين جوان خوشرو و جذاب تنوع مطبوعى در اين محيط به وجود آورده است. در آن اتاقك هاى بى پنجره و تيره رنگ كمپ دلتا واقع در خليج گوانتانامو چندان خبرى از خنده و شادى نيست. اين جلسه در واقع به ARB معروف است. اين سه حرف علامت اختصارى به اصطلاح محاكمه غيرنظامى و ادارى است. چنين محاكمه اى يك بار در سال اين امكان را براى زندانى گوانتانامو پديد مى آورد تا براى آزادى و استخلاص خود تلاش و فعاليتى كند. مستر جمال هم كه در اينجا به عنوان دشمن دنياى آزاد زندانى است از اين شانس استفاده كرده است. او با دقت تمام از هر نكته جذابى كه بتواند ثابت كند وى يك تروريست بنيادگرا نيست، استفاده مى كند. او مى خواهد بگويد كه يك غيرنظامى بى گناه است كه هيچ صدمه اى به ديگر غيرنظاميان بى گناه نمى زند. اين بخش از جلسه محاكمه كه به صورت علنى برگزار مى شود، يك ساعت ونيم به طول مى انجامد. مستر جمال به عنوان آخرين دفاع و آخرين تلاش براى آزادى مى گويد: «قول مى دهم ۷۱ سال آينده را ديگر از خانه ام بيرون نيايم.»

در حال حاضر و سه سال پس از ساخت اين زندان، دولت ايالات متحده آمريكا در خليج گوانتانامو بيش از پانصد نفر را در اسارت خود دارد و جالب آنكه آمريكا از اين زندانيان نه به عنوان «اسراى جنگى» بلكه به عنوان «جنگجويان دشمن» ياد مى كند. پس از فشارهاى علنى ديوان عالى و زير سئوال رفتن مشروعيت چنين طبقه بندى هاى قضايى، دولت آمريكا تلاش مى كند تا سرنوشت و آينده اين زندانيان را در چارچوب يك قانون مشخص درآورد و محاكمه هايى مثل همان ARB هم در همين راستا برگزار مى شود. علاوه بر آن در حال حاضر ۹ زندانى در گوانتانامو به عنوان جنايتكار جنگى شناخته شده اند. به هنگام ورود اتوبوس حامل خبرنگاران به Solly Port 8 افسرى با صداى بلند مى گويد: «همه چيز مرتب است.» همكار ديگرش به وسيله كليدى قطور و دراز در فلزى مشبك را كه در مقابل ما قرار گرفته، باز مى كند. به كمپ دلتا خوش آمديد! اين كمپ شايد تنها بازداشتگاهى در همه دنيا باشد كه ديوارهايش با شعارهاى انتخاباتى تزئين شده است: «پاسداشت از آزادى افتخار ما است». ديدار از گوانتانامو به مانند گشت و گذار در آن دكورهاى عظيم و شهر هاى دكورى  هاليوود است. لباس ها و تصاوير اينجا به نظر آشنا مى آيد چون برخى از نماهاى اينجا را در فيلم هاى خبرى تلويزيون ديده ايم. اما مشكل اينجاست كه بيننده نمى تواند ميان آنچه كه در تلويزيون ديده و واقعيتى كه اينجا در جريان است، ارتباطى ايجاد كند. مواقع متعدد، سه رديف سيم خاردار و يك لشگر نگهبان، اين زندانيان را از آن درياى آبى و زيبا جدا مى كند، دريايى كه تنها چندصد متر از اين زندان فاصله دارد. سرگرد «آنتونى مندز» كه بيشتر چهارشنبه ها ميزبان گروه هاى كوچكى از خبرنگاران است به ما خوشامد مى گويد. اين افسر از حدود ۲۸ ماه پيش تا به امروز در اينجا خدمت مى كند و مديريت به اصطلاح امور داخلى و روزمره اين كمپ را برعهده دارد. قوانين ويژه بازديدكنندگان بسيار سفت و سخت است: كسى حق ندارد از برجك هاى نگهبانى و ديگر تأسيسات عكسبردارى كند، همراه داشتن هر نوع نقشه و طرح ممنوع است و كسى نبايد به دنبال احراز هويت و ارتباط شخصى با زندانيان باشد. به هنگام عزيمت همه عكس هاى همراه بازديدكننده وارسى مى شود. يك تپه كوچك كمپ دلتا را از ديگر تاسيسات نظامى اينجا جدا مى كند. گوانتانامو شهرى كوچك و كاملاً آمريكايى در جنوب غربى كوبا است، شهرى آرام و راحت با ساحلى بسيار زيبا و مغازه هايى پر از اشياى ديدنى و سوغاتى. زندان گوانتانامو معروف ترين و در عين حال بدنام ترين زندان آمريكا پس از ابوغريب به شمار مى آيد. سرگرد «مندز» با قدم هاى نظامى از ميان تاسيسات مى گذرد، تاسيساتى كه به نظر مى آيد شكل تغييريافته يك محل اوراق ماشين و كاميون است. سپس وارد بلوكى ظاهراً خالى از زندانى مى شود. اما آن دستگاه هاى بزرگ تهويه مطبوع كه بايد رطوبت هوا را كاهش دهند، حكايت از واقعيت ديگرى دارند. ۴۸ سلول ۲ در ۴/۲ متر با درهاى مشبك ريز در دو رديف كنار هم قرار گرفته اند، سلول هايى كاملاً يك شكل كه داخل آن يك تخت سفرى، يك توالت به اصطلاح به سبك آسيايى، يك دستشويى و البته يك انسان قرار دارد. روى كف هر كدام از اين سلول ها هم فلش سياه رنگ كوچكى نقش بسته است كه قبله را نشان مى دهد. تفاوت هاى كوچكى كه وضعيت زندانيان در اينجا با هم دارد، از جمله ويژگى هاى سيستم گوانتانامو است. هر زندانى كه رفتار بهترى داشته باشد، مواد قندى بيشترى دريافت مى كند. در بلوك هاى كمپ هاى ۲ و ۳ سركش ترين زندانيان جاى گرفته اند. مديريت گوانتانامو نزديك به بيست درصد از ساكنان اين زندان بزرگ را به اصطلاح «غيرقابل همكارى» اعلام كرده است. اين دسته از زندانيان لباس هاى نارنجى رنگ به تن داشته و تنها حق در اختيار داشتن يك جلد قرآن را دارند و بقيه مايحتاج اضافى را بايد خودشان تهيه كنند. پس از اين كمپ عجيب و غريب، كمپ شماره ۴ بيشتر جلب توجه مى كند. در اين كمپ زندانيانى جاى گرفته اند كه رفتار درستى داشته و لباس هاى سفيدرنگ به تن دارند. در هر بلوك ۱۰ زندانى در سلول هاى مشترك زندگى مى كنند و آن خوابگاه كوچك و حياط را ميان خود تقسيم كرده اند و با هم غذا مى خورند. در گوشه اى از اين خوابگاه عكس «محمود عباس» رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين به چشم مى خورد. سرگرد «مندز» كه معلوم است صاحب عكس را نمى شناسد از نگهبان مى پرسد: «اين عكس كيست؟» سپس به سوى محوطه مركزى كمپ ۴ مى رود و مى گويد: «اين كمپ يك زمين نو و براق بسكتبال هم دارد. همه زندانى ها مى دانند كه اينجا بايد چه وضعيتى داشته باشد. اگر بتوانند نظر ما را جلب كنند، تشويق هم مى شوند.» قاعدتاً مندز با اين سخنان مى خواهد پيامى را برساند: اينجا همه چيز حساب و كتاب دارد، از رفت و آمد و انتقال زندانيان و وعده هاى غذا گرفته تا در اختيار داشتن قرآن، همه و همه توسط كميته اى كه براى اين كار تشكيل شده، مشخص مى شود. «مندز» به سمت يك عمارت محصور كمى آن طرف تر مى رود. كمپ شماره ۵ كه در واقع زندانى است با امكانات امنيتى فوق العاده، طبق الگوى زندان مركزى ايالت اينديانا ساخته شده است. اين كمپ سال پيش افتتاح شد و زندانيان بسياربسيار مهم (البته از نظر مقام هاى امنيتى) را در خود جاى داده است. تنها نيمى از يك صد سلول انفرادى در اين به اصطلاح دژ بى روزن (كه تنها با دستگاه هاى تهويه مطبوع، هواى آن تهويه مى شود) اشغال شده اند. ساختمانى از بتن و فولاد و سوراخ هايى به جاى پنجره كه بيننده را به ياد گور مى اندازد. گويى اين ابديت است كه در آسمان معلق مانده است. در اتاق هاى بازجويى يك كاناپه آبى رنگ و راحت در مقابل يك ميز قرار داده شده است و تنها چيزى كه دكور اين اتاق ها را خراب مى كند همان حلقه اى است كه براى زنجير پابند زندانى در كف اتاق تعبيه شده است. سه سال پس از عمليات آمريكا، هنوز هم «گيتمو» (نامى كه نظاميان آمريكايى بر زندان گوانتانامو گذاشته اند) يكى از مهم ترين مكان هاى جمع آورى اطلاعات براى به اصطلاح «جنگ بر عليه ترور» به حساب مى آيد. از آنجايى كه ظاهراً قرار نيست اين جنگ به اين زودى ها تمام شود، پس فرماندهى ارشد گيتمو تصميم گرفت تا كمپ شماره ۶ را هم براى آينده بسازد. البته اين كمپ جديد در حال حاضر هم ساكنينى را در خود جاى داده است. زندانيان كمپ ۶ كسانى هستند كه يا هنوز براى ايالات متحده يك تهديد محسوب شده و يا يك منبع اطلاعاتى احتمالى هستند. پس از اجرايى شدن طرح ARB هر سال پرونده ها بازبينى شده و حكم جديد صادر مى شود. تا اكتبر سال ۲۰۰۵ پنتاگون در ۱۲۲ مورد حكم ها را تجديد و تمديد كرده، ۵۷ زندانى را تحويل كشورهاى متبوع خودشان داده و تنها ۹ زندانى را آزاد كرده است.

مندز مى گويد: «مركز بايگانى گيتمو بهترين و منحصر به فردترين منبع اطلاعاتى وزارت دفاع در مورد القاعده به شمار مى آيد.» اينكه بازجويان و كارشناسان طى ۲۸هزار جلسه بازجويى تا به امروز به چه اطلاعات مهمى دست يافته اند، جزء اسرار است و صدالبته هنوز معلوم نيست كه اين اطلاعات ارزش خاصى داشته باشند. اما هر بار كه در مورد روش هاى بازجويى و رفتار غيرانسانى و نامشروع بازجويان افشاگرى هايى صورت گرفته، بيش از پيش ادعاهاى دولت آمريكا مورد سئوال قرار گرفته است.

نشريه تايم در ژوئن ۲۰۰۵ صورتجلسه بازجويى از زندانى شماره ۶۳ گوانتانامو به نام «محمد القحطانى» را منتشر كرد. اين زندانى ظاهراً جزء گروهى بوده است كه قصد داشته اند در همان روز ۱۱ سپتامبر تعداد بيست فروند هواپيماى مسافربرى را همزمان بربايند اما در آستانه ورود به خاك آمريكا اين طرح شكست خورده و القحطانى بازداشت شده است. در گزارش نشريه تايم جزئيات تزريق وريدى مايعات توسط بازجويان به وى آمده است. از قرار معلوم القحطانى پس از امتناع از نوشيدن مايعات، با اين واكنش روبه رو شده بوده است. پس از اين تزريق بازجويان وى را از رفتن به توالت منع كرده و با صداى بلند موسيقى او را بيدار نگه داشته و سپس براى ترساندن زندانى از يك سگ غول پيكر و وحشى استفاده كرده اند. علاوه بر آن القحطانى را مجبور كرده اند تا مثل سگ پارس كند و شكنجه هاى جنسى نيز براى شكستن غرور زندانى به كار گرفته شده است. در نهايت وى را براى مداوا در بيمارستان بسترى كرده اند و القحطانى در همان دوران جريان بازجويى خود را تعريف كرده است. جالب آنكه احراز هويت اين زندانى تنها پس از بازجويى از بيست عضو القاعده امكان پذير شده است.

اما امروز كه ما براى بازديد به گوانتانامو آمده ايم هيچ خبر و اثرى از شكنجه زندانيان توسط نگهبانان نيست. البته تعجبى هم ندارد چون هيچ كدام از نگهبانان داخل محوطه اسلحه حمل نمى كنند و فقط مشغول نگهبانى و گشت زنى هستند. فضاى اينجا سكوت و آرامش خانه ارواح را دارد. در كمپ ۴ با چند زندانى ريشو در آن لباس هاى سفيد و بلند روبه رو مى شويم. آنها به ما زل زده اند و متقابلاً نگاه هاى كنجكاو ما هم متوجه آنها است. امروز مصادف با اولين روز ماه رمضان است و به گفته مندز آشپز زندان مامور شده تا غذاهايى مناسب اين ماه تهيه كند. به گفته وى در كمپ دلتا حتى خوراك مرغ پخته شده در عسل به اضافه سبزيجات هم سرو مى شود و البته باز هم به ادعاى مندز، همه خوراكى ها به خصوص گوشت از نوع حلال و اسلامى است. سرگرد مندز با حالتى گله مند از گزارشگران و خبرنگارانى مى گويد كه: «به اينجا مى آيند و همه چيز را مى بينند اما به خاطر منافع شان همه واقعيت را وارونه جلوه مى دهند.» البته مندز اين را هم مى گويد كه تنها مى تواند در مورد محدوده تجربه مديريت خود صحبت كند و بقيه كمپ ها در اختيار وى نيست. او حتى عنوان مى كند كه تنها در يك مورد شاهد بدرفتارى با زندانيان بوده كه سريعاً مداخله كرده و برايش فرقى نمى كند كه چه كسى تقصير داشته است چون به هر حال هر كس خلاف قانون عمل كند، مجازات مى شود. در كنار مندز، سرپرست پزشكان كمپ يعنى دكتر كاپيتان «جان اس. ادموندسون» نشسته است و چنان به نظر مى آيد كه گويى در حال استراحت و گردش است. به گفته خودش على القاعده سر و كارش با زندانيانى است كه مجروح شده اند، حال اين مجروحيت مى تواند به هنگام ورزش ايجاد شده باشد و يا به دلايل مشابه آن. اين پزشك در ميان بيماران زندانى خود، بيماران روحى - روانى و بيماران قلبى نيز دارد. دكتر ادموندسون با تأسف مى گويد كه متأسفانه زندانيان با شروع يك اعتصاب غذا، رژيم غذايى ويژه و سودمندى را كه براى آنها در نظر گرفته بوديم، شكستند. اين موضوع به حدود ۲ ماه قبل از بازديد ما از گوانتانامو بازمى گردد. در آن زمان حدود يكصد نفر از زندانيان به دليل اعتراض به شرايط زندان دست به اعتصاب غذا زده و از پذيرش هر گونه خوراكى سر باز زده بودند. طبق گزارش هاى رسمى حداقل ۲۷ نفر از زندانيان اعتصابى با روش هاى خاص و برخلاف ميل خود با اجبار غذا خورده بوده اند. دليل اين اجبار هم قانونى است كه طبق آن هيچ زندانى اى حق خودكشى در گوانتانامو را ندارد. ادموندسون در اين مورد مى گويد: «ما به هيچ وجه اجازه نمى دهيم كسى خودكشى كند چون وظيفه ما نجات زندگى است.» تا به امروز ۳۵ مورد خودكشى ناموفق در گوانتانامو گزارش شده است. «باهر عزمى» وكيل مدافع يكى از زندانيان آلمانى و ترك تبار گوانتانامو به نام «مراد كورناز» است، زندانى اى كه از سه سال پيش تا به امروز در اين زندان به سر مى برد. اين وكيل دعاوى به نقل از موكل خود مى گويد كه كمپ دلتا بدترين نقطه روى زمين است و همه در اينجا اميدشان را از دست داده اند و احساس فراموش شدگى و يأس دارند. باهر عزمى از مقامات تقاضاى گفت وگو و ملاقات با ديگر زندانيان را هم كرده است كه البته به گفته خودش مسلماً با اين تقاضا موافقت نخواهد شد. عزمى مى گويد: «وقتى دنيا تنها مى تواند يك روى سكه را ببيند، آمريكايى ها چه توقعى دارند كه مردم رفتار انسانى در گوانتانامو را باور كنند.» اين پرسش همراه با پرسش هاى ديگر در اين مورد را با ژنرال دوستاره و فرمانده ارشد پايگاه نظامى خليج گوانتانامو يعنى «جى دبليو هود» مطرح مى كنيم. هود از آن تگزاسى هاى آمريكايى است با چشم هايى كنجكاو كه براى هر پاسخى مكث كرده و در پايان صحبت هم خودش سئوال هايى مطرح مى كند كه به ذهن پرسشگر نرسيده بوده است.

ژنرال هود چرا ما اين اجازه را نداريم تا با زندانيان صحبت كنيم؟

«اين يك تصميم سياسى است. وزارت دفاع چنين اجازه اى نمى دهد. زندانيان گوانتانامو هميشه دوست دارند از عقايد راديكالشان در مورد جهاد صحبت كنند و اين از نظر ما پذيرفتنى نيست.»

وكيل مدافع «مراد كورناز» مى گويد كه گوانتانامو بدترين جاى دنيا است و مهم تر از همه اينكه از قرار معلوم شما كسانى را به زندان انداخته ايد كه هيچ رابطه اى با القاعده ندارند. «مراد؟ من اين مراد مى شناسم، اما اصلاً نمى خواهم در مورد جزئيات حوادث بحث كنم.»

شما پرونده همه اين ۵۰۵ زندانى را مطالعه كرده ايد؟

«بله همه آنها را به دقت خوانده ام، ولى مى توانم با اطمينان به شما بگويم كه ما هيچ كس را بى دليل به اينجا نياورده ايم. مطمئن باشيد كه با زندانيان به صورتى كاملاً انسانى رفتار شده و از آنها مراقبت مى شود.» با اين حال گزارش هايى دال بر سوءرفتارهاى فيزيكى و روانى وجود دارد. از قرار معلوم در همين تابستان گذشته روانشناسان زندان برخى از زندانيان را دچار ترس و هراس هاى موهوم كرده بوده اند. «روانشناسان براى درك هر چه بيشتر كسانى كه اينجا زندانى هستند به ما كمك مى كنند. اما داستان هايى كه در مورد استعمال روش هاى خشونت بار پزشكى ساخته و پرداخته مى شود، همه دروغ و به نظر من مضحك است. معمول ترين روش بازجويى ايجاد رابطه مستقيم با زندانى است به طورى كه جلسه بازجويى چيزى شبيه به يك گفت وگوى ساده به نظر بيايد.»

در خليج گوانتانامو و در اين زندان، در واقع ساعت كارى دوبار به پايان مى رسد، يك بار ساعت ۶ بعدازظهر يعنى زمانى كه شيپور قرارگاه به صدا درآمده و پرچم آمريكا پايين كشيده مى شود و بار ديگر دو ساعت پس از آن و به هنگام آخرين نماز زندانيان مسلمان. در اين ساعت صداى اذان مؤذن اردوگاه از بلندگوها شنيده شده و زندانيان رو به سوى كعبه نماز مى خوانند. و درست در آن هنگام كه زندانيان مشغول نماز هستند، سربازان آمريكايى كه اوقات استراحت و بيكارى را مى گذرانند، اجاق ها و منقل هاى كباب پزى را روشن مى كنند. زمانى وزير دفاع آمريكا «دونالد رامسفلد» در جواب منتقدان گفت كه گوانتانامو را نمى توان بدترين مكان دنيا ناميد اما مى توان گفت كه جاى چندان خوبى نيست!

شايد بخشى از اين تضاد ميان آنچه مى خوانيم و آنچه در اينجا مشاهده مى كنيم از نظر زمانى ريشه در دورانى داشته باشد كه رسوايى هاى آمريكايى ها در مورد اسيران جنگى فاش شده و به رسانه ها راه پيدا كرد. بسيارى از اتهاماتى كه در مورد زندان گوانتانامو مطرح مى شود مربوط به يك سال پس از حادثه يازده سپتامبر يعنى مربوط به زمانى است كه مردم دنيا هنوز در تب و تاب آن حادثه بوده و وزارت دفاع آمريكا با عجله هر چه تمام تر در پى يافتن اطلاعات بيشتر بود. به كارگيرى همين سياست بود كه منجر به فجايع زندان ابوغريب در بغداد گشت. بر اساس جديدترين گزارش هاى گروه هاى حقيقت ياب نظامى، نقض قوانين و سوءرفتار با زندانيان ريشه در همان دوران دارد و همه اين گزارش ها نيز به استناد وقايعى چون آنچه براى امثال «القحطانى» اتفاق افتاده است، تنظيم شده اند. با اين حال هنوز هم شك و سوءظن ها در اين مورد در جاى خود باقى و برقرار است. پنتاگون ظاهراً در سه سال گذشته به كارشناسان و بازجويان در به كارگيرى به قول خودشان روش هاى مجاز بازجويى اختيارات گسترده اى داده است و البته به همان نسبت شكايت ها و اعتراض ها هم ادامه دارد. اعتصاب غذاهاى مكرر زندانيان گوانتانامو و اظهارات وكلاى مدافع ايشان همه و همه حاكى از نوعى يأس و نااميدى مفرط درميان اين مردان اسير است، يأس و نااميدى در مورد اينكه تا زمانى نامعلوم بايد در آن زندان بمانند و از موعد آزادى خبرى نيست.

اما آيا همه اين اعتراض ها، در حكم تبليغات منفى و مقابله به مثل است؟ شايد اين طور باشد اما اين پرسش پيش مى آيد كه دليل ايجاد اين سازمان عريض و طويل براى نگهدارى از اين تروريست هاى احتمالى چيست؟ و چرا بسيارى از اين زندانيان كه در بدو ورود به گوانتانامو انسان هايى كاملاً معمولى بوده اند، حالا و به طور حتم به افرادى بنيادگرا و شايد خطرناك تبديل شده اند؟ مسئوليت نگهدارى از اين زندانيان و ۱۰هزار سربازى كه براى اين كار گمارده شده اند چند ميليون بودجه و هزينه طلب مى كند؟ و حاصل اين كار تا به امروز چه بوده است؟ برآوردهاى كارشناسان نشان مى دهد كه كمتر از يك چهارم اين زندانيان را مى توان به عنوان منابع اطلاعاتى مهم به شمار آورد. در يك سال و نيم گذشته تنها ۱۰ نفر به جمعيت اين زندانيان افزوده شده است و جالب آنكه هيچ يك از آنها از منطقه جنگى عراق به اينجا آورده نشده اند. به هر صورت گفته ها و ناگفته هاى زيادى در مورد زندان گوانتانامو وجود دارد كه شايد در آينده اى نه چندان دور شاهد افشا شدن آنها باشيم. بى ترديد اين امكان نيز وجود دارد كه در مورد اين زندان، اغراق هم شده باشد، اما شواهد امر حكايت از اين دارد كه نمى توان از دولتى كه در خاك كشورهاى ديگر اقدام به برپايى زندان هاى غيرقانونى و اعمال شكنجه مى كند انتظار داشت در زندانى در خاك خود رفتار بهترى با اين انسان هاى اسير و غريب داشته باشد. طبيعى است كه وقتى كشورى مثل آمريكا با همه آن ادعاهاى بشردوستانه تازه چند روزى است كه قانون منع شكنجه را آن هم تحت فشارهاى داخلى و خارجى پذيرفته است، همواره در اين مورد در مظان اتهام باشد، سوءظن و بدبينى اى كه در آينده دور نيز همواره شاهد آن خواهيم بود.

 

    44 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   القاعده (81)
●   زندان (10)
●   شكنجه (6)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/10/1384

تاريخ شمسی نشر:08/10/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب