باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 215 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انقلاب الهي براي قرن 21
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيد حسن - حسيني

منبع: ماه نامه - همشهري ديپلماتيك - 1384 - شماره 84

 
 

انقلاب اسلامي ايران چيست و در روابط بين الملل از چه موقعيتي برخوردار مي باشد؟ آينده و سرنوشت انقلاب اسلامي به كجا خواهد انجاميد؟ اين قبيل سؤالات در ميان دوستان و دشمنان اين انقلاب نزديك به 3 دهه است كه مطرح مي باشد. اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در عبارتي بي بديل و بي نظير توصيه فرموده اند كه شخصيتهاي حقيقي و حقوقي منشاء و خاستگاه، جايگاه فعلي و چشم انداز و آيندة خويش را همواره مورد توجه قرار داده و از اين امر آموزه ها و عبرتهاي ضروري براي تعالي و سعادت خويش را فرا گرفته و به مرحلة اجرا گذارند. طرح اين پرسش ها كه انقلاب اسلامي ايران از كجا آمده، در كجا قرار دارد و به كجا مي رود به نظر مي رسد در مقطع و شرايط كنوني مي تواند در تحليل شرايط فعلي و ترسيم آيندة احتمالي مفيد فايده قرار گيرد.

انقلاب اسلامي ايران تجلي مثالي و عملي هبوط انسان بعنوان خليفه خدا در هستي از عالم بالا و عشق الهي به دنياي مادي و فرشي زمين در نظام و روابط بين الملل است. اين شخصيت حقوقي بسان شخصيت حقيقي انسان كه پس از خلق و تعلم در مكتب الهي براي امر خليفه الهي در زمين هبوط نمود در عرصه روابط بين الملل فرود آمد تا تلاشگر عينيت بخشيدن به آرمانهايي عرشي و الهي در عرصة فرشي و خاكي باشد. پروردگار عالم ملك و ملكوت، قوس هبوط و سقوط انسان، قوس هبوط و صعود انقلاب اسلامي حكومت الهي، بهشت برزخي، هبوط، صعود، عالم خاك و زمين، از اين رو انقلاب اسلامي ايران را مي توان:

۱) تجلي تلاش شخصيت حقوقي و حقيقي انسان براي تحقق آرمانهايي متعالي در عالم خاك و دنيايي با تمام موانع و چالشهاي موجود براي صعود به قلة رفيع هستي ترسيم نمود.

۲) تحقق عيني مفهوم آرمانگرايي واقع گرايانه و واقع گرايي آرمانخواهانه ناميد.

۳) مصداق عيني و عملي يك انقلاب متعالي و رنگي كه 3 رنگ سفيد (صلح و آرامش)، سبز (توسعه و رفاه) و قرمز (استقلال و آزادي) با محدوديت و مركزيت پروردگار سبحان و تعاليم عالية اسلام براي صعود معنوي و مادي انسان در خاك و فرش بسوي عرش و عالم بالا، اين امر را بخوبي به نمايش مي گذارند.

انقلاب اسلامي و خليفه الهي

در آيات 30 الي 39 سورة مباركه بقره از خلقت، تعليم و هبوط انسان به عنوان خليفة خداوند در روي زمين سخن به ميان آورده شده است. انسان جانشين خداوند در عالم دنيا و دين است و براي صعود مجدد به قله رفيع هستي مي بايست:

۱)آگاهي: دانش در شأن خليفه الهي

۲)آزادي: رهايي از قيود خود و ديگران

۳)آبادي: توسعه و به ماهيت رسانيدن قواي طبيعت

را نصف الغين خويش قرار دهد.

اما تحقق بخشيدن به شعار الهي آگاهي – آزادي – آبادي در جهان خاك در نظام بين الملل معاصر همچون ادوار گذشتة تاريخ بشر با موانع و چالشهاي گوناگون داخلي و خارجي مواجه مي باشد. تشكيل حكومت اسلامي برخاسته از آراء مردم به اين معناست كه تجميع ارادة انسانها در قالب حكومت و حاكميتي به منظور تحقق قومي صعودي از فرش به عرش و از خاك به افلاك عينيت يافته است اما اين امر بي ترديد با موانع و چالشهاي گوناگون نظامي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مواجه بوده، هست و خواهد بود. انقلاب اسلامي ايران لذا تلاش مي نمايد تا با شعار آگاهي، آزادي و آبادي بر اساس تعاليم وحي، روابط بين الملل زندگي انساني را از طريق رويكرد اقناع و اجماع در حد امكان اجبار در حد ضرور تنظيم نمايد. اساس تعاليم و بناي نظري و عملي تشكيل حكومت ديني برخاسته از آراء و خواست مردم بر اين امر استوار است كه

۱) امامان خليفه خداوند در زمين هستند

۲) هدف از تشكيل حكومت تسهيل و تسريع در امر صعود انسان به سوي نقطه كانوني ومحوري آفرينش يعني ذات مقدس ربوبي است

۳) در اين فرآيند توسل به اقناع و اجماع در حد امكان و اجبار در حد نياز و ضرور مي بايست نصب العين و الگو قرار گيرد. منظور از اجبار رويكرد تدافعي و پدافندي در حفاظت از مرزهاي ملي و عيني و آرماني است و قدرت منطق و منطق قدرت در حوزه داخلي و خارجي. انسان خليفه خداوند در زمين است و حكومت تشكيل شده از تجميع اراده و آراء مردم تحقق و تجلي اين امر را بر عهده دارد. اساس و مبناي نظر، گفتار و عمل اين حكومت قدرت منطق و اقناع و اجماع سازي در عرصه هاي فردي و جمعي است. منطق قدرت و اجبار نمي تواند و نمي بايست اساس و پايه اين حكومت قرار گيرد. حكومت نظام دين كه وظيفه و هويت خويش را تسهيل و تسريع فرآيند صعود انسان از فرش به عرش تلقي مي كند. اين امر را از طريق قدرت منطق و اقناع و اجماع پيگيري مي نمايد. انسان موجودي آگاه، آزاد و خواستار آبادي نگريسته شده و حكومت بر خويش مي داند كه زمينه هاي به فعل رسيدن اين قوا و آرمانها را فراهم آورد. تعميم و بسط آگاهي و آزادي و آبادي در درون مرزهاي ملي از طريق اقناع و اجماع در حد امكان اجبار در حد ضرور و نياز اساسي، نظر، گفتار و رفتار اين حكومت را شكل خواهد داد، در عرصة فرامرزي و بين المللي اين حكومت ملزم است از طريق اقناع و اجماع و نه اجبار ديگر اعضاء جوامع انساني به لحاظ شخصيتهاي حقيقي و حقوقي را به تعميم و ترويج آگاهي، آزادي و آبادي دعوت نمايد. استفاده از منطق قدرت تنها در حوزه دفاع از حريم سرزمين و آرمانهاي سياسي و اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و علمي آن امكانپذير و ممكن مي باشد. حكومت دين، خواست و آرمان خويش را بر ملل و جوامع ديگر تحميل نمي نمايد و از منطق قدرت و اجبار در روابط بين الملل بهره نمي جويد و نخواهد جست. در تعامل با ديگر شخصيتهاي حقيقي و حقوقي در نظام بين الملل به منظور اقناع و اجماع سازي و جهاني سازي و آگاهي، آزادي و آبادي بر اساس تعاليم وحي در تحقق قوس صعودي انسان در يك فرآيند فراگير و عالم گير با اتكاء بر قدرت منطق راهبرد كلان حكومت ديني انگاشته شده و مي شود.

در اواسط دهة 90 ميلادي (70 شمسي) در جريان تدوين و دفاع از رساله دكتراي خويش تصريح به عمل آوردم كه در نظريه اصلي واقع گرايي رئاليسم و ايده آليسم و آرمانگرايي به تنهايي قادر به تبيين، تحليل و توصيف حوادث در روابط بين الملل نبوده و نيستند. نظريات و فرضيه هاي گوناگون چراغ راه و نه زندان و حصر براي تصميم سازان و سياستگذاران راهبرد كلان امنيت ملي و سياست خارجي دولتهاي ملي به شمار مي آيند. سياستگذاران كلان در دولتهاي ملي از رويكرد آرمانگرايي واقع بينانه (واقع گرايانه) و واقع گرايي آرمانخواهانه تبعيت نموده و مي نمايند. اين امر را Idearealism عنوان ساخته و تأكيد شد تعامل و تعاطي ميان آرمان و ايده و واقعيت مادي و خاكي همواره نصب العين مديران ارشد مسئولين سياستگذاري و اجرا در جوامع مختلف بوده، هست و خواهد بود.

انقلاب اسلامي ايران در طول تاريخ خويش همواره مُبيّن اين آرمانگرايي واقع گرايانه و واقع گرايي آرمانخواهانه بوده و هست. آيندة اين انقلاب نيز در گرو همين امر است. كميت و كيفيت اين تعامل و تعاطي ميان آرمانگرايي و واقع گرايي در جوامع مختلف بر اساس هنجارها و ارزشهاي گوناگون شكل مي گيرد. در انقلاب رنگي – مخملي الهي اين امر توسط معيارهاي وحي به منظور تأمين قوس صعودي انسان به سوي جايگاه اصلي خلافت الهي شكل مي گيرد. اين امر در عين حال توسط انسانهايي آگاه، مدير، شجاع و آزاده و آزاد از قيود منيّت به منظور تأمين منافع جمع و مدنيّت انجام مي پذيرد. انسان بعنوان كانون سياستگذاري در جايگاه خليفه الهي به منظور حركت مدنيّت و اجتماع بسوي خليفه الهي جمعي ملي و بين المللي نمايانگر همين تركيب معقول و مطلوب ميان آرمانگرايي و واقع گرايي است.

ريچارد هاس رئيس شوراي روابط خارجي كه مي توان آن را مهمترين مغز افزار و كانون تبادل انديشه و نظر در حوزة روابط بين الملل و سياست خارجي در ايالات آمريكا ناميد در مقاله اي كه در روزنامة واشنگتن پست 8 ژانويه 2006 (18/10/84) نوشت: تلاش زيادي به عمل آمده تا عصر پايان جنگ سرد را با نام و عنواني كه نمايانگر ويژگيها و مختصات آن باشد معرفي نمايند. عصر اطلاعات، عصر تشويش و نگراني، عصر ترور مقدس، عصر جغرافياي اقتصادي و به مانند آن مفاهيمي هستند كه در اين رهگذر به كار گرفته شده اند اما هيج يك نتوانسته اند از عهدة اين مهم برآيند. عصر حاضر بي نام و نشان و كماكان باقي مانده و كسي نتوانسته به شايستگي آن را نامگذاري و معرفي نمايد.

اين عصر و قرن 21 را مي توان عصر انقلابهاي رنگي – الهي و تحقق خلافت الهي انسان در عرصة عالم ماده و خاك ناميد. انقلاب اسلامي ايران با اين چشم انداز و رويكرد در سال 1357 تولد يافت تا بسترساز و الگوي انقلابهاي رنگي – الهي در عصر جديد باشد. انقلاب هاي رنگي – الهي از ويژگيهاي ذيل برخوردار مي باشند:

۱) هدف و آرمانهاي موجود در اين انقلاب هاي صعود به قلة رفيع خلافت الهي و عرش ربوبي پس از دورة هبوط و سقوط انسان به جايگاه پست و حقير مادي و دنيايي است.

۲) تجميع اراده و آرائ اقشار گوناگون و اكثريت جامع علت محدث و صبقيه (تشكيل دهنده و تداوم بخش) در اين انقلابات مي باشد.

۳) تشكيل حكومت ديني بر اساس آراء و ارادة مردم به منظور صعود به قله رفيع خلافت الهي از طريق قدرت نرم و قدرت منطق.

۴) اهداف و وظايف اين حكومت سبط و نشر آگاهي، آزادي و آبادي در سطح ملي و همكاري و تعامل با ديگر شخصيتهاي حقيقي و حقوقي در سطح فراملي و بين المللي به منظور جهاني سازي آگاهي، آزادي و آمادگي از طريق قدرت منطق و اقناع و اجماع سازي است.

۵) انقلاب اسلامي ايران كه در سال 1357 به پيروزي رسيد مصداق عيني و عملي نخستين انقلاب رنگي-الهي و نرم مي باشد كه نه از ابزار خشونت و كودتا و قوة قهريه بلكه با توسل به قدرت منطق و اقناع و اجماع سازي داخلي توسط رهبر كبير و فقيد انقلاب حضرت امام خميني(ره) به پيروزي رسيد. دوستان و دشمنان انقلاب اسلامي اذعان دارند كه تجميع اراده و آراء انساني ملت ايران كه از طريق اقناع و اجماع سازي و قدرت منطق حضرت امام(ره) در مقابل منطق قدرت و قوة قهريه نظام گذشته ايستاد عامل اصلي و اساسي در حدوث انقلاب اسلامي بوده، هست و خواهد بود. تصاوير ذهني و خاطرات و همچنين عكسها و تصاوير و فيلمهاي نيمة دوم سال 1357 به خوبي حكايت از اين امر دارد كه اراده و آراء ملت ايران با اهداء گل به سربازان مسلح و قرار دادن آن در لولة تفنگ و سلاح نظاميان و افراد پليس بود كه آنها را با اقناع و اجماع سازي رساند تا به صفوف ملت بپيوندند و از اين رو قدرت منطق بر منطق قدرت و قوه قهريه فائق آمد. اين امر باعث گرديد كه توسل به اجبار و منطق قدرت در انقلاب اسلامي به حداقل ضرور و نياز تقليل يافت و بخش قليل و ناچيزي از آن را تشكيل داد. انقلاب اسلامي بدون ترديد نخستين انقلاب نرم و رنگي-الهي است كه در عصر حاضر تشكيل و استمرار يافته است. از اين رو اهداف متعالي، آگاهي، آزادي و آمادگي انقلاب در پرچم سه رنگ ايران سبز، سفيد و قرمز با محوريت ذات مقدس ربوبي و تعاليم وحي به شكل ذيل تجلي يافته است: سبز: توسعه و آباداني، سفيد: صلح و آرامش،قرمز: آزادي و استقلال

انقلاب رنگي در 25 آوريل 1974 در ليسبون پرتغال دوران دولت جديد ، اوليويرا سالازار (1968 – 1933) و مارسلو كائتانو (1974 – 1698) را پايان بخشيد و ساموئل هانتينگتون آن را آغاز موج سوم دمكراسي در اواخر قرن بيستم ناميد. اين انقلاب رنگي را در ضمن انقلاب گل ميخك نيز ناميده اند. حوادث 25 آوريل 1974 و بسط آن به يونان، اسپانيا و امريكاي لاتين در دوران جنگ سرد به عنوان انقلاب هاي مخملي يا انقلاب هاي رنگي معرفي گرديده شده اند. اما با پايان جنگ سرد و آغاز قرن 21 اين معنا و مفهوم در صربستان (2000)، گرجستان (2003 – انقلاب رز)، اوكراين (2004 – انقلاب نارنجي) و بنا بر برخي اقوال قرقيزستان (2005 – انقلاب لاله) نيز مورد تأكيد و ترويج قرار گرفت. آنچه در موج اول و دوم انقلاب هاي رنگي و يا گلي و يا مخملي مطرح بوده و هست ارتباط گروهها و سازمانهاي غيردولتي با حضور توده هاي مردم در عرصه صحنه و تأكيد آنها بر بركناري دولتهاي وقت بوده است.

انقلاب اسلامي ايران يك انقلاب نرم، مخملي- رنگي ديگر با صبغة الهي و وحي محور است كه برخلاف دو موج اول و دوم انقلاب هاي رنگي به انسان و جايگاه او در آفرينش از منظري كاملا، متفاوت نگريسته و مي نگرد. در انقلاب مخملي-رنگي الهي 1357 انسان خليفة خداوند در روي زمين بار ديگر قوس صعودي خويش به سوي جايگاه اصلي خود را از طريق تشكيل حكومت و دولت برخواسته از تجميع آراء و اراده ملت آغاز نمود. اين انقلاب در سرزمين ايران و با پرچم 3 رنگ سبز – سفيد و سرخ) با محوريت ذات باريتعالي سه آرمان آگاهي، آزادي و آبادي را از طريق قدرت منطق به اقناع و اجماع سازي در حد امكان و اجبار در حد ضرور و نياز پي گرفته و مي گيرد.

ريچارد هلس رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا، قرن 21 را كماكان بدون نام و نشان و هويت مي خواند. شايد بتوان در موقعيت فعلي به منظور تبيين و تحليل گذشته و حال و توصيه براي آينده انقلاب اسلامي ايران را انقلابي مخملي-رنگي با صبغه الهي در اواخر قرن 20 ناميد و قرن 21 را عصر تحقق خلافت فردي، ملي و بين المللي الهي انسان در نظام و روابط بين الملل خواند. قدرت منطق و اقناع و اجماع سازي ملي و بين المللي در حد امكان و بهره وري از عنصر اجبار در قالب پدافندي و دفاعي از حريم مرزهاي عيني و ملي و آرماني در حد ضرور را مي توان ويژگي دوران جهاني شدن و جهان سازي خلافت الهي انسان ناميد. قرن 21 مي تواند با حضور فعال انقلاب اسلامي ايران در عرصه هاي بين المللي نويدبخش آگاهي، آزادي و آبادي ملي و بين المللي باشد. براي ملت ايران سه رنگ سفيد (صلح و آرامش)، سبز (توسعه و آبادني) و قرمز (آزادي و استقلال) بر اساس محوريت تعاليم وحي پيام آگاهي، آزادي و آبادي براي تمامي ملل، اقوام و دولتهاي گوناگون در نظام بين الملل است.

 

    114 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (384)
●   قرن 21 (17)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/11/1384

تاريخ شمسی نشر:00/00/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب