هرمن و چامسکی در مدل ساده ای که در مورد اطلاع رسانی در رسانه ها ارائه میدهند به 5 فیلتر خبری اشاره میکنند که عامل عمده ای در جهت صافی کردن اخبار به نفع طبقات حاکم است.
بسیاری اعتقاد به این امر دارند که رسانه های خبری در بخشهای خبری خود تصویری متعادل از واقعیت را ارایه میدهند چنین پنداری در واقع «تصویری از خود » است.
مدلی را که هرمن و چامسکی ارایه میدهند « پروپاگاندا» نام نهاده اند نظریه ای بحث بر انگیز بوده که ادعا میکند اخبار رسانه های غربی مخصوصا بخش خارجی این اخبار "پروپاگاندایی propaganda model» همه جانبه و فعال و موثر ولی "غیر مستقیم " بوده که هدفش ایجاد نوعی همسویی و هم رایی اجتماعی است .
جامعه غربی در نظر اول جامعه ای هم سو و هم رای به نظر میرسد . جامعه ای که در مورد اساسی ترین اصول سیاسی- اجتماعی به توافقی همه جانبه رسیده است .
اما بسیاری معتقد اند که این هم سویی و هم نظری عمدتا ظاهری است حال آنکه در باطن تضادهای عمیق وجود دارد.
نوام چامسکی و ادوارد هرمن معتقد اند که آنچه باعث ایجاد این هم سویی وهم گرایی در سطح جوامع غربی میشود
" پروپاگاندا " ی نظام مندی است که وسایل ارتباط جمعی غربی به پا داشته اند.
این دو معتقدند نتیجه تحقیقات چندین ساله شان در مورد عملکرد وسایل ارتباط جمعی در غرب بوده و نشان میدهد که این وسایل در جهت به حرکت در آوردن پشتیبانی عمومی برای سیاستهای غالب دولت و شرکتها خصوصی عظیم میباشد.
اسطوره ی غالب و در واقع مطلوبی که در نظر متصور میشویم این است که وسایل ارتباط جمعی به انعکاس جهان از دیدگاه قدرتمندا ن پرداخته بلکه تنها واقعیت ها را منعکس میکنند و در واقع ادعا میکنند که انتخاب و نوع اجرای خبری بر اساس یک رشته ملاک ها و میزانهای بی طرفانه حرفه ای خبر نگاری صورت می پذیرد حال آنکه طبق نظر هرمن و چامسکی که معتقد اند اگر قدرتمندان با در دست داشتن وسایل ارتباط
جمعی قادر به کنترل گفتمان ارایه شده در اخبار باشند و یا در جایگاه تصمیم گیری در مورد آنچه مردم عادی میتوانند ببینند
و بشنوند و بخوانند باشد یا به عبارت دیگر در جایگاه مدیریت و هدایت عقاید عمومی به وسیله فعالیتهای هم جانبه تبلیغاتی باشند یک تجزیه و تحلیل همه جانبه علمی قادر خواهد بود عدم انطباق انگاره های ارایه شده از سوی رسانه های آنان را با واقعیت های سخت زمینی نشان دهد.
اهمیت "پروپاگاندا" را سالها بعد "والتر لیپمن " در سالهای 1920 در ایجاد " تولید رضایت " مورد استفاده قرار داد.
او اعتقاد داشت کاربرد وسایل ارتباط جمعی این است که عقاید عمومی را شکل داده و یک نوع هم رایی اجتماعی که برای نظم اجتماعی هر نظامی الزامی است بوجود می آورد.
البته لیپمن اعتقاد دارد که "پروپاگاندا " تبدیل به یک ارگان اصلی و اساسی در در هر حکومت مردمی شده و با گذشت زمان مدام پیچیده تر و مهمتر شده است .
ولی هرمن و چامسکی اعتقاد ندارند که "پرو پا گا ندا " همه وظایف رسانه ی جمعی را تشکیل میدهد بلکه موتقد اند که مهمترین وظیفه ی آن در عصر کنونی است.
آنها با توضیح نظریه ی مدل " پرو پا گا ندا" فرآیند به حرکت در آوردن عقاید عمومی را بر اساس انتخاب خبر و زاویه ی نگرش خبری نشان میدهند.
چامسکی و هرمن معتقد اند که در واقع بازیگران سیاسی – اجتماعی مهم و قدرتمند به اخبار شکل داده و آن را تعریف میکنند
و وسایل ارتباط جمعی را در حول و حوش این تعریف از اتفاقات خبری نگاه میدارند
این در واقع یک بازار هدایت شده ی خبری است نه یک بازار آزاد خبری که سردم داران آن را ادعای آن را میکنند
این بازار از سوی دولت و رهبران شرکتهای بزرگ و صاحبان و مدیران وسایل ارتباط جمعی سمت و سو گرفته و جهت می یابد.
این جهت دهی چیزی نیست جز حفظ منافع قدرتمندان جامعه اما وسایل ارتباط جمعی آنچنان هم یکدست و هم گون عمل نمیکنند.
در حقیقت هر کجا که قدرتمندان و قدرت مداران در تضاد و تقابل با یکدیگر قرار گیرند این تضاد و تقابل خود را به شکل انتقاد
و بحث آزاد و مباحث طولانی در وسایل ارتباط جمعی نشان میدهد و گاه همین انعکاس تضادها و تقابل ها در وسایل ارتباط جمعی به عنوان بزرگترین مشخصه ی آزادی و مستقل بودن وسایل ار تباط جمعی نمایانده میشود.
اما در جایی که هیچ عدم توافقی در مورد یک سیاست در میان برگزیدگان قدرتمند جامعه وجود ندارد باز هم میتوان بعضی از این انتقادات را نسبت به این سیاست ها در رسانه های جمعی دید .
اما این انتقادات فضای بسیار محدودی را در فضاهای انتهایی و غیر مهم روزنامه اشغال کرده و تنها برای خالی نبودن عریضه اند
.چراکه تعاد کسانی که این مقاله ها را میخوانند بسیار محدود بوده و نمیتوانند خطری برای سیستم حکومتی به حساب آمده
و سیاست دولتی را به مخاطره بیندازند.
و تازه این وضعیت نقطه ی قوت سیستم سیاسی آمریکا معرفی میشود و چاپ این انتقادات در صفحات انتهایی و یا ساعات انتهایی و غیر مهم رسانه ها خود تبلیغی و عوام فریبی که اکثرا هم حتی وقت عوام فریبی کردن هم پیدا نمیکند( از این جهت که بد جا و بد زمان است) خود تبلیغی برای سیستم اجتماعی و سیاسی آمریکا و آزادیهای موجود در آن است.
یکی از موضوعات اصلی و مهم تجزیه و تحلیل نحوه ی به کار گیری تبلیغات همه جانبه در شکل انتخاب چارچوبهای خبری و
سایه روشن های گفتمان متون خبری که سمت گیری های خبری را ایجاد میکند و در نهایت تاکید خبر بر بعضی عوامل و
حذف سایر عوامل میباشد همچنین تاکید بر بعضی علل و نتایج یک حادثه ی خبری و حذف دیگر علل و نتایج آن حادثه ی خبری است.
مثلا تمرکز دایم خبری بر قربانیان نظام دشمن (یک زمانی کمونیست) باعث میشود تا افکار عمومی را در علیه آن نظام بشورانند و تحریک کنند و برتری نظام غربی را به اثبات برسانند اما همین وسایل ارتباط جمعی چشم خود را به روی بی شرمانه ترین تعدیات به حقوق انسانی در کشورهای وابسته به آمریکا میبندند و از آن به ندرت و بدونه آب و تاب ذکر به میان می آورند .
مردم عادی پی به این موضوع نمیبرند که سکوت رسانه های جمعی در مورد قربانیان در کشورهای وابسته دارای همان اهمیتی است که تمرکز بر روی قربانیان کشورهای دشمن.
رویکرد: این نوشته بیان بخشی از کتاب manufacturing consent)) "تولید رضایت"است که سعی در تحلیل و نقد بر اطلاع رسانی در رسانه های غربی دارد "از زبان نوام چامسکی و ادوارد اس هرمن" این دو از نظریه پردازان مطرح امروز آمریکا به حساب می آیند.