باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 18 مرداد 1387 كاربران برخط 57 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انشار چهارنامه تاريخی از علامه «آشتيانی» به «ويليام چيتيك»
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: خبرگزاری - ایکنا

 
 

مقاله «چهارنامه از شادروان علامه آشتيانی به دكتر ويليام چيتيك و گفت‌و‌گو با او» نوشته «حسن لاهوتی» در آخرين شماره ماهنامه اطلاعات «حكمت و معرفت» منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، نويسنده اين مقاله ارزشمند ـ كه حاوی برگ‌هايی مهم و سرنوشت‌ساز در گزارش تاريخ فلسفه و حكمت معاصر ما است ـ در مقدمه خود بر اثر حاضر می‌گويد: بسياری از دوستان و ارادت‌مندان استاد شادروان علامه «سيد جلال‌الدين آشتيانی» حقير را به انتشار نامه‌های ايشان تشويق می فرمايند.

از خداوند توفيق خدمت می‌خواهد تا با همه گرفتاری‌های خود به انجام اين مهم بپردازد. در آبان‌ماه سال 1386 هنگام شركت در كنفرانس مولانا، در دانشگاه «كارلتون اتاوا»، از اسلام‌شناس معاصر جناب دكتر «ويليام چيتيك» تقاضا كردم كه اگر نامه‌ای از استاد آشتيانی شادروان در دست دارند برای حقير ارسال فرمايند. سپاس ايشان بسيار می گزارم كه خواهش مرا بر آوردند و چهارنامه از ايشان در اختيارم گذاشتند و سوال‌های مرا پاسخ گفتند و من را به چاپ اين مقاله موفق ساختند.

 

 حمايت امام خمينی از فلسفه و عرفان 

شاگردانشان البته به ياد دارند كه گاهی هم با انواع بی‌مهرهای برخی از ظاهربينان مشهدی، رو‌به‌رو می شدند؛ به اين اعتراض، كه چرا استاد فلسفه و عرفان درس می‌دهند؟ استاد هميشه می‌فرمودند: «اگر حمايت امام (ره) نمی‌بود، نمی‌توانستم در حوزه مشهد، فلسفه و عرفان تدريس كنم». امروز در همان مدرسه، يكی از شاگردان صالح و دانشمند ايشان، حجة الاسلام «سيدمحمد موسوی»، اسفار تدريس می‌كنند و ياد استاد را در آن‌جا زنده می‌دارند

استاد «حسن لاهوتی» در اشاره به برخی از ويژگی‌های نامه‌های استاد آشتيانی می‌نويسد: نكته ای را بايد در باره نامه‌های استاد آشتيانی به عرض برسانم و آن اين است كه استاد عادت داشتند كه برخی نامه ها ـ بخصوص نامه‌های بلند ـ را در چند نوبت بنويسند. از اين است كه گاهی برخی مطالب را در يك نامه مكرر می‌بينيد؛ ديگر اين‌كه، بعد از امضای نامه، چه بسا مطالب ديگری به يادشان می‌آمد كه معمولا آنها را در حاشيه‌های خالی نامه و يا حتی در ورقه ای جداگانه می‌نوشتند. اين است كه گاهی در يك نامه به دو يا سه امضای ايشان بر می‌خوريم.

نويسنده مقاله با اظهار تاسف از بروز برخی ناملايمات در حيات علامه آشتيانی می‌آورد: در اين نامه‌ها گاهی مطالبی به چشم می‌خورد كه آدمی نمی‌خواهد آن را در باره شخصيتی بزرگ؛ چون استاد آشتيانی (ره) بپذيرد. استاد در جوانی، آن زمان كه هنوز به مراتب شامخ علمی نرسيده بود و كمتر كسی به قدرت و استعداد علمی ايشان توجه داشت، شايد با برخی بی‌مهری‌ها مواجه شده باشند؛ يا حتی در سنين كهولت، برخی ناملايمات ايشان را بی‌ترديد آزرد و بسيار هم آزرد كه انشاءالله به جای خودش خواهم نوشت و خواهم گفت.

اينها همه ـ تلخ يا شيرين ـ چه بخواهيم چه نخواهيم، گوشه‌هايی است از تاريخ فلسفه و عرفان اين سرزمين و مايه عبرت‌آمووزی‌ها كه بخوانند و بسنجند كه قدم در اين گونه راه‌ها بگذارند يا نگذارند. كمتر كسی را می‌توان شناخت كه خود را وقف علم و فرهنگ اين سرزمين كرده باشد و زندگانيش به خوشی و آسايش گذشته باشد. نيز، كمتر اتفاق می افتاد كه علم و مقام و ثروت با هم جمع آيد. ثانيا، نبايد فراموش كنيم كه استاد همواره خود را از قدرت و مراكز قدرت دور نگاه می‌داشتند و مانند افراد عادی جامعه زندگی می‌كردندغ حال آن‌كه اگر می‌خواستند، می‌توانستند بر مناصب بلند اجتماعی بنشينند؛ مال گرد آورند بسيار و خدم و حشم فراوان؛ و زندگی را آن‌چنان كه دانی و دانم در آسايش و بی‌خبری سپری سازند. نه! استاد آزاده زيستن توام با رنج را بر بندگی زور و زر آسايش‌پسندان ترجيح دادند؛ ايشان آسودگی جان را برگزيدند.

استاد «حسن لاهوتی» در مقاله خويش، يكی از نگرانی های بزرگ علامه آشتيانی را از دست رفتن سرمايه‌های علمی كشور دانسته و می‌نويسد: در ايران انقلاب شده بود و دكتر چيتيك از ايران رفته بود و استاد نگران بودند، مبادا به مصداق «از دل برود هر آن كه از ديده برفت»، دكتر چيتيك در آمريكا، ايران و اسلام از ياد ببرد و زندگی غرب او را به سوی رشته ديگری غير از فلسفه و عرفان اسلامی بكشاند؛ بنا براين، می كوشند چيتيك را راضی كنند كه به ايران بازگردد.

استاد نمی‌پسنديدند كه چيتيك نسبت به ايران احساس دلسردی كند، و با ايران و فلسفه اسلامی بيگانه شود. اين است كه به هر مناسبت به چيتيك يادآوری می‌كنند كه او می‌تواند آسان به ايران بيايد و برود، حتی به او می‌فهمانند كه نبايد از آمدن به ايران هراس داشته باشد و مكرر به او يادآوری می‌كنند كه اگر به ايران بيايد نبايد نگران مخارج خود باشد. استاد می خواهند كه چيتيك به ايران باز گردد، نزد ايشان آرای ابن عربی را بحث كند، پخته‌تر از گذشته به تدريس و تحقيق پردازد و مهم‌تر از همه، به ترجمه و انتشار انديشه‌های فيلسوفان و عارفان مسلمان در دنيا مشغول شود.

پيشنهاد ديگر آستاد آشتيانی به چيتيك اين است كه نتيجه مباحثاتشان را به فارسی و انگليسی منتشر سازند. استاد آشتيانی اعتقاد استوار داشت كه يكی از بهترين راه‌ها برای رواج عقايد اسلامی در گيتی، ترجمه و انتشار آثار حكمای اسلامی به زبان‌های زنده دنياست؛ به همين دليل بود كه با پروفسور هانری كربن همكاری می‌كرد و گرنه بر دوستی و همكاری ايشان با كربن چه سود فردی متصور توان بود.

نويسنده مقاله در معرفی استاد «ويليام چيتيك» می‌نويسد: پيش از آنكه متن نامه‌های استاد آشتيانی را باهم بخوانيم، علاقه‌مندم دوست عزيزم، دانشمند اسلام‌شناس روزگار، جناب آقای دكتر ويليام چيتيك را به آن دسته از خوانندگانی كه كمتر با نام و نشان ايشان آشنايند، معرفی كنم. دكتر چيتيك استاد رشته اديان، گروه تحقيقات آسيايی هستند در دانشگاه ايالتی نيويورك، واقع در شهر استونی بروك. پروفسور چيتيك و آثارش را بسياری از ايرانيان اهل فلسفه و عرفان اسلامی می‌شناسند و احترام می‌نهند و از اين جهت شايد نياز به معرفی بيشتر نداشته باشند. سخنانشان كه در پاسخ به سوالات من فرموده اند و اكنون می‌توانيم با هم آن‌ها را بخوانيم و بسياری نكته‌های ديگر درباره ايشان را می‌گويد و اين شخصيت بزرگ علمی اسلام و درس‌خوانده ايران و ساكن آمريكا را برای ما آشناتر خواهد كرد. ترديد نيست كه دكتر ويليام چيتيك در تاريخ علم ايران جايگاه ويژه ای را به خود اختصاص داده است. گفتنی آنكه گفت‌و‌گوی من با ايشان از طريق پست الكترونيك صورت گرفته است و با آنكه سوالات خود را به فارسی طرح كرده بودم، ايشان به انگليسی جوابم دادند؛ بنابراين، جمله‌هايی را كه از زبان دكتر چيتيك خواهيد خواند، بنده به فارسی ترجمه كرده ام. اين را هم بگويم كه دكتر چيتيك يكبار حرف‌های خود را به قلم فارسی بنده خوانده و در هر جا ضروری ديده، تجديدنظر كرده يا كژ فهمی‌های مرا تصحيح كرده است...

در لابلای مقاله نويسنده به نقل مطلبی از زبان استاد آشتيانی می‌پردازد كه به لحاظ تاريخی و جايگاه امام خمينی و انقلاب اسلامی در اقبال به مطالعه عرفان و فلسفه اشاره دارد. نويسنده در نقل مطلب فوق می‌آورد: با اين حال، ايشان بی وقفه كار می‌كردند: علامه آشتيانی شب‌ها در منزل تا صبح مشغول تحقيق و تصحيح و تاليف بودند و افزون بر درس موظف دانشگاه، بعدازظهرها به مدرسه امام صادق (ع) تشريف می‌بردند. استاد در اين مدرسه برای طلبه‌های جوان و علاقه‌مند فلسفه و عرفان تدريس می‌فرمودند: اسفار ملاصدرا، منظومه سبزواری، اشعة اللمعات جامی، شرح فصوص قيصری، شرح مصباح الانس فناری، مطارحات شيخ اشراق، نجات ابن سينا، شرح دعای سحر و مصباح الهدايه امام خمينی، از آن جمله بود. شاگردانشان البته به ياد دارند كه گاهی هم با انواع بی‌مهرهای برخی از ظاهربينان مشهدی رو‌به‌رو می شدند به اين اعتراض كه چرا استاد فلسفه و عرفان درس می‌دهند. استاد هميشه می‌فرمودند: «اگر حمايت امام (ره) نمی‌بود، نمی‌توانستم در حوزه مشهد، فلسفه و عرفان تدريس كنم». امروز در همان مدرسه، يكی از شاگردان صالح و دانشمند ايشان، حجة الاسلام «سيدمحمد موسوی»، اسفار تدريس می‌كنند و ياد استاد را در آن‌جا زنده می‌دارند.

ماه‌نامه فلسفی، حكمی و پژوهشی «اطلاعات حكمت و معرفت» به صاحب امتيازی مؤسسه «اطلاعات» و مديرمسئولی و سردبيری «انشاء‌الله رحمتی» هر ماه منتشر می‌شود و به بهای 5000 ريال در اختيار علاقه‌مندان قرار می‌گيرد.

 

    74 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ (92)

دسته
●  خبر

رسته :3

تاريخ ارسال:19/02/1387

تاريخ شمسی نشر:18/02/1387
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب