با ظهور و گسترش فناوريهاي نوين، بازنگري جديد در فرضهاي راجع به ماهيت ارتباطي سياسي و مخاطبان، ضرورت يافته است. تنوع رسانهها و كانالهاي ارتباطي و آگاهي فزاينده مردم در عصر جديد، باعث شده كه فرضهاي پيشين- مبني بر نقش انفعالي مخاطبان در مقابل پيامهاي رسانهها و فعالان سياسي (بويژه مخاطبان آگاه)- بياعتبار گردد. در عصر جديد، اغفال افكار عمومي، بويژه افراد تحصيلكرده و آگاه، بسيار دشوار است، افزون بر آن، رسانههاي نوين، با حجم وسيع اطلاعات، مجهز به آگاهسازي فزاينده مخاطبان ميگردند. لازم به ذكر است كه مخاطب در عصر جديد، حق انتخاب بيشتري دارد و اخبار، كانالهاي تلويزيوني و وبسايتهاي دلخواه خود را انتخاب ميكند. همچنين، لازم به يادآوري است كه در عصر جديد، نخبگان جديد فكري و مستقل از قدرت سياسي، نضج گرفته و گسترش يافتهاند و اين نخبگان با برخورداري از اطلاعات سياسي گسترده و آشنايي بيشتر با اهداف و ماهيت واقعي گروهها و نهادهاي مدني داخلي و جهاني و ماهيت واقعي پيامهاي سياسي؛ نقش عمدهيي در پالايش و نظارت بر اطلاعات و پيامها ميتوانند ايفا كنند و ميتوانند رهبري افكار و مخاطبان را بر عهده گيرند. اين نخبگان، از توانايي بالايي در جهت به چالش طلبيدن ملاحظات نخبگان قدرت و تأثيرگذاري بر پويشهاي دموكراتيك برخوردارند. (Coombs, 1998, pp. 203- 209)
بازتاب اخبار و رويدادهاي مربوط به نقض حقوق بشر، شكنجه و سركوب فعالان سياسي، منتقدان و مخالفان به دست رژيمهاي اقتدارگرا، نيمه دموكراتيك و حتا دموكراتيك، از راه رسانههاي تازه ارتباطي، نقش موثري در افزايش آگاهي سياسي مخاطبان دارد. همچنين، تفاسير، تحليلها و گزارشهاي سياسي رسانههاي نوين در ارتباط با وقايع، بحرانهاي سياسي و اجتماعي جهاني و كشورها، رقابت سياسي قدرتها، جنگ قدرتها در داخل كشورها، فساد سياسي و اقتصادي و مواردي از اين قبيل؛ اطلاعات سياسي شهروندان را تا حد زيادي در كوتاه مدت افزايش ميدهد.
امروزه، خبرگزاريهاي جهاني، اخبار سياسي و اجتماعي را به زبانهاي زنده دنيا پخش ميكنند و نقطه نظرات انتقادي گروهها واحزاب سياسي كشورها، سازمانهاي جهاني و جنبشهاي اجتماعي جهاني را در سطح گسترده منعكس ميسازد. شمار ماهوارههاي جهاني بيشتر شده و مديران اين ماهوارهها، برخي از كانالهاي ماهوارهيي را به پخش برنامه به برخي زبانهاي زنده دنيا اختصاص دادهاند، براي مثال، در حال حاضر، 8 كانال ماهوارهيي، بخشي از برنامههاي خود را به زبان فارسي پخش ميكنند.
مهمتر از همه، اينترنت به عنوان شبكه جهاني، از قابليتهاي بسيار بالايي برخوردار است. گروههاي سياسي منتقد و فعالان سياسي، ميتوانند وبسايتهاي سياسي ايجاد كنند و تحليل و انتقاد خويش را نسبت به اوضاع سياسي، عملكرد مسوولان، عدم مقبوليت حكومت، شكنجهها، فساد سياسي و اقتصادي، سركوبهاي سياسي، بيتوجهي به حقوق سياسي و اجتماعي شهروندان، ناكارآمديهاي نظام سياسي و تحليل ماهيت حكومتها را به مخاطبان خود انتقال دهند و از اين رهگذر، اطلاعات و دانش سياسي آنها را به طور كيفي و كمي ارتقا دهند.
پوشش وسيع خبري، تصويري و تحليل اعتراضات سياسي؛ نقش بسيار موثري در افزايش اطلاعات و آگاهي سياسي مخاطبان دارد. از يك سو، مخاطبان به علل اعتراض پي ميبرند و از سوي ديگر، با كانالهاي بيان اعتراض سياسي آشنا شده، نسبت به حقوق سياسي و اجتماعي خويش، باخبر ميشوند. به گفته مجيد تهرانيان، «فناوريهاي نوين، از قابليت بالايي براي آگاهسازي و بسيج نيروهاي سياسي به حاشيه رانده شده، برخوردارند» (Tehranian, 1998, p. 201)
امروزه، نقش فناوريهاي اطلاعاتي، در آموزش، گسترش نمادها و ارزشهاي سياسي، بسيار قابل توجه است. قدرت رسانهها، عموماً نمادين و اقناعي است، يعني، اين قابليت را دارند كه با استدلالهاي عقلاني و منطقي، ذهن مخاطب را تحت تأثير قرار دهند. قدرت نمادين يا فرهنگي در ارتباط با توليد، انتقال و اشاعه اشكال نمادين، به كار ميرود. نمادها، در تنظيم روابط اجتماعي و سياسي تأثير گذارند و با تغيير نمادها، ساخت اجتماعي و روابط اجتماعي نيز متحول ميشود. پيپا نوريس معتقد است، فناوريهاي جديد ارتباطي، بيشتر از همه، به تغييرات ارزشي و مشاركت جوانترين افراد تحصيلكرده، منجر خواهد شد. (Norris, 2001, chap.10, pp. 1- 2)
فناوريهاي ارتباطي، ميتوانند در سياسي شدن يا بيدارسازي هويتهاي خفته تأثير گذار باشند. اين فناوريها، ميتوانند در دسترسي انسانها به منابع مختلف هويتي (زبان، نژاد، مذهب، شغل، فرهنگ و …)، ترديد در منابع هويتي سابق و شكلگيري هويتهاي جديد، تأثيرگذار باشند.
فناوريهاي ارتباطي، در معرض جنبشهاي اجتماعي جديد (جنبشهاي خلع سلاح، محيط زيست و غيره) موثر هستند. برخي از كاركردهاي اين فناوريها عبارت است از:
1)رسانههاي نوين، تريبوني براي بيان اهداف، آرمانها، تجربيات و فعاليت سياسي و مبارزاتي جنبشهاي اجتماعي است.
2)رسانههاي نوين، باعث شكل گيري، انسجام و تحكيم هويت جمعي و عمومي جنبشهاي اجتماعي ميشوند.
3)رسانههاي نوين، منجر به بسيج نيروهاي بالقوه در جهت حمايت از جنبشها ميگردند.
4)پوشش رسانهيي، ميتواند بين جنبشها و ساير عاملان سياسي و اجتماعي نظير احزاب سياسي، اتحاديهها، دولتها و فعالان سياسي، پيوندهاي نمادين برقرار سازد.
5)رسانهها، ميتوانند در روابط دروني جنبشها، موثر واقع شوند.
6)رسانهها، باعث تقويت انگيزه و روحيه اعضا و هواداران جنبش ميشوند و از مرگ آنها جلوگيري ميكنند. (پالتر، 1381، ص 4)
چند عامل باعث شده تا مخاطبان كنجكاوي بيشتري درباره جنبشهاي اجتماعي جديد و كسب اطلاعات سياسي در مورد آنها داشته باشند. برخي از مهمترين آنها عبارت است: مشي عمدتاً غيرطبقاتي جنبشهاي جديد، جهاني بودن، دربرگيري چند حزب، تشكل و گروههاي سياسي و انعكاس گسترده اخبار مربوط به جنبشهاي جديد توسط فناوريهاي ارتباطي. (نش، 80، فصل 3) (Burkhant & Older, 2003, p. 38)
نتيجهگيري
در اين مقاله، گفته شد كه فناوريهاي ارتباطي، موتور اصلي جهاني شدن است و بر همه ابعاد زندگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي اثر ميگذارد. با پيدايش و گسترش آنها، اطلاعات به گونه تصاعدي رو به گسترش است و انطباق با اطلاعات فزاينده، تا اندازهاي دشوار شده است.
در اين مقاله، اثرات سياسي فناوريهاي نوين ارتباطي – اطلاعاتي تحت سه عنوان بررسي شد. نخست، تأثير اين فناوريها بر رژيمهاي اقتدارگرا و به طور كلي دولت- ملتها بررسي و گفته شد كه با گسترش اين فناوريها، مرزهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي رنگ ميبازد و دولتها مانند گذشته توان كنترل مرزها و اطلاعات را ندارند و بازنده اصلي، دولتهاي اقتدارگرا هستند و گفته شد كه اين فناوريها، بزرگترين كابوس براي ديكتاتورها است. در اين مقاله، همچنين، درگير سازي مدني يا مشاركت افراد و گروهها، به عنوان دومين تأثير سياسي اين فناوريها مورد بررسي واقع شد. گفته شد كه افراد و گروهها، از طريق اين فناوريها، با يكديگر در تعامل و ارتباط هستند، در كنفرانسها و همايشهاي الكترونيكي (مجازي) شركت ميكنند و نظر ميدهند، با سازمانهاي بينالمللي در تعامل هستند و اعتراضات نسبت به حكومت متبوع خود و فسادها، سركوبها و موارد نقض حقوق بشر را به مراجع بينالمللي، افرد و گروهها ميرسانند و حمايت جهاني را در جهت مطيعسازي حكومت و احقاق حقوق خود بسيج ميسازند. همچنين در اين مقاله، اشاعه اطلاعات سياسي از طريق اين فناوريها مورد بحث واقع شد و گفته شد كه با گسترش اين فناوريها، نوعي حوزه عمومي مجازي با حضور گروههاي سياسي و اجتماعي بيشمار شكل گرفته و اطلاعات سياسي و اجتماعي در آن، در گردش است و گفته شد كه بازيگران فردي، گروهي و جهاني از طريق اين فناوريها، اطلاعات سياسي و اجتماعي را در سطح جهاني، پوشش ميدهند.
پاورقيها:
1- استاديار علوم سياسي دانشگاه شيراز
2- Information & Communication technology
3- Tele- communication
4- world wide web
5- Information function
6- M. mcluhan
7- Identification function
8- Informing function
9- Integration function
10- Surveillance function
11- Non- Govermental organizations
12- Tele- Democracy
13- Remote Democracy
14- Open systems
15- Semi- direct democracy
16- Minority- based democracy
17- Civic Engagement
18- Post material values
19- String Democracy
20- News groups
21- Chat room
22- Remote conference
23- Party web site
منابع لاتين و فارسي
1- Barber, Benjamin (1998) “Three scenarios for the future of Technology & Strong Democracy”, Political science Quarterly, Vol. 113, No. 4.
2-Bimber, Bruce (2001), “Information & political Engagement in America”, political Research Quartely, Vol. 54, No. 1 (march)
3-Burhant, Grey & older, suson (2003) The information Revolution in the Middle East and North Africa, London, Congress Publication.
4-Coleman, Stephan (1999), “From virtual Representation to Direct Deliberation”, in Barry Hague (eds) Digital Democracy, London, Routhelge
5-Coombs, Timothy (1998) “Mediated Political Commiunication”, Telematics information, Vol. 15.
6-Docter, Sharon (1999), “The Socia shaping of the Democracy Network”, in Barry Hague (eds) Digital Democracy, London Routledge.
7-Ferdinand, Peter (2000), The Internet, Democracy & Democratication, London, Frankcass Publlisher
8-Finkel, steve E. (2000) “Civic Education & Political mistrut”, world Development, Vol. 28, No. 11.
9-Hasse , Aabel (2002), :Capitalizing on the internet & Civic Engagment”, in Barr wellman (eds) The internt & every day life, uk. Blackwell
10-Hole, Matthew (1999), “Developing Digital Democracy”, in Barry Hegue (eds) Digital Democracy, London, Routledge
11-Janson, Abbott (2001), “Democracy & internet”, Third world Quarterly, Vol. 22, No. 1
12-Latham, Robert (2000), “Social Sovereignty”, Theory, Culture & society, Vol. 17, No. 4.
13-Loke , Trevor (1999), “Participation, net Acctivism” in Barry Hague, Digital Democracy, London, Routledge
14-Luck, Timothy (1995), “informationalism & Culture” History of European Ideas, Vol. 20, No. 4-6.
15-Lupia, Arthure (2000), “can website chang citizens”, www.umich.edu/luoia
16-Malina, Ana (2000) “Information litracy for Active Citizenship”, www.nchs. gow/litracy/ information/ meet/ carria
17-Maria, Anna (1999), Perspective on Citizen Democratization, USA, mc Gorw Hill
18-Nixon, Pual (1999), “Transparency Through Technology”, in Barry Hauge (eds), Digital Democracy, London, Routhledge
19-Norris, Pippa (2002), Democratic Phoenix : political Activism…, NewYork, Cambridge University Press. Chap. 2
20-Norris, Pippa, (2002), A vivtuous circle communication in post industrial Societies, NY: Cambridge University Press
21-Norris, Pippa (2001), Digital, Divide, Cambridge, Cambridge University Press.
22-O. Neil, Patrick (1998) Communicating Democracy, USA, Lynne Reinner Publisher
23-Oblack, Janta (2003), “Boundaries of Interaction Public Engagement”, JCMC, Vol. 8 No. 3
24-Sassen, Saskina (2000), “Digital Network & the State”, theory, Culture & State, Vol. 17, No. 4.
25-Scheufele, Dietram (1999), “Framing as a Theory of Media Effect”, Journal of communication, Vol. 3, No. 27.
26-Sussman, Leonard R (2000), “Censor dot Gov. the internet & press Freedom , Journal of Government in formation,Vol. 3, No. 13.
27-Tehranian, Majid (1998) “Uncertain Future”, Future, Vol. 30, No. 2/3.
28-Thumber, Howard (2001), “Democracy in the information age”, in Frank webster (eds) Culture & Politics in the information Age, London, Routledge .
29-Uhm, yong & Political participation”, www. Essey. Ac.uk/ECPR/ ecents/ Hague .
30-Wilhelm, Antory (1999), “Virtual Sounding Board”, in BarryHague (eds) Digital Democracy, London, Routledge.
31- Wurman, Richard (2001), Information Anexiety, USA, Que Publication.
32- اسلامي، محسن، تكنولوژي اطلاعاتي و حاكميت، «ماهنامه اطلاعات سياسي – اقتصادي»، سال شانزدهم، فروردين و ارديبهشت 1381، شماره 174 و 176.
33- تافلر، آلوين (1366). موج سوم، ترجمه شهيندخت خوارزمي، تهران، نشر نو.
34- تافلر، آلوين(1376)، به سوي تمدن جديد، ترجمه محمدرضا جعفري، تهران، نشر سيمرغ.
35- ساروخاني، باقر (1373)، «دنياي ارتباطات و آسيبهاي آن»، ماهنامه جامعه سالم، سال چهارم، شماره 19، اسفندماه.
36- صدوقي، مراد (1381) تكنولوژي اطلاعاتي و حاكميت ملي، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي.
37- طيب، عليرضا (1379)، تكنولوژي اطلاعات، تهران، نشر سفير.
38- قاضيزاده، علي اكبر (1381)، «تأملي در رسانه فراگير ماهوارهاي…»، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال نهم، شماره 30 و 31، تابستان و پاييز.
39- محسني، منوچهر (1380)، جامعهشناسي جامعه اطلاعاتي، تهران، نشر ديدار.
40- منتظر قائم، مهدي (1380)، ميزگرد جهاني شدن…، فصلنامه مطالعات ملي، سال سوم، شماره 10، زمستان.
41- مك لوهان، مارشال (1377)، براي درك رسانهها، ترجمه سعيد آذري، تهران: مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي.
42- هابرماس، يورگن (1380)، جهاني شدن و آينده دموكراسي، ترجمه جمال پولادي، تهران، نشر مركز.
43- كاستلز، مانوئل (1380)، عصر اطلاعات، جلد اول و دوم، ترجمه احمد عليقليان، تهران، نشر طرح نو.