باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 27 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
زمان تنش زدایی با ایران(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


مقاله ی حاضر تحلیلی است از ری تکیه که در شماره ی اخیر فارن افریز چاپ شده است. وی در این مقاله می کوشد تا به نقد سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران از ابتدای انقلاب اسلامی ایران بپردازد و علل شکست این سیاست ها را بررسی نماید. در انتها سعی دارد راه کاری برای برون رفت ایالات متحده از بن بست مواجه شده در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران ارائه دهد.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از مجله فارن افرز مارس و آوریل 2007

   ● نويسنده: ري - تكيه

مترجم: كيانوش - كياكجوري

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://www.foreignaffairs.org/20070301faessay86202/ray-takeyh/time-for-detente-with-iran.html

 
 

«طلوع یک ستاره»

طی پنج سال گذشته، بعد از آن که بوش متعهد به ایجاد تغییر و دگرگونی در خاورمیانه شد، این منطقه فوق العاده متفاوت شده است. بخت بد واشنگتن در عراق، تحقیر قدرت اسرائیل در لبنان، خیزش شیعیان که زمانی ناچیز شمرده می شدند و قدرت رو به رشد احزاب اسلامگرا همگی مظاهر این تفاوت هستند.

در میان این گرفتاریها جمهوری اسلامی قرار دارد. این رژیم نه تنها علیرغم حمله بی امان آمریکا همچنان پا برجاست و به حیات خود ادامه می دهد بلکه موفق شده است تا نفوذ ایران را در منطقه افزایش دهد. ایران اکنون در کانون مشکلات خاورمیانه قرار گرفته است – از جنگهای داخلی در عراق و لبنان تا چالشهای امنیتی در خلیج فارس؛ و این تصور که این مشکلات بدون همکاری تهران حل و فصل شود، دشوار است.

 در ضمن، قدرت تهران بواسطه برنامه هسته ای آن به طور مستمر رو به افزایش است؛ که علیرغم انتقادهای جامعه بین المللی بدون مانع در حال پیشرفت است.

تحولات اخیر، واشنگتن را دچار دردسر کرده است. از زمان سقوط شاه در سال 1979، آمریکا یک رشته سیاستهای گسیخته و نامفهوم را در قبال تهران دنبال کرده است. از جهات گوناگون آمریکا در تلاش برای سرنگونی رژیم ایران حتی از طریق حمله نظامی بود. از سوی دیگر آمریکا به دنبال مذاکره بر سر چند موضوع محدود هم بوده است. در تمام این مدت، آمریکا تلاش می کرد که نفوذ ایران را در منطقه محدود کند. اما هیچکدام از این رویکردها موفق نبود؛ بویژه سیاست تحدید نفوذ که هنوز استراتژی برگزیده و منتخب در مباحثات مربوط به سیاست ایران است.

اگر آمریکا امیدوار است که ایران را مطیع خود سازد باید استراتژی  خود را از اساس مرور کند. جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک سرنگون نخواهد شد و رشد نفوذ آن در منطقه نمی تواند محدود شود. آمریکا باید در ظاهر از گزینه نظامی، تصور مذاکره مشروط و از سیاست تحدید نفوذ خود در مورد ایران به ازاء سیاست جدید تنش زدایی اجتناب کند.  بویژه این که این پیشنهاد فرصتی به عملگرایان تهران جهت از سرگیری روابط دیپلماتیک و اقتصادی با آمریکا می دهد. عملگرایان، با مجهز شدن به تصور روابط جدید با آمریکا، در موضعی قرار خواهند گرفت که تندروهای ایران را  کنار گذاشته و تلاش خواهند کرد تا این تعادل قوا را به سود خود تغییر دهند. بزودی واشنگتن این واقعیات را در می یابد و در نهایت روابط آن با دشمن دیرینه خود در خاورمیانه بهبود خواهد یافت.

 

 «گزینه های نامناسب»

وقتی که در مورد ایران بحث می شود، جرج بوش همواره تاکید می کند که همه گزینه ها روی میز است . همین مسئله سبب این تصور می گرد که در صورت شکست سایر موارد واشنگتن از قوه قهریه علیه ایران استفاده خواهد کرد. این تهدید، بی توجهی و نادیده گرفتن این حقیقت است که آمریکا گزینه نظامی واقعی علیه ایران ندارد. ایران به منظور حفاظت از تاسیسات هسته ای خود در برابر حملات آمریکا، همه آنها را در سراسر کشور پراکنده کرده یا در اعماق زمین پنهان کرده است. هر گونه حمله آ مریکا هم از جهت چالشهای اطلاعاتی(چگونه این سایتهای باید پیدا شوند) و هم از جهت مشکلات لجستیکی( چگونه باید آنها را از بین ببرد) محکوم به شکست است.( در مورد عراق نشان داده شد که اطلاعات آمریکا آنگونه که باید همواره قابل اطمینان نیست.)

و حتی در صورت یک حمله نظامی موفقیت آمیز نمی تواند به بلندپروازی هسته ای حکومت ایران پایان دهد. این امر تنها ایران را تحریک می کند که تاسیسات ویران شده خود را از نو بسازد و توجه کمتری به تعهدات خود کند. نظر شما درباره مذاکره مشروط شبیه آنچه که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا پیشنهاد داد چیست؟

در ماه می 2006 ،  وقتی که رایس اعلام کرد اگر ایران فعالیتهای غنی سازی اورانیوم خود را متوقف سازد  آمریکا راغب به مذاکره چندجانبه با ایران در خصوص مسئله هسته ای است، به نظر می رسید که وی گام جدی و مهمی را برداشته است. اما این اظهارات نقش خود را در مناقشه میان ایران و آمریکا به عنوان یک مشکل ساده در مورد خلع سلاح خوب بازی نکرد. در حقیقت اختلافات سیاسی و استراتژیکی میان دو کشور بسیار عمیق بوده و نیازمند یک رویکرد بسیار جامع و گسترده است.

با توجه به این واقعیتهای ناخوشایند، بسیاری از سیاستگذاران آمریکا به سوی آنچه که آنها آن را آخرین گزینه عینی تلقی می کنند کشیده شده اند یعنی: سیاست تحدید نفوذ.

آنها امیدوارند که کاربرد سیستماتیک فشارهای دیپلماتیک و تحریمهای اقتصادی در کوتاه مدت با طرحهای اهریمنی تهران مقابله خواهد کرد و در نهایت یک دولت جدید ایرانی را بوجود خواهد آورد که بیشتر دموکراتیک و در برابر منافع آمریکا بیشتر مسئول است.

ایده مهار ایران جدید نیست. از آغاز حیات جمهوری اسلامی ایران این ایده سیاست سازان آمریکا بوده و از حمایت گسترده هر دو حزب برخوردار بوده است. با وجود این کسی باید پاسخ این پرسش مهم را بدهد که : آیا می توان کشوری را که طرحهای آن نفوذ از طریق ابزارهای غیر مستقیم مانند همکاری با گروههای شیعه است را به درستی مهار کرد؟ آیا سایر کشورهای منطقه راغب به کمک به آمریکا جهت منزوی کردن ایران هستند؟

اگر واشنگتن به طور عقلانی آلترناتیوهای خود را بررسی می کرد به سرعت در می یافت که پاسخ به این پرسشها منفی است. اما سیاست آمریکا تحت تسلط تردید ذاتی از تهران است.

طی روزهایی که انقلاب 1979 ایران در جریان بود خشم اسلامگراها به نحو حیرت آوری آشکار و به نحو خطرناکی گسترش یافت. نخبگان روحانی حاکم بر ایران مرزهای ایران را به عنوان میراث گذشتگان بی اعتبار تلقی کرده و متعهد به صدور انقلاب شدند. با وجود این، نظم منطقه ای باثبات تر از آن بود که روحانیون ایران انتظار داشتند و اکثر رویاهای انقلابیون ایران طی نبرد با عراق در دهه 1980 از توان افتاد. جنگ پر هزینه با بغداد نخبگان روحانی ایران را مجبور کرد که محدودیتهای قدرت و بلندپروازیهای غیر عملی خود را درک کنند. ایران به لفاظی ها عمومی خود ادامه می داد اما سیاست خارجی آن کاملا عملگرا و واقع بینانه شد. هنوز تصوری از ایران به عنوان یک نیروی بی ثبات کننده در تفکرات آمریکا نقش بسته و تاکنون نیز پایدار مانده است. به عبارت دیگر سیاست تحدید نفوذ متوقف شد زیرا از اینکه ایران یک دولت انقلابی شود که بتواند مدل انقلابی خود را به زور صادر کند، جلوگیری شد.

در حقیقت سیاست تحدید نفوذ هرگز موفق نبوده است. و حتی شانس کمی برای کار با آن در آینده وجود دارد. شکست این سیاست به خوبی در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا ثبت شده است که در آن جزئیات حمایت آتی ایران از تروریسم را بیان کرده و در خصوص پیشرفتهای برنامه هسته ای آن هشدار داده است. تحریمها و دیگر اشکال فشار آمریکا در بازداشتن ایران از بدرفتاری شکست خورده است. بدتر از همه اینکه، دولت بوش اخیراً گامهایی را برداشته که سیاست تحدید نفوذ را یک سیاست کم اثر کرده است. تهاجم آمریکا به عراق، ایران را از طریق همدردی با احزاب شیعه عراق منتفع ساخته است. زمان زیادی لازم است تا یک قدرت سنی بتواند بر عراق مسلط شود و در عین حال به عنوان یک وزنه تعادل در برابر قدرت شیعه در ایران عمل کند. شیعیان عراق به شدت یکدست و همگن هستند اما احزات شیعه حاکم در بغداد- مانند حزب الدعوه، شورای عالی انقلاب اسلامی عراق – روابط عمیقی با تهران  دارند. این امر بدان معنا نیست که رهبران جدید عراق راغب هستند که منافع خود را تابع ایران سازدن اما بعید است که آنها به دستور آمریکا با ایران مقابله کنند. امروز هیچ کشوری در خاورمیانه وجود ندارد که در مقابل ایران بایستد. سنت طولانی مدت خرید امنیت از امپراتوری انگلیس و سپس آمریکا به شیخ نشینهای خلیج فارس درجه ای از استقلال را در مقابل همسایگان قدرتمند خود اعطا کرده است اما رفتار نسنجیده دولت آمریکا و عدم توانایی آن در ایجاد امنیت در عراق اعتماد منطقه ای را از توانایی آمریکا سلب کرده است.

سیاست ضد آمریکایی شایع در منطقه این امر را برای دولتهای منطقه دشوارتر ساخته است که با آمریکا همکاری نمایند یا به نیروهای آمریکایی اجازه حضور در خاک خود را بدهند. آمریکا ممکن است قادر باشد که نیروهای دریایی خود را در آبهای ساحلی یا پایگاههای کوچک خود را در کشورهای مطمئن مانند کویت حفظ کند اما با توجه به نفرت مردم منطقه از آمریکا و نخبگان نامتعادل آن بعید است که بتواند نیروهای نظامی چشمگیری در منطقه داشته باشد. اکنون بسیاری از کشورهای منطقه اطمینان بیشتری به انگیزه های ایران در قبال طرحهای بی ثبات کننده آمریکا دارند و در حالیکه قدرت ایران افزایش می یابد شیخ نشینهای منطقه احتمالا ترجیح خواهند داد که به جای مقابله با ایران نسبت به آن خوش برخورد و منعطف باشند.

 

    492 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   رابطه ايران و آمريكا (100)
●   سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا (50)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (749)
●   آمريكا (347)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:03/02/1386

تاريخ شمسی نشر:03/02/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب