انتخابات آينده مجلس قانونگذاري فلسطين در روز پنجم بهمن ماه آينده در بخشي از سرزمين هاي اشغالي شامل نوارغزه، كرانه باختري رود اردن و قدس شرقي برگزار مي شود. اين انتخابات دومين انتخابات فلسطين پس از انعقاد قرارداد اسلو در سال 1372 است كه با وضعيتي متفاوت نسبت به انتخابات سال 1375 برگزار مي شود.
انتفاضه منتهي به اسلو
اولين انتفاضه فلسطين در سال 1366 شروع شد. جوانان و نوجوانان فلسطيني در اين مرحله با دست هاي خالي از اسلحه، به مصاف تانك ها و هلي كوپترهاي اسرائيلي رفتند و نزديك به يك سال مبارزه كردند. انتفاضه اول كه از كنار ديوار بيت المقدس و در اعتراض به حفر تونل در زير مسجدالاقصي (به قصد تخريب اين مسجد و جايگزين كردن هيكل خيالي حضرت سليمان به جاي آن) شروع شده بود تأثير شگرفي در منطقه خاورميانه به جاي گذاشت. از اين رو اسرائيلي ها ناچار شدند تحت فشار آمريكا براي اولين بار از «صلح» و «همزيستي با فلسطيني ها» سخن بگويند اين ماجرا سلسله گفت وگوهايي را ميان ياسر عرفات (رئيس وقت سازمان آزاديبخش فلسطين) و بعضي از سران كشورهاي عربي از يك سو و مقامات اسرائيلي- آمريكايي از سوي ديگر درپي داشت، و در نهايت هم اين سلسله گفت وگوها به انعقاد «قرارداد اسلو» انجاميد براساس اين قرارداد، دولت فلسطيني در محدوده كرانه باختري و نوارغزه و قدس شرقي شكل مي گرفت و بخشي از آوارگان به اين مناطق بازمي گشتند.
انتفاضه بعد از اسلو
پس از شروع مذاكرات براساس طرح صلح ميان نمايندگان «ياسر عرفات» و «اسحاق رابين» (نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي)، انتفاضه اول به اميد به وجود آمدن شرايط بهتر براي فلسطيني ها خاموش شد، ولي انتظار فلسطيني ها پاسخ لازم را پيدا نكرد تا جايي كه با پيروزي حزب ليكود و متعاقب آن نخست وزيري «شارون» در انتخابات صهيونيست ها: مقامات اسرائيلي رسماً قرارداد اسلو را باطل اعلام كرده و از لزوم انعقاد قرارداد جديد سخن گفتند. اينجا بود كه فلسطيني ها بار ديگر حركت خويش را آغاز كردند و انتفاضه دوم كه به انتفاضه الاقصي معروف شد، شكل گرفت و تشكيلات «عرفات» نيز به انتفاضه جوانان پيوست.
اولين انتخابات مجلس
اولين انتخابات مجلس فلسطين براساس قرارداد اسلو در سال 1375 برگزار شد و طي آن 88نفر از كانديداها كه اكثر آنان از هواداران «عرفات» و از اعضاي تشكيلات سياسي او بودند به مجلس راه يافتند.
دوران مجلس اول فلسطين با شرايط ويژه منطقه همراه بود و در انتهاي زمان آن «آريل شارون» روي كار آمد، از همين رو دستاورد آن بسيار محدود بود و شايد بتوان گفت درحد تمرين براي برگزاري يك مجلس واقعي بود.
تعويق انتخابات دوم
طبق قانون، دومين انتخابات مجلس بايد در اواخر سال 1379 برگزار مي شد، ولي شروع انتفاضه و ناكامي عرفات در وعده هايي كه به مردم فلسطين داده بود سبب به تعويق افتادن پي درپي زماني آن شد. در اين بين به دليل شروع انتفاضه، رژيم صهيونيستي مانع برگزاري انتخابات توسط تشكيلات خودگردان بود آنان بخصوص درباره پايتختي فلسطين با دولت خودگردان اختلاف جدي داشتند.
درهمان حال وقوع حادثه 11سپتامبر سال 2001 نيز موضع كشورهاي عربي در دفاع از فلسطيني ها را ضعيف كرده و انگيزه لازم را براي پيگيري مصوبات اسلو از آنان سلب نموده بود.
گروههاي اسلامي نظير حماس و جهاد اسلامي كه انتخابات سال 75 را تحريم كرده بودند در سالهاي 80تا 83 نيز بر موضع خود پاي مي فشردند اين درحالي بود كه به دليل ناكامي عرفات، بعضي از گروههاي همپيمان او در انتخابات سال 1375 (نظير جبهه آزادي خلق به رهبري احمد جبرئيل) نيز به صف مخالفان برگزاري انتخابات پيوسته بودند.
انتخابات مجلس دوم فلسطين
بعد از گذشت 9سال از برگزاري اولين انتخابات مجلس، فلسطيني ها با وضعيت مناسب تري كه حكايت از انسجام بيشتر آنان دارد، آماده برگزاري انتخابات پنجم بهمن ماه آينده شده اند. گروه حماس نيز فرايند سياسي را در كنار حفظ هويت نظامي خود پذيرفته است.
براساس اصلاحيه قانون انتخابات فلسطين، تعداد اعضاي مجلس قانونگذاري فلسطين از 88نفر به 132نفر افزايش پيدا كرده است (اين درحالي است كه تعداد اعضاي مجلس نمايندگان رژيم صهيونيستي كه كنست خوانده مي شود، 120نفر مي باشد.)
نمايندگان مجلس فلسطين به دو روش انتخاب مي شوند؛ 66نفر از آنان نامزدهاي هر شهر هستند كه بصورت مستقيم رأي مي آورند در همان حال 66نفر هم براساس ليست انتخابي به مجلس راه مي يابند. به اين معنا كه شركت كنندگان در انتخابات يك بار به فرد يا افراد مورد نظر خود در حوزه انتخابيه و در همان حال به ليست حزبي كه به آن علاقه دارند راي مي دهند. آن گاه علاوه بر افرادي كه به طور مستقيم براساس حدنصاب آرا به مجلس راه يافته اند، احزاب نيز به ميزان رايي كه ليست آنها به دست آورده است، مي توانند بر مبناي نصاب آراء نمايندگاني را كه قبلا در ليست خود گنجانده اند، به ترتيب به پارلمان معرفي مي كنند.
وضعيت حوزه هاي انتخابيه
در محدوده اي كه انتخابات برگزار مي شود، 16 حوزه انتخاباتي وجود دارد كه شامل غزه، شمال غزه، خان يونس، ديرالبلع، رفح (در محدوده ي نوار غزه) و جنين، نابلس، طولكرم، رام الله، اريحا، قدس و الخليل(در محدوده كرانه باختري) مي باشند. اما در حوزه ها تعداد سهميه ها متفاوت است هر چند اكثر آنان فقط يك نماينده در مجلس خواهند داشت ولي به طور مثال شهر الخليل 9 نماينده، قدس شرقي 6 نماينده و رام الله نيز 6 نماينده در مجلس دوم فلسطين خواهند داشت. در اين بين نمايندگاني كه مستقيما با راي مردم انتخاب مي شوند بايد اكثريت مطلق آراء حوزه خود را به دست آورند ولي ليست هاي انتخاباتي براساس اكثريت نسبي، نمايندگان خود را به مجلس مي فرستند.
در اين انتخابات در سطح حوزه اي 414 نفر كانديدا شده اند و در عين حال 314 نفر نيز در ليست ها هستند با اين وصف تعداد كانديداها در 16 حوزه جمعا 728 نفر مي باشد. در اين ميان 258 نفر كانديداي مستقل (غيروابسته به احزاب) وجود دارد و بقيه مربوط به يكي از احزاب سياسي و يا گروه هاي جهادي مي باشند. از ميان احزاب سياسي حماس و جنبش فتح (گروه عرفات) هر كدام 25 درصد كانديداها را به خود اختصاص داده اند و بقيه مربوط به ساير گروهها و احزاب و يا مستقل ها مي باشند. اما بر اساس برآوردهاي اوليه انتخاباتي سه گروه مستقل ها، حماس و الفتح گروههاي اصلي انتخاباتي را تشكيل داده اند.
تفاوت اين انتخابات با انتخابات سال 1375
انتخابات سال 1375 در شرايطي برگزار شد كه گروه هاي اسلام گرا انتخابات را تحريم كرده بودند و در واقع «الفتح» رقيبي نداشت. از سوي ديگر مردم و گروه هاي سياسي تمايل چنداني به شركت در انتخابات (بصورت كانديدا يا راي دهنده) نداشتند. اما در اين ميان سه حادثه مهم تمايز اصلي اين انتخابات با انتخابات سال 1375 مجلس اول را شكل مي دهند.
1- حضور گروه اسلامي حماس
در انتخابات اخير شهرداري ها كه اولين تجربه انتخاباتي جنبش حماس بود، اين جنبش توانست حدود 52درصد از آراء شهروندان و حدود 45 درصد از مناصب شهرداري ها را طي 4 مرحله انتخابات به اختيار خود درآورد. اين موضوع بيان كننده آن است كه گروه حماس تحت هدايت «خالد مشعل» و بهره گيري از فضاي احساسي- عاطفي ناشي از شهادت شيخ احمد ياسين رهبر معنوي خود و زنداني بودن «مروان بوغوش» (يكي از چهره هاي مهم جنبش حماس) مي تواند اكثريت مطلق كرسي هاي مجلس دوم فلسطين را در ا ختيار بگيرد و در ائتلاف با «مستقل ها» رقيب خود «الفتح» را از تشكيل مجدد دولت محروم كند.
2- مرگ ياسرعرفات
ياسر عرفات اگرچه در دو دهه آخر حيات خود دچار خطاهاي فاحشي شد ولي در شرايط فقدان رهبري «فرهمند» در فلسطين توانسته است به عنوان شاخص فلسطين مطرح باشد. اين موضوع تاثير زيادي در انتخابات هاي قبل، گذاشته است ولي اينك از يك سو او از ميان مردمش رفته و از سوي ديگر هواداران او نتوانسته اند در غياب او هويت واحد خويش را حفظ كنند. اينك رهبران الفتح به دو گروه تقسيم شده اند؛ گروه جوانان الفتح شامل احمد قنيب، حليص، برغوثي (كه نسبتي با مروان برغوثي ندارد) موفقيت را در سايه حمايت از انتفاضه جستجو مي كنند و به سنت جنگ و صلح «مردان عرفات» اعتقادي ندارند. اما گروه رهبران قديمي سازمان الفتح شامل محمود عباس، احمد قريح، نبيل شمس و صائب عريقات معتقد به سنت انتخابات و مبارزه سياسي اند.
اين دو گروه عرفات براي شركت در انتخابات دو ليست جداگانه دادند و تنها زماني كه متقاعد شدند، شكاف ميان آنان به پيروزي قاطع رقيب پرنفوذشان حماس مي انجامد، ظاهرا اختلافات را كنار گذاشته و به ليست واحد رسيدند اين در حالي بود كه وقتي آنان به اتحاد رسيدند زمان قانوني براي قبول ليست مشترك آنان به پايان رسيده بود و لذا تنها با حمايت «محمود عباس» رئيس تشكيلات خودگردان، توانستند به دادگاه عالي انتخابات مراجعه كرده و شش ساعت وقت بگيرند تا ليست مشترك ارائه دهند. آنان در نهايت با حذف احمد قريح و روحي فتوح از ليست ها، به ليست واحد رسيدند.
3- حركت سياسي- نظامي آمريكا براي تحقق خاورميانه بزرگ
آمريكايي ها ازحدود سال 1371 در زمان بوش اول، تلاش كردند براي تصاحب خاورميانه كشورهاي عربي را حول محور رژيم صهيونيستي جمع نمايند اين طرح اگر چه ظاهراً در جاهايي سرپل هايي را به تصاحب در آورده است ولي بخصوص در كشورهاي همجوار با رژيم صهيونيستي با بن بست مواجه شده است. اين موضوع انتخابات فلسطين را از يك فراگرد داخلي به يك فرآيند منطقه اي و بين المللي تبديل كرده و به آن اثري فراملي داده است.
تلاش عباس براي تعويق انتخابات
محمود عباس كه شرايط را براي پيروزي الفتح و كانديداهاي مرتبط با دولت خود هموار نمي ديد به بهانه بروز رخدادهاي سياسي در محدوده دولت صهيونيستي، خواهان به تعويق افتادن انتخابات شد ولي عليرغم تلاش فراوان و وساطت طرف هاي عربي و نيز فشار آمريكايي ها اين امر به نتيجه نرسيده است و درنهايت فلسطين با شتاب به انتخابات مهم پنجم بهمن ماه نزديك مي شود. اين درحالي است كه پيروزي اسلام گراها در انتخابات 24 آذرماه عراق تأثير مستقيمي بر انتخاب اسلام گراها در فلسطين دارد.
چشم انداز انتخابات
براساس برآوردهاي اوليه حماس در انتخابات 5 بهمن ماه آينده به اكثريت مطلق كرسي هاي مجلس دست مي يابد و مي تواند با جلب نظر مثبت «مستقل ها» به اكثريت قاطع (دوسوم كه مورد نياز براي تصويب قوانين مهم و نيز تشكيل دولت است) دست يابد.
در همان حال الفتح اگرچه حتما به اكثريت نسبي هم دست نمي يابد ولي صاحب مهمترين فراكسيون اقليت در مجلس آينده خواهد شد. به هر حال اينك اكثر ناظران سياسي ابراز عقيده كرده اند كه «محمود عباس» آخرين روزهاي نخست وزيري خود را سپري مي كند.
اما كدام دسته از فلسطيني ها مي توانند رأي دهند
متأسفانه اكثريت قاطع فلسطيني ها اجازه شركت در اين انتخابات را ندارند چرا كه رژيم صهيونيستي انتخابات را در سه بخش غزه، كرانه باختري رود اردن و قدس شرقي محدود كرده است. از همين رو گروه هاي زير از شركت در انتخابات محروم مي باشند:
1- آوارگان فلسطيني كه حدود 000/800/4 نفر از حدود 000/100/10 نفر جمعيت فلسطين را تشكيل مي دهند.
2- ساكنان در محدوده اراضي اشغالي سال 1327 كه تعداد آنان حدود 000/100/1 نفر مي باشد. اكثر اين فلسطيني ها داراي شناسنامه اسرائيلي اند و چند نماينده هم در كنست رژيم صهيونيستي دارند.
3- افراد زير 18 سال كه بين 55 تا 60درصد جمعيت فلسطين را شامل مي شوند.
با اين وصف در انتخابات آينده مجلس فلسطين حداكثر حدود 000/300/1 نفر اجازه دارند در پاي صندوق هاي رأي شركت كنند. اين درحالي است كه در قدس شرقي هم كه در سال 1346 به اشغال درآمده است، هم فلسطيني ها اجازه برپا كردن صندوق اخذ رأي ندارند و ساكنان اين محدوده فقط از طريق مراجعه به اداره پست مي توانند رأي خود را به نام افراد يا ليست ها ثبت نمايند.
اضافه مي نمايد محل اين مجلس به دليل اينكه قدس در اشغال رژيم صهيونيستي، رام الله مي باشد. 140 نفر از اتحاديه اروپا بر انتخابات پنجم بهمن ماه نظارت خواهند كرد و يك كميته مركزي از سوي دولت خودگردان كار انتخابات را انجام مي دهد. يك دادگاه عالي كه مركب از هفت قاضي است نيز كار رسيدگي به شكايات و گواهي صحت انتخابات را برعهده دارد.