باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 345 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
راهبرد رسيدن‌ به‌نوآوري ‌و شكوفايي ‌تا چشم‌انداز 20 ساله
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


سرلشكر سيد حسن فيروزآبادي فرمانده ستاد كل نيروهاي مسلح، طي سخنراني مبسوطي به راهبردهاي رسيدن به نوآوري و شكوفايي اشاره كرده است كه در ادامه مي‌خوانيم.

 
   ● سخنران: سيد حسن - فيروزآبادي

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌

اللهم‌ صل‌ علي‌ علي‌بن‌ موسي‌ الرضا المرتضي‌ الامام‌ التقي‌ النقي‌ و حجتك‌ علي‌ من‌ فوق‌ الارض‌ و من‌ تحت‌ الثري‌ الصديق‌ الشهيد صلواة‌ كثيرة‌ تامة‌ زاكية‌ متواصلة‌ متواترة‌ مترادفة‌ كافضل‌ ما صليت‌ علي‌ احد من‌ اوليائك‌

و قل‌ جاءالحق‌ و زهق‌ الباطل‌ ان‌ الباطل‌ كان‌ زهوقا(اسراء81)

ديو چو بيرون‌ رود فرشته‌ درآيد

شيخ‌ جامي‌ از بزرگترين‌ عرفا از طايفة‌ ابن‌ عربي‌، حافظ‌ و بابا طاهر است‌. اهل‌ كاشمر است‌، آمده‌ در يك‌ غاري‌ نزديك‌ تربت‌ جام‌ عبادت‌ مي‌كرده‌ و به‌ جامي‌ مشهور شده‌ است‌ جامي‌ وقتي‌ جهت‌ زيارت‌ به‌ مشهد، مي‌آمد، يك‌ ايستگاهي‌ است‌ بنام‌ سنگ‌ رس‌، آنهايي‌ كه‌ با راه‌ آهن‌ به‌ مشهد آمده‌اند ايستگاه‌ سنگ‌ رس‌ را ديده‌اند ايشان‌ در سنگ‌ رس‌ مي‌ايستاد و زيارت‌ نامه‌ را مي‌خواند و بعد بر مي‌گشت‌.

يكبار كه‌ يارانش‌ همراهش‌ بودند به‌ او اعتراض‌ مي‌كنند كه‌ چرا نمي‌رويد در مشهد زيارت‌ كنيد مي‌گويد من‌ جامي‌ هستم‌ جرائت‌ نمي‌كنم‌ از اين‌ جلوتر بروم‌ يك‌ بيت‌ شعر از جامي‌ در مفاتيح‌الجنان‌ مرحوم‌ شيخ‌ عباس‌ قمي‌ آورده‌ مي‌گويد.

پي‌ عشق‌ رو بند حوران‌ جنت‌ به‌ مژگان‌ همي‌ خاك‌ درت‌ را

يعني‌ حوران‌ جنت‌ وقتي‌ بخواهند معطر شوند مي‌آيند با مژگانشان‌ مي‌مالند به‌ خاك‌ آستان‌ امام‌ رضا عليه‌ السلام‌. اين‌ ويژگيهايي‌ كه‌ در صلواة‌ حضرت‌ آمده‌ حجت‌ خدا بر همه‌ عالميان‌ چه‌ در دنيا و چه‌ در زير خاك‌ هستند. صديق‌، الشهيد

به‌ هر حال‌ ما از طرف‌ خداي‌ متعال‌ موظفيم‌ كه‌ از اولي‌ الامر كه‌ ائمه‌ طاهرين‌ عليه‌ السلام‌ هستند اطاعت‌ كنيم‌. اطاعت‌ آنها بر ما واجب‌ است‌ مثل‌ وجوب‌ اطاعت‌ از رسول‌ خدا (ص‌) و خداي‌ متعال‌ است‌.

امام‌ زمان‌ عليه‌ السلام‌ فرموده‌اند فارجعوا الي‌ رواة‌ حديثنا

ما را به‌ فقها ارجاع‌ داده‌اند و امام‌ عزيز ما فرمودند اولي‌الامر ولايت‌ فقيه‌ است‌ يعني‌ اطاعت‌ از ولي‌ فقيه‌ هم‌ واجب‌ است‌.

اين‌ را از اين‌ بابت‌ عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌ دوستان‌ در سخنراني‌هايشان‌ آنهايي‌ هم‌ كه‌ خيلي‌ حزب‌ الهي‌ و بسيجي‌ هستند مي‌گويند كه‌ فرمايشات‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) فرمايشات‌ مقام‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ هدايت‌ها و ارشادات‌ ايشان‌ از اين‌ طور چيزها اسم‌ مي‌برند. واجب‌ است‌، فرمايش‌ و ارشاد و هدايت‌ نيست‌، واجب‌ است‌ آنچه‌ مي‌گويند اطاعت‌ كنيم‌ بايد به‌ آن‌ عمل‌ كنيم‌ ما در مشهد حضرت‌ ميرزا جواد آقا داشتيم‌ از مدرسين‌ بزرگ‌ حوزه‌ بودند امام‌ (ره‌) هم‌ ايشان‌ را خيلي‌ دوست‌ داشتند ايشان‌ هم‌ به‌ امام‌ ارادت‌ داشتند جمله‌اي‌ ايشان‌ را كه‌ برادران‌ مشهدي‌ براي‌ من‌ تعريف‌ كردند را مي‌خواهم‌ بگويم‌.

كه‌ ميرزا جواد آقا بخاطر اين‌ كه‌ فرماندهي‌ كل‌ قوا حضرت‌ امام‌ (ره‌) را تاييد بكنند و در جنگ‌ با صدام‌ و استكبار جهاني‌ خودشان‌ به‌ جبهه‌ تشريف‌ مي‌بردند و آنجا لباس‌ بسيجي‌ مي‌پوشيدند و مي‌رفتند گلوله‌ خمپاره‌ را مي‌انداختند داخل‌ لوله‌ و مي‌فرمودند خوب‌ امر به‌ جهاد شده‌ و من‌ آمدم‌. يكي‌ از روزها كه‌ راديو سخنراني‌ امام‌ (ره‌) را پخش‌ كرده‌ بود و ما گوش‌ داده‌ بوديم‌، ساعت‌ هفت‌ شب‌ اخبار هم‌ پخش‌ كرد ولي‌ ما داشتيم‌ با هم‌ مجدداً حرف‌ مي‌زديم‌ ميرزا جواد آقا آنجا كنار سنگر نشسته‌ بودند فرمودند كه‌ حرف‌ نزنيد گفتيم‌ كه‌ آقا ما صبح‌ گوش‌ كرده‌ايم‌ دوباره‌ فرمود حرف‌ نزنيد بعد كه‌ فرمايشات‌ امام‌ (ره‌) تمام‌ شد فرمودند كه‌ گوش‌ دادن‌ به‌ فرمايشات‌ امام‌ خميني‌(ره‌) همان‌ قدر واجب‌ است‌ كه‌ امام‌ معصوم‌(ع‌) دارند با شما صحبت‌ مي‌كنند و يا كه‌ دارند قران‌ مي‌خوانند شما بايد گوش‌ بدهيد "فاستمعوا له‌ و انصتوا لعلكم‌ ترحمون‌) (اعراف‌/ 204)

والفجر، قسم‌ به‌ سپيده‌، قسم‌ به‌ صبح‌، قسم‌ به‌ لاله‌ در خون‌ خفته‌، شهيد دست‌ از جان‌ شسته‌، قسم‌ به‌ مظلوميت‌ حسين‌ (ع‌) قسم‌ به‌ تشنگي‌ علي‌ اصغر و قسم‌ به‌ صبر و مصائب‌ زينب‌(س‌)، راهت‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌، والعصر، قسم‌ به‌ انسان‌ كامل‌، قسم‌ به‌ محمد (ص‌)، قسم‌ به‌ علي‌(ع‌)، قسم‌ به‌ فاطمه‌ (س‌)، راهت‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌، "والتين‌ و زيتون‌" قسم‌ به‌ مدينه‌، قسم‌ به‌ كوفه‌، قسم‌ به‌ قدس‌، قسم‌ به‌ كعبه‌، قسم‌ به‌ قم‌، قسم‌ به‌ تبريز، قسم‌ به‌ شلمچه‌، راهت‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌، "والعاديات‌ ضبحا" قسم‌ به‌ اسب‌هاي‌ دونده‌ در سريه‌ تحت‌ امر رسول‌ خدا(ص‌)، و قسم‌ به‌ علي‌(ع‌)، كه‌ فرمانده‌ اين‌ جنگها بود، قسم‌ به‌ پوتين‌ رزمندگان‌ اسلام‌، قسم‌ به‌ پلاكشان‌، قسم‌ به‌ استخوانهاي‌ دير آمده‌ شان‌ راهت‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌، " و السابحات‌ سبحا "، قسم‌ به‌ فرشتگان‌ تسبيح‌ گوي‌ عرش‌، قسم‌ به‌ فرشتگان‌ استغفار گوي‌ براي‌ مومنان‌، قسم‌ به‌ فرشتگان‌ حامل‌ عرش‌، قسم‌ به‌ فرشتگان‌ نويسنده‌ نامه‌ اعمال‌، قسم‌ به‌ فرشتگان‌ ناظر به‌ اعمال‌ ما، قسم‌ به‌ فطرس‌ خادم‌ قبر حسين‌ (ع‌)، راهت‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌ " و الشمس‌ و ضحاها" قسم‌ به‌ خورشيد و نور پراكني‌اش‌، قسم‌ به‌ دماوند، قسم‌ به‌ زاينده‌ رود، قسم‌ به‌ كارون‌، قسم‌ به‌ كرخه‌ نور، قسم‌ به‌ فرات‌، قسم‌ به‌ آبي‌ كه‌ از دستهاي‌ عباس‌(ع‌)، حسين‌(ع‌) بر سطح‌ آب‌ ريخت‌.

برائت‌ از مشركان‌ را ادامه‌ خواهيم‌ داد اي‌ امام‌، براي‌ شادي‌ ارواح‌ طيبه‌ شهداء و امام‌ شهداء صلوات‌. من‌ خاك‌ پاي‌ همه‌ بسيجيان‌ هستم‌ كه‌ در پيشگاه‌ اساتيد بسيجي‌ ذره‌اي‌ از آنها هم‌ حساب‌ نمي‌شوم‌. مطالب‌ موضوعاتي‌ كه‌ مي‌خواهم‌ بيان‌ كنم‌ يكي‌ بررسي‌ راهكارهاي‌ جنبش‌ نرم‌افزاري‌ از ديدگاه‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ آيت‌ الله خامنه‌اي‌ عزيز است‌ من‌ تا حالا دو كار روي‌ فرامين‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ راجع‌ به‌ نهضت‌ نرم‌افزاري‌ انجام‌ داده‌ام‌ و قبلاً از سالهاي‌ تقريباً 78 و 79 كه‌ آقا شروع‌ فرمودند راجع‌ به‌ موضوع‌ صحبت‌ بكنند تا سال‌ 83 را بصورت‌ يك‌ نرم‌افزار تهيه‌ كرده‌ام‌ در جلسات‌ اساتيد دانشگاه‌ حضرت‌ بقية‌الله(عج‌) بيان‌ كردم‌ و در دانشگاه‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) آنرا بصورت‌ درس‌ ارائه‌ نموده‌ام‌ و بصورت‌ يك‌ نرم‌افزار هم‌ تكثير كرديم‌ و فرستاديم‌ براي‌ همه‌ مراكز آموزشي‌ كشور و نيروهاي‌ مسلح‌ كه‌ انشاء الله فرمايشاتي‌ از فرامين‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ را كه‌ بايد عمل‌ كنيم‌ بشناسيم‌.

در آن‌ سه‌ چهار سال‌ اول‌ مولي‌ ما بحث‌ نهضت‌ نرم‌افزاري‌، توليد علم‌، پرهيز از كار ترجمه‌اي‌ و ديگر موارد را مطرح‌ كردند. پايه‌هايش‌ را هم‌ گذاشتند در استعمار و فرمودند كه‌ استعمار باعث‌ شده‌ كه‌ ما از علم‌ جدا بشويم‌، از ريشه‌ خودمان‌ جدا بشويم‌ و بعد استناد كردند به‌ فرمايشات‌ رسول‌ خدا(ص‌) و امام‌ علي‌ (ع‌) و فرمودند كه‌ با اين‌ پايه‌اي‌ كه‌ علم‌ در نزد خداي‌ متعال‌ در نزد بزرگان‌ دين‌ دارد بايستي‌ ما شروع‌ بكنيم‌ به‌ كار نهضت‌ نرم‌افزاري‌ و توليد علم‌.

بنا شد كه‌ بيانات‌ آقا در بين‌ اساتيد دانشگاهها و مديران‌ و نخبگان‌ دانشگاه‌ مطرح‌ شود و شد. ابتدا مطالب‌ من‌ جهت‌ يادآوري‌ هدايتهاي‌ رهبر عزيز در جنبش‌ نرم‌افزاري‌ و پاسخ‌ به‌ كج‌ فهمي‌ها است‌ اين‌ بعنوان‌ مقدمه‌ است‌ چند بخش‌ هم‌ دارد. حضرت‌ آقا وقتي‌ كه‌ اولين‌ بار در دانشگاه‌ امير كبير راجع‌ به‌ جنبش‌ نرم‌افزاري‌ صحبت‌ فرمودند: كه‌ جنبش‌ نرم‌افزاري‌ يعني‌ در زمينه‌ علم‌ و توليد علم‌ و شكستن‌ مرزهاي‌ علم‌ يك‌ جنبش‌ و يك‌ حركت‌ عظيم‌ بوجود بيايد. از اين‌ هدايت‌ رهبري‌ استقبال‌ شد و آنهايي‌ كه‌ مي‌توانستند به‌ اين‌ فرمان‌ عمل‌ كنند رفتند دنبال‌ راه‌كارهاي‌ عملي‌ و در جلسات‌ سالهاي‌ 83 به‌ بعد كه‌ اساتيد و مسئولان‌ دانشگاهها به‌ محضر ايشان‌ شرفياب‌ شدند صحبت‌ از نهضت‌ نرم‌افزاري‌ و توليد علم‌ شد. آقا فرمودند كه‌ استعمار ما را از علم‌ جدا كرد و باعث‌ عقب‌ افتادگي‌ ما شد و نرم‌افزارهاي‌ تحميلي‌ مثل‌ اعزام‌ ايرانيان‌ به‌ دانشگاههاي‌ اروپا و امريكا، جهت‌ تحصيل‌ و آنها تاكيد كرده‌ بودند كه‌ چه‌ به‌ اينها آموزش‌ داده‌ شود براي‌ اينكه‌ اين‌ افراد ايراني‌ چي‌ در كشور خود درس‌ بدهند و ما بتوانيم‌ از غرب‌ بخريم‌ و ما استفاده‌ بكنيم‌.

يك‌ حكمتي‌ كه‌ علم‌ را در دوره‌ رضا خاني‌ آوردند به‌ ايران‌ اين‌ بود كه‌ ايران‌ آن‌ روز نمي‌توانست‌ كه‌ توليدات‌ غرب‌ را مصرف‌ بكند بايد يك‌ زمينه‌اي‌ ايجاد مي‌كردند كه‌ بشود اين‌ كار را كرد بنابر اين‌ آقا فرمودند كه‌ ما آن‌ علم‌ ترجمه‌اي‌ را كه‌ براي‌ ما آمده‌ است‌ را بايد بگذاريم‌ كنار چون‌ اين‌ علم‌ را غرب‌ براي‌ ما خواسته‌ اين‌ چيزي‌ نبوده‌ كه‌ فهم‌ ما به‌ آن‌ رسيده‌ باشد و نهضت‌ ترجمه‌اي‌ هم‌ كه‌ وجود دارد يعني‌ همه‌ كتابهاي‌ درسي‌ ما را ترجمه‌ مي‌كنند و مي‌آورند و بعد تدريس‌ مي‌كنند اين‌ هم‌ يعني‌ همين‌، يعني‌ درسي‌ كه‌ آنها براي‌ ما مي‌خواهند در كتابها و جز واتشان‌ مي‌نويسند و اساتيد مي‌آيند ترجمه‌ مي‌كنند و ارائه‌ مي‌كند و اين‌ يعني‌ اينكه‌ ما شاگرديم‌ و تا آخر هم‌ بايد شاگرد بمانيم‌.

بنابر اين‌ آقا آمدند فرمودند كه‌ يكي‌، كرسي‌هاي‌ بحث‌ علمي‌ گذاشته‌ بشود در دانشگاه‌ها و در حوزه‌هاي‌ علميه‌ قم‌ كه‌ متأسفانه‌ ما خبري‌ از آن‌ نشنيديم‌ يعني‌ من‌ در دانشگاه‌ها آن‌ اندازه‌اي‌ كه‌ رفت‌ و آمد مي‌كنم‌ و يا حوزه‌ آنقدري‌ كه‌ ارتباط‌ دارم‌ كرسي‌هاي‌ مباحثه‌ علمي‌ گذاشته‌ نشد. شما بسيجي‌ هستيد، نبايد بگوييد كه‌ ما نمي‌دانيم‌ كرسي‌ مباحثه‌ علمي‌ چيست‌. يك‌ كرسي‌ بگذاريد و با يك‌ تريبون‌ برويد بنشنيد و به‌ يك‌ چيزهايي‌ انتقاد كنيد در زمينه‌ علم‌ و ديگران‌ بيايند جوابتان‌ را بدهند. اين‌ مي‌شود كرسي‌ مباحثه‌ علمي‌ و بعد برويد مطالب‌ قوي‌تر و جديدتري‌ پيدا كنيد و بياوريد و ديگران‌ را به‌ مباحثه‌ بكشانيد. ما صاحب‌ علم‌ بوديم‌. ابو علي‌ سينا، فارابي‌، خوارزمي‌، رازي‌ و ملاصدرا از ماست‌ يعني‌ من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ شما به‌ تاريخ‌ فلسفه‌ مراجعه‌ كرده‌ايد يا نه‌. من‌ يكبار رفتم‌ در دانشگاههاي‌ ما تدريس‌ مي‌شد گرفتم‌ و از اول‌ تا آخرش‌ خواندم‌. تاريخ‌ فلسفه‌اي‌ كه‌ در دانشگاهها تدريس‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ مي‌گويد كه‌ علم‌ اول‌ بصورت‌ فلسفه‌ شروع‌ شد، فلسفه‌ سالها پيش‌ آمد و فيلسوفان‌ به‌ مباحث‌ اجتماعي‌، حكومتي‌ و اداره‌ اجتماع‌، تمدن‌، شهرنشيني‌ و غيره‌ پرداختند بعد الزامات‌ بعدي‌ كه‌ پيش‌ آمد علم‌ فيزيك‌، شيمي‌، طب‌، زيست‌شناسي‌، از فلسفه‌ جدا شد و آمد و به‌ اين‌ علوم‌ تبديل‌ شد و چون‌ ديگر نمي‌توانست‌ پا به‌ پاي‌ فلسفه‌ ادامه‌ بدهد به‌ اين‌ صورت‌ شكل‌ گرفت‌. بعدها بعد از رنسانس‌ كه‌ علم‌ تجربي‌ بر همان‌ مباني‌ كه‌ از قبل‌ آمده‌ بود پايه‌ گذاري‌ شد اين‌ است‌ تاريخ‌ فلسفه‌ يعني‌ همان‌ تاريخ‌ علم‌، هر دو آن‌ يكي‌ است‌ نزد غربي‌ها، فلسفه‌ يعني‌ چي‌؟ فلسفه‌ يعني‌ مباني‌ كه‌ ارسطو و استادش‌ گذاشتند اين‌ دو فيلسوف‌ يوناني‌ آمدند پايه‌ گذاري‌ كردند و بقيه‌ مراكز علمي‌ روي‌ آن‌ كار كردند و آمدند تا اين‌ شد. اما بعد چي‌ اين‌ را تكامل‌ داد همين‌ علم‌ جهان‌ اسلام‌ كه‌ رفتند در دو قرن‌ اوليه‌ همه‌ علوم‌ غربي‌ را آوردند در مدارس‌ علمي‌ روي‌ آن‌ مباحثه‌ كردند و پايه‌ علم‌ اسلامي‌ را گذاشتند و پايه‌ علم‌ اسلامي‌ بود كه‌ جابرابن‌ حيان‌، رازي‌، ابوعلي‌ سينا، ملاصدرا، خوارزمي‌ و غيره‌ را در شاخه‌هاي‌ مختلف‌ علمي‌ بوجود آورد بعد دوباره‌ آمد اين‌ها را از ما گرفت‌ برد ترجمه‌ كرد يعني‌ غربي‌ها آمدند زبان‌ عربي‌ و فارسي‌ را ياد گرفتند و آمدند كتابهاي‌ ما را ترجمه‌ كردند و بردند به‌ غرب‌ و سالها تدريس‌ كردند بعد كه‌ رنسانس‌ شد و علم‌ ارتقاء پيدا كرد آمدند همان‌ علوم‌ را پايه‌ علوم‌ تجربي‌ قرار دادند و علوم‌ تجربي‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ امروز بعنوان‌ ما در علم‌ دارد در غرب‌ و آمريكا با سرعت‌ نور و با تصاعد هندسي‌ پيش‌ مي‌رود اين‌ علم‌ جهان‌ امروز همين‌ است‌ ديگر.

آقا فرمودند كه‌ خوب‌ اين‌ علم‌ كه‌ از ما بود و از جهان‌ اسلام‌ رفت‌ و همه‌ دانشمندان‌ غربي‌ به‌ آن‌ اقرار دارند ما چرا آمديم‌ رفتيم‌ مقلد شديم‌ و ترجمه‌ را پذيرفتيم‌ و داريم‌ كار ترجمه‌اي‌ را انجام‌ مي‌دهيم‌ و تدريس‌ مي‌كنيم‌. هيچ‌ حركت‌، هيچ‌ نهضتي‌، هيچ‌ ارائه‌ جديدي‌، هيچ‌ تأثيري‌ در تحول‌ انقلابي‌ ما از اين‌ علم‌ نمي‌بينيم‌. خوب‌ من‌ سخنگوي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ در مشهد بودم‌ يك‌ اشاره‌ بكنم‌ به‌ انقلاب‌ فرهنگي‌، ما بعد از انقلاب‌، دانشجويان‌ بعد از بحث‌ تشكيل‌ سپاه‌، جهاد و ديگر نهادها اين‌ فكر را كردند كه‌ دانشگاهها چه‌ مي‌شود. امام‌ آمدند انقلاب‌ اسلامي‌ كردند، مردم‌ نهضت‌ اسلامي‌ كردند پايه‌ حكومت‌ غربي‌ و افكار غربي‌ را شكستند و ريختند بيرون‌، حالا دانش‌ اسلامي‌ چيست‌؟ انقلاب‌ فرهنگي‌ براي‌ اين‌ شد. دانشجوها جمع‌ شدند آمدند همه‌ گروهكها را كه‌ دانشگاه‌ را دوره‌ كرده‌ بودند ريختند بيرون‌ و بعد هم‌ ايستادند گفتند بايد انقلاب‌ فرهنگي‌ بشود.

در آن‌ موقع‌ ما با يك‌ چيز بسيار سختي‌ مواجه‌ شديم‌. بني‌ صدر غرب‌ زده‌ و با قالب‌ غربي‌ آمده‌ بود رئيس‌ شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ بود. رئيس‌ جمهور و رئيس‌ شوراي‌ عالي‌ امنيت‌ ملي‌ بود. يك‌ روزي‌ آمد از راديو صحبت‌ كرد گفت‌ اين‌ وحشي‌گري‌ها چيه‌؟ چرا با دانشگاهها اينطور كرديد، اين‌ چه‌ وضعيتي‌ است‌ و همصدا با منافقين‌ بود. منافقين‌ هم‌ در دانشگاه‌ و در همين‌ دانشگاه‌ مشهد دو كاميون‌ دسته‌ كلنگ‌ آوردند و ريختند در باشگاه‌ دانشگاه‌ براي‌ اينكه‌ جلوي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ را بگيرند با كتك‌ كاري‌ و چون‌ بچه‌ها خيلي‌ دقيق‌ طراحي‌ كرده‌ بودند اصلاً آنها متوجه‌ نشدند كه‌ چطور شد و مواجه‌ شدند با كاري‌ كه‌ انجام‌ شده‌ بود خوب‌ ما آنروز صدايمان‌ به‌ جايي‌ نمي‌رسيد من‌ رفتم‌ بالاي‌ سر در دانشكده‌ پزشكي‌ مشهد ايستادم‌ و يك‌ بلندگو دستي‌ گرفتم‌ و صحبت‌ كردم‌ حرفهاي‌ بني‌ صدر را كه‌ از ساعت‌ 2 از راديو پخش‌ شده‌ بود قطع‌ كردم‌ و گفتم‌ اين‌ آقا خودش‌ غربي‌ است‌ و غربزده‌ است‌ متوجه‌ نيست‌ حاليش‌ نمي‌شود اين‌ اصلاً اسلام‌ نمي‌فهمد، ايران‌ را نمي‌فهمد و اين‌ حرفها هم‌ كه‌ زده‌ نمي‌فهمد و اما بعدش‌ بني‌ صدر آمد، اميد نجف‌ آبادي‌ معدوم‌ را با همين‌ ستاري‌فر كه‌ اخيراً در دوم‌ خرداد رئيس‌ سازمان‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ شد فرستاد به‌ دانشگاهها براي‌ اينكه‌ دانشجوها را بنشانند سر جايشان‌ بگويند آقايان‌ اين‌ چه‌ حرفهايي‌ است‌ كه‌ شما مي‌زنيد، دانشگاهها بايد باز باشد و همان‌ اساتيد و همان‌ درس‌ها و همان‌ كتابها و همان‌ شد كه‌ شد ما كه‌ گرفتار بوديم‌، دانشگاه‌ گرفتار بودند دانشجوهاي‌ خوش‌ فكر و مسلمان‌ در سپاه‌ و جهاد و اينها گرفتار خود انقلاب‌ بودند بنابر اين‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ انجام‌ نشد. بله‌ كميسيونهاي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ تشكيل‌ شد. شورا تشكيل‌ شد كميته‌هايي‌ براي‌ رشته‌هاي‌ مختلف‌ تشكيل‌ شد بعدش‌ من‌ خودم‌ فردي‌ را فرستادم‌ به‌ كميسيون‌ پزشكي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ براي‌ اينكه‌ بدانيم‌ فضا چه‌ بود.

من‌ با همين‌ روحيه‌ رفتم‌ در كميته‌ اتفاقاً من‌ را رئيس‌ جلسه‌ كردند در همانجا بعد من‌ جلسه‌ را اداره‌ كردم‌ و همان‌ حرفها را زدم‌ در آنجا، گفتم‌ كه‌ بايد انقلاب‌ فرهنگي‌ بشود و بايستي‌ اساس‌ درست‌ بشود و اينها. دو سه‌ نفر از اساتيدي‌ كه‌ آنجا بودند هفته‌ قبلش‌ از آمريكا آمده‌ بودند يك‌ خانمي‌ هم‌ حرف‌ زد به‌ روش‌ منافقين‌ كه‌ من‌ را ضايع‌ كند گفت‌ كه‌ حالا كه‌ در اين‌ مملكت‌ در شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ و در كميته‌ پزشكي‌ اساتيدي‌ مثل‌ ما هستند كه‌ اينجا نشسته‌ايم‌ اين‌ آقاي‌ فيروزآبادي‌ كه‌ چند تا كار دارد در جاهاي‌ مختلف‌ مثل‌ هلال‌ احمر و جهاد و غيره‌ چرا آمده‌ است‌ اينجا به‌ همين‌ صراحت‌ ما را بيرون‌ كردند از آنجا و گفتند كه‌ برو از اينجا. اين‌ برخورد با آن‌ انديشه‌ اوليه‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ بود يعني‌ اين‌ انقلاب‌ درك‌ كرد موضوع‌ را ولي‌ خلاصه‌ اين‌ فكر انقلابي‌ كه‌ از امام‌ و انقلاب‌ گرفته‌ شده‌ بود كه‌ مي‌گفت‌ بايد دانشگاهها اسلامي‌ بشود اين‌ را آمدند با مسخره‌ كردن‌ كه‌ اسلامي‌ بشود يعني‌ چي‌، يعني‌ اينكه‌ در همه‌ چيز بسم‌الله بنويسيم‌. نمي‌دونم‌ پزشكي‌ را به‌ روش‌ اسلامي‌ عمل‌ كنيم‌ فيزيك‌ را به‌ روش‌ اسلامي‌ عمل‌ كنيم‌ واقعاً همه‌ چيز را مسخره‌ كردند اين‌ خاطره‌ را گفتم‌ براي‌ اينكه‌ بگويم‌ حالا كه‌ رهبر عزيز ما فرمودند نهضت‌ نرم‌افزاري‌ و توليد علم‌، همين‌ حرفها توسط‌ استادان‌ غربزده‌ در دانشگاهها تكرار شد من‌ اين‌ اندازه‌ مي‌دانم‌ كه‌ در 20 سال‌ اول‌ انقلاب‌ اساتيد غربزده‌ غربي‌ كه‌ گروههاي‌ علمي‌ را در دانشگاهها اشغال‌ كرده‌ بودند اجازه‌ نمي‌دادند كه‌ بچه‌ مسلمان‌ اصلاً رتبه‌ علمي‌ بگيرد اجازه‌ نمي‌دادند كه‌ عضو گروه‌ علمي‌ دانشگاه‌ باشد اين‌ يعني‌ چي‌ براي‌ چي‌ بود براي‌ همين‌ بود كه‌ نمي‌خواستند اين‌ علم‌ ترجمه‌اي‌ كه‌ از غرب‌ آورده‌ بودند در دانشگاهها بهم‌ بخورد اين‌ ريشه‌ و عقبه‌ هم‌ داشت‌ و از عقبه‌اش‌ هم‌ حمايت‌ مي‌شد. اتفاقاً وقتي‌ كه‌ در شوراي‌ عالي‌ پشتيباني‌ جنگ‌ ما پيشنهاد كرديم‌ كه‌ بايستي‌ رزمندگان‌ سهميه‌ داشته‌ باشند براي‌ دانشگاهها، دو وزير بچه‌ مسلمان‌. را كه‌ آن‌ زمان‌ بودند تحريك‌ كردند در دانشگاه‌ و فرستادند در شوراي‌ عالي‌ پشتيباني‌ جنگ‌ آمدند آنجا كردند. گفتند آقا اينها مي‌دانيد چه‌ مي‌گويند؟ مي‌گويند اين‌ بچه‌هاي‌ بيسواد درس‌ نخوانده‌ در جبهه‌ها را بياوريم‌ در دانشگاهها. خوب‌ اين‌ عوامل‌ را بايد شناسايي‌ كنيم‌ اينها چيزهاي‌ اصلي‌ است‌ كه‌ بايد ببينيم‌ در فرمايشات‌ آقا چي‌ فرمودند راجع‌ به‌ اين‌ عوامل‌ چرا؟ چون‌ اگر ما هدف‌ و اين‌ عوامل‌ را هم‌ داشته‌ باشيم‌ وضع‌ فعلي‌ كشور را در اختيار داريم‌. اساتيد دانشگاهها در اختيار دارند هر كس‌ مي‌تواند به‌ دست‌ بياورد.

اين‌ عوامل‌ را بايد در فرمايشات‌ رهبري‌ پيدا بكنيم‌ به‌ اضافه‌ وضعيت‌ فعلي‌ كشور در توليد علم‌ ما مي‌توانيم‌ راهبرد توسعه‌ جهان‌ است‌. در اين‌ جهان‌ سطح‌ علمي‌ و پژوهشي‌ است‌ و ابداعات‌ جديد است‌ و انگيزه‌هاي‌ رقابتي‌ يعني‌ اينكه‌ ما امروز مي‌خواهيم‌ توليد علم‌ بكنيم‌ از جهان‌ كه‌ بي‌ نياز نيستيم‌. انقلاب‌ فرهنگي‌ نمي‌گويد كه‌ جهان‌ را رهاكن‌ و علم‌ آن‌ را رها كن‌ مي‌گويد آنرا بگيريد. سطح‌ علمي‌ كه‌ در دنيا هست‌ بگيريد. ابداع‌ جديد را بايد هوشيار باشيد و ببينيد كه‌ چيست‌ و بگيريد. انگيزه‌هاي‌ رقابتي‌ در توليد علم‌ در دنيا است‌ ما داخل‌ كشورمان‌ نداشتيم‌ تا حالا. نگوييد اين‌ چيست‌ كه‌ به‌ من‌ مي‌گويد. ما نداشتيم‌ بخاطر اينكه‌ علم‌ ترجمه‌اي‌ و تقليدي‌ رقابت‌ ندارد ما رقابت‌ نفساني‌ بين‌ اساتيدمان‌ داشتيم‌ در گروههاي‌ علمي‌ كشور رقابت‌ علمي‌ نداشتيم‌ بايد ببينيم‌ و بگرديم‌ و انگيزه‌هاي‌ رقابتي‌ را هم‌ در جهان‌ پيدا بكنيم‌ يعني‌ ما جهان‌ را كنار نمي‌گذاريم‌ بلكه‌ جهان‌ را جلوي‌ چشممان‌ مي‌گذاريم‌ و بعد مي‌آئيم‌ درون‌ كشور.

در كشور، ما امامت‌ و ولايت‌ داريم‌ كه‌ رهبر عزيزمان‌ انتظاراتشان‌ را، سياستهاي‌ خودشان‌ را براي‌ ما مي‌گويند. شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ داريم‌. كه‌ آقا هدايت‌ مي‌كنند و آنجا مصوباتي‌ را داريم‌. دولت‌ هم‌ داريم‌ كه‌ برنامه‌هاي‌ پنج‌ ساله‌ و دو سالانه‌ را مي‌دهد اينها در واقع‌ بستر كار را براي‌ دو وزارتخانه‌ و مراكز پژوهشي‌ ما مشخص‌ مي‌كنند. كار ديگري‌ كه‌ ما بايد بكنيم‌ يعني‌ غير از نگاه‌ به‌ دنيا و به‌ رهبر و شورايعالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ و دولت‌، نگاه‌ به‌ خودمان‌ است‌ كه‌ بايد آسيب‌شناسي‌ بكنيم‌. انتقاد از خودمان‌ بايد بكنيم‌. يعني‌ ما بايستي‌ واقعاً ببينيم‌ حالا رهبر از ما مي‌خواهد كشور، به‌ سمت‌ توليد علم‌ حركت‌ كند ما، وضعمان‌ چيست‌؟ ما آيا آمادگي‌ داريم‌؟ آسيب‌شناسي‌ در همه‌ جا هست‌ در كشور، وزارتخانه‌هاي‌ ما، مديران‌ دانشگاههاي‌ ما، اساتيد چگونه‌ باشند؟ دانشجو اصلاً چگونه‌ انتخاب‌ بكنيم‌؟ پژوهشگر ما چگونه‌ بايد باشد؟ وكلاً دانشگاه‌ ما چگونه‌ باشد بر اساس‌ همان‌ الگوي‌ قبلي‌ بايد اينها را آماده‌ بكنيم‌ حالا راههاي‌ علاجي‌ هم‌ بايد پيدا بكنيم‌ راههاي‌ علاج‌ را با كار علمي‌ هم‌ مي‌توانيم‌ پيدا بكنيم‌.

فقط‌ اين‌ نيست‌ كه‌ يكي‌ بيايد به‌ ما بگويد آقا علاج‌ چيست‌؟ البته‌ من‌ در اين‌ جلسه‌ مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ راه‌ علاج‌ كه‌ رهبري‌ گفتند چيست‌. اما راههاي‌ علاج‌ ديگر را هم‌ شما مي‌توانيد از راههاي‌ ديگر بدست‌ بياوريد آنهم‌ باز در كشور است‌ در مديران‌ دانشگاه‌ است‌. هم‌ در اساتيد است‌ هم‌ در دانشجويان‌ و هم‌ در پژوهشگران‌ ما است‌ و هم‌ نرم‌افزار و سخت‌افزار دانشگاه‌. ما يك‌ سري‌ سياست‌ و راهكار اجرايي‌ داريم‌. كه‌ با اينها خواهيم‌ توانست‌ آن‌ الگوهايي‌ كه‌ آنجا صحبت‌ كرديم‌ بدست‌ بياوريم‌.

اين‌ سياستها و راهكارهاي‌ تجربي‌ است‌ كه‌ ما بايد مد نظر قرار بدهيم‌ اولي‌ آن‌ سرمايه‌ گذاري‌ براي‌ توليد علم‌ است‌. يعني‌ خلاصه‌ بي‌ پول‌ نمي‌شود. بفرمايش‌ آقاي‌ قرائتي‌ كه‌ يك‌ مثل‌ معروفي‌ دارد مي‌گويد اباالفضل‌ براي‌ خدا كار مي‌كرد اما به‌ اسبش‌ جو مي‌داد. يعني‌ بدون‌ سرمايه‌ گذاري‌ نمي‌شود يعني‌ جهت‌ سرمايه‌ گذاريهاي‌ كشور بايد جهت‌ توليد علم‌ را بگيرد. مديريت‌ سياسي‌ اجتماعي‌ رواني‌ جامعه‌ بايستي‌ كه‌ تنظيم‌ بشود با مسير توليد علم‌ يعني‌ بايد تحولات‌ رواني‌ جامعه‌ در جهت‌ توليد علم‌ قرار بگيرد. همانطور كه‌ رهبر مي‌فرمايند توليد علم‌، بايد داخل‌ اطاق‌ انضار صحبت‌ مي‌كنند بگويند توليد علم‌، دانشجو كنفرانس‌ مي‌دهد بگويد توليد علم‌، بنده‌ را دعوت‌ مي‌كنند بگويم‌ توليد علم‌ اين‌ هم‌ منزلت‌ را ايجاد مي‌كند و هم‌ از نظر رواني‌ جامعه‌ را هدايت‌ مي‌كند بانك‌ آمار و اطلاعات‌ هم‌ ما بايد داشته‌ باشيم‌ نيازهاي‌ كشور را بايد داشته‌ باشيم‌ براي‌ تهيه‌ پژوهشها و توليدات‌ علمي‌ مان‌، بايد ويژگيهاي‌ جمعيتي‌ و مرزهاي‌ جغرافيايي‌، منابع‌ انساني‌ و منابع‌ طبيعي‌ مان‌ را بشناسيم‌.

بايد شايستگي‌ها و فرصتهاي‌ خلاق‌ منابع‌ انساني‌ و منابع‌ طبيعي‌ مان‌ را بايد بشناسيم‌ اين‌ بانك‌ آمار و اطلاعات‌ مي‌خواهد. اينها در دانشگاهها است‌ شما به‌ كار سيستمهاي‌ اجرايي‌ دولت‌ نگاه‌ نكنيد دانشگاهها بايد اين‌ سيستمها را طراحي‌ بكنند كه‌ ما بتوانيم‌ شايستگيهايمان‌ را كشف‌ بكنيم‌ هم‌ شايستگي‌ منابع‌ انساني‌. هميشه‌ يك‌ كنكور مي‌گذاريم‌ امتحان‌ مي‌گيريم‌ مي‌گوييم‌ اين‌ شايستگي‌ انساني‌. معلوم‌ نيست‌ كه‌ اين‌ درست‌ باشد بايد كار بكنيم‌ روي‌ اين‌ چيزها بعد بايد مديريت‌ بكنيم‌ اين‌ استعدادها و فرصتها را هم‌ در منابع‌ انساني‌ و هم‌ در منابع‌ طبيعي‌ و هم‌ در منابع‌ علمي‌ و فناوريهاي‌ نو. آنچه‌ را كه‌ داريم‌ بايد خوب‌ مديريت‌ بكنيم‌. خوب‌ مديريت‌ كردن‌ يعني‌ اينكه‌ آدمي‌ بايد مدير باشد كه‌ اعتقاد داشته‌ باشد به‌ توليد علم‌، اعتقاد داشته‌ باشد به‌ نهضت‌ نرم‌افزاري‌، اعتقاد داشته‌ باشد به‌ توان‌ نيروي‌ انقلابي‌ اين‌ مي‌تواند به‌ سمت‌ توليد علم‌ حركت‌ بكند چه‌ كسي‌ است‌ كه‌ موهاي‌ بدنش‌ به‌ فرمان‌ رهبري‌ منقبض‌ مي‌شود و سيخ‌ مي‌شود به‌ قول‌ عوام‌. آني‌ كه‌ تا مي‌گفتند شنيدي‌ امام‌ چه‌ گفت‌ فوراً خبر دار مي‌ايستد و وقتي‌ كه‌ مي‌گويند شنيدي‌ آقا چي‌ گفت‌ فوراً خبر دار مي‌ايستد آن‌ است‌ كه‌ بايد كار توليد علم‌ انجام‌ بدهد و بيايد برود دنبال‌ اين‌ كارها اين‌ هم‌ نمي‌گويم‌ فقط‌ در جوانها است‌ در اساتيد هم‌ هست‌ در مديران‌ دانشگاه‌ هم‌ هست‌ اين‌ مسير را بايد رفت‌.

واقع‌ بيني‌ هم‌ بايد داشته‌ باشيم‌ واقع‌ بيني‌ و مشاركت‌ در تسهيل‌ روندهاي‌ تصميم‌گيري‌ در اين‌ عواملي‌ كه‌ ذكر كردم‌ ما نمي‌توانيم‌ يك‌ سيستم‌ مديريتي‌ خشك‌ با همان‌ عوامل‌ تقليدي‌ كه‌ از قبل‌ بوده‌ داشته‌ باشيم‌ اين‌ سيستم‌مان‌ هم‌ توليد علم‌ بكند. خوب‌ نمي‌كند براي‌ همين‌ است‌ كه‌ 6 سال‌ است‌ كه‌ رهبري‌ دارند مي‌فرمايند توليد علم‌، نهضت‌ نرم‌افزاري‌، بعد از 4 سال‌ مي‌فرمايند كه‌ حالا خيز برداشته‌ايم‌. وزيري‌ كه‌ معترض‌ است‌ مي‌آيد مي‌گويد كه‌ آقا ما شروع‌ كرده‌ايم‌. خوب‌ اگر سيستم‌ ما تنظيماتش‌ آنطور باشد كه‌ بخواهد با فكر امامت‌ و ولايت‌ نظام‌، آني‌ را كه‌ دهه‌ فجر و انقلاب‌ اسلامي‌ آورده‌ بخواهد كار بكند. بايد كه‌ آدمهاي‌ واقع‌ بيني‌ و مشاركت‌ كننده‌ اينها را بايستي‌ بياوريم‌ و روندهاي‌ تصميم‌گيري‌ را هم‌ تسهيل‌ بكنيم‌. يك‌ زماني‌ روندهاي‌ تصميم‌گيري‌ براي‌ اين‌ بود كه‌ در اين‌ مملكت‌ توليد علم‌ پيش‌ نيايد برمي‌دارند ملك‌ الشعراي‌ بهار را كه‌ مي‌دانيد يك‌ آدم‌ متفكر، بسيار خوش‌ فهم‌، سياسي‌، عالم‌ بود. ريش‌ او را مي‌تراشند، لباس‌ وزارت‌ رضا شاه‌ را به‌ تنش‌ مي‌كنند و مي‌شود وزير علوم‌. آن‌ وقت‌ آقاي‌ ملك‌ الشعراي‌ بهار مي‌آيد افراد عالم‌ و استادي‌ را كه‌ در كشور مي‌شناسد خارج‌ نرفته‌اند مي‌گذارد استاد دانشگاه‌ و رتبه‌هاي‌ علمي‌ را به‌ آنها مي‌دهد بعد خود ايشان‌ را هم‌ از وزارت‌ بر مي‌دارند و تبعيدش‌ مي‌كنند به‌ اصفهان‌. واقعاً بايد كه‌ روندهاي‌ تصميم‌گيري‌ تسهيل‌ بشود بر مبناي‌ اينكه‌ مؤمنين‌ راحت‌ بتوانند كار بكنند پژوهشگران‌ بتوانند راحت‌ پژوهش‌ بكنند. اين‌ تدبيري‌ كه‌ امسال‌ آقا فرمودند، فرمودند كه‌ بسيج‌ (سابق‌ بر اين‌ بسيج‌ بود 20 ميليون‌) چند بار هم‌ دوستان‌ سپاهي‌ آمدند گفتند اجازه‌ بفرماييد بسيج‌ را بكنيم‌ 100 ميليون‌، آقا فرمودند شما همان‌ 20 ميليون‌ را درست‌ كنيد. ولي‌ خود آقا امسال‌ آمدند در روز رژه‌ بسيج‌ فرمودند بسيج‌ ده‌ها ميليوني‌. اين‌ ديگر نظامي‌ هم‌ نيست‌ هر كسي‌ انگيزه‌ انقلابي‌ دارد و تصميم‌ دارد براي‌ انقلاب‌ كار كند اين‌ جزو بسيج‌ ده‌ها ميليوني‌ است‌ وقتي‌ كه‌ ما اينقدر مسئله‌ را باز مي‌كنيم‌ و مي‌گوييم‌ ما فقط‌ به‌ اعتقاد و انگيزه‌ فرد بايد نگاه‌ بكنيم‌ كه‌ آيا اين‌ بسيجي‌ است‌ بايد اينها را مشاركت‌ بدهيم‌. زمينه‌ ايجاد بكنيم‌ همه‌ اينها بيايند كار بكنند و بند آخر را هم‌ من‌ نوشتم‌ كه‌ توجه‌ به‌ اين‌ عوامل‌ شش‌ گانه‌ فوق‌ در مديريت‌ دانشگاهها. من‌ اين‌ بحث‌ الگوها و عوامل‌ را اين‌ جا اول‌ بحث‌ خودم‌ آوردم‌ براي‌ اينكه‌ بدانيد كه‌ با حرف‌ پراكنده‌ زدن‌ با شعار دادن‌ با خوش‌ و بش‌ كردن‌، علم‌ توليد نمي‌شود بايد كار راهبردي‌ بشود و عوامل‌ راهبردي‌ آن‌ شناخته‌ بشود بايد برنامه‌ ريزي‌ كلان‌ صورت‌ بگيرد، برنامه‌ ريزي‌هاي‌ كلان‌ ما بايد متكي‌ بر الگوهاي‌ علمي‌ قوي‌ باشد براي‌ آن‌ شخص‌ و همه‌ اين‌ عوامل‌ و شاخص‌هاي‌ تاثير گزارنده‌ بايد دقيق‌ در نگاه‌ سيستمي‌ جاي‌ داده‌ شود. حالا كه‌ اينها را گفتم‌ ديگر تلگرافي‌ سريع‌ فرمايشات‌ آقا را كه‌ فرمان‌ است‌ براي‌ ما كه‌ تاكيد مي‌كند بر كار ما عرض‌ مي‌كنم‌. يك‌ خاطره‌اي‌ از مقام‌ معظم‌ رهبري‌ نقل‌ مي‌كنم‌ و ايشان‌ را هم‌ به‌ ياد بياوريم‌. آقا مي‌فرمايند وقتي‌ كه‌ من‌ رئيس‌ جمهور بودم‌ يعني‌ سالهاي‌ اول‌ انقلاب‌، وزير و معاونين‌ ايشان‌ جمع‌ شدند آمدند پيش‌ من‌ كه‌ به‌ من‌ تفهيم‌ بكنند كه‌ يك‌ نيرو گاهي‌ كه‌ قبل‌ از انقلاب‌ نيمه‌ تمام‌ مانده‌ بايد بگوييم‌ خارجي‌ها بيايند تمامش‌ كنند. ايشان‌ مي‌فرمايند كه‌ دو نفر از سران‌ قواي‌ ديگر هم‌ بودند من‌ به‌ اين‌ آقايان‌ گفتم‌ كه‌ شما نمي‌توانيد، برويد كنار، كساني‌ بيايند (ايرانياني‌) كه‌ بتوانند تمام‌ كنند نيروگاه‌ را و آمدند و اين‌ نيروگاه‌ ساخته‌ شد و ده‌ها نيروگاه‌ مثل‌ آن‌ ساخته‌ شد. امروز كه‌ آقا بحث‌ توليد علم‌ را مي‌كند در واقع‌ مي‌خواهند اين‌ را بگويند ما سه‌ دهه‌ از انقلابمان‌ گذشته‌ و ما 27 الي‌ 28 سال‌ مديريت‌ كلان‌ كرديم‌ در سطح‌ كشور همه‌ اين‌ حرفهاي‌ غربزده‌ها شنيديم‌ و تجربيات‌ موفق‌ نيروهاي‌ انقلاب‌ و مومنين‌ را هم‌ ديديم‌. من‌ مثالهاي‌ زيادي‌ براي‌ شما بگويم‌. سيلوها نا تمام‌ بود آمدند گفتند بدهيم‌ به‌ خارجي‌ها قبول‌ نشد، به‌ جهاد دادند. من‌ خودم‌ مسئول‌ طرح‌ سيلوها بودم‌ سيلوهاي‌ جديد ساخته‌ شدند در جاهاي‌ مختلف‌ كشور من‌ مدير كلان‌ آن‌ بودم‌. كارخانجات‌، آمدند به‌ من‌ گفتند كه‌ روستاها را مي‌خواهيم‌ لوله‌ كشي‌ بكنيم‌ مي‌خواهيم‌ قطعات‌ اتصال‌ بين‌ اين‌ لوله‌ها را از آلمان‌ بياوريم‌. گفتم‌ خجالت‌ بكشيد يعني‌ چه‌؟ خوب‌ توليد كنيد اينها را. گفتند نمي‌توانيم‌ گفتم‌ چرا؟ گفتند قالبهايش‌ را نداريم‌. گفتم‌ خوب‌ قالبهايش‌ را بسازيد گفتند كه‌ ما دستگاهي‌ كه‌ در داخل‌ كشور بتواند قالب‌ را تراش‌ بدهد نداريم‌ گفتم‌ خوب‌ به‌ آلمانيها سفارش‌ بدهيد برايتان‌ تراش‌ بدهد. ظرف‌ يكسال‌ كارخانجات‌ توليد قطعات‌ لوله‌ و آبرساني‌ در كشور ساخته‌ شد و شروع‌ كردند به‌ كار كردن‌ و تا الان‌ هم‌ كار مي‌كند يعني‌ شدني‌ بود.

من‌ معاون‌ نخست‌ وزير بودم‌ از سال‌ 64 شروع‌ كردم‌ دو گروه‌ تحقيقات‌ جنگ‌ گذاشتم‌ يكي‌ براي‌ صنعت‌ و يكي‌ هم‌ براي‌ صنايع‌ دفاع‌. دو گروه‌ جداگانه‌ كار مي‌كردند. روز اول‌ آمديم‌ گفتيم‌ كه‌ موشك‌ چرا نمي‌توانيم‌ بسازيم‌؟ آمديم‌ نشستيم‌ سه‌ شبانه‌ روز كار كرديم‌ و رسيدم‌ به‌ اينكه‌ بايد چيزي‌ را كه‌ يعني‌ با بررسي‌ امكان‌پذير مي‌شود كسي‌ هم‌ از آمريكا آمده‌ بود از آقاي‌ مهندس‌ موسوي‌ ده‌ ميليون‌ تومان‌ گرفته‌ بود گفته‌ بود كه‌ من‌ موشك‌ درست‌ مي‌كنم‌. اول‌ نشستيم‌ اين‌ بررسي‌ امكان‌ پذيري‌ را انجام‌ داديم‌ و بعد او را دعوت‌ كرديم‌ و ديديم‌ كه‌ اصلاً سواد ندارد موشك‌ هم‌ بلد نيست‌ بسازد. پول‌ را هم‌ بيخودي‌ گرفته‌ است‌. به‌ بچه‌ها گفتيم‌ شروع‌ كردند جهاد سازندگي‌ اولين‌ موشك‌ زمين‌ به‌ زمين‌ را ساخت‌ و آماده‌ كرد سوختش‌ و بدنه‌اش‌ را هم‌ خودش‌ توليد كرد بعد از جنگ‌ هم‌ منتقل‌ شد به‌ داخل‌ صنايع‌ دفاع‌ و بچه‌هاي‌ صنايع‌ دفاع‌ به‌ موازات‌ آنها كار كردند و اين‌ موشكهايي‌ كه‌ امروز ساخته‌ مي‌شود مبناي‌ آن‌ همان‌ جلسه‌ بررسي‌ امكان‌ پذيري‌ سال‌ 64 است‌. آن‌ چيزهايي‌ كه‌ مي‌گويند امكان‌ پذير نيست‌ و نشدني‌ است‌ امكان‌پذير است‌ شدني‌ است‌. همه‌اش‌ دروغ‌ است‌.

حالا غير از اين‌ به‌ شما بگويم‌ ده‌ها هزار ما پروژه‌ داريم‌ همينطور شد و به‌ نتيجه‌ هم‌ رسيده‌ است‌ منتها اين‌ داخل‌ نيروهاي‌ مسلح‌ شد مخفي‌ و بسته‌ بود و انعكاس‌ بيروني‌ نداشت‌ حتي‌ اجازه‌ به‌ ما نمي‌دادند با دانشگاههايمان‌ هماهنگ‌ كنيم‌. الان‌ آقا از سال‌ 80 به‌ ما اجازه‌ دادند كه‌ با دانشگاه‌ ارتباط‌ بر قرار كنيم‌. قبلاً يك‌ ارتباط‌ مخفي‌ با بعضي‌ عناصر بود ولي‌ از سال‌ 80 اجازه‌ فرمودند كه‌ از وقتي‌ توليد علم‌ را در دانشگاهها مطرح‌ كردند گفتند كه‌ نيروهاي‌ مسلح‌ بروند. مسائل‌ را با دانشگاهها مطرح‌ كنند و اين‌ كار ادامه‌ داشته‌ باشد يعني‌ پژوهش‌ و نياز با هم‌ باشد كه‌ بتواند پيشرفت‌ داشته‌ باشد.

اين‌ خاطره‌ آقاست‌ كه‌ مي‌خواهد بگويد من‌ كه‌ مي‌گويم‌ توليد علم‌ مي‌دانم‌ كه‌ مي‌شود. آقا مي‌فرمايند براي‌ حركت‌ علمي‌ در كشور نياز مضاعف‌ لازم‌ است‌ يك‌ حالت‌ عادي‌ نيست‌ اول‌ نياز است‌ چرا؟ چون‌ علم‌ عامل‌ عزت‌، قدرت‌ و امنيت‌ يك‌ ملت‌ است‌. يعني‌ مي‌گويد اگر قدرت‌ مي‌خواهيد عزت‌ مي‌خواهيد، اگر امنيت‌ مي‌خواهيد بايد علمش‌ را خودتان‌ توليد كنيد خوب‌ معلوم‌ است‌ كه‌ با علم‌ وارداتي‌ قدرت‌ وارداتي‌ است‌. با علم‌ وارداتي‌ كه‌ عزتي‌ وجود ندارد ذلت‌ است‌ وابستگي‌ است‌ با علم‌ وارداتي‌ امنيت‌ وجود ندارد اين‌ امنيت‌ سوراخ‌ است‌ اصلا نشدني‌ است‌ بنابر اين‌ ضروري‌ است‌. بعضي‌ مي‌فرمايند مضاعف‌ و موكد است‌ چرا؟ چون‌ ما از انجام‌ اين‌ وظيفه‌ بيش‌ از صد سال‌ عقب‌ افتاديم‌ يعني‌ در دوران‌ قاجار و در دوران‌ پهلوي‌ها، غرب‌ مثل‌ اختاپوس‌ افتاده‌ بود روي‌ كشور ما، دانشگاههاي‌ ما و منابع‌ ما و نگذاشت‌ كه‌ افكار ما حركت‌ بكند و دانشمندان‌ ما بينديشند و همه‌ را گذاشت‌ تحت‌ تسلط‌ فرهنگ‌ غربي‌. بنابر اين‌ حالا كه‌ ما مي‌خواهيم‌ اين‌ عقب‌ ماندگي‌ را جبران‌ بكنيم‌ بايد كه‌ تلاش‌ مضاعف‌ بكنيم‌. بنابر اين‌ توليد علم‌ هم‌ نياز است‌ و هم‌ نياز مضاعف‌ و مؤكد.

آقا مي‌فرمايند مسئله‌ نهضت‌ توليد علم‌ است‌ كه‌ بگويد من‌ شش‌، هفت‌ سال‌ است‌ كه‌ شروع‌ كرده‌ام‌ و يك‌ عده‌ بهانه‌گيري‌ كرده‌اند گفتند كه‌ توليد علم‌ چيست‌؟ مگر علم‌ توليد كردني‌ است‌ و مسخره‌ كردند. اين‌ حرفها را بگذاريد كنار هر چي‌ هست‌ بايد ما برويم‌ بدنبال‌ توليد علم‌ و پايه‌ فن‌آوريهاي‌ پيشرفته‌ و رشد تمدن‌ مرتبط‌ با مسائل‌ زندگي‌، دانش‌ است‌ بنابر اين‌ مسئله‌ جدي‌ هست‌ و آقا مي‌فرمايند كه‌ من‌ بارها گفتم‌ كه‌ نمي‌شود اين‌ ملت‌ شاگرد باقي‌ بماند شاگرد يعني‌ همان‌ تقليد يعني‌ اساتيد بروند و درس‌ بخوانند و بيايند داخل‌ ايران‌ درس‌ بدهند ما هم‌ گوش‌ بدهيم‌ همان‌ حرفها را هم‌ تكرار كنيم‌ استادهاي‌ داخلي‌ هم‌ باز همان‌ كتابها را بگذارند مرجع‌ و درس‌ بدهند ما نبايد به‌ مرحله‌ شاگردي‌ تنزل‌ پيدا كنيم‌ آن‌ هم‌ شاگرد تنبلي‌ باشيم‌ مي‌فرمايند من‌ تاكيد كرده‌ام‌ و مي‌كنم‌ در كنار اين‌ توجه‌ يافتن‌ و توليد دانش‌ بايد به‌ عمل‌ و كار بردي‌ كردن‌ و نيازهاي‌ كشور را در نظر گرفتن‌ حركت‌ كنيم‌. سرمايه‌ گذاري‌ كنيم‌ براي‌ توليد علم‌ و بايد مديريت‌ كنيم‌ و باز تاكيد مي‌كنند مساله‌ توليد علم‌، مساله‌ تحقيقات‌، حيات‌ آينده‌ اين‌ كشور است‌. ممكن‌ است‌ بيايند بگويند آقا چرا دائم‌ مي‌گوييد توليد علم‌، اصلاً ايران‌ انقلابي‌ با توليد علم‌ چهره‌ آينده‌اش‌ مشخص‌ مي‌شود.

آقا در يك‌ جلسه‌اي‌ اكثر مسئولين‌ آنجا حضور داشتند قرار بود كه‌ رئيس‌ جمهور راجع‌ به‌ توليد علم‌ گزارش‌ بدهند كه‌ آقا فرمودند امروز حتماً راجع‌ به‌ توليد علم‌ گزارش‌ بدهيد و بعد ايشان‌ گفتند كه‌ آقا وقت‌ نيست‌ آقا گفتند كه‌ وقت‌ هست‌. دوباره‌ رئيس‌ جمهور شروع‌ كردند و گفتند كه‌ چقدر پول‌ داديم‌ بابت‌ تعمير مساجد و بابت‌ حوزه‌ علميه‌ فلان‌ و اين‌ چيزها آقا در اينجا فرمودند: كه‌ من‌ تاكيد كردم‌ كه‌ سرمايه‌ گذاري‌ بايد بشود داخل‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ ريزي‌ گفتند بسيار خوب‌، 3 درصد بودجه‌ اين‌ مملكت‌ را گذاشتيم‌ براي‌ تحقيقات‌ بعد مي‌گويند من‌ پيگيري‌ كردم‌ كساني‌ گفتند 5/1 درصد و بعد مي‌فرمايند ببينيد چقدر از آن‌ تحقق‌ پيدا كرده‌ گفتند 75 درصد آن‌ تخصيص‌ پيدا كرده‌ و بعد فرمودند چقدرش‌ را داده‌اند گفتند 45% آنرا داده‌اند وقتي‌ ما فرمايشات‌ رهبري‌ را بصورت‌ منبر گوش‌ مي‌دهيم‌ كارمان‌ اينگونه‌ مي‌شود. رهبر امام‌ است‌ در مفاتيح‌ هم‌ نوشته‌ است‌ مقام‌ امامت‌ و ولايت‌.

امام‌ خميني‌(ره‌) هم‌ فرمودند ولايت‌ فقيه‌ همه‌ اختيارات‌ امام‌(ع‌) و پيغمبر(ع‌) را دارد. كساني‌ مي‌گويند كه‌ رشد علم‌ شتابنده‌ نيست‌ و كند است‌ در كشور و آقا مي‌گويند خير ما امروز در كشور ايران‌ از نظر توليد علم‌ شتابنده‌تريم‌ و توضيح‌ مي‌فرمايند در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ نظامي‌ و هسته‌اي‌ و غيره‌ كه‌ كار شده‌ خبري‌ بيرون‌ داده‌ نشده‌ و شما در جريان‌ نيستيد خوب‌ است‌ بعد هم‌ مي‌فرمايند كه‌ ما شتابنده‌ترين‌ هستيم‌ ارزيابي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما وضعمان‌ بسيار خوب‌ است‌. بعد هم‌ مي‌فرمايند كه‌ ما شتابنده‌ترين‌ هستيم‌ اين‌ را هم‌ بدانيد كه‌ مهمترين‌ مانع‌ پيشرفت‌ نا اميدي‌ و تاريك‌ ديدن‌ افق‌ است‌ و تاكيد مي‌كنند كه‌ بايستي‌ كه‌ همه‌ مديران‌ اعم‌ از خودم‌ و همه‌ بايد تاكيد بكنيم‌ كه‌ كار توليد علم‌ بايد انجام‌ بشود همان‌ شتابي‌ را كه‌ در جاهاي‌ ديگر هست‌، انجام‌ شده‌ مثل‌ هسته‌اي‌، سلولهاي‌ بنيادي‌ و صنايع‌ نظامي‌ اينها را به‌ دانشگاه‌ها اميد بدهيم‌ كه‌ همين‌ سرعت‌ را پيدا بكنند.

جمله‌اي‌ از نهج‌البلاغه‌ است‌ كه‌ خيلي‌ جمله‌ پر مغزي‌ است‌ مي‌فرمايند "العلم‌ سلطان‌ و من‌ لم‌ يجده‌ " علم‌ اقتدار است‌ سلطان‌ يعني‌ اقتدار، قدرت‌، جمله‌ امام‌ علي‌ كاملش‌ اين‌ است‌ العلم‌ سلطان‌ من‌ لم‌ لجدت‌ علم‌ اقتدار است‌ هر كسي‌ اين‌ قدرت‌ را به‌ چنگ‌ آورد مي‌تواند تحكم‌ كند و غلبه‌ پيدا كندهر كسي‌ كه‌ اين‌ اقتدار را بدست‌ نياورد (سيد عليهم‌) و ديگران‌ بر او غلبه‌ پيدا خواهند كرد، به‌ او تحكم‌ مي‌كنند و بعد هم‌ آقا مي‌فرمايند كه‌ ما تجربه‌ تلخ‌ تاريخي‌ صد ساله‌ را داريم‌ ما با گوشت‌ و پوست‌ و استخوانمان‌ ديديم‌ كه‌ چگونه‌ بر ما تحكم‌ كردند مي‌فرمايند ما بايد علم‌ را به‌ ثروت‌ ملي‌ تبديل‌ كنيم‌ و شما تحقيقي‌ نكنيد كه‌ در پيشرفت‌ كشور تأثيري‌ نداشته‌ باشد، تحقيقي‌ بكنيد كه‌ محصولش‌ توليد ثروت‌ ملي‌ براي‌ كشور باشد و بعد مي‌فرمايند كه‌ ما بايد زنجيره‌ علم‌ و فن‌آوري‌ را كامل‌ كنيم‌ يعني‌ مي‌فرمايند كه‌ ما يك‌ چيزهايي‌ از علم‌ و از فن‌آوري‌ داريم‌ و يك‌ چيزهايي‌ هم‌ نداريم‌. اصلاً روش‌ علم‌ ترجمه‌اي‌ است‌ چرا شما اينجا صدوپنجاه‌ دستگاه‌ نصب‌ كرده‌ايد گفتند اينها هر كدامشان‌ يك‌ كار را انجام‌ مي‌دهند. يعني‌ يك‌ پيچ‌ كه‌ مي‌خواهند درست‌ بكنند هر كدام‌ از اينها يكي‌ از قسمتها را انجام‌ مي‌دهد. من‌ گفتم‌ كه‌ نمي‌شود به‌ اين‌ كامپيوتر برنامه‌اي‌ داد كه‌ همه‌ پيچ‌ را بسازد، گفتند نه‌ آقا نمي‌شود، من‌ گفتم‌ حتماً مي‌شود اين‌ غربي‌ها مي‌خواستند به‌ شما ماشين‌ بفروشند گفتند نه‌. نظامي‌ در كشور ما در سال‌ 63 و 64 اين‌ طوري‌ بود يعني‌ غربي‌ها همان‌ صنعت‌ نظامي‌ كه‌ داشتيم‌ به‌ ما داده‌ بودند و امام‌ (ره‌) مي‌فرمايد براي‌ اينكه‌ جلوي‌ شوروي‌ را بگيريم‌ همين‌ها هم‌ با كلاهبرداري‌ داده‌ بودند. آمده‌ بودند حتي‌ به‌ مهندس‌ ما اجازه‌ ندادند كه‌ بفهمد CNC يعني‌ چه‌ NC يعني‌ چه‌، اين‌ دستگاهها چه‌ طوري‌ كار مي‌كند كامپيوتر چه‌ طوري‌ برنامه‌ مي‌دهد به‌ ماشين‌، متأسفانه‌.

حالا ما آن‌ زنجيره‌ها را بايد خودمان‌ تكميل‌ مي‌كرديم‌. ما در صنايع‌ نظامي‌ اين‌ كار را كرديم‌ مي‌گفتند اصلاً پيچيده‌ترين‌ دانش‌ جهان‌ است‌ غير ممكن‌ است‌ ايرانيها بدست‌ بياورند. بچه‌هاي‌ خودمان‌ اين‌ كار را كردند، نشستند جايرو را با فلز ساختند، جايرو وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ حركت‌ در خلا در آسمان‌ را تنظيم‌ مي‌كند. امروز الكترونيكي‌اش‌ را هم‌ ساختند در حالي‌ كه‌ اصلاً مي‌گفتند اسمش‌ را نبريد. شهيد صياد براي‌ من‌ تعريف‌ كرد گفت‌ كه‌ من‌ استاد توپخانه‌ بودم‌ در آمريكا دوره‌ ديدم‌ و ايران‌ هم‌ تدريس‌ مي‌كردم‌ به‌ من‌ اجازه‌ ندادند بيشتر از پاك‌ كردن‌ گريس‌ قطعات‌ توپ‌ كاري‌ انجام‌ بدهم‌ اينها را هم‌ به‌ قيمت‌ دلار و ين‌ وارد مي‌كنند اينها پارچه‌ كهنه‌هايي‌ است‌ كه‌ مي‌خواستند قطعات‌ پتروشيمي‌ را با آن‌ پاك‌ كنند و روي‌ هم‌ انباشته‌ بودند يعني‌ پارچه‌ براي‌ تميز كردن‌ را هم‌ وارد مي‌كردند. اوائل‌ همينطور بود علم‌ بايد با اخلاق‌ و ايمان‌ همراه‌ باشد بنابر اين‌ علم‌ با اخلاق‌ و ايمان‌ براي‌ ما امر حياتي‌ است‌ اين‌ راهبرد اوليه‌ در بحث‌ توليد علم‌ است‌ در چشم‌ انداز وضعيت‌ علمي‌ كشور يك‌ چشم‌اندازي‌ تدوين‌ شد و آقا تصويب‌ فرمودند ابلاغ‌ كردند اين‌ چشم‌ انداز 20 ساله‌ است‌ كه‌ بعداً مي‌گويم‌ كه‌ ايران‌ كشوري‌ است‌ توسعه‌ يافته‌ با جايگاه‌ اول‌ علمي‌ و فن‌آوري‌ در سطح‌ منطقه‌ با هويت‌ اسلامي‌ انقلابي‌ و الهام‌ بخش‌ در جهان‌ اسلام‌ و تعامل‌ سازنده‌ و موثر در روابط‌ بين‌الملل‌، ويژگي‌ جامعه‌ ايراني‌ هم‌ بر سهم‌ برتر منابع‌ انساني‌ و سرمايه‌ اجتماعي‌ در توليد ملي‌. منتها آقا يك‌ چشم‌انداز ديگر به‌ ما دادند. فرمودند كه‌ چشم‌ انداز علمي‌ ما 50 ساله‌ است‌ انتظار من‌ از شما اين‌ است‌ ما 50 سال‌ ديگر در دنيا و در سطح‌ عالم‌ حرف‌ اول‌ علمي‌ را بزنيم‌ يعني‌ مرزهاي‌ علم‌ را ما تعيين‌ كنيم‌ كار به‌ جايي‌ برسد كه‌ زبان‌ ما كه‌ زبان‌ فارسي‌ است‌ در دنيا زبان‌ علم‌ بشود. ما در بخش‌ علم‌ علاوه‌ بر چشم‌ انداز 20 ساله‌ يك‌ چشم‌ انداز 50 ساله‌ هم‌ داريم‌. اين‌ هدف‌ رهبري‌ بود چشم‌ انداز بود و آنوقت‌ آقا به‌ مديران‌ و نخبگان‌ مي‌فرمايند عذري‌ پذيرفته‌ نيست‌.

مراكز تحقيقاتي‌، فعالان‌ تصميم‌گير و تصميم‌ساز در اين‌ زمينه‌، آقايان‌ وزراء هستند رؤساي‌ دانشگاهها و.... عذري‌ وجود ندارد ضرورتهاي‌ اساسي‌ را آقا مي‌فرمايند كه‌ ما در كشور به‌ نقشه‌ جامع‌ علمي‌ نياز داريم‌. اين‌ بحث‌ از تعيين‌ هدف‌ و چشم‌انداز و راهبرد است‌ اينها كارهايي‌ است‌ كه‌ مي‌گويند بايد بشود نقشه‌ جامع‌ علمي‌ بايد تدوين‌ بشود براي‌ چه‌؟ مي‌گويند براي‌ اينكه‌ ما مثل‌ يك‌ پازل‌ بتوانيم‌ اين‌ را پركنيم‌ نقشه‌ جامع‌ را داشته‌ باشيم‌ ببينيم‌ كه‌ چه‌ كارهايي‌ انجام‌ گرفته‌، چه‌ كارهايي‌ نياز است‌ كه‌ انجام‌ بشود و اين‌ هم‌ وظيفه‌ نخبگان‌ و صاحبان‌ انديشه‌ در كشور در حوزه‌هاي‌ دانشگاه‌، آموزش‌ و پرورش‌ و حوزه‌هاي‌ علمي‌ است‌. نكته‌اي‌ ديگر كه‌ آقا فرمودند به‌ مخاطبشان‌ كه‌ اساتيد و نخبگان‌ هستند پيش‌ نياز توليد علم‌ است‌ مي‌فرمايند من‌ در سرنوشت‌ تاريخ‌ ملتها مطالعه‌ مي‌كنم‌. دو عنصر تأثير گذار بوده‌ خطر پذيري‌ و كار سخت‌ و پيگير و پشتكار. خطر پذيري‌ را مي‌فرمايند در مقابل‌ ترس‌ است‌. ما نبايد بترسيم‌ بايد با شجاعت‌ وارد مسائل‌ علمي‌ بشويم‌ و خطر پذيري‌ است‌ كه‌ جامعه‌ را مي‌تواند موفق‌ بكند مي‌گويند كه‌ اگر خطرپذير نباشيم‌ و به‌ تصوراتمان‌ تكيه‌ بكنيم‌ ممكن‌ است‌ كه‌ مأيوس‌ هم‌ بشويم‌.

جملات‌ زيادي‌ را آقا مي‌فرمايند از حديث‌ نفس‌ كه‌ آدمها با خودشان‌ مي‌كنند خود را مايوس‌ مي‌كنند مي‌فرمايند اين‌ حديث‌ نفسها را بگذاريد كنار اينكه‌ حالا مي‌شود يا نمي‌شود موفق‌ مي‌شويم‌ يا نمي‌شويم‌ بدرد مي‌خورد كه‌ ما وارد توليد علم‌ بشويم‌ يا نشويم‌ براي‌ عاقبتمان‌ خوب‌ است‌ يا بد است‌. مي‌فرمايند اين‌ حرفها را نزنيد بايد وارد بشويد و بعدش‌ هم‌ بايد كار سخت‌ و جدي‌ انجام‌ بدهيم‌. نكته‌ ديگري‌ كه‌ رهبري‌ مي‌فرمايند خيلي‌ مهم‌ است‌ انتخاب‌ در ميدان‌ توانايي‌ و توليد علم‌ است‌ مي‌فرمايند چون‌ در دنيا دارد كارهاي‌ علمي‌ انجام‌ مي‌شود انديشه‌ و فكرهاي‌ مختلفي‌ به‌ شما عرضه‌ مي‌شود بايد استاد ما دانشجوي‌ ما بتواند انتخاب‌ بكند بايد نخبه‌ ما بتواند در ميدان‌ علم‌ و دانش‌ انتخاب‌ بكند آن‌ چيزي‌ را كه‌ براي‌ كشور ما لازم‌ است‌ و بايد آن‌ چيزي‌ را هم‌ كه‌ بدرد نمي‌خورد كنار بگذارد ما نمي‌توانيم‌ با علم‌ بدون‌ انتخاب‌ مواجه‌ بشويم‌ اگر مي‌خواهيم‌ مستقل‌ بشويم‌ و توليد علم‌ بكنيم‌ بايد باور كنيم‌ كه‌ مي‌شود و اين‌ كار علمي‌ است‌ و آقا اساتيد را مورد خطاب‌ قرار مي‌دهند بعد مي‌فرمايند آسيب‌شناسي‌ را انجام‌ بدهند. اساتيد بايد انجام‌ بدهند همانطور كه‌ اساتيد ما براي‌ پيشرفت‌ علم‌ بايد وجهه‌ همت‌ خودشان‌ قرار بدهند شجاعت‌ علمي‌ در آسيب‌شناسي‌ و نوآوري‌ است‌ خود نوآوري‌ كه‌ ابتكار اعتماد بنفس‌ شخصي‌ است‌ و اعتماد بنفس‌ ملي‌ و بردباري‌.

بنابر اين‌ خطاب‌ به‌ اساتيد نوآوري‌ و ابتكار و شجاعت‌ علمي‌ كه‌ اعتماد بنفس‌ شخصي‌ و ملي‌ كار متراكم‌ و انبوه‌ علاج‌ كار است‌. براي‌ گسترش‌ دانش‌ و پژوهش‌ اجتماعي‌ يعني‌ راهكارهاي‌ اجرايي‌ را هم‌ آقا وارد شدند اين‌ بخاطر اين‌ است‌ بحث‌ توليد علم‌ و نهضت‌ نرم‌افزاري‌ كه‌ حيات‌ آينده‌ انقلاب‌ و كشور به‌ آن‌ بسته‌ است‌، دائماً مشغله‌ ذهني‌ رهبر عزيز ماست‌. دائم‌ مشغله‌ نائب‌ امام‌ زمان‌ است‌ مي‌گويند راهكارهاي‌ اجرايي‌ دانش‌ نرم‌افزاري‌ اينهاست‌ ما چون‌ اول‌ كار هستيم‌ بايد كه‌ به‌ پروژه‌هاي‌ تحقيقاتي‌ كمك‌ بشود اما مطلب‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد ميل‌ به‌ تحقيق‌ و پژوهش‌ ايجاد بشود چگونه‌؟ در محيط‌ دانشگاهي‌ مخصوصاً دانشجوها را توصيه‌ مي‌كنند بعد مي‌فرمايند چه‌ علمي‌ جهاد است‌؟ كه‌ آنرا تعريف‌ مي‌كنند. مي‌گويند كه‌ خوب‌ شما كه‌ بسيجي‌ هستيد ممكن‌ است‌ دنبال‌ جهاد باشيد مي‌فرمايند اگر شما يك‌ علمي‌ را توليد كرديد داديد ISI اين‌ را چاپ‌ كرد بايد خودتان‌ را سركار گذاشتيد. چيزي‌ كه‌ شما توليد مي‌كنيد. آن‌ كساني‌ كه‌ با آرمانهاي‌ شما دشمن‌ هستند نسبت‌ به‌ آن‌ موضع‌ بگيرند آيا آنها احساس‌ خطر كردند در مقاله‌ علمي‌ شما يا نه‌. مثلاً مي‌فرمايند وقتي‌ سلولهاي‌ بنيادي‌ و شبيه‌ سازي‌ مطرح‌ شد و رهبري‌ و ديگران‌ تائيد كردند و آمريكائيها آمدند اعلام‌ كردند كه‌ بايد براي‌ علوم‌ ژنتيك‌ هم‌ شوراي‌ حكام‌ بوجود بيايد مثل‌ هسته‌اي‌ يعني‌ ترسيدند و احساس‌ خطر كردند مي‌فرمايند اين‌ جهادي‌ است‌ و مي‌فرمايند كه‌ حركت‌ جهادي‌ و علم‌ جهادي‌ اين‌ عنصر حتي‌ شرط‌ است‌ كه‌ دشمن‌ حتماً بايد دردش‌ بيايد. تا دشمن‌ واضح‌ مثل‌ آمريكا باشد يا استكبار جهاني‌ يا دشمناني‌ كه‌ از انواع‌ و اقسام‌ ديگر هستند مثل‌ كارتل‌ها اقتصادي‌ تعريف‌ علم‌ جهادي‌ اين‌ است‌ كار جهادي‌ بايد هدفمند متوجه‌ به‌ آرمانها، هوشمندانه‌، عالمانه‌ و دشمن‌ شكن‌ باشد. يك‌ هشدار هم‌ دادند رهبري‌ كه‌ فرمودند دنياي‌.... دمكراتي‌ پژوهشها را با ارزشهاي‌ خودش‌ مي‌سنجد يك‌ مقاله‌ كه‌ مي‌دهيم‌ به‌ ISI آن‌ قبول‌ مي‌كنند چاپ‌ مي‌كنند با معيارهاي‌ خودشان‌ سنجيدند و قبول‌ كردند ما داشتيم‌ مقالاتي‌ كه‌ توليد كردند دانشمندان‌ ايراني‌ در علوم‌ انساني‌ و فرستادند و اينها چاپ‌ نكردند براي‌ اينكه‌ داورهاي‌ آنها قبول‌ ندارند و اين‌ يك‌ نكته‌ دارد آقا مي‌فرمايند بايد يك‌ مركز ISI اسلامي‌ بوجود بيايد من‌ وقتي‌ كه‌ اين‌ را تنظيم‌ مي‌كردم‌ فكر مي‌كردم‌ كه‌ ISI اسلامي‌ را كي‌ بايد درست‌ كند يك‌ نكته‌ قشنگ‌ را به‌ شما بگويم‌ من‌ زنگ‌ زدم‌ به‌ يكي‌ از اساتيد دانشگاه‌ كه‌ حدود 450 مقاله‌ در ISI دارد گفتم‌ به‌ او كه‌ اين‌ ISI Abreviation چه‌ كلماتي‌ است‌ گفت‌ آخريش‌ را مي‌دانم‌ Index است‌، اولش‌ را هم‌ مي‌دانم‌ Internationa است‌ صبر كن‌ مراجعه‌ كنم‌ كه‌ وسط‌ آنرا پيدا كنم‌ مراجعه‌ كرد به‌ www IsI. net گفتش‌ كه‌ هر سه‌تاي‌ آن‌ اشتباه‌ بود و درست‌ آن‌ ISI يعني‌ institute for scientific information يعني‌ مركز اطلاعت‌ دانش‌ من‌ از آن‌ استفاده‌ كردم‌ ما بايد مركز اطلاعات‌ دانش‌ در ايران‌ ايجاد كنيم‌ مقاله‌هايي‌ كه‌ در داخل‌ توليد مي‌شود همه‌ را بدهيم‌ ISI خودمان‌ كه‌ ديگر اسمش‌ ISI نيست‌ !همين‌ مركز اطلاعات‌ دانش‌ است‌ بدهيم‌ اينجا چاپ‌ كنند آقا هم‌ كه‌ مي‌فرمايند مركز اطلاعات‌ دانش‌ درست‌ بكنيم‌. ISI اسلامي‌ درست‌ كنيم‌ مي‌فرمايد نه‌ آنكه‌ آنرا رها كنيم‌ آن‌ ISI باشد و ما هم‌ مركز اطلاعات‌ دانش‌ درست‌ بكنيم‌ ما در ايران‌ پيشرو هستيم‌ مقالات‌ خودمان‌ را چاپ‌ بكنيم‌ از كشورهاي‌ اسلامي‌ هم‌ بياوريم‌ اينجا چاپ‌ بكنيم‌ امتياز هم‌ بدهيم‌. البته‌ يك‌ هشدار هم‌ بدهيم‌ به‌ دانشگاه‌ و گروهها و اساتيد و اينها كه‌ آقا مي‌فرمايند بايد مقاله‌ استاد كه‌ در مركز اطلاعات‌ علمي‌ اسلامي‌ چاپ‌ مي‌شود بايد رتبه‌ بياورد نه‌ اينكه‌ الان‌ مملكت‌ را بستيم‌ به‌ اينكه‌ هر كس‌ مقاله‌اش‌ را در ISI چاپ‌ بكند مي‌تواند رتبه‌ علمي‌ بگيرد و گرنه‌ نمي‌تواند ارتقاء بگيرد مي‌دانيد يعني‌ چه‌ هر كس‌ در علم‌ و دانش‌ مورد تائيد غربي‌هاست‌ ما به‌ او رتبه‌ بدهيم‌ و هر كسي‌ نيست‌ رتبه‌ نمي‌دهيم‌ خدا رحمت‌ كند مرحوم‌ جلال‌ آل‌ احمد را 45 سال‌ پيش‌ گفت‌ غربزدگي‌ يعني‌ سن‌ زدگي‌ مثل‌ اين‌ حشره‌ گندم‌ كه‌ آفت‌ آن‌ است‌ مي‌رود گردنش‌ را قبل‌ از اينكه‌ رشد كند مي‌خورد خوشه‌ گندم‌ آويزان‌ مي‌شود و مي‌پوسد و ديگر در مغزدانه‌ گندم‌ آن‌ شيره‌ و آرد درست‌ نمي‌شود هنوز ما تازه‌ ISI هستيم‌ پس‌ علم‌ ما هنوز مثل‌ آن‌ گندم‌ سن‌ زده‌ است‌ آخر آقا همين‌ را از كي‌ فرمودند آيا ما مركز اطلاعات‌ اسلامي‌ درست‌ كرديم‌ من‌ داشتم‌ فكر مي‌كردم‌ كه‌ اين‌ را كي‌ بايد درست‌ بكند. بگوييم‌ مثلاً شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ بيايد تصويب‌ بكند نمي‌دانم‌ در كجا اول‌ همين‌ بسيجي‌ها بايد پيش‌ قدم‌ شوند (خوب‌ خدا را شكر كه‌ تصويب‌ شده‌) بعد آقا فرمودند كه‌ تقليدي‌ و تجربه‌اي‌ نباشيد هميشه‌ شاگرد نمانيد ياس‌ و پراكندگي‌ خيلي‌ بد است‌. بعد يك‌ تعريف‌ هم‌ كردند براي‌ پيشرفت‌ علمي‌ من‌ اين‌ را برايتان‌ عرض‌ مي‌كنم‌ نقش‌ استاد، دانشجو و مسئولان‌ كشور و رسانه‌ها همه‌ در آن‌ است‌ تعريف‌ پيشرفت‌ علمي‌ ده‌ شاخص‌ دارد ما از دنيا دانش‌ فرا بگيريم‌ دانش‌ را خودمان‌ به‌ مرحله‌ عمل‌ و كار برد برسانيم‌ تحقيقات‌ گوناگون‌ انجام‌ بدهيم‌ در همه‌ زمينه‌ها تحقيقات‌ بنيادي‌ انجام‌ بدهيم‌ به‌ فن‌آوري‌ برسانيم‌ فن‌ آوري‌ جديد بوجود بياوريم‌ در زمينه‌ آموزشهاي‌ مديريتي‌ و پيشرفتهاي‌ دنيا را فرا بگيريم‌ آنرا بين‌ خودمان‌ و فرهنگ‌ و نياز خودمان‌ فهم‌ و درك‌ بكنيم‌ درباره‌ مشكلات‌ اجتماعي‌ كارهاي‌ علمي‌ بكنيم‌ راه‌ مبارزه‌ با اسراف‌، مصرف‌ گرايي‌ كالاي‌ خارجي‌، استاد و دانشجو كار كنند نتيجه‌ تحقيق‌ را به‌ مسئولان‌ كشور و به‌ رسانه‌ها بدهيد فرهنگ‌ سازي‌ بشود و اين‌ مي‌شود پيشرفت‌ علمي‌.

و السلام‌ عليكم‌ و رحمت‌ الله

 

 

 

    195 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خلاقيت (82)

تصاوير

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :3

تاريخ ارسال:04/02/1387

تاريخ شمسی نشر:26/01/1387