چين تاكنون از متدها و شگردهاى سياسى مختلفى (البته به اقتضاى شرايط) براى اداره اين كشور پرجمعيت جهان ومقابله با چالش هاى داخلى و خارجى بويژه در راستاى منافع فرامرزى خود استفاده كرده است. تا مرگ «ما ئوتسه دون» بنيانگذار جمهورى خلق چين در سپتامبر ۱۹۷۶ ميلادى، وى و ديگر رهبران چين عمدتاً با ديد ايدئولوژيك به جهان خارج مى نگريستند و همكارى با جهان خارج را براساس همين ديد تنظيم و تنسيق مى كردند. بدان معنا كه توجه خود را در جهت همكارى با آن دسته از كشورهايى كه در ستيز با آمريكا و اتحاد شوروى سابق بودند، معطوف كرد. زيرا مائو، امپرياليسم آمريكا را ميرا و اتحاد شوروى را سوسيال امپرياليسم مى دانست و معتقد به مبارزه با آن بود. دقيقاً در راستاى همين ايدئولوژى بود كه مائو (رهبر چين) به حمايت از جنبش هاى رهايى بخش در آسيا و آفريقا ادامه مى داد، به گونه اى كه چين براى اين سياست خود هزينه هاى زيادى پرداخت كرد. پس از مرگ مائو، با اندكى وقفه در كار سياستگذارى چين، «دنگ شيائوپينگ» به عنوان رهبر چين انتخاب شد. دنگ با اتخاذ يك سياست برنامه ريزى شده _ البته با در نظر گرفتن منويات حزب كمونيست- تلاش كرد نگاه جهان خارج را به چين عوض كند.
با شروع و اجراى اصلاحات اقتصادى- در مقياس هاى كوچك _ در سال ۱۹۷۹ ميلادى و ادامه آن تاكنون، تأثير قابل اعتنا و چشمگيرى در سطوح اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى چين برجاى گذاشت كه در اين ميان، رونق بخش هاى اقتصادى، تجارى و صنعتى را برجسته تر مى كند. جذب يك ميليارد دلار سرمايه خارجى در هفته، مؤيد اين واقعيت است. دنگ به عنوان معمار اصلاحات اقتصادى و عامل جذب و جلب سرمايه هاى خارجى توانست در اين مقطع از تاريخ چين نگاه ايدئولوژيك را در عين پايبندى به مرامهاى حزبى، كم رنگ كند و با جا انداختن اين تفكر كه مى توان سوسياليسم را با اقتصاد بازار آزاد تركيب كرد، توانست اقشار وسيعى از جامعه چين را با سياست هاى خود همراه كند. به استثناى اندكى از كمونيست هاى محافظه كار كه در مقابل برنامه هاى دنگ شيائوپينگ ايستادگى مى كردند، بقيه اقشار همسو با برنامه هاى دنگ درچارچوب سياست عملگرايى، اين كشور پر جمعيت جهان را به سمت پيشرفت و بهبود اوضاع اقتصادى، نظامى هدايت كردند.
باروى كار آمدن «جيانگ زمين» به عنوان نسل سوم رهبر چين سياست هاى دنگ، بى كم و كاست، دنبال شد. جيانگ ضمن ادامه سياست هاى دنگ، منافع چين را در خاورميانه، آفريقا، آسيا و آمريكاى لاتين در انطباق با شرايطى مى ديد كه عمل به دستورات حزب آن را تضمين مى كرده است. لازم به ذكر است كه در چين، حزب كمونيست سياستگذاريهاى سياسى، اقتصادى، صنعتى، نظامى و دفاعى را برعهده دارد و رؤساى جمهورى چين، ضمن انجام وظيفه در سمت رياست جمهورى، دبير كلى حزب كمونيست و رياست كميسيون مركزى نظامى (فرماندهى كل قوا) را نيز برعهده دارند. «هوجين تائو» به عنوان دنباله رو تفكرات دنگ و جيانگ براساس سياست عملگرايى، منافع و ثبات سياسى و اقتصادى چين را در ادامه همين سياست مى داند. موقعيت و جايگاه جهانى چين در زمان «هو» به ميزان قابل توجهى تقويت شده است وتلاش مى شود در عرصه روابط بين المللى و جهانى، نفوذ و حضور سياسى اين كشور گسترش يابد. براساس همين ديدگاه است كه رهبران چين تلاش مى كنند از چارچوب تعارفات ديپلماتيك خارج و از حالت بازيگرى نيمه فعال به بازيگرى فعال در تمام عرصه ها تبديل شوند.
چالش چين با آمريكا در حوزه پرتنش آسيا- پاسيفيك، شبه جزيره كره، آفريقا و آمريكاى لاتين مؤيد اين ديدگاه است. ضمن آنكه، چين در سالهاى گذشته با ژاپن برسر بسيارى از مسائل كه در جاى خود اختلاف برانگيز هستند، وارد چالش جدى شده و به عنوان دومين كشور مصرف كننده انرژى پس از آمريكا، بدون مانع درصدد تأمين منابع انرژى خود از خاورميانه، آفريقا، آمريكاى لاتين و روسيه است.
چين در عين حال روابط راهبردى خود را با روسيه، هند، آفريقاى جنوبى، برزيل، و نزوئلا، شيلى و مكزيك در آمريكاى لاتين با شكل مطلوبى ادامه مى دهد و همين روابط را با اتحاديه اروپا با تنظيم و امضاى سند روابط ديپلماتيك ارتقا داده است. چين در آسيا نيز همگرايى سياسى و همكاريهاى اقتصادى، تجارى و صنعتى را با «آ.سه. آن»، آپك و كشورهاى حوزه رود «مكونگ» و حتى اتحاديه «سارك» بشدت دنبال مى كند. حجم مبادلات تجارى چين با «آ.سه.آن» با بيش از يكصد ميليارد دلار مى تواند مؤيد اين واقعيت باشد.
در بعد نظامى، رهبران چين بر تقويت ارتش خلق، روز آمد كردن آن باتجهيزات مدرن گامهاى بلندى برداشته اند. پرتاب دو فضا پيماى سرنشين دار به نام «شن زو -۵ و شن زو -۶» در سالهاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ و كاهش ۲۰۰ هزار نفر از پرسنل ارتش در همين ارتباط قابل ارزيابى است. چين در زمينه تقويت ارتش خلق تابدانجا پيش رفته كه نگرانى دولتمردان واشنگتنى را به دنبال داشته است. بايد گفت كه چينى ها براى حفظ قلمروى سرزمينى از جمله الحاق جزيره ۳۶ هزار كيلومتر مربعى تايوان از هيچ تلاشى دريغ نخواهند كرد.
هر گاه كه بحث استقلال تايوان از چين و حمايت هاى دولت آمريكا از حكومت اين جزيره مطرح مى شود، چينى ها با فاصله گرفتن از نگاه ترس آلود، دفاع از اين جزيره را حتى با توسل به زور براى خود محفوظ مى دارند.
چين اكنون از طرح مسائلى كه در آن دولت آمريكا را سبب فجايع بزرگ در جهان مى داند، ابايى ندارد. دفاع چين از برنامه هاى صلح آميز هسته اى ايران بخشى از رويكرد دولتمردان پكن به شمار مى رود. روشن است كه «شين هوا» و راديو بين المللى چين با پخش هر خبر و گزارش ديدگاه رهبران چين را منعكس مى كنند و اساساً اين روش دولتمردان چين و حزب كمونيست اين كشور است كه از طريق اين ابزارها، ديدگاه و مقاصد سياسى خود را به جهانيان اعلام كنند. شين هوا- خبرگزارى رسمى چين- اخيراً با پخش گزارشى گفت: آمريكا در مارس سال ۲۰۰۳ ماهيت صلح آميز برنامه هسته اى ايران را مورد ترديد قرار داد و طرح اين ادعا از سوى دولت آمريكا را آغاز كشمكش قدرت هاى بزرگ درباره برنامه هاى هسته اى ايران مى داند. همچنين از ديد مفسران راديو بين المللى چين، عملكرد سلطه جويانه آمريكا، آشكارا احساسات ميهن پرستانه و ضد آمريكايى را در سراسر ايران شدت بخشيده است. كارشناسان سياسى و متفكران علوم اجتماعى چين، آمريكا را منادى صلح و آرامش نمى دانند، زيرا آنها معتقدند دولت آمريكا در حالى مسبب چالش در برنامه هاى هسته اى ايران شده است كه وجود سلاحهاى هسته اى را در اسرائيل ناديده مى گيرد. مفسران راديو بين المللى چين بر اين نكته تأكيد مى كنند كه داشتن فناورى هسته اى با اقتدار كشور ايران ارتباط تنگاتنگى دارد و به همين علت هم سياست دولت ايران در مسأله هسته اى در داخل كشور از حمايت تمام اقشار جامعه بر خوردار است.
اين راديو، اتحاديه اروپا را دنباله رو سياست هاى آمريكا دانست، زيرا اتحاديه اروپا مى گويد نگران آن است كه در صورت دستيابى ايران به فناورى هسته اى، خطر تكثير سلاحهاى هسته اى به سازمانهاى تروريستى گسترش يابد و اين مسأله امنيت جامعه اروپا و منافع آن را در خاورميانه تهديد خواهد كرد.
به اعتقاد چين، ايران عضو مهم كشورهاى صادركننده نفت «اوپك» به حساب مى آيد و زمانى كه صادرات نفت ايران به علت جنگ متوقف شود، اقتصاد كشورهاى عضو اتحاديه اروپا قبل از طرف هاى ديگر آسيب خواهد ديد. روى همين اصل، اتحاديه اروپا بايد از دنباله روى سياست هاى آمريكا فاصله بگيرد و مبتكرانه با ايران مذاكره كند. حال، بايد ديد چين كه پيش از اين مانع تلاش هاى شوراى امنيت براى تحريم سودان شده بود و اكنون، به عنوان وارد كننده نفت خام از ايران تاكجا در مقابل اعمال تحريمها عليه ايران مقابله خواهد كرد؟