امام خميني با درك عميق مخصوص به خود دريافت كه ثمره نهضتي كه برپا كرده به بار نشسته است، لذا از فرصت به دست آمده كمال استفاده را كرد و با سخنان و پيام هاي خود مشعل انقلاب را فروزانتر كرد. استقبال مردم از امام بخاطر نفوذ سنتي مرجعيت و همچنين استقامت، سازش ناپذيري، تيزبيني و شجاعت وي بود. لذا در آن مدت كوتاه به عنوان رهبري بي بديل و بلامنازع درآمد كه مورد توافق همه گروه ها قرار گرفت. رژيم شاه از اقبال مردم به امام خميني حيرت زده شد و دست به حركت نسنجيده اي زد تا به گمان خويش امام را بي اعتبار كند و در ضمن از قدرت روحانيت ارزيابي مجددي بكند. از اين رو در 17 دي ماه 56 (سالروز كشف حجاب) در روزنامه اطلاعات به چاپ مقاله اي مبادرت ورزيد كه هتاكي و بي احترامي را نسبت به امام به اوج رساند. مردم قم به رهبري علما و طلاب حوزه، دست به اعتراض گسترده عليه رژيم زدند، در منازل مراجع، علما و مدرسان تجمع كرده و آنان نيز براي مردم سخنراني كردند و پاسخي در خور به حكومت دادند. راهپيمايان در روز دوم تظاهرات (19 دي) درحالي كه به آرامي تظاهرات مي كردند ناگهان مورد تهاجم نيروهاي رژيم قرار گرفتند كه اين زد و خورد تا ساعت ها به طول انجاميد. براثر اين هجوم ده ها نفر شهيد و مجروح شدند و نقطه عطف ديگري در تاريخ انقلاب بوجود آمد.
در تابستان 1356 حدود چهل تن از نويسندگان، روزنامه نگاران و روشنفكران طي نامه اي به محمدرضا پاره اي از عملكردهاي رژيم را مورد انتقاد قرار داده، خواستار لغو سانسور و ايجاد فضاي باز سياسي شدند.(1) اين امر باعث شد تا نظارت سازمان امنيت بر تحريريه ها تشديد شود و نيز در برابر مخالفين طرحي نو انداخته شود؛ زيرا با شهادت حاج آقا مصطفي خميني آگهي هاي تسليت- كه به امضاي بسياري از روحانيون و روشنفكران رسيده بود- در مطبوعات كشور چاپ شد؛ بنابراين ذكر نام و عملكرد امام و مجاهدت هاي ايشان در محافل عزاداري به طور ملموسي گسترده شده بود، به طوري كه حساسيت دستگاه را مضاعف ساخت. «آنتوني پارسونز» سفير انگلستان در ايران مي گويد: «در اوايل ژانويه تصميم گرفته شد كه براي بي اعتبار كردن ]امام[ خميني مطالبي عليه او منتشر شود».(2) براي تحقق بخشيدن به اين نگرش روز 17 دي انتخاب شد تا همچون مطبوعات داخلي و خارجي اعتراض عمومي مردم را نوعي كهنه پرستي وانمود سازد و طوري القا كنند كه اسلام و روحانيت مخالف با آزادي زنان است. (3)
در واقع عدم شناخت صحيح رژيم از جامعه و روحانيت مهمترين عنصر اشتباه تاريخي آنها به شمار مي آيد، چه اين خطاي استراتژيك خود عاملي شد تا دستگاه تبليغاتي حكومت، به مدد ابزارهاي نوين ارتباطي امام را در مظان اتهامات واهي قرار دهد، اتهاماتي كه شايد بتوان گفت، بيش از هر چيز پايه هاي رژيم را متزلزل ساخت، زيرا طبق طرحي از پيش تعيين شده، اين اتهامات توسط روزنامه اطلاعات در 17 دي ماه 1356 با انتشار مقاله اي تحت عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» با نام مستعار «احمد رشيدي مطلق» آغاز شد. چاپ و انتشار اين مطلب براي خوانندگان روزنامه اطلاعات- با علم به وابستگي آن به حكومت، شگفت انگيز بود، «زيرا اهانت به امام خميني ارتباط بين واقعه 15 خرداد و عوامل خارجي، مخالفت روحانيون با اصلاحات ارضي، انقلاب سفيد، تساوي حقوق زن و مرد، نقش عوامل توده اي و... از مطالب عمده مقاله بود.» (4)
خوانندگان مقاله به اين باور رسيدند كه انتشار آن از سوي «داريوش همايون»، وزير معارف صورت گرفته است، هرچند او مي گويد: «مقاله از وزارت اطلاعات سرچشمه گرفت. اين مطلب كه شاه روايت اوليه مقاله را نپسنديد و گفت بايد تندتر بشود. روايت دوم را خيلي تندتر كردند. مطالبي كه در مقاله آمده بود بارها از طرف خودشاه و بلندگوهاي تبليغاتي آن زمان ايراد و گفته شد و مطالب تازه اي نبود كه خميني به استعمار سياه وابسته است و مخالف اصلاحات ارضي و مخالف اصلاحات به طور كلي است... فقط هندي بودن خميني تازه بود... مقاله ارتباطي به ساواك نداشت ]بلكه[ در دربار تهيه شد. خود شاه شخصاً در آن سهم داشت. او متنش را تعيين كرد ولي... مقاله به من داده شد و من به خبرنگار اطلاعات دادم و آنها هم ايراد كردند، اعتراض كردند كه اين مقاله اسباب زحمت خود شاه مي شود، كسي آن موقع اصلاً تصور نمي كرد كه چاپ مقاله در مملكت آن بشود. ولي خود از نظر روزنامه خودشان نگران بودند و حق هم داشتند. مي گفتند در قم اسباب زحمت ما خواهد شد... چاره اي نبود گفته بودند بايد چاپ شود و بايد چاپ مي شد. دفعه اولي هم نبود كه از دربار اين جور مطالب به روزنامه ها سپرده و چاپ مي شد».(5)
در واقع، پس از اين كه نام و ياد امام (ره) و همچنين پاك بازي هاي او در عرضه مذهبي جامعه يادآور مي شد، به دستور شاه اين مقاله توهين آميز در روزنامه اطلاعات چاپ و منتشر شد. روزنامه مزبور امام را با لحني غيراخلاقي و اهانت آميز مورد حمله قرار داده و او را همچون اوايل دهه 1340 به همدستي با دشمنان خارجي كشور متهم ساخت. عمده تلاش اين مقاله آن بود كه طوري القا كنند كه تنها امام امت است كه با رژيم و قوانينش -كه به زعم آنها رنگ و لعاب اسلامي داشت- مخالفت مي كند.
در قم واكنش روحانيان و مردم نسبت به اهانت رژيم به مرجع تقليد عالم تشيع و رهبر نهضت اسلامي ايران گسترده تر و حادتر بود. مردم قم با شناخت و علاقه اي كه نسبت به امام و رهبر خود داشتند، تحمل اين اهانت ها را نداشتند. تعداد زيادي از طلاب حوزه علميه قم به همراه گروهي از مردم و دانش آموزان مدارس قم، به منازل علما و مراجع رفتند و به تدريج فرياد اعتراض مردم بالا رفت و در نهايت، نمازهاي جماعت و كلاس هاي درس به نشانه اعتراض تعطيل شد و عصر روز نوزدهم كه مردم به سوي منزل يكي از علما مي رفتند و شعارهاي درود بر خميني، مرگ بر اين حكومت يزيدي، مرگ بر حكومت پهلوي، دانشجو، روحاني پيوندتان مبارك، سر مي دادند، با پليس و نيروهاي نظامي رژيم رو به رو شدند. نيروهاي رژيم مي خواستند از پيش روي و ادامه حركت مردم جلوگيري كنند؛ ولي مردم و طلاب به حركت خود ادامه دادند. آتش گلوله باريدن گرفت و ده ها تن كشته و مجروح شدند.
درگيري و خشونت تا ساعت 22شب ادامه يافت. كوچه ها و خيابان هاي اين منطقه صحنه جنگ و گريز بود و تا پاسي از شب، صداي گلوله به گوش مي رسيد. ميدان آستانه (اطراف حرم مطهر) نيز، صحنه درگيري و كشتار بود. سربازان و كماندوهاي رژيم، مدرسه خان را با گلوله هاي اشك آور مورد حمله قرار دادند. شعار مرگ بر شاه براي اولين بار در اين مكان سر داده شد.(6)
در قيام نوزدهم دي 1356هـ.ش قم، واكنش سريع طلاب و روحانيان، همراهي و حمايت مراجع بزرگ و به دنبال آن پيوستن اقشار و توده هاي مردمي به آنان، منجر به آغاز دور تسلسلي بي پايان از تظاهرات و سركوب هايي شد كه شاه را تضعيف و نابود كرد.(7)
قيام مردم قم، در حقيقت شروع اوج گيري انقلاب اسلامي بود. تعداد زيادي از روحانيون مشهور و مبارز به شهرهاي مختلف تبعيد شدند. اين عمل رژيم، باعث گسترش انقلاب و ابلاغ پيام آن در مناطق مختلف كشور شد.
امام(ره) در اولين موضع گيري در زمينه قيام نوزدهم دي 1356 هـ.ش مردم قم، طي سخنراني تند و بسيار مهم و هوشيارانه در مسجد شيخ انصاري نجف اشرف، به شخص شاه و رژيم سلطنتي پهلوي و اعمال و اقدامات ضدديني- اسلامي و سياست هاي مخرب دولت حمله كرد و براي چندمين بار، شخص شاه را كانون توطئه ها و مسئول اصلي تمام جنايات معرفي كرد. در اين موضع گيري، امام(ره) به طور مفصل اعمال خائنانه رژيم سلطنتي پهلوي را شرح داد و اوضاع محنت بار حاكم بر ارتش، دانشگاه و مجلس را برشمرد و در خاتمه، مردم مبارز و انقلابي ايران را به حفظ هوشياري و بيداري و گروه هاي انقلابي را به وحدت و مقاومت در برابر اعمال ضداسلامي -انساني حكومت پهلوي دعوت كرد: «ملت ايران را بايد ما از آن تشكر كنيم. ملت بيداري است، ملت هوشيار و مقاومي است در مقابل ظلم. در عين حالي كه اين همه ظلم مي بيند، اين همه كشته مي دهد، در عين حال، مقاومت مي كند، ايستادگي مي كند. و اين ايستادگي به نتيجه خواهد رسيد.»(8)
امام در پيامي كه بعد از اين فاجعه خطاب به ملت ايران فرستاد، ابتدا از تمامي گروه هاي مردمي از جمله روحانيان مبارز و انقلابي ايران، دانشگاهيان و ملت ايران به دليل ايستادگي و مقاومت در اوج اختناق و فشار در برابر سياست هاي ضد اسلامي رژيم و حمايت ازاسلام و دين، تشكر و قدرداني كرد و قيام مردم قم را امتداد نهضت 15 خرداد قلمداد كرد و افزود:
«نهضت اخير ]قيام 19 دي قم[كه پرتوي از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر كشور نورافكنده ، خود كوبندگي خاصي دارد كه شاه را از خود بي خود كرده و او و دار و دسته چاقوكشش را به تلاش مذبوحانه واداشته، جنايات 29 محرم امسال نقطه عطفي است به جنايات شاهانه دوازده محرم آن سال. شاه خواست ضرب شستي به ملت مسلمان نشان دهد. (9)
امام قيام 19 دي در مقايسه با حماسه 15 خرداد از جنبه سازماندهي و پيامدها تفاوت هاي عمده اي داشت. امام با دميدن روح اعتماد به نفس و شجاعت در مردم، و تربيت نسلي از روحانيان كارآزموده و انقلابي نسلي جديد از مبارزان مجاهد بوجود آورده بود. قيام 15 خرداد، حركتي خودجوش و سازماندهي نشده بود و تظاهركنندگان هيچ برنامه اي جز اعتراض به دستگيري رهبرشان و اظهار مخالفت نداشتند. ولي قيام 19 دي به دليل سازماندهي و برنامه ريزي عده اي از شاگردان امام بود كه كوله باري از تجربه پانزده ساله مبارزه را به همراه داشتند. واقعه 15 خرداد هر چند اعتراض علما و مراجع را به دنبال داشت اما آنها راهمانند قيام 19 دي متحد و متشكل و همگام نساخته بود.
در حركت اخير، آنها نه تنها به صدور اعلاميه و ابراز انزجار از عملكرد رژيم و محكوم ساختن اقدام هاي ضد انساني آن پرداختند، بلكه به تداوم مخالفت و اعتراض ها پاي فشردند. دليل عمده اين نوع واكنش ، رهبري امام خميني در مبارزه با رژيم شاه بود. شخصيت علمي، انعطاف ناپذيري، نظريه پردازي سياسي و استكبار ستيزي امام، از او مرجع و رهبري قدرتمند ساخته بود كه روحانيت و مردم، همه آرمان هاي خود را يك جا در او مي ديدند.
امام راهبرد مردم و تعطيلي سراسري در اعتراض به جنايات رژيم را به معناي سلب مشروعيت مردمي رژيم و در نتيجه خلع شاه از سلطنت دانستند:«شاه مي خواهد ثابت كند كه نوكري او تحكيم شده؛ و ملت نبايد گمان كند ] او[ از پشتيباني اجانب برخوردار نيست؛ ولي ملت با تظاهرات عمومي و تعطيل سرتاسري دامنه دار و اظهار تنفر، بار ديگر ثابت كرد كه او را نمي خواهد و از او و خاندانش بيزار است؛ و اين رفراندم طبيعي سرتاسري در حقيقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است».(10)
امام با برشمردن سياست هاي ضد اسلامي- انساني رژيم پهلوي، به ملت و مردم ايران و مبارزان انقلابي اعلام كردند كه بايد هدف اصلي را تا ساقط كردن سلطنت پهلوي دنبال كنند: «به ملت شريف ايران مژده مي دهم كه رژيم جابرانه شاه نفس هاي آخرش را مي كشد، و اين قتل عام هاي بي رحمانه، نشانه وحشتزدگي و حركاتي مذبوحانه است. مضحك و بسيار رسوا، اين مانورهاي وقيحانه و بچگانه است كه پس از داغ باطله از طرف عموم ملت خوردن، به راه انداخته اند... من به ملت ايران با اين بيداري و هشياري و با اين روحيه قوي و شجاعت بي مانند نويد پيروزي مي دهم، پيروزي توام با سربلندي و افتخار؛ پيروزي توام با استقلال و آزادي؛ پيروزي توام با قطع ايادي اجانب و چپاولگران؛ پيروزي با برچيده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سياه روي پهلوي». (11)
امام ضمن تاكيد بر لزوم حفظ وحدت و پرهيز از اختلافات و جناح بندي گروه ها و اقشار انقلابي، به گروه ها و اشخاصي كه هدف خود را مبارزه عليه رژيم پهلوي و وادار كردن آن نظام به عمل و حركت در چارچوب قانون اساسي قرار داده بودند، هشدار داد و صميمانه ا ز ملت انقلابي و مسلمان ايران خواست كه هدف و مقصد اصلي خود را طرد و ساقط كردن حكومت و سلطنت پهلوي از مقررات كشور قرار دهند:
«من با كمال تواضع دست خود را به سوي ملت نجيب ايران دراز مي كنم؛ از روحانيون عظيم الشان تا خطباي ارجمند، از جوانان محترم حوزه هاي علميه تا دانشجويان دانشگاه ها، از بازاريان محترم تا كارگران و دهقانان و جناح ها و طبقات محترم داخل و خارج كشور- ايدهم الله تعالي - و از همه صميمانه و با عرض تشكر خواستارم كه پيوستگي و وحدت كلمه خود را حفظ و از مناقشات تفرقه انداز احتراز نمايند، و با صداي واحد و نداي همگاني در راه استقلال كشور و قطع ايادي اجانب و عمال وابسته آنها كوشش كنند... و به آنها كه از چهارچوب قانون اساسي دم مي زنند، تذكر اكيد دهند كه با اين كلمه صحه به رژيم سلطنتي فاسد موجود نگذارند كه تا اين دودمان فاسد بر مقررات كشور حكومت مي كنند ملت ايران نه از اسلام بهره مند مي شوند و نه از آزادي و استقلال كشور خبري است». (12)
امام ضمن ابراز انزجار بيشتر خود از نظام پهلوي و نشان دادن عزم راسخ و جديت خود در ادامه مبارزه و اثبات اهميت موضوع، درس هاي حوزوي خود را به مدت يك هفته تعطيل كردند و حتي «نماز جماعت» را نيز تعطيل نمودند تا رژيم پهلوي به اهميت مسئله پي ببرد و مردم به تلاش و مجاهدت بيشتر راغب شود.
به هر حال قيام «19دي» مشعل انقلاب را شعله ور ساخت و به يمن فرهنگ شيعي، چهلمي بعد چهلم ديگر پديد آورد؛ پديده اي كه فاصله زماني آن «چهل»، مكان برگزاري آن «مساجد» گويندگان آن «علما»، شركت كنندگان در آن «مومنان» و شعارها و حال و هواي آن، ديني بودن نهضت را جز لايتجزاي آن ساخت.
قيام 19 دي ماه مردم مسلمان و انقلابي قم، نقطه عطف نهضت اسلامي مردم ايران بود كه در طول فراز و فرود خود هرگز از حركت باز نايستاد و در تداوم حركت خويش، بر دشمن يورش برد و قلل پيروزي را يكي پس از ديگري فتح كرد.
نتايج و پيامدهاي قيام 19دي:
1-سرعت بخشيدن به روند انقلاب اسلامي
قيام 19 دي روند انقلاب را از كندي و تفرق به تشديد و تجمع رساند. و اين اولين نتيجه و پيامد مثبت و موثر آن بود. قيام طلبه هاي جوان و مبارز در 17 و 18 دي به تظاهرات مردم در 19 دي به رهبري همان طلبه هاي مجاهد و مبارز تبديل مي شود. گلوله هاي رژيم فاسد شاه، تظاهرات را به خون مي كشاند و از همين جا «سرفصل سرخ تاريخ انقلاب كبير اسلامي آغاز مي شود.» (13)
از اثرات مهم و نتايج اميدبخش قيام 19 دي، بسيج شدن نيروهاي مخالف نظام شاه بود. بطوري كه حتي امام (ره) از آن مجالي براي ادامه مبارزه و «سقوط قريب الوقوع رژيم شاه» (14) ياد كردند. در حالي كه رژيم با تحليل وهم آلود خود به بي اعتبار ساختن امام خميني و مقابله با نفوذ سياسي و معنوي او روي آورده بود و متعاقب آن مقاله هتك آميز 17 دي را تعبيه نمود. واكنش به جا و تحول آفرين طلاب حوزه علميه قم و همراهي و حمايت علما و مراجع بزرگ و پيوستن سيل عظيم ملت به آنان، آينده درخشان و اميدبخش نهضت اسلامي را مشخص ساخت. هيچ واقعه اي بسان قيام 19دي، نتوانست تسلسل اعتراضات و قيام هاي متعدد پديد آورد.
به طور كلي اين قيام به چند دليل در سرعت بخشيدن به روند انقلاب اسلامي تاثير شگرف و عظيمي داشت: يكي اينكه سكوت را در هم شكست، دوم اينكه باعث بسيج مردم شد، سوم اينكه جرات و شجاعت مبارزه علني را دو چندان كرد و چهارم اينكه تسلسل قيام ايجاد كرد. «چرخ انقلاب اسلامي با سرعت منهدم كننده اي به حركت درآمد» (15) و «مراسم بعدي جنبه سراسري بخود گرفت» (16)
2- جهت دادن به هويت اصلي انقلاب اسلامي
در قيام دي يك اصل مسلم تجلي و بروز پيدا مي كند و آن تبديل مخالفت و دشمني با اسلام و ولايت به شورش و انقلاب است. هرگاه به اين حريم تاخته شود، مردم با جان و دل بپا مي خيزند. بيداري ها و هوشياري هاي مردم در وجود اصل ولايت نهضت است. وقتي به امام(ره) توهين مي شود مردم متدين و مذهبي قم به رهبري طلاب و روحانيون انقلابي قيام مي كنند. انگيزه قيام و هدف مبارزه كاملا روشن است: دفاع از رهبري و مرجعيت.
مبنا و منشاء انقلاب ايران، اسلام، دين و ارزش هاي الهي بوده است. بنابراين مناديان ارزش ها و پاسداران دين از جمله امام خميني كه در راس همه قرار داشت، مورد تكريم و تعظيم مردم متدين بودند. بي احترامي به امام، بي احترامي به اسلام محسوب مي شد. مردم به پاخاستند و از هويت دروني و اصلي خود محافظت كردند. انقلاب اسلامي براي سير شدن نبود، هر چند براي سير كردن بود؛ براي دفاع از هويت اسلامي، گسترش فرهنگ ديني، اجراي احكام الهي و حاكميت مردم مسلمان بر سرنوشت خويش بود. از اينرو 19 دي هم معلول اسلامي بودن نهضت امام خميني بود و هم علت اسلامي كردن انقلاب. پيامد مهم و بنيادي اين واقعه عظيم در همين نكته نهضت بود. اثرات اسلامي بودن و اسلامي شدن نهضت را شهيد مطهري اين گونه تحليل مي كنند: «اگر امام عنوان پيشوايي مذهبي و اسلامي را نمي داشت و اگر مردم ايران در عمق روحشان يك نوع آشنائي و انس و الفت با اسلام نداشتند و اگر عشقي كه مردم ما به خاندان پيامبران دارند وجود نمي داشت و اگر نبود كه مردم حس كردند كه اين نداي پيامبر(ص) و نداي حضرت علي(ع) و يا نداي امام حسين(ع) است كه از دهان اين مرد (امام خميني) بيرون مي آيد، محال بود نهضت و انقلابي به اين وسعت در مملكت ما بوجود آيد. رمز موفقيت رهبر در اين بود كه مبارزه را در قالب مفاهيم اسلامي به پيش برد. ايشان با ظلم مبارزه كرد ولي مبارزه با ظلم را با معيارهاي اسلامي مطرح كرد. امام از طريق القاي اين فكر كه يك مسلمان نبايد زيربار ظلم برود. يك مسلمان نبايد تن به اختناق بدهد، يك مسلمان نبايد به خود اجازه دهد كه ذليل باشد، مؤمن نبايد زير دست و فرمانبر كافر باشد، با ظلم و ستم و استعمار و استثمار مبارزه كرد؛ مبارزه اي تحت لواي اسلامي و با معيارها و موازين اسلامي.» (17)
قيام 19 دي نه تنها منبعث از القاي تفكر اسلامي و ديني حضرت امام (ره) بود بلكه موجد تفكر و مبارزه اسلامي نيز شد. ايجاد همين گرايش و بينش، شاه را به وحشت انداخت و اين پيامد سوم قيام خونين 19 دي بود.
3- وحشت رژيم از انقلاب روبه گسترش اسلامي
از نتايج درخشان قيام 19 دي وحشت رژيم از تشديد قيام و بسط نفوذ امام بود. يعني با قيام 19 دي، رژيم دريافت كه نيروهاي مذهبي به رهبري روحانيت مبارز و آگاه و هدايت هاي بي وقفه امام خميني(ره) كه در تبعيد هم دست از مبارزه برنمي داشتند- خطر اصلي و بنيان كني هستند. بدين طريق به مقابله خشن و قهرآميز با آن روي آورد و همين مشي و سياست، اركان رژيم را كه از مشروعيت و مقبوليت برخوردار نبود، سست و ويران كرد. سياست و روشي كه دروغين و توخالي بودن شعار استراتژيك! و مقطعي حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي شاه را برملا ساخت. (18)
4- محبوبيت امام خميني(ره)
اقتدار امام ناشي از سه منشأ مشروعيت بود: يكي مشروعيت كاريزماتيك با بهره هاي معنوي و عرفاني؛ ديگر مشروعيت سنتي به لحاظ كسوت فقه و فقاهت و سوم مشروعيت قانوني كه به رابطه رهبر و ولي با مردم برمي گردد. هيچ كدام از علما و مراجع تا اين حد از اعتبار و مقبوليت برخوردار نبودند. ويژگي اصلي امام اين بود كه سخت به نظريه «انقلاب» و براندازي رژيم اعتقاد داشتند. امام از نفوذ و محبوبيت بالايي برخوردار بود. دليل اصلي اين وضعيت، راهي بود كه امام خميني برگزيدند؛ يعني راه انقلاب، راه مبارزه و راه تأسيس يك حكومت مبتني بر ضوابط اسلامي و متكي به آراي ملت در همه زمينه ها.
نفوذ و محبوبيت و نقش سازنده امام بيشترين سهم را در پيروزي انقلاب اسلامي داشت. يعني اگر امام نبودند، هرگز قيامي به اين گستردگي بوجود نمي آمد و يا پيروز نمي شد. (19)
مردم كه به پشتيباني از امام و مبارزه انقلابي او پرداختند تا رژيم را ساقط كنند، با استراتژي سه وجهي رژيم شاه مواجه شدند. اگر هدايت ها و نظرات پيامبرگونه امام نبود، رژيم به اهداف خود مي رسيد. چه كسي جز امام مي توانست به مقابله با استراتژي سه وجهي رژيم بپردازد؟ وجه نخست استراتژيك مذكور اين بود كه رهبران، مخالفان مذهبي و غيرمذهبي را با برخورد فيزيكي مرعوب سازد. وجه دوم اينكه مردم را به شدت سركوب كند و وجه سوم اينكه ميان نيروهاي سياسي (مذهبي ها- غيرمذهبي ها و مليون مذهبي) تفرقه و تنش بوجود آورد. به نظر ما، نقش امام در مقابله با استراتژي مذكور بسيار مهم و كارساز بوده است (20) و البته قيام 19 دي اين نقش و هدايت را تمهيد و تسهيل ساخت و اين اثري ناچيز نبود.
نتيجه گيري
قيام 19 دي قم، انقلاب اسلامي را وارد مرحله مهم و حساسي كرده بود. در اثر اين قيام، زنجيره اي از حوادث و رويدادهاي سرنوشت ساز و اثرگذار در سطح كشور پديد آمد؛ بطوريكه مبارزان و در رأس آنان امام (ره) بهتر و بيشتر از پيش از نتايج آن استفاده و روند پيچيده نهضت را به سمت پيروزي حتمي هدايت و رهبري كردند. اهميت و جايگاه اين قيام در اين بود كه اولا حركت روبه پيش انقلاب را شتاب بخشيد؛ ثانياً خصلت اسلامي و مردمي نهضت امام خميني را ثابت و عيان تر ساخت.
كشتار مردم قم در روز 19 دي و سركوب شديد و خشن قيام عمومي در اين شهر، باعث به اوج رسيدن اعتراضات و راهپيمايي ها در اغلب شهرهاي ايران در روزهاي بعد مي شود. و از همين نقطه است كه رژيم مقتدر و باثبات پهلوي دچار بحران عميق و انقلاب مي شود.
قيام19 دي قم زمينه ها و علل و عوامل مختلفي دارد. هرچند تبعيد امام به نجف و دوري ايشان از مركز مبارزات اسلامي قم، ادامه نهضت اسلامي را با مشكل و مانع روبه رو ساخت ولي انديشه مبارزه و مخالفت با رژيم پهلوي به عنوان يك نظام باطل و ظالم در روح و جان مردم باقي مانده بود. از اين رو دوام گفتمان مبارزه كه حاصل انديشه هاي سياسي امام بود، زمينه اصلي قيام 19 دي محسوب مي شود. علاوه بر اين، دوره سخت اختناق و سركوب نيز موجبات قيام را فراهم ساخت. درگذشت دكتر علي شريعتي، فضاي بازسياسي و مجموعه حوادث اين دوره، شهادت آيت الله مصطفي خميني و رهبري هاي امام خميني و از همه مهمتر مقاله اهانت آميز 17 دي 56، زمينه ها و عوامل مهم قيام 19 دي بوده است.
پاورقي:
1- مهدي بهشتي پور، «مطبوعات ايران در دوره پهلوي» رسانه، سال چهارم، زمستان 1372، شماره 4، ص .78
2- آنتوني پارسونز، غرور و سقوط، ترجمه محمود طلوعي، نشر هفته،تهران 1362، ص 98-.100
3- مهناز ميزباني «قيام 19 دي قم» فصلنامه 15 خرداد، شماره 287، زمستان 76، ص .153
4-همان
5- عبدالرضا هوشنگ مهدوي، انقلاب ايران به روايت راديو بي بي سي، طرح نو، تهران 1372، ص 205-.206
6-ابراهيم طالبي دارابي، جايگاه قيام 19دي در پيروزي انقلاب اسلامي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران 1378، ص .86
7-ويليام شوكراس، آخرين سفير شاه، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوي، چاپ هفتم، البرز، تهران 1370، ص .136
8-امام خميني، صحيفه امام، ج 3، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني 1378، ص .297
9- صحيفه امام، ج 3، ص .315
10- صحيفه امام، ج 3، ص .315
11- همان، ص 315-.316
12- صحيفه امام، ج3، ص .317
13- نگرشي كوتاه بر انقلاب اسلامي ايران، تهران: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، 1359، ص .110
14-خميني، روح الله، صحيفه نور، ج2، تهران، ارشاد اسلامي، 1371، ص .15
15- يوسف مازندي، ايران ابرقدرت قرن، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران، نشر البرز، ص .599
16-روبين، بازي، جنگ قدرت ها در ايران، ترجمه محمود شرقي، تهران، آشتياني، .1363
17- مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، قم انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1361، ص40-.41
18- ابراهيم طالبي دارابي، جايگاه قيام 19 دي 1356، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي. 1378، ص .116
19- روزنامه صبح امروز، مورخ 13/11/77
20- ابراهاميان، يرواند، ايران بين دو انقلاب، ترجمه كاظم فيروزمند و ديگران، تهران: نشر مركز، 1377، ص 491-.490