وى (سليمان) ازجمله كسانى بود كه توانست عرفات را به انتصاب محمودعباس به نخست وزيرى مجاب كند.
دراين هنگام، مبارك بيشتر اوقات با ژنرال سليمان بود و اوقات بيشترى را با او مى گذراند.
يك ژنرال بازنشسته مصر مى گويد: او هرآنچه را كه اتفاق مى افتد، به مبارك مى گويد: من از يك سفير مصرى درباره سليمان پرسيدم و او گفت: هم فلسطينى ها و هم اسرائيلى ها به او احترام مى گذارند و آمريكايى ها به او بيش از هركس ديگرى اعتماددارند. سليمان به كرات به واشنگتن سفرمى كند و درواقع، به مشكل گشاى مبارك با آمريكا تبديل شده است. در ابتدا، او از وضعيتش راضى نبود، چون او به عنوان يك فرد اطلاعاتى بيشتر ترجيح مى دهد تا در سايه كاركند. براى او دشوار است كه در يك جمع سخنرانى كند. او كاريزماى يك سياستمدار را ندارد. اما در مجموع، او يك فرد بى تجربه و چشم و گوش بسته نيست. يك ژنرال مصرى مى گويد: او رك و راست نظريات خود را مى دهد. دستور صادرمى كند، حتى اگر بداند دستورات او مورد پسند ديگران نيست. ژنرال سليمان با فيلد مارشال محمدطنطاوى وزير دفاع مصر رابطه خوبى ندارد. به طورمنطقى، فيلدمارشال بايد جانشين مبارك مى شد، اما سن بالاى او و وضعيت نه چندان مساعد جسمانى او مانع از تحقق اين امر شده است.
در مصر اين طبيعى است كه وزير كشور، وزيردفاع و رئيس سازمان اطلاعات از همديگر خوششان نيايد. اين راهكارى است كه مبارك از آن براى كنترل و پيشى گرفتن از آنها و مديريت آنها استفاده مى كند.
ژنرال عمر سليمان، بازى هاى سياسى را دوست ندارد، اما هم اكنون وارد آن شده است. مبارك هم اكنون سياست زيگزاگى را درپيش گرفته است كه تلاشى است براى جلب رضايت اصلاح طلبان و نظاميان.
به عنوان مثال، او هنگامى كه به جمال مبارك اجازه تأسيس شوراى حقوق بشر را داد، به ژنرال سليمان مسؤوليت تدوين قوانين محدودكننده فعاليت هاى سازمان هاى غيردولتى را داد. يا هنگامى كه مبارك جوان فرمان برچيده شدن دادگاههاى امنيتى داد، ژنرال سليمان مسؤوليت تمديد قوانين اضطرارى كشور را برعهده گرفت.
اسلام گرايان
با سرنگون شدن صدام حسين، راه براى تشكيل دولت اسلامى در عراق هموار شده است؛ امرى كه مى تواند خاورميانه را تحت تأثير قراردهد. ميزان فعاليت هاى گروههاى اسلام گرا در منطقه نيز افزايش يافته است. سازمان هاى اطلاعاتى آمريكا متقاعدشده اند كه گروه القاعده هنوز فعال است و به فعاليت هاى خود ادامه مى دهد و تنها نيازمند يك رهبر جديد است. اين رهبر جديد به عقيده بسيارى «سيف العدل» است.
سيف العدل عضو گروه نظامى مصرى الجهاد، مسؤول امور امنيتى بن لادن، يكى از محافظان او در سالهاى اوليه به گمان بسيارى مسؤوليت هاى بن لادن را به عهده گرفته است. البته سيف العدل مثلاً در ارتش مصر فعاليت كرده است. جاى تعجب ندارد كه بسيارى از افسران ارتش مصر، مأموران اطلاعاتى و پليس از اعضاى گروه الجهاد بوده اند. اين همان گروهى است كه انورسادات را ترور كرد. بسيارى از آنها در زندانهاى مبارك به افراط گرايان تبديل شدند. اسلام گراها به ارتش مصر راه پيدا كرده اند. يك ديپلماتيك غربى مى گويد: در رده هاى پايين تر ارتش، اكثر نظاميان داراى ريشه هاى اسلامى هستند و نظر مساعدى نسبت به آمريكا ندارند. دولت به شدت مراقب چنين افرادى هست و همين مراقبت ها و حساسيت ها نشان مى دهد كه دليلى براى نگرانى وجود دارد. اين ديپلمات غربى مى گويد: بهار سال۲۰۰۲ هنگامى كه فيلد مارشال طنطاوى وزير دفاع براى بازديد به يك بيمارستان نظامى رفت مشاهده كرد كه پرستار بيمارستان حجاب بر سر دارد و بى نهايت خشمگين شد. او به سوى پرستار رفت و حجاب او را برداشت و پاره كرد.
من از «الزيات» يك حقوقدان اسلامگرا درباره قدرت اسلام گراها در ارتش پرسيدم و او گفت: نسل جديد افسران ارتش بيشتر اسلام گرا هستند تا ملى گرا. اين حقوقدان بارها با مقامات دولتى بر سر وضعيت گروههاى اسلام گرا مذاكره كرده است. اگرچه او از نام بردن طرف دولتى خوددارى مى كند، اما گفته مى شود ژنرال عمر سليمان در پشت قضايا قرار دارد. طى سالهاى اخير، نبردى ميان اسلام گراها و دولت در گرفته است كه طى سالهاى اخير اين به مبارزه سياسى بين دولت مبارك و جمعيت اخوان المسلمين تبديل شده است. جمعيت اخوان المسلمين طى سالهاى اخير خواسته است با فعاليت هاى خود، راه موفقيت را طى كند. آنها ساختارهاى اجتماعى تأثيرگذارى بنا كرده اند. بيمارستانها و مدارس ساخته اند. اسلام گراها به خصوص جمعيت اخوا ن المسلمين توانسته اند در مهمترين اتحاديه هاى مصر شامل اتحاديه هاى دانشجويى و سنديكاهاى حرفه اى به پيروزى دست يابند.
اكثر افرادى كه من با آنها به صحبت نشستم، بر اين باور بودند كه اگر انتخابات آزاد و عادلانه در كشور صورت گيرد، اسلام گراها به طور قطع به پيروزى خواهند رسيد. من از الزيات حقوقدان اسلام گراها درباره موقعيت ژنرال سليمان در نزد اسلام گراها سؤال كردم. او اگرچه جواب قاطعى نداد، اما گفت او برخى مواقع در كنار افراطى ها مى ايستد، اما برخى اوقات هم موضعى ميانه مى گيرد. او هميشه با شكنجه وآزار اسلام گراها مخالفت كرده، چون بر اين باور است كه شكنجه معمولاً داراى نتيجه معكوسى است. او مى خواهد اسلام گراها در صحنه سياسى تا آنجايى كه به قواعد تن دهند، حضور داشته باشند. او در يك كلام، وضعيت ميان اسلام گراها و حكومت را وضعيت نه جنگ - نه صلح مى داند.
هنگامى كه از او مى پرسم آيا ژنرال سليمان جمعيت اخوان المسلمين را قانونى مى داند و يا سعى در قانونى كردن آن مى كند، مى گويد: آمريكايى ها هرگز چنين كارى را انجام نمى دهند و قبول نمى كنند كه اخوان المسلمين به صورت قانونى فعاليت كنند. اگرچه اخوان المسلمين تنها گروه سياسى مخالف رژيم است كه از سازماندهى بسيار خوبى برخوردار است. اين گروه با جمال عبدالناصر يكبار همكارى كرد. سادات هم از آنها براى موازنه با چپ گرايان استفاده كرد و معلوم نيست كه آيا چنين همكارى بار ديگر ميان ژنرالها و اسلام گراها پيش خواهد آمد يا خير.
آن روز، هنگامى كه من به هتل باز مى گشتم، شب عيد بود و ۸۶۱ زندانى اسلام گرا از زندان آزاد شده بودند. به اين فكر مى كردم كه آيا آزادى اين زندانى ها به پيام ايمان الظواهرى رئيس مصرى گروه الجهاد و يار نزديك بن لادن وابسته است يا خير؟ در پيام الظواهرى آمده بود كه مسلمانان بايد به آمريكايى ها و منافع آن حمله كنند، اما اين حملات نبايد در مصر انجام شود. بلافاصله پس از اين پيام، نوار سخنرانى بن لادن از شبكه هاى تلويزيونى پخش شد كه در آن، از مسلمانان سراسر جهان خواسته بود تا به اشغال عراق توسط آمريكا پاسخ دهند. به مانند پيامهاى گذشته، او خواستار سرنگونى چندين حكومت شده بود. مصر معمولاً در فهرست كشورهايى قرار داشت كه بن لادن خواهان سرنگونى حكومت آن مى شد، اما اين بار مصر در اين فهرست جايى نداشت.