باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 17 شهريور 1387 كاربران برخط 35 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
در خدمت مسئله
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: عباس - صاحب‌قدم لطفي

منبع: روزنامه - همشهری

 
 

اين روزها وقتي برنامه‌هاي علمي كشورهاي مختلف مورد مطالعه قرار مي‌گيرد با واژه‌هايي همانند توليد علم، تعداد مقالات، تعداد ارجاعات به مقاله‌ها، ميانگين تعداد ارجاعات به هر مقاله، تعداد ارجاعات به ازاي هر مؤسسه علمي و تعداد ارجاعات به ازاي هر عضو هيأت علمي، علم‌سنجي، سياست‌هاي علمي و واژه‌هايي از اين دست برمي‌خوريم.

اكثريت كساني كه در اين وادي‌ها كار مي‌كنند خود يا با اينگونه محاسبات، اعداد و ارقام بيگانه‌اند و يا براي آنها اهميت ندارد كه به اين آمارها رجوع كنند؛ اما در هر كشور تعدادي از افراد دانشگاهي و متخصصان و نيز برخي مسئولان اجرايي آموزش و به‌ويژه آموزش عالي در گير و دار اين مقوله‌ها هستند.

اينها عمدتاً يا به دليل علايق شخصي يا به‌دليل اينكه جزء سياست‌گذاران و تصميم‌سازان و تصميم‌گيران علمي كشورها هستند به اين مطالب مي‌پردازند. اينكه بالاخره ملاك و معيار سنجش علم در يك كشور تعداد مقالات منتشر شده است يا تعداد ارجاعات و يا شاخص‌ها و معيارهايي كه برخي مؤسسات و بانك‌هاي اطلاعاتي علمي ارائه كرده‌اند و يا چيزهاي ديگري غيراز اينها و يا تلفيقي از همه اين‌هاست هنوز مورد بحث و جدال است.

 چون ما برخي مقولات را در سده اخير به‌ويژه، از جهان بيرون گرفته‌ايم، در اين راستا برخي از كشورها خصوصا كشورهاي پيشرو در سياستگذاري‌هاي مختلف برنامه‌هاي تعيين شده‌اي در راستاي منافع ملي خويش در همه زمينه‌ها تدوين كرده و به اجرا گذاشته‌اند.

اين كشورها براي ارزيابي برنامه‌هاي خويش و اينكه اين برنامه‌ها چقدر موفق است و مي‌تواند آنها را به چشم‌انداز و اهداف تعيين‌شده در برنامه برساند، ملاك‌ها و معيارهايي براي ارزيابي تدوين و تعريف كرده‌اند و حتي براي اينكه از ديگران عقب نيفتند و در عرصه رقابت‌هاي بين‌المللي در حيطه‌هاي مختلف به‌ويژه زمينه‌هاي اقتصادي بتوانند رقابت كنند، برخي مواقع ساير كشورها را نيز با اين معيارها مي‌سنجند و نتايج ارزيابي خويش را نيز منتشر مي‌كنند.

اين كشورها با نشر اين نتايج يا به يك غرور نسبي و افتخاري ملي نايل مي‌شوند و از جايگاه خويش راضي خواهند شد و يا خود را عقب مي‌بينند و در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌هايشان تجديدنظر مي‌كنند، اما كشورهايي كه برنامه‌هاي مشخص و متقني ندارند و يا اصولاً كارهايشان جنبه تقليدي دارد، اين شاخص‌ها را كه عاريت گرفته و خويشتن خويش را، مورد ارزيابي و مقايسه قرار مي‌دهند و آن وقت بحث و جدال‌هاي بدون نتيجه به‌راه مي‌افتد و جدال‌هاي علمي و مباحثات وقت‌گير كه حاصل همه اينها 2 چيز است:

 اول اينكه اين كشورها يا وضعيت خود را مطلوب مي‌بينند و يا وضعيت خويش را نسبتاً و يا به‌طور كلي نامطلوب مي‌يابند و لذا تلاش براي رسيدن به معيارهاي غيرخودي معين را آغاز كرده و برنامه‌ريزي‌هايي را در اين راستا شكل مي‌دهند تا به آن شاخص‌ها دست بيابند.

در حالي كه اين معيارها براي كشوري طراحي شده كه شايد كلاً يا حداقل در بخش عمده‌اي از مسائل و مشكلات و مزايا و فرهنگ با آنها متفاوت باشد. بنا بر اين آن چه مهم است و بايد دقت شود آن است كه معيارها بر مبناي رفع نيازها و مشكلات و مطابق با فرهنگ و آداب و رسوم ملي تدوين شود.

ممكن است اين ايراد وارد شود كه مگر شما مي‌خواهيد تنها زندگي كنيد و مگر نمي‌خواهيد با كل جهان و به‌ويژه جهان پيشرفته تعامل علمي داشته و وضعيت خويش را در رتبه‌بندي جهاني مشخص كنيد؟ پاسخ آن است كه اين مطلب خوب است و چه بهتر هر كشوري وضعيت خود را در جهان رقابتي با معيارهاي جهاني بسنجد و بداند و اين دانستن او را در برنامه‌ريزي علمي آينده كمك كند، اما سؤال اين جاست كه تاكنون كدام برنامه در راستاي اين امر به اجرا و به‌روز رسيده است؟

و آيا بدون اينكه نيم‌نگاهي به مشكلات و مسائل دروني داشته و جهت‌گيري علمي خويش را عمدتاً بر اين مبنا تنظيم و برنامه‌ريزي كنيم، بايد جهاني نگريست؟! به‌علاوه مغالطه دوم از جايي شروع مي‌شود كه توليد علم را توليد مقاله علمي بدانيم.

چه كسي توليد مقاله را توليد علم به‌طور مطلق مي‌داند؟ به‌علاوه علم از ديدگاه مكتبي و ملي، علم نافع، علم متقاضي‌محور و علم كاربردي و برطرف‌كننده برخي نيازها و مشكلات تعريف مي‌شود.

پس، قبل از اينكه رتبه‌بندي خويش را در جهان بدانيم، لازم است ميزان اثربخشي و كارايي علم خويش را بدانيم. دانشگاه‌ها و عالمان و متخصصان و فرهيختگان جامعه كه به‌دنبال علم هستند بايد با شاخص‌هاي معين و علمي، ميزان كارايي كلي علم را در ايران و نيز ميزان اثربخشي آن را در ابعاد مختلف بيان كرده و اعلام كنند و سپس بگوييم ما به اين ميزان اثربخشي و به اين ميزان كارايي علمي داشته‌ايم و در اين وضعيت؛ يعني با آگاهي از معيارهاي ملي و بومي، رتبه‌بندي خود را در جهان خواهيم دانست.

بي ترديد روي سخن، با مؤلفان محترم مقالات و توليدكنندگان مقاله نيست. فعاليت آنها مغتنم و محترم، اما توليد مقاله را به‌عنوان يك مقوله فلسفي و ارزشي مطلق هم‌تراز توليد علم قرار ندهيم و مهم‌تر آنكه تصميم‌سازان و برنامه‌ريزان را در مسير مسابقه كمي تعداد مقالات نيندازيم. همه اين اعداد كمي و آمارها نياز به تفسير و تعبير دارد و صرف بالا رفتن تعداد مقاله‌ها هنر نيست كه همه جا و همه وقت شعارش را بدهيم.

به‌قول جناب آقاي دكتر گلشني در شماره 4434 مورخ 15/9/86 روزنامه همشهري، چرا يك علم تجربي را فلسفي مي‌كنند و چرا يك مقوله كمي را بدون تعبير و تفسير افتخار جلوه مي‌دهند؟ باز هم تأكيد مي‌كنيم اين امر خوب است و به جاي خويش ارزش خود را نيز دارد ولي شعار «هر عضو هيأت علمي در سال 2 مقاله ISI و يا هر پايان‌نامه كارشناسي ارشد حداقل يك مقاله و هر پايان‌نامه دكتري حداقل 2 مقاله ISI » شعارهاي خطرناكي هستند كه متأسفانه بر در و ديوار يكي از دانشگاه‌هاي مهم كشور تا يكي دو سال قبل به چشم مي‌خورد.

حال آنكه اگر شعار ما اين باشد كه «هر پايان‌نامه كارشناسي ارشد برآورد يك نياز كوچك» و «هر پايان‌نامه دكتري برآورد يك نياز بزرگ و حل يك مسئله كلان كشور» آيا مطلوب نيست؟ برخي اوقات گفتن برخي حرف‌ها از زبان دانشگاهيان آن هم نه از روي عمد، بعضاً از روي دلسوزي و تعهد جاي بحث و تأمل دارد.

به‌هر صورت اگر وزارتخانه‌هاي محترم درگير در آموزش و به‌ويژه آموزش عالي ابتدا شاخص‌هاي اثربخشي و كارايي علمي را تعريف كنند و وضعيت خودمان را در آن 2 مورد مشخص كنيم، آن وقت گام‌هاي بعدي را برخواهيم داشت.

 

    72 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دانش (116)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/02/1387

تاريخ شمسی نشر:04/02/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب