توهم گرایی
پوچ گرایی روش شناختی كه در سلوك عرفانی سكولار به كار میآید موجب توهم گرایی میشود. آرامشی كه با تكرار مانترا حاصل میشود در اثر نوعی خستگی ذهنی و از كار افتادن فعالیت آن است یعنی آنچه به عنوان ركن چهارم مدیتیشن از آن یاد شد و عبارت است از نظاره محض یا نگرش بی تفاوت. به باور پاولوف با تكرار هر واژهای پس از مدتی یك نقطه در مغز دچار خستگی میشود و پس از آن مهار شده و با بسط این مهار در سطح مغز، نوعی خلسه و رخوت یا آرامش به وجود میآید كه حالتی از ریلكس شدن است(1).
وقتی در اثر تكرار مانترا تا اندازهای مغز از كار میافتد، دستگاه عصبی با كاهش فعالیت مواجه شده و ماهیچهها سست میشود و فشار عضلانی به كاستی میگراید. در این شرایط میتوان به نظاره محض یا نگرش بی تفاوت رسید برای درك نظاره محض لازم است توصیف ماهاریشی درباره ذهن را بدانیم.
ماهاریشی ذهن را چون اقیانوسی میداند كه امواجی در سطح و آرامشی در اعماق دارد. فعالیتهای خودآگاه ( افكار، عواطف و ادراكات) مشابه امواج سطح اقیانوساند كه روان ما را متلاطم میكند اما ژرفای ذهن را آرامشی عمیق فرا گرفته است. افكار ما از عمق ذهن بر میآیند و وقتی به سطح آن میرسند متلاطم و خروشاناند. در روند مدیتیشن شخص از تلاطم سطح كه در حالت عادی با آن درگیر است به ژرفای آرام ذهن میرود و افكار خود را از آغاز پیدایش مشاهده میكند و از گرفتاری در ناآرامی سطح خودآگاه ذهن رها میشود.(2)
لوئیس پروتو با مثالی دیدگاه ماهاریشی را به خوبی آفتابی كرده است. او مینویسد " حالت خودتان را در شرایطی مجسم كنید كه بدون كمترین علاقه و اشتیاقی به یك برنامه تلویزیونی مینگرید، تنها بدین خاطر كه كار دیگری برای انجام دادن یا مشغول شدن ندارید و توجه دارید كه تصاویر ساختگی و غیر واقعی است، نقطه متضاد این حالت درگیر شدن است. برای مثال وضعی را تجسم كنید كه شما با هنر پیشه فیلمی كه در حال مشاهده آن هستید هماهنگی و همدلی دارید. در این شرایط كلیه اتفاقاتی كه برای او به وقوع میپیوندد، تصور میكنید كه خودتان هم در این ماجراها شریك هستید هر گاه كه با جریان رشتهای از افكار و خیالات متعدد درگیر میشویم مانند این است كه كاست محتوی یك فیلم داستانی را در ویدئو قرار داده ایم. تنها تفاوتی كه در این جا وجود دارد، این است كه در مورد اول نمایش فیلم یا درگیری به جای ویدئو در داخل سرما و در افكار ما عرضه میشود.(3)
بنابراین نظاره محض به این معناست كه ذهن شما ظرف مجموعهای از تخیلات و توهمات پوچ است و با پی بردن به این موضوع میتوانید بی تفاوت به آنها بنگرید و از تلاطم سطح به آرامش عمق ذهن برسید و ریلكس شدن را تجربه كنید. در حالت ریلكس كه آگاهی متعالی پدیدار میشود ذهن فقط به اندازهای كه به خواب نرود باید فعال بماند.(4)
البته مسلم است كه اگر ما اساسا ذهن و تفكر را مزاحم آرامش بدانیم و بپنداریم كه با توقف اندیشه میتوان به آرامش رسید چارهای جز این نداریم كه این بخش از استعداد آگاهی انسان را ظرف اوهام تلقی كنیم.
اما نماز براستی فرصت تعالی آگاهی انسان از اندیشه تا شهود است. هم از این رو نباید در حالت خستگی و خواب آلودگیبه سوی نماز رفت زیرا در این صورت نمیتوان به معانی آن اندیشید و اسرار آن را مشاهده كرد.(5)
امام صادق(ع) فرموده اند: «هرگاه رو به قبله ایستادی دنیا و هرچه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آنها را یكسره فراموش كن و دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز میدارد، خالی كن و با چشم دل عظمت خدای را ببین و آن روزی را به یاد آر كه هر كس كرده خود را مییابد و همگان به سوی خداوند كه صاحب اختیار آنهاست برگردانده میشوند و درآن روز تو با پایترس و امید در پیش گاه او میایستی. هنگام تكبیر گفتن هر آنچه را میان آسمانها و زمین است در برابر كبریایی او ناچیز شمار،»(6)
پس در نماز با اندیشه در حقیقتی برتر، آگاهی انسان در بعد اندیشه و تفكر اوج میگیرد تا جایی كه آن حقیقت نامتناهی را كه منبع آرامش و اطمینان نفس است مشاهده میكند و در برابر او به تواضع میایستد و ركوع و سجود میگذارد. و سایر حقایق و خلایق را بندگان و آفریدگان او میبیند كه همه به سوی او باز میگردند پس در همه هستی حضور خدای مهربان و قدرت بیكران او را مییابد و غرق در آرامش و آگاهی حقیقی میگردد.
اما در مدیتیشن تداوم تصورات و افكار مانع پیشرفت كار نیست بلكه نشانه مدیتیشن موفق است و ماهاریشی آن را اصل كامل شدن راه نامیده(7) فقط باید آنها را اوهام و تخیلات پوچ دانست نه حقیقتی برتر از انسان است كه به آن بیندیشی و نه عظمتی كه در برابر آن متواضع شوی و سبكبار به سوی او پرگشایی. این توهم گرایی نتیجه منطقی پوچ گرایی روش شناختی مدیتیشن است و خود آثاری را در پی دارد كه در ادامه به بررسی آن میپردازیم.
موهم انگاری
نتیجه منطقی توهم گرایی برای رسیدن به آرامش كه به عنوان نظاره محض یا نگرش بی تفاوت مطرح شد این است كه در واقعیت عالم شك پدید آید و اوهام به انسان هجوم آورد.
یكی از مبانی بودیسم و هندویسم ( بویژه در اندیشههای شانكارا) كه در عرفان سكولار به عنوان مبنا مطرح نمیشود ولیبه صورت یك شاخص از آن گریزی نیست. نظریه مایا maya است. بر اساس این نظریه پردهای از اوهام بر چشم و اندیشه انسان افكنده شده و انسان پدیدههای جهان را در این پرده جادو میبیند. جهان پدیدهها چون یك چشم بندیساحرانه، تنها فریبی است. همان گونه كه به یاری چشمبندی و جادو، چیزی كه واقعیت ندارد، واقعی نشان داده میشود، در جهان نمودها نیز آنچه دریافت میشود واقعیت ندارد. این نمودها و پدیدهها آفریده ادراك ماست و در كانون این درك نادرست، پندار وهمی و غیر واقعی جای دارد(8).
شانكارا معتقد است كه " نمایش و تظاهر عالم مایاست كه یك ماهیت حقیقی نیست، بلكه تنها یك جهل موجب این تظاهر میشود.(9)
مطالعه فیزیولوژی مدیتیشن به خوبی زمینههای این مشكل روانی را مشخص میكند. دو ركن مدیتیشن یكی مكان آرام و دیگری وضعیت راحت نوعی محرومیت حسی را به وجود میآورد. برای مدیتیشن باید لباس راحت پوشید و در جایی راحت دراز كشید یا نشست مثلا روی مبل راحتی(10) سپس تمام عضلات را به صورت شل و رها در آورد(11) و چشمها را بست. مدت لازم برای این عمل تا رسیدن به ریلكس حدود سی دقیقه است(12) پس از این مدت محرومیت حسی مادهای توهم زا در بدن تولید میشود به نام سروتنین ( serotonin ).
آزمایشهای (هب) در دانشگاه مك گیل نشان میدهد كه افراد در این وضعیت دورههای خالی را تجربه كردند كه طی آن نمیتوانستند به هیچ وجه درباره چیزی فكر كنند... هیجانهایشان غالبا رمیده بودند... در حدود 80 درصد از آزمودنیهای (هب) نوعی توهم را گزارش دادند. غالبا نخستین توهم روشن شدن یا درخشنده شدن میدان بینایی آنان بود... به دلایلی كه هیچ كس كاملا نمیداند، محتوای این توهمها مافوق كنترل آزمودنیها به نظر میرسد(13)
با توجه به اینكه استفاده از مانترا نیز موجب خستگی ذهنی میشود، ملاحظه میكنید كه این عمل نیز حصول آثار محرومیت حسی را تسریع میكند. بنابراین جای تعجب نیست كه چگونه بوداییان و هندویان كه مدیتیشنهای طولانیهمراه با ترك غذا و زندگی عادی دارند و ریاضت میكشند همه جهان را رویا میدانند و كمال انسان را در تجربه خلا و تهی میپندارند. به همین علت در بودیسم تاكید میشود كه حتی آتمن هم وجود ندارد و توهمی بیش نیست.(14)
موهوم انگاری یا پوچ گرایی فلسفی یك شاخص عرفان سكولار است و هر چند كمی دیریاب میباشد و ممكن است به آن تصریح نشود ولی كسانی كه در تمرینات مدیتیشن استمرار دارند به این شاخص نزدیك شده و در دنیایی موهوم با آرزوها و لذتهای پندارین بسر میبرند.
در نماز هرچند كه یافتن مكانی آرام و پاكیزه اهمیت دارد ولی چون هوشیاری اندیشه و از آن مهم تر تحرك وجود دارد هیچ گاه محرومیت حسی پدید نمی آید. در نماز انسان بارها دست خود را حركت میدهد و به ركوع و سجود و قیام و قعود تغییر حالت پیدا میكند و افزون بر اینها مدت هر نماز كمتر از مقداری است كه حتی در حالت سكون برای كسانی كه ناگزیر خوابیده یا نشسته نماز میخوانند، محرومیت حسی به دنبال داشته باشد و مورد دیگر اینكه اذكار نماز متنوع است و هر حالت ذكر ویژه ای دارد و بیش از آنها نیز انسان میتواند در قنوت و ركوع یا سجود اذكار مستحبی را به انتخاب خود بگوید و این همه فعالیت ذهنی را در مسیر تعالی آگاهی و ارتباط معنوی با خداوند به كار میگیرد.
برای مدیتیشن دو بار در روز یعنی صبح وعصر توصیه میشود ولی نماز سه بار و در مدت زمانهای كمتری انجام میشود و میتوان آن را تا پنج مرحله در روز نیز به جای آورد. همه این تفاوتها نشان میدهد كه هدف از نماز شكوفایی معنوی انسان در شناخت حقیقتی برتر است كه در همه جهان واقعی آثار او آشكار میباشد. ولی مدیتیشن فراغتی از فشارهای روانی و آرامشی موهوم انگار را كه در بستر همین زندگی موهوم مادی معنی میدهد را دنبال میكند.
آمادگی برای سلطه پذیری
در زندگی مدرن انسان تمام توان و تمایلات جسمی و روانی خود را برای تمتع هر چه بیشتر از دنیای پر تزاحم و محدود مادی هزینه میكند، برای انسانی كه استعداد نامحدود برای شناخت خداوند و ارتباط با او دارد، چنین شرایطی فشار شدید روانی و جسمی پدید میآورد زیرا چیزهای بسیاری را میخواهد و با تلاش فراوان به آن نمیرسد و یا اگر میرسد باز هم بیشتر میخواهد. كار كه میتوان آن را به صورت راهی برای برآوردن نیازهای طبیعی و روانی و انسانی و شكوفایی و خلاقیت مورد توجه باشد، امروزه به طور نفس گیری تا حد یك ضرورت زهراگین اقتصادی تنزل كرده است. حتی تحصیل علم ماهیت خود را از دست داده است. تفریح واوقات فراغت كه برای افراد متعادل میتواند لذت و آرامشی گوارا به همراه داشته باشد امروزه برای كسب لذتهای بیشتر و هیجان به صورت استرس زایی تداوم وضع ناگوار زندگی كاری شده است.(15)
این پدیده به خاطر استرس دائمی است كه در زندگی جدید جریان دارد. دكتر والتر ب. كانن آثار و عوارض وضعیت استرس را مطالعه كرد و پژوهشهای خود را در قالب نظریه عكس العمل جنگ و گریز ارائه نمود(16). بسیاری از موارد بیماریهای قلبی و عروقی و گوارشی و تنفسی در شرایط استرس زا پدید آمده و تشدید میشوند. 40 تا 50 درصد مراجعان به پزشك مشكل روانی دارند.(17) افسردگیها و اضطرابها كه شمار زیادی از مردم جهان را گرفتار نموده نیز از پیامدهایروانی وضعیت زندگی امروزی است.
این وضعیت دو پیامد خطرناك برای تمدن جدید منافع و نیروهای سلطه در این تمدن دارد. یكی به وجود آمدن مردمیبیمار و پریشان و سركش كه در قید و بند انضباط سیاسی نیستند(18) و دیگر شكل دیگری اندیشهای مخالف كه نظام دیگری را پیشنهاد میكند و برای دگرگونی نظام موجود میكوشد.(19)
بنابراین باید برای مشكلات این زندگی چارهای اندیشید. مراكز علمی كه در خدمت نظام لیبرال سرمایه داری هستند برای حل این مشكل پژوهشهایی انجام دادند كه حاصل آن چند چیز بود: یكی طرح شیطانی عصر آكواریوس كه(20) به منظور ایجاد گروههای ابتذال به ویژه بین جوانان تا در رقصهای تند، سكس، روابط جنسی عجیب و غریب و استفاده از مواد مخدر تخلیه نیرو شوند، و البته این روش مطلوب همه نیست. و دیگری روشهای ملایمتر برای تخلیه استرسها و بازسازیتوان جسمی و روانی. در مورد دوم مطالعات شرق شناسی كانونهای استعماری به كار آمد و بودیسم وهندویسم به عنوان روشهای معنوی خنثی مورد توجه قرار گرفت. معنویتی كه آرامش، سازگاری با شرایط موجود و بی تفاوتی اخلاقی و سیاسی را در بر دارد و تنها به آرامش و نجات انسان از رنج زندگی میاندیشد. جیمز هویت مینویسد "باید با این زندگی به تطابق و همنوایی برسیم یا لااقل به آن نزدیك گردیم... ایجاد تغییر در خودمان خیلی راحت تر و عملی تر از آن است كه برایتغییرات و تحولات اساسی و بنیانی در محیط كوشش كنیم(21) "هواداران مدیتیشن در اهمیت و ضرورت روش پیشنهادیشان چنین داد سخن داده اند: " رشد سریع پیشرفت نیازمند آن است كه مردم هم با سرعت از استرسهای درونیخود رها گشته تا مشكل چند تكه شدن فزاینده اجتماع كه به صورت بحرانی خارجی ظهور كرده است، حل شود. مردم باید انعطاف پذیر شوند. مردم بدون آنكه به استرس زیادی گرفتار شوند، باید شیوه رویارویی با انواع مختلف نیازهایعاطفی و جسمی میان افراد را كه به سرعت در حال تغییر است، بیاموزند. مردم باید با یافتن طریق رضامندی پایدار میان خود و نه صرفا با نگریستن به نقش های اجتماعی خشن برای كام بخشی، خودكفا شوند. در مردم باید توان كامل یكنواخت كردن اختلافات به منظور تقویت غنای زندگی در میان این تغییر شتابان به وجود آید. " (22)
مدیتیشن با نشستن راحت یا خوابیدن و به تصورات فشار آور ذهن بی تفاوت نگریستن وتسلیم آنها شدن و پذیرش محض آنها، تسلیم و پذیرش در برابر فشارهای تمدن سرمایه داری را برای مردم درونی میسازد محرومیت حسی حاصل از مدیتیشن ویژگیهای روانشناختی سلطه پذیری را در افراد به وجود میآورد. از مهمترین آثار محرومیت حسی (اختلالات ادراكی ) و (تلقین پذیری) است(23) این وضعیت روانشناختی وقتی با فشار تبلیغاتی رسانههای سرمایه داری همراه میشود، ساختار سلطه گرانه و سلطه پذیرانه حیات طبیعی را تثبیت و تحكیم میكند. حاصل سلطه پذیری روانشناختی و سلطه گریتبلیغاتی به صورت نسبی گرایی اخلاقی، مصرف گرایی اقتصادی و غوغا سالاری سیاسی (مبوكراسی) جلوه گر میشود.
مهمترین كاركرد مدیتیشن نه آرامش بخشی به افراد جوامع پر استرس امروز بلكه تحمل پذیر كردن استیلا و استثمار سلطه گران سرمایه دار جهانی است. اما نماز قیام و حركت است قیام نماز به معنای آمادگی برای قیام لله و حركت برای حق است در نظر عارفان مسلمان قیام نماز نمادی از قیام عبد به حق و توحید عملی است(24). هنگام نشستن مستحب است كه پایچپ در زیر بدن قرار گرفته و پای راست روی آن باشد. به این معنا كه من حق را برپا داشته و باطل را از میان میبرم(25). بنابراین نماز نه آمادگی برای سلطه پذیری، بلكه آمادگی برای جهاد و سلطه ستیزی است.
این همه سر وصدا و تبلیغات با وصفهای جذاب هوشیاری خلاق، آرامش، آگاهی متعالی و غیره به ساده ترین بیان پذیرش تسلیم دربرابر نیروی سلطه گر در تمدن سرمایه داری است.
زنگ تفریحی برای بردگان سرمایه داری
مدیتیشن آثار مثبتی هم در جسم و روان انسان دارد. هربرت بنسن كه به تحقیق روی این آثار پرداخته مجموعه آنها را زیر عنوان عكس العمل ریلكسیشن معرفی كرده است. پیامدهای مطلوب مدیتیشن عبارت است از كاهش ضربان قلب و فشار خون شریانی، كاهش تعداد حركات تنفسی و سوخت و ساز سلولی و لاكتات ( ضایعات سوخت و ساز سلولی ) در خون، كاهش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیك و افزایش فعالیت پاراسمپاتیك و افزایش امواج آلفا از مغز و كاهش تنش عضلانی.(26)
اگر چه كاركردهای سیاسی مدیتیشن كه در مورد قبل بررسی شد، در شمار كاركردهای مخفی این عمل است، كه هیچ گاه به آن تصریح نمیشود، اما بخش مثبت از كاركردهای آن مورد تاكید فراوان قرار میگیرید. و معمولا كتابهایی كه در این باره نوشته میشود به اهمیت مدیتیشن در بازیابی توان جسمی و روانی برای انجام بهینه كارها و وظایف شغلی تاكید میورزند.
نمیخواهم بگویم تلاش برای سلامتی یا بهبود انجام وظایف شغلی بد است. اما این وضع را در كنار سلطه سیاسی و اقتصادی كسانی در نظر بگیرید كه میكوشند با كنترل فرهنگی معنویت و معرفت مردم را مهار كنند و توانایی آنها را در خدمت به تحكیم شالوده نظام سرمایه داری و تامین منافع بی پایان سرمایه داران بهبود بخشیده و به كار گیرند.
یكی از ابعاد سكولار بودن این روش معنوی همین است كه مهمترین فایدهای كه برای آن معرفی میشود كامیابی در زندگی مادی و موفقیتهای اقتصادی و شغلی است(27). یكی از كسانی كه در این زمینه آثار بسیاری نگاشته و تلاشهای زیادی میكند خانمی تبعه آمریكاست به نام «شاكتی گواین» كه حتی نام خود را از هندویسم اقتباس كرده است(28). او كه تحت تاثیر سفرش به هند و فراگیری هندویسم است(29). بر مبانی انسان گرایانه معنویت هندویسم تاكید كرده و مینویسد: برایخوشبخت و موفق زندگی كردن و استفاده از تجسم خلاق هر چند باید مفاهیم معینی را امكان پذیر بدانید اما لازم نیست كه به یكی از آرمانهای ماورای طبیعی یا به قدرتی برون از خود ایمان و اعتقاد داشته باشید." (30)
او معتقد است كه كافی است ما در خیالمان آنچه میخواهیم تجسم كنیم و به آن باور داشته باشیم، پس از آن نیروهایدرونی ما را به سوی آن هدایت كرده و در دستیابی به آن مدد میرساند.
او برای روند عملی طرح خود چهار مرحله را میشمارد: (1) هدف خود را تعیین كنید. (2) آرمان یا تصویری روشن بیافرینید. (3) اغلب اوقات بر آن تمركز كنید. (4) به آن انرژی مثبت بدهید.(31) برای انجام این مراحل باید در وضعیت آلفا یا حالت مدیتیشن قرار بگیرید.
او میگوید باید به شهود درونی توجه كرد و آن را به عنوان هدایت گر پذیرفت چون او شما را به سوی بهترین وضعیت هدایت میكند(32). گواین هیچ گاه معیاری را مشخص نمیكند كه صدای درون چیست و چه میگوید و چرا درست میگوید و از كجا میآموزد ؟ ادعاهای او نه تنها اثبات پذیر نیست بلكه ابطال پذیر هم نیست. زیرا اگر شما به ندای درونتان گوش دهید و نتیجه خوشایندی نگیرید، حتما اشتباه شنیدهاید و آن ندای درونی شما نبوده یا القای دیگران بوده یا خواستههای نادرستیكه بر اساس تكیه بر بیرون وجودتان در شما برانگیخته شده است. او تصریح میكند راه مهارت یافتن در شهود درونییا شنیدن صدای درون راه سعی و خطاست(33). فقط با این معیار كه در نهایت اگر احساس رضایت كردید درست شنیدهاید و در غیر این صورت اشتباه كرده اید.
مهم ترین فایده نظریات «شاكتی گواین» این است كه به اسم گوش دادن به صدای درون ما را مطیع فریادهای تبلیغاتی زندگیامروزین میكند، فریادهایی تكراری كه انعكاس آن ناخواسته در درون ما طنین میافكند.
اگر كمی با روانشناسی تبلیغات آشنا شویم و توجه كنیم كه در نظام سرمایه داری نه تنها اقتصاد، بلكه سیاست و فرهنگ نیز با تبلیغات و دستكاری تمایلات، ذوقیات و اندیشه مردم مدیریت میشود.(34) آنگاه به خوبی معلوم میگردد در زمانی كه سختگیریهای علمی برای اثبات یك نظریه بسیار پیچیده شده است، چگونه نظریات كسی مثل «شاكتی گواین» در كتابها و موسسات بسیاری با حمایت مراكز علمی وابسته در جهان تبلیغ میشود. معمولا نویسندگانی نظیر «شاكتی گواین»، آنتونی رابینز، وین دایر، ناپلئون هیل، كنت بلانكارد و دیگران كه از پوشش تبلیغاتی خوبی برخوردارند، آرامش و شكوفایی و رضایتمندی و كمال فردی را در توفیقات مادی و دانستن راه ثروتمند شدن میدانند و سعی میكنند آن را به همه مردم جهان بیاموزند. با این همه معلوم نیست چرا روز به روز تراژدی فقر و گرسنگی در جهان دردناكتر میشود. حتی در آمریكا كه محل زایش این تئوریهاست تعداد افراد بی خانمان رو به افزایش است!
البته حرفهای آنها برای ما كه در تمدن سرمایه داری زندگی میكنیم بسیار خوشایند است زیرا راه هماهنگ شدن با ارزشهای همین تمدن را به ما میآموزند و سلطه پذیری سیاسی و اقتصادی را برای ما توجیه میكنند تا ستمها و سلطه را زیبا ببینیم و راحت و بی درد بپذیریم. یاد میدهند كه مدیتیشن كنید و آنچه دوست دارید به آن برسید به تصور آورید و بعد برایرسیدن به آن تلاش كنید همواره نیمه پر لیوان را ببینید و به فكر پر كرد نیمه خالی آن نباشید. چون نمی توانید جهان را تغییر دهید پس باید هماهنگ شوید به كسانی توجه كنید كه ثروتمند شده اند. پس مدیتیشن كنید، ریلكس باشید و در تخیلات خود غوطه ور شوید و بكوشید و از كوششتان لذت ببرید تا بمیرید. البته این آخری را نمیگویند چون این مطلب رویارویی با حقیقت و كلید معنویت راستین است و با خیالات خوشایندی كه رضایت و آرامش و كمال فردی موهوم را برای ما میسازد تعارض دارد.
معنویت و عرفان اسلامی با شریعتی روشن انسان را از سرگردانی در امكانات نامحدود انتخاب و ناخود آگاه تسلیم خواسته دیگران شدن به سامانی روشن میرساند و آرامشی میدهد كه خود زمینه رسیدن انسان به كمال حقیقی و شكوفایی معرفت فطری است.
عرفان سكولار - یعنی عرفان بدون خدا و معاد- عرفان بدون شریعت و آیین خواهد بود و آنگاه كه خدا برود باید به انتظار شیطان و غلبه طاغوت نشست. آرامش، تلاش و كوشش، رضایتمندی و نعمت و برخورداری خوب است و بخشی از تعالیم معنوی اسلام را تشكیل میدهد اما نه به قیمت از دست رفتن عزت انسانی و نه به بهای پذیرش ستم و سلطه دنیامداران، بلكه اگر انسان به عظمت وجودی خود در ربط با پروردگار توجه كند و زندگی حقیقی در سرای دیگر را كه پایان نخواهد داشت، فراموش نكند عرفان و معنویت او حسینی (ع) میشود(35) و عزت و ذلت را به درستی تشخیص میدهد و از چشمه جوشان عرفان و معنویت حقیقی و ابدی بهره مند میگردد.
پینوشتها:
1 - ریلكسیشن و مدیتیشن ص 185.
2 - تی ام - دانش هوشیاری خلاق ص 51 - 53.
3 - طریقت آلفا رسیدن به آرامش در پنج گام ص 63.
4 - تی ام - دانش هوشیاری خلاق ص 56.
5 - میزان الحكمة باب صلاة حدیث 10674.
6 - همان حدیث 10670.
7 - تی ام - دانش هوشیاری خلاق ص 66.
8 - جلال الدین آشتیانی، عرفان بودیسم و جینیسم بخش پنجم چاپ اول 1377 شركت سهامی انتشار ص 313 .
9 - عرفان و دانتا بخش چهارم ص 172.
10 - طریقت آلفا رسیدن به آرامش در پنج گام ص 113.
11 - ریلكسیشن و مدیتیشن ص 85 و 86.
12 - طریقت آلقا رسیدن به آرامش در پنج گام ص 109.
13 - ترجمه و تالیف مهدی محی الدین بناب، روانشناسی احساس و ادراك، چاپ سوم 1381 انتشارات دانا ص 124.
14 - عرفان بودیسم و جینیسم بخش پنجم، ص 218.
15 - تی ام دانش هوشیاری خلاق ص 33.
16 - ریلكسیشن و مدیتیشن ص 42.
17 - ویكتور فرانكل، خدا در ناخودآگاه، ترجمه ابراهیم یزدی، چاپ اول 1375 موسسه خدمات فرهنگی رسا ص 333.
18 - هم از این رو در آمریكا 3 درصد بودجه ملی برای مساله فشار روانی هزینه میشود. نك: استورا، تنیدگی یا استرس، ترجمه پریرخ دادستان چاپ اول 1377 انتشارات رشد ص 69.
19 - علت حساسیت و مبارزه ابرقدرتهای اسلامی با انقلاب اسلامی همین است.
20 - جان كولمن، كمیته 300 كانون توطئههای جهانی، ترجمه یحیی شمس چاپ چهارم 1377 نشر علم ص 96 - 113.
21 - ریلكسیشن و مدیتیشن ص 60.
22 - تی ام دانش هوشیاری خلاق ص 34.
23 - مهدی محی الدین بناب، روانشناسی احساس و ادراك ص 128 و 129.
24 - امام خمینی، آداب نماز چاپ چهارم 1373 موسسه تنظیم و نشر آثار ص 146.
25 - میزان الحكمة باب صلاة حدیث 10666.
26 - ریلكسیشن و مدیتیشن ص 49.
27 - تی ام دانش هوشیاری خلاق ص 365 - 367.
28 - «شاكتی گواین» راه تحول، گیتی خوشدل چاپ اول 1374 انتشارات گیل ص 23.
29 - «شاكتی گواین»، زندگی در روشنایی، ترجمه مژگان بانو مومنی چاپ اول 1373 انتشارات روزبهان ص 5.
30 - «شاكتی گواین»، تجسم خلاق، ترجمه گیتی خوشدل چاپ دوم 1371 نشر روشنگران ص 19 و زندگی در روشنایی ص 74 تا 84.
31 - همان ص 34 و 35.
32 - «شاكتی گواین»، بازتابههای نور، ترجمه گیتی خوشدل چاپ سوم 1379 نشر گفتار ص 19 و 20.
73 - زندگی در روشنایی ص 76.
34 - ادوارد برمن، كنترل فرهنگ، ترجمه حمید الیاسی چاپ چهارم 1375نشر نی.
35 - نك: حمیدرضا مظاهری سیف، عرفان مخلصانه و جهاد مصلحانه در سلوك حسینی، مجله معرفت شماره 73 بهمن 1382. |