باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 17 مهر 1387 كاربران برخط 81 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انقلاب در روش تاريخ نگارى علم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
تاريخ نگارى مبتنى بر معرفت شناسى اجتماعى مكتب ادينبورا


 

منبع: روزنامه - ایران

   ● نويسنده: استيون - شيپين‎

مترجم: پريسا - صادقيه

 
 

شيپين در كتاب «انقلاب علمى» خود، هدف از نگارش اين كتاب را روايت تاريخ انقلاب علمى با شيوه تاريخ نگارى روزآمد بيان مى دارد. در اين روش برخلاف آنچه معمول است با برداشتن تمايز ميان تاريخ درونى و بيرونى علم، تأثير جامعه بر محتواى علوم با تأثير دلايل عالمان براى آن محتوا همسنگ شمرده مى شود. نخستين گامى كه در مسير اين هدف برمى دارد، توسل به آخرين مشغوليت هاى تاريخى، جامعه شناختى و فلسفى اى است كه حول محور انقلاب علمى صورت گرفته و يا در حال انجام است. او در عين آگاه ساختن خواننده از آخرين مباحث صورت گرفته با محوريت انقلاب علمى، هيچ گاه او را با رجوع مكرر به مباحث روش شناسانه و مفهومى افراد آكادميك ملول نمى سازد تا در اين ميان خواننده عمومى نيز قادر به دنبال كردن مباحث مطروحه در كتاب باشد و از اين شيوه تاريخ نگارى نهايت لذت را تجربه كند.

چندى پيش هنگامى كه جامعه آكادميك اطمينان و رفاه بيشترى را به جهانيان عرضه مى داشت، تاريخ نگاران از وجود رخدادى منسجم، دگرگون و هيجانى خبر دادند كه به شكلى بنيادين و بازگشت ناپذير معرفت بشر از جهان طبيعى را دگرگون ساخت و همچنين راههاى كسب اطمينان براى اثبات صدق اين معرفت را نيز زير سؤال برد. اين لحظه درست همان لحظه اى بود كه جهان پا به عرصه مدرن شدن نهاد. رخدادى نيك كه در دورانى ما بين قرون ۱۶ تا ۱۸ميلادى به وقوع پيوست. الكساندر كويره، تاريخ نگار فرانسوى، در سال ۱۹۴۳ تغييرات مفهومى در قلب انقلاب علمى را نيك و خجسته خواند و آن را بنيادى ترين انقلابى ناميد كه از عهد عتيق تا بدان روز ذهن انسان به آن دست يافته و يا شايد توان پذيرفتن آن را داشته است. اين انقلاب به قدرى ژرف و بنيادى است كه فرهنگ انسان براى قرون متمادى توان رويارويى با آن و يا قدرت دريافت معنا و هدف آن را نداشته است. بطورى كه امروزه نيز اين واقعه گاه بى ارزش خوانده شده و يا هدف و مفهوم آن به غلط درك مى شود. چندى پس از كويره، تاريخ نگار انگليسى هيوبرت باترفيلد به قضاوت انقلاب علمى نشست و در پايان قضاوت خود را اينطور بيان نمود: «انقلاب علمى از ظهور مسيحيت تا به امروز همه چيز را تحت الشعاع قرار داده و مقام جنبش هايى چون رنسانس و دين پيرايى را به دو دوره صرفاً تاريخى تقليل داده است. » اين خاستگاه حقيقى دنياى مدرن و ذهنيت مدرن است. در تعبيرى بيش از آنچه تاكنون ذكر آن رفت، انقلاب علمى را مى توان انقلابى مفهومى تلقى كرد كه تغييرات بنيادينى در ساماندهى روش هاى تأمل بر روى امور طبيعى ايجاد كرده است. از اين منظر داستان انقلاب علمى، روايت تغييرات راديكالى است كه در صنف افكار بنيادين رخ داده است. به تعبير باترفيلد، «گويى عينك جديدى به چشمانمان زده ايم و از منظر آن دنيا را به نظاره نشسته ايم. » در اين ميان روپرت هال نيز ديدگاه خود را اينطور بيان مى دارد: «از عهد عتيق تا اوايل دوره مدرن، واژه انقلاب تداعى گر چرخه اى تكرارپذير بود كه متناوباً تكرار مى شد. » براى مثال در نجوم جديد كپرنيك، سيارات با يك دور چرخيدن به دور خورشيد انقلاب هاى خود را كامل مى كردند. در اين ميان انقلاب هاى سياسى نيز به مفهوم چرخه هاى كامل شده در امور آدمى بودند. مفهوم انقلاب با گذشت زمان پيشرفت كرد و امروزه به معنى تغييرى بنيادين و بازگشت ناپذير است. در اين مفهوم جديد، وقوع انقلاب، حالت جديدى را در امور جهان به وجود مى آورد كه جهان تا بدان روز شاهد آن نبوده است و در آينده نيز همانند آن را مشاهده نخواهد كرد. نوشته هاى فيلسوفان عصر خردگرايى، نمايانگر جرقه هاى آغازين اين نوع انقلاب در علم هستند. دانشمندانى كه نقوش و اصول خود را با عنوان ويرانگران فرهنگ سنتى در تاريخ ثبت نمودند. انقلاب با مفهوم جديد براى اولين بار در رابطه با تغييراتى بكار گرفته شد كه در علم رخ داده بود و بعدها انقلابات سياسى را نيز شامل شد. در واقع اولين انقلابى كه با مفهوم جديد همخوانى داشت، انقلاب علمى بود و انقلاباتى چون انقلاب آمريكا، فرانسه و روسيه نوادگان انقلاب علمى محسوب مى شدند.

 

* دليل نگارش اين كتاب با موضوع انقلاب علمى

در سال هاى اخير، تاريخ نگاران از برخورد سنتى با ايده ها و افكار و شناور دانستن آنها در فضايى مفهومى به شدت ابراز ناراحتى كرده اند. زيرا تلقى هاى پيشين از انقلاب علمى، چارچوب اين رويداد را متشكل ازايده هاى خودمختار و يا ذهنيت مجرد مى انگاشت. امروزه ما بيش از هر زمان ديگر درباره تغييرات علمى قرن هفدهم و به تبع آن تغييراتى كه در الگوهاى مذهبى، سياسى و اقتصادى آن زمان و پس از آن رخ داد، مى شنويم. بر همين مبنا، امروزه تاريخ نگاران مايلند بدانند چه نوع افرادى اين تغييرات را به وجود آوردند چه كسى يا چه كسانى در به وجود آوردن انقلاب علمى مشاركت داشتند و مهم تر از همه اين كه آنها خواستار درك آن دسته از فعاليت هاى عينى بشر هستند كه منجر به شكل گيرى ايده ها و مفاهيم جديد شد. اگر تلقى ما از تاريخ انقلاب علمى، روايت مفاهيم شناور در فضايى مفهومى باشد، آنگاه اين روايت جريانى كاملاً متفاوت از روايتى خواهد داشت كه عناصر قصه پردازش متمركز بر روى روش هايى حركت مى كنند كه منجر به ساخت مفاهيم و ايده هاى جديد شده است. با وجود تمام اين ترديدها، اطمينان هايى موجود است كه نوشتن درباره انقلاب علمى را ممكن مى سازد. براى مثال، تعدادى از شخصيت هاى كليدى در اواخر قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم قاطعانه ديدگاه خود را درباره جهان بيان نمودند و همين امر سبب ساز تغييراتى بسيار مهم و جديد در معرفت بشر از واقعيت طبيعى و فعاليت هايى شد كه انسان توسط آنها درباره درستى معرفت كسب كرده اطمينان حاصل مى كرد. اين شخصيت هاى كليدى خود را با صفت «مدرن» به جهانيان شناساندند و در عين حال مخالف هر گونه روش و تفكر سنتى بودند. بنابراين تغييرات حاصله نتيجه تفكر آنها ويا كسانى كه آماج حملات آنها بوده اند، است. با توجه به نكات مذكور، تغييرات بنيادين را نمى توان به آسانى مخلوق قلم تاريخ نگاران قرن بيستمى بدانيم. ما در قرن هفدهم شاهد تلاش هاى خود آگاهانه و عظيمى درراستاى تغيير عقايد و راه هاى كسب اطمينان به صدق واقعيت ها درباره جهان طبيعت بوده ايم. اين كتاب با محوريت انقلاب علمى قادر است داستان آن تلاش ها را روايت كند و نيز در قضاوت خود به اين سؤالات كه آيا آن تلاش ها موفق بوده است يا خير و يا آن تلاش ها منسجم بوده اند يا نه بپردازد.

 

* هدف از نقل اين روايات چيست

در توجيه اولين دليل خود براى نگارش اين كتاب، مى توان اينطور بيان كرد كه در قرن هفدهم افراد متفاوت با باورهاى متفاوتى مى زيستند. براى مثال فلاسفه طبيعى حاميان نظريه پردازى هاى خردگرايانه بوده اند وهمينطورمتناسب با گونه هاى متفاوتى از علم نجوم در آن زمان نجوم شناسانى با عقايد گوناگون وجود داشته اند. در اين ميان ارتباط هايى كه ميان گونه هاى راستين و كاذب اين علوم وجود داشته بسيار مناقشه برانگيز است. به علاوه روش هاى فرهنگى گنجانده شده در انقلاب علمى از نظر فضا و زمان همسان نيستند. تاريخ نگاران بر سر اين كه كدام يك از فعاليت ها در انقلاب علمى از مركزيت برخوردار بوده اند اختلاف نظر دارند. دليل ديگرى كه براى انتخاب اين موضوع مى توان برشمرد در اين امر خلاصه مى شود كه اكثر مردم در قرن هفدهم، حتى افراد تحصيل كرده به باورهاى علمى دانشمندان زمان خود اعتقادى نداشته اند و درست به همين خاطر است كه در آن زمان رخداد انقلاب هايى كه افكار مردم را درباره جهان از بنيان دگرگون سازد بسيار محدود بوده است. بنابراين هيچ شكى باقى نخواهد ماند كه هر روايتى كه تاريخ افكار مردمان قرن هفدهم درباره طبيعت بوده، به شيوه سنتى ساخته و پرداخته شده است. درواقع ايده انقلاب علمى بيان تعلقات ما در ميان پيشينيان ما است. امروزه تاريخ نگاران به گونه اى خو گرفته اند كه هر تاريخى را كه در زمان حال نگاشته شود محكوم مى كنند زيرا معتقدند اين نوع تاريخ نگارى سبب تحريف فهم ما از گذشته مى شود. اما ما قطعاً علاقه منديم كه بدانيم چگونه از آنجا به اينجا رسيده ايم و پيشينيان و اعقاب ما كه ما را به گذشته پيوند مى دهند چه كسانى بوده اند مطمئناً گذشته در يك لحظه به دنياى مدرن تبديل نشده است. روايت انتقال مفاهيم از گذشتگان به ما توسط نسل هاى متفكر، روايت زيبايى است كه بى تفاوت از كنار آن گذشتن، خيانت به تمام كسانى است كه در ساختن دنياى مدرن مشقت هاى فراوانى را به جان خريده اند و نكته آخر اينكه مردم، افكار، فعاليت ها و اجدادى كه ما آنها را در روايت هايمان سنتى مى خوانيم هميشه رنگى از تعلقات زمان حال كه متعلق به ما است را در آثارشان منعكس مى كنند. هنگامى كه ما داستان هايى را از گاليله، بويل، دكارت و نيوتن روايت مى كنيم بايد بدانيم كه اين داستان ها بى شك منعكس كننده عقايد علمى ما در قرن كنونى و ارزشى است كه ما بر اين عقايد مى نهيم. وجود اين نكات، به جسم مرده تاريخ زندگى مى بخشد و شايان ذكر است كه جان بخشى به تاريخ و نجات تاريخ از كهنگى تنها انگيزه اى است كه من را وادار به نگارش اين كتاب با موضوع تاريخ علم مدرن مى كند. تاريخ روايت شده در اين كتاب، موضوعى نخ نما و كهنه نيست كه روايت كردن آن رنگ كهنگى آن را پررنگ تر جلوه دهد.

 

    113 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ نگاری (13)
●   دانش (117)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/02/1387

تاريخ شمسی نشر:04/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب