باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 16 تير 1387 كاربران برخط 113 نفر



متن كتاب تصوير صدا نوانما سيما       مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه افراد منابع لغتنامه
   
  
  
    
بهار و هزار شادماني‌ فراموش شده
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گزارشي از جشن ها و آئين هاي ايراني در فصل بهار


 
   ● نويسنده: نسترن - نسرين‌دوست

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

 
 

چندهزار سال از عمر تاريخ و فرهنگ ايراني مي‌گذرد و بسياري از آداب و آيين‌ها و اعياد ايرانيان باستان هنوز تازه و زيبا هستند. با وجود اين آريايي‌هاي امروزي ديگر استقبال چنداني از برگزاري جشن‌ها وآيين‌هاي كهن ايراني نمي‌كنند و در عمل بسياري از اين آيين‌ها با وجود حفظ طراوت خود در طول هزاران سال، امروز به يادگاري در گوشه بعضي تقويم‌ها و سالنامه‌هاي ايراني تبديل شده‌اند و در بهترين حالت تنها از سوي گروه‌هايي از مورخان يا علا‌قه‌مندان به تاريخ، انجمن‌هاي ايران باستان و يا معدود زرتشتيان ساكن در شهرهايي مثل يزد گرامي داشته مي‌شوند.

اين در حالي است كه جشن‌هاي ايراني علا‌وه بر جنبه شادماني‌اي كه دارند باورهاي كهن و عميق انساني و اخلا‌قي را نيز با خود از ميان هزاره‌ها گذر داده و به روزگار ما رسانده‌اند. در همين فصل زيباي بهار كه اين روزها بر ما مي‌گذرد دست‌كم 10 جشن كهن در گاهنامه ايراني ثبت شده است كه شايد خيلي از ما چيز زيادي درباره آن ندانيم. پاي صحبت رضا مرادي غياث‌آبادي، پژوهشگر تاريخ، استاد باستان‌شناسي و نويسنده كتاب‌هايي مانند «فرهنگنامه عكس ايران» و «راهنماي زمان جشن‌ها و گردهمايي‌هاي ملي ايران‌باستان» نشسته‌ايم تا كمي بيشتر درباره جشن‌هاي بهاره ايرانيان باستان بدانيم.

كهن سالي تمدن و فرهنگ ايران و مشخص نبودن زمان خاصي براي آغاز اين تمدن سبب شده تا ريشه‌يابي كامل و جامع جشن‌هاي ايراني در عمل غيرممكن باشد. به گفته رضا مرادي غياث آبادي‌، آيين‌هاي ايراني در گذر زمان دچار تطور و دگرگوني بسيار شده‌اند و به همين دليل شكل نخستين آنها از دست رفته است، اما از منابع موجود چنين برمي‌آيد كه جشن‌هاي ايراني ارتباط بسيار تنگاتنگ و پيوسته‌اي با مسائل اقليمي و محيطي و آب و هوايي ايران داشته و از باورهاي كيهاني برگرفته شده‌اند. يعني بر خلا‌ف آنچه كه متداول است جشن‌هاي ايراني ارتباط چنداني با اديان نداشته‌اند. ويژ‌گي‌هاي اقليمي موثر در جشن‌ها هم در واقع محصول نيازهاي روز بوده است. غياث‌آبادي مي‌گويد: «مردم تصور مي‌كردند با برگزاري يكسري آئين‌ها و مراسم مثلا‌ بزرگداشت «تيشتر» كه هما ن «ستاره شباهنگ» امروزي است، مي‌توانند آرزوي سالي خوب و پر باران و حاصلخيز را بكنند. از طرفي جشن‌هاي ايراني به شكل حيرت‌انگيزي در پاسداشت طبيعت و حفاظت از محيط زيست هستند يعني بخش جدا نشدني اين جشن‌ها و آئين‌هايي كه برگزار ‌مي‌شده به نوعي در پاكيزگي طبيعت يا حفاظت از محيط زيست، لا‌ي روبي جويبارها بوده و هيچگونه نشانه آسيب و آزار به طبيعت يا جانوران در آن وجود ندارد و در اين ميان جشن‌هاي بهار از جايگاه ويژه‌اي در ميان جشن‌هاي ايراني برخوردارند.»

 

بهار؛ فصل جشن‌هاي فرخنده

جشن‌هايي كه ايرانيان در طول فصل بهار برگزار مي‌كردند امروز اغلب ازبين رفته و يا به شكلي بسيار محدود در بعضي از نواحي دور افتاده كشور برگزار مي‌شوند اما رضا غياث آبادي، پژوهشگر تاريخ و استاد باستان‌شناسي هنوز هم به بقاي اين جشن‌ها اميدوار است. او جشن‌هاي بهاره ايرانيان را به چند دسته مشخص تقسيم مي‌كند. او مي‌گويد: «اولين جشن بهار روز «ششم فروردين» است. روزي كه ميان ايرانيان سپند و فرخنده بوده و البته هنوز دليل قاطع اين فرخندگي مشخص نيست. هنوز به درستي معلوم نيست كه اين تقدس از كجا ريشه گرفته است. با وجود اين چنين روزهايي در فرهنگ‌هاي مختلف جهان وجود دارد و مثلا‌ در بين اقوام سامي هم روز «دهم محرم» چنين ويژگي‌اي دارد و رويدادهاي مهمي به آن منسوب مي‌شود. مثلا‌ خلقت حضرت آدم و نشستن كشتي نوح به كوه جودي و اتفاقات ديگري از اين قبيل را به اين روز نسبت مي‌دهند. به هر حال در باورهاي ايراني هم به روز «ششم فروردين» رويدادهاي زيادي مثل پيدايش كيومرث، و يا روييدن مشي و مشيانه نسبت داده مي‌شود كه احتمالا‌ اين رويدادها عامل تقديس و فرخندگي اين روز باشند.»

 

روز مقدس ساقه‌هاي ريواس

به گفته غياث آبادي ششم فروردين روز مقدسي است كه در آن دو ساقه ريواس روييده‌اند. در باورهاي ايراني نخستين انسان از اين دو ساقه ريواس متولد شده است. اين اعتقاد در حقيقت گونه‌اي ديگر از روايت ايراني مشي و مشيانه است كه نخستين انسان‌ها بوده و بعدها نخستين زوج را هم به وجود آورده‌اند. او توضيح مي‌دهد: «خاستگاه انسان را در باورهاي ايراني «گياهي» مي‌دانند و اين خاستگاه گياهي هم معمولا‌ به شاخه ريواس مربوط است كه شايد همان گياهي باشد كه امروز از آن با عنوان «مهر گياه» ياد مي‌كنند. مهرگياه گياهي است با ساقه‌اي شبيه دو هويج به هم چسبيده كه شباهت زيادي به‌اندام انساني دارد و گويا به خاطر همين شباهت است كه آن را خاستگاه انسان دانسته‌اند.» اما ششم فروردين تنها روز ساقه‌هاي ريواس نيست و اتفاقات ديگري مانند غلبه فريدون و كاوه برضحاك و تيراندازي حماسي آرش هم در اين روز ثبت شده است. غياث آبادي مي‌گويد : «در آثار سده‌هاي ميانه هم آمده كه در روز ششم فروردين، مردم به هم پيام شادباش مي‌دادند يا نوشته شادباش مي‌نوشتند؛ چيزي مثل همين كارت تبريك‌هايي كه ما امروز براي هم مي‌نويسيم.»

 

جشن‌هايي كه در حال انقراض‌اند

دو جشن بهاري ديگري كه به كلي فراموش نشده ولي تقريبا در معرض از بين رفتن‌اند جشن «نخستين شنبه سال» و «نخستين چهارشنبه سال» هستند كه خوشبختانه هر دو هنوز هم در بعضي نواحي جنوب خراسان و چهارمحال‌وبختياري برگزار مي‌شوند. به گفته غياث‌آبادي، مراسم اين اعياد تقريبا شبيه سيزده به در است و مردم براي جشن گرفتن اين روز خاص به صحرا مي‌روند و شادي مي‌كنند. جشن ديگري كه اين استاد تاريخ و زبان‌هاي باستاني از آن ياد مي‌كند جشني است كه در دهم فروردين ماه در ايران باستان برگزار مي‌شده و جشن آبانگاه نام داشته است. غياث‌آبادي مي‌گويد: «جشن آبانگاه با جشن آبانگان كه در دهم آبان برگزار مي‌شده متفاوت است و نبايد با آن اشتباه گرفته شود. جشن آبانگاه را به اين دليل برگزار مي‌كردند كه نخستين آبانروز در سال بوده است. جشني در ستايش آبان كه در واقع همان ناهيد يا آناهيتا است، چون ناهيد ابتدا سياره بوده و بعدها تبديل به ايزد بانوي نگهبان آب‌هاي روان و پاكيزگي آب‌ها شده است.» اما جشن‌هاي بهاري ايرانيان همچنان تا پايان اين فصل ادامه داشته و هفدهم فروردين ماه هر سال هم اجداد ايراني ما جشني به نام «سروشگان» را برگزار مي‌كردند. غياث‌آبادي درباره جشن «سروشگان» توضيح مي‌دهد: «اين جشن را ايرانيان در ستايش ايزدي به نام سروش برگزار مي‌كرده‌اند. ظاهرا سروش يكي از صورت‌هاي فلكي پيرا قطبي بوده، يعني يكي از هشت صورت فلكي‌اي كه به صورت دائم در آسمان و در همه فصل‌هاي سال ديده مي‌شود و گفته مي‌شود كه هيچ‌گاه طلوع و غروب نمي‌كند. از طرفي نماد سروش هم خروس سفيد است كه براي ايرانيان مقدس بوده است. خود سروش هم نماد بيداري و ايزد بيداري است و در برابر «بوشاسب»، ديو خواب قرار مي‌گيرد.

 

جشن‌هاي ارديبهشتي ايرانيان

ايرانيان كه به گواه تاريخ مردماني شادخو و شادزي بوده‌اند، در طول سال زندگي خود را با انواع و اقسام جشن‌هاي شاد و آيين‌هاي نشاط‌آفرين مي‌گذرانده‌اند و فصل بهار و زندگي دوباره طبيعت هم فرصت مناسبي براي جشن و شادماني در اختيار آنها قرار مي‌داده است. جشن‌هاي بهاري اجداد ايراني ما در ماه دوم از فصل بهار از دوم ارديبهشت ماه شروع مي‌شود. غياث‌آبادي درباره جشن‌هاي ارديبهشتي ايرانيان مي‌گويد : «دوم ارديبهشت جشن ديگري است كه ايرانيان آن را برگزار مي‌كرده‌اند و روزي است كه مردم براي گردآوري گل‌ها و گياهان صحرايي دل به دامان طبيعت مي‌زدند، اما متاسفانه از اين جشن كهن و زيبا جزئيات چنداني در دسترس نيست. تنها منبع ما در بررسي اين جشن «آثار الباقيه» ابوريحان بيروني است كه در آن كتاب هم تنها اشاره‌اي به وجود و برگزاري اين جشن شده است.»

همچنين جشن مشهور «ارديبهشتگان» هم در ارديبهشت ماه برگزار مي‌شده است: «روز سوم ارديبهشت كه «ارديبهشت روز» ماه ارديبهشت بوده است، ايرانيان جشن «ارديبهشتگان» را برگزار مي‌كردند. «ارديبهشتگان» جشني زيبا در ستايش راستي و پاكي بوده است كه متاسفانه اين هم از جشن‌هايي است كه تقريبا امروزه از بين رفته و ديگر برگزار نمي‌شود.»

فرهنگ شادخويي كه در ايرانيان وجود داشته يكي از دلا‌يل علا‌قه زياد آنها به نوروز و آئين‌هاي نوروزي بوده است. اشتياق ايرانيان نسبت به نوروز و نو شدن طبيعت تا حدي بوده است كه حتي جشن «چهله» هم براي نوروز برگزار مي‌كرده‌اند. نويسنده كتاب ‌«راهنماي زمان جشن‌ها و گردهمايي‌هاي ملي ايران باستان» ‌درباره اين جشن مي‌گويد: «روز دهم ارديبهشت در نزد ايرانيان باستان جشن چهلم نوروز بوده است و تنها نشاني كه تا همين چند سال اخير از اين جشن باقي مانده بود مراسمي بود كه در شيراز در كنار چشمه سعدي به مناسبت اين روز برگزار مي‌شد. در اين جشن زنان و مردان در ساعاتي جداگانه در چشمه سعدي آبتني مي‌كردند و بر اين باور بودند كه در اين روز ماهي‌اي سر از آب بيرون مي‌آورد و انگشتري زرين را با خود مي‌آورد كه نشانه بخت و اقبال است.»

جشن ديگري كه در گاهنامه ايراني در ارديبهشت ماه ثبت شده است جشن پانزدهم ارديبهشت ماه است. به گفته غياث‌آبادي پانزدهم ارديبهشت ماه اولين «گاهنبار فصل» است: «گاهشماري گاهنباري كهن ترين گاهشماري ايراني است كه در آن طول سال خورشيدي به دوازده ماه تقسيم نشده بلكه به چهار فصل و چهار نيم فصل تقسيم شده و البته اين نوع گاهشماري امروزه از بين رفته است.»

 

رسايي و كمال در خردادماه

اولين جشن آخرين ماه از فصل بهار اما «خردادگان» است كه در ششمين روز از ماه خرداد كه «خردادروز» خرداد ماه است، برگزار مي‌شود. غياث آبادي مي‌گويد: «خرداد به معني رسايي و كمال است. در اين ماه خورشيد به بالا‌ترين نقطه طلوع خود و ساعات روشنايي روز به حداكثر مي‌رسيده است. اما اين جشن هم امروز ديگر برگزار نمي‌شود و حتي نمي‌دانيم در گذشته به چه شكلي برگزار مي‌شده است. با وجود اين هنوز هم تا پايان بهار جشن ديگري باقي است. آخرين جشن بهار در نزد ايرانيان جشن پايان بهار و آغاز تابستان بوده است كه شباهت‌هايي به جشن شب چله و يلدا دارد. اين جشن امروز در بعضي از نواحي ايران مثل استان مركزي و چهارمحال‌وبختياري برگزار مي‌شود و به آن جشن «آبپاشونك» يا «اول توبستوني» هم گفته مي‌شود. اين روز نقطه مقابل انقلا‌ب زمستاني و شب يلدا است كه از شكل اوليه آن اطلا‌عي نيست ولي امروز مردم به صحرا مي‌روند و بازي‌هاي گروهي محلي همراه با نمايش‌هاي شوخي‌آميز را در اين روز اجرا مي‌كنند. ايرانيان در اين روز براي شادماني و شوخي به يكديگر - حتي شده قطراتي - آب مي‌پاشند و پايان بهار و آغاز فصلي ديگر از زندگي را جشن مي‌گيرند.

 

    84 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   بهار (2)
●   تمدن ايران (13)
●   فرهنگ ایران (26)

دسته
●  متن / گزارش(0)

رسته :3

تاريخ ارسال:05/02/1387

تاريخ شمسی نشر:27/01/1387
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب