اهميت تبليغ و احياي امور ديني
اهميت احياي مكتب اهل بيت عليهم السلام مسأله اي بسيار مهم است و در سخنان بزرگان دين و روايات و احاديث ائمه معصومين(ع) نيز بر اين امر تأكيد شده است.
همچنانكه در حديثي امام صادق عليه اسلام فرمودند: "فأحيوا امرنا فرحم الله من احيي امرنا. "
"پس امر (امامت) ما را زنده بداريد. خداوند رحمت كند كسي را كه امر و راه ما را احيا كند" 1
از امام رضا عليه اسلام نيز حديث ديگري در اين باب وارد شده كه حضرت مي فرمايند: "خدا رحمت كند بنده اي را كه امر ولايت ما را زنده بدارد" 2
علاوه بر اينكه احياي مكتب و خط فكري تشيع همواره مورد توجه ائمه معصومين(ع) بوده است، نهضت پر عظمت امام حسين (ع) نيز به عنوان نقطه عطفي در تاريخ شيعه در اين ميان جايگاهي بس پر اهميت و ويژه داشته است.
به طوري كه توجه به زنده نگاه داشتن و رساندن پيام قيام عاشورا در گفتار و سيره عملي ائمه اطهار(ع)، علما و بزرگان مشهود و آشكار است.
تأكيد بر عزاداري سيد الشهدا (ع)، زيارت آن حضرت، التزام عملي معصومين (ع)در سوگواري بر امام حسين (ع) و رواياتي كه در اين خصوص نقل شده همگي نشان از اهميت اين مقوله دارند.
امام رضا عليه اسلام در حديثي مي فرمايند: " كسي كه ياد كند مصيبت هاي ما را و بگريد و بگرياند براي آنچه كه بر ما وارد شده، روز قيامت در درجه ما خواهد بود... و كسي كه بنشيند در مجلسي كه در آن امر ما زنده مي شود، نمي ميرد دل او در روزي كه دل ها مي ميرد" 3
همچنين در جايي ديگر از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: "نفس كشيدن كسي كه براي ظلم وارد شده بر ما غمگين باشد، تسبيح است و مهموم بودن او براي ما عبادت است. " 4
در روايتي از امام رضا عليه اسلام نيز اينچنين آمده است: "....... اگرمي خواهي براي چيزي گريه كني، بر حسين بن علي گريه كن....... و اگر دوست داري كه در درجات بهشت با ما اهل بيت باشي، براي حزن و اندوه ما غمگين باش و در شادي و فرح ما خوشحال و فرحناك باش" 5
احاديثي و رواياتي كه ذكر شد، به علاوه بسياري از سخنان معصومين عليهم السلام كه در كتب متعدد و معتبر روايي آمده است، بر مسأله جايگاه نهضت و شهادت امام حسين (ع) نگاهي ويژه دارند و به واقع اين تأكيدات نشان از لزوم احيا و تبليغ پيام هاي قيام عاشورا دارد. در اين بين برپايي و اقامه عزاي سيد الشهدا(ع) ابزار تبليغاتي قدرتمندي است و در قالب آن مي توان حقايق و معارف حسيني را بازگو نمود.
جايگاه تبليغ در قرآن
تبليغ معارف و رسالت هاي الهي در قرآن نيز مورد توجه قرار گرفته است، خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: " الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لايخشون احداّ الا الله و كفي بالله حسيبا"
"(پيامبران پيشين) كساني بودند كه تبليغ رسالت هاي الهي مي كردند و تنها از او مي ترسيدند و از هيچ كس جز خدا واهمه نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر است. " 6
در آيه نهم سوري اعلي نيز خداي متعال مي فرمايد: "فذكر ان نفعت الذكري. "
"پس به آيات الهي خلق را اگر سودمند باشد متذكر ساز. " 7
آيه 54 سوره نور نيز بر اين موضوع تأكيد دارد آنجا كه مي فرمايد: "و ما علي الرسول الا البلاغ المبين"
"بر رسول (وظيفه اي ) جز ابلاغ رسالت نيست" 8
قرآن كريم در جايگاه هاي ديگر نيز مسأله تبليغ را بيان كرده است و آن را از مهمترين وظايف انبياء الهي ذكر مي كند. در حقيقت ترويج و گسترش معارف الهي تنها با بهره گيري از ابزارها و شيوه هاي تبليغاتي صحيح امكان پذير است و به همين دليل است كه در قرآن و روايات و احاديث اين مقوله جايگاه خاصي دارد.
نقش زينب (س) در ابلاغ پيام عاشورا
حال كه تا حدودي جايگاه مسأله تبليغ در اسلام و مكتب تشيع روشن شد مي توان به بررسي ابزارهاي تبليغاتي قيام عاشورا پرداخت. به تحقيق مي توان گفت روش هاي احياء و تبليغ نهضت امام حسين (ع) بسيار كارآمد و مؤثر بوده اند و گواه ما براين مدعا تأثيراتي است كه اين قيام بر جامعه آن روز گذارده است. بهره گيري از اين شيوه ها و ابزار هاي پيام رساني و تبليغ نيازمند انسانهايي توانمند و آشناي به معارف الهي و مكتب اسلام است كه حضرت زينب كبري (س) از جمله اين افراد است. البته به رغم اينكه نقش حضرت امام زين العابدين عليه السلام در اين زمينه به عنوان امام معصوم در جايگاه نخست قراردارد در اين جايگاه به ابزار هاي تبليغاتي حضرت زينب كبري پرداخته شده است.
زينب كبري (س) در مقاطع زماني و مكاني مختلف با خطابه هاي آتشين و خارق العاده خود آنچنان در راستاي ابلاغ پيام عاشورا گام نهاد كه همگان را به حيرت وا داشته است. سخنان اين بانوي با عظمت در مواجهه با عبيدالله ابن زياد و يزيد ابن معاويه و در دفاع از حرم رسول خدا كم نظير و بلكه در نوع خود بي نظير است. اين بانوي برگزيده اسلام توانست با ابزارها و شيوه هاي گوناگون و علم و شناخت بي كران خود به بهترين نحو از حركت برادر خود امام حسين (ع) دفاع كند، تا آنجا كه حضرت سجاد عليه السلام زبان به مدح عقيله بني هاشم گشوده و مي فرمايد: "انت بحمد الله عالمه غير معلمه، فهمه غير مفهمه......... "
" اي عمه تو به حمد الهي دانشمندي هستي كه نزد كسي تعليم نديده اي و دانايي هستي كه نزد كسي نياموختي "9
ابزار هاي تبليغ
حال با اين اوصاف به بررسي ابزارهاي تبليغاتي زينب كبري در اين نهضت بزرگ مي پردازيم.
● خطابه يا سخنراني
مهمترين سخنرانيهاي حضرت زينب (س) در كوفه و در شام با حضور عبيد الله ابن زياد يزيد ابن معاويه ايراد شده است. اين خطبه ها نيز داراي ابعاد مختلفي هستند كه هر يك از اين ها راهكاري جداگانه براي پيام آور نهضت كربلا در تبليغ بوده است.
● فصاحت و بلاغت
ازجمله القاب آن حضرت "الفصيحه و البليغه " بوده است. از بشير بن خذيم اسدي در كتاب لهوف درباره خطبه زينب كبري (س) در كوفه نقل شده است: " نظرت الي زينب بنت علي.. كانها تفرغ من لسان امير المومنين.... "
"در آن روز به زينب دختر علي عليه السلام نگريستم، زيرا هرگز زني را سخنگو تر و زبان آور تر و ناطق تر از او نديدم، گويا به زبان پدرش امير مومنان سخن مي گفت همانا او همراه با اشاره دست به مردم فرمود: ساكت شويد! ناگاه نفس ها در سينه حبس شد و زنگ هاي كاروان از حركت ايستادند.... " 10
سخنان زينب (س) به قدري محكم و بليغ و شيوا بوده كه تعجب همه حاضران را برانگيخته است، لذا در روايت آمده هنگاميكه مردم از استماع سخنان آن حضرت منقلب شده بودند، پيرمردي را ديدند كه گريه مي كرد و مكرر مي گفت: " پدر و مادرم به فدايتان، پيران شما بهترين سالخوردگان و بانوان شما بهترين زنان هستند" 11
از همين رو بسياري از علما و بزرگان، كلام زينب كبري را شبيه ترين سخنان به منطق علي (ع) مي دانند، و اين در حالي است كه امير مومنان علي (ع) خود فرمود: " انّا لامراء الكلام. "
"ما (اهل بيت) اميران سخن و گفتار هستيم. " 12
كلام اعجاز انگيز و سراسر فصاحت و بلاغت زينب كبري (س) نشان از عظمت اين بانوي بزرگ اسلام دارد و در حقيقت كلام وي همچون كلام ديگر معصومين در جانها اثر مي كرد و دل ها را شيفته خود مي ساخت، همچنانكه سخنان حماسي حضرت زينب (س) در حضور ابن زياد وي را چنان به خشم آورد كه گفت: " اين زن سجع گوي و شاعر است و پدرش هم شاعر و سجع باف بود. زينب (س) فرمود: اي پسر زياد! زن را با شعر و سجع چه كار است، من از اين كار رويگردانم ولي اين سخن از سينه پر آشوبم برخاست "13
● تبيين مظلوميت امام حسين و ياران
زينب كبري (س) در بسياري از سخنان خود با بيان روشن و واضح مظلوميت اهل بيت (ع) را در واقعه كربلا بازگو نمود. حضرت در جمع مردم كوفه اينگونه مي فرمايد: " واي بر شما اي مردم كوفه! آيا مي دانيد چه دلي از رسول خدا خراشيديد و چه جگري از او شكافتيد، و كدام پرده نشينان عصمت را از پرده بيرون افكنديد؟ آيا مي دانيد چه خوني از پيامبر بر زمين ريختيد و چه حرمتي از او هتك نموديد؟"14
و در جاي ديگر مي فرمايد: " چگونه لكه ننگ ريخته شدن خون پسر خاتم پيامبران و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را پاك خواهيد كرد" 15
اين سخنان حضرت در حقيقت داراي دو جنبه است، ابتدا اينكه شايستگي و جايگاه آل الله را در ميان مسلمين ياد آوري مي كند و اين تأكيد و ياد آوري است كه در جنبه اي ديگر مي تواند ابعاد ظلم و ستمي كه بر آنان وارد شده را مشخص سازد. اين بانوي نمونه در ابتداي خطابه خود در بين مردم كوفه نيز مي فرمايد: " اي مردم كوفه! اي اهل فريب و خدعه، آيا بر ما مي گرييد؟ هنور چشم هاي ما گريان است و ناله هاي ما خاموش نگرديده است..... شما با اين گناه عظيم عهد و پيمانتان را با پيامبر از بين برديد" 16
در مجلس يزيد حضرت باز هم به اين مسأله مي پردازد و به يزيد ملعون چنين خطاب مي كند: " اي پسر آزاد شدگان! آيا از عدل است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي ولي دختران رسول خدا (ص) را اسير نموده و حرمت آنها را از بين ببري ؟" 17
● افشاي ماهيت حكومت بني اميه
يكي ديگر از موضوعاتي كه در سخنان حضرت زينب (س) به خوبي مشاهده مي شود، افشاي فساد و اعمال ستمكارانه و استبداد حكومت يزيد و دستگاه خلافت است.
حضرت دراين راستا خطاب به يزيد مي فرمايد: " اي يزيد، آرام باش ! مگرفراموش كرده اي كه خداوند مي فرمايد: آنان كه به راه كفر رفتند، گمان نكنند مهلتي به آنان دهيم به حال آنها بهتر خواهد بود، بلكه مهلت براي امتحال است تا به سركشي خود بيفزايند و آنان را عذابي خواركننده است" 18
حضرت با استناد به اين آيه قرآن حركت در جهت كفر را مسير اصلي حكومت بني اميه ذكر كرده است، همانگونه كه تاريخ نشان مي دهد بني اميه و به ويژه يزيد بن معاويه به صورت علني احكام اسلام را زير پا مي نهادند و به راحتي ظلم و ستم مي كردند. زينب (س) در ادامه سخنانش بدين شكل يزيد را مورد خطاب قرار مي دهد: "شگفتا كه حزب خدا و بزرگان دين به دست حزب شيطان و آزاد شدگان كشته شوند و دست نحس آنان به خون پاك ما آلوده شود. " 19
اين كلام حضرت نيز روشن كننده جايگاه و شأن بني اميه در نظر گاه اهل بيت است، آنچنانكه در اين بخش از خطبه دستگاه حكومت يزيد حزب شيطان ناميده شده است. علاوه بر اين، استناد هاي زينب كبري (س) در اثناي سخنراني و خطابه، طعنه هاي هنرمندانه و عالمانه اي بر حكومت مي زند، آنچنانكه ابتدا به آيه اي استناد كرده و سپس با شيوه اي زيبا دستگاه حاكميت را در زمره مصاديق آيات مي آورد كه نمونه آن ذكر شد. افشاگري و معرفي ماهيت حقيقي حكمرانان دستگاه اموي، تنها شخص يزيد را در برنمي گيرد، بلكه ابن زياد نيز هنگاميكه به حضرت مي گويد خداوند شما را رسوا كرد و دروغتان را آشكار نمود، اين گونه پاسخ مي شود كه: " انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا".
"جز اين نيست كه فاسق و زشتكار رسوا مي شود و نابكار و فاجر دروغ مي گويد و او غير از ماست" 20
بنابراين علاوه بر استفاده از قرآن، سخنان خود حضرت نيز در آشكار سازي چهره واقعي حكومت نقشي مهم داشت.
● استناد به قرآن
همانطور كه گفته شد بهره گيري از آيات قرآن يكي از روش هاي تبليغاتي زينب كبري (س) است كه در ضمن خطبه هاي خود از آن استفاده مي كند. اين روش در سيره حضرت سجاد عليه اسلام نيز به خوبي مشاهده مي شود، زيرا آن حضرت نيز در مقاطع مختلف حقايق آيات قرآن را تبيين مي كرد و از آن در راستاي تبليغ اهداف نهضت امام حسين (ع) بهره مي گرفت.
حضرت زينب (س) در مجلس يزيد پس از حمد و ثناي الهي سخن خود را با آيه اي از قرآن آغاز مي كند كه ناظر بر همين مسأله است و به واقع با اشاره به اين آيه اوج زشتي و وقاحت اين رفتار بني اميه با فرزندان رسول خدا را نشان مي دهد. حضرت به اين آيه اشاره مي نمايد: "ثم كان عاقبه الذين أساؤا السؤي أن كذبوا بآيات الله و كانو بها يستهزؤن"
"عاقبت آنان كه كار زشت كردند اين بود كه آيات خدا را تكذيب نمودند و آن را به مسخره گرفتند" 21
مقام و جايگاه شهداي قيام عاشورا نيز با اشاره به آيه 10 سوره روم به وسيله زينب (س) معرفي مي شود، آنجا كه به اين آيه استناد مي كند: " هرگز مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند" 22
● تحقير دشمن و حفظ كرامت اهل بيت
از جمله روش هاي زينب كبري (س) در نهضت عاشورا حفظ كرامت نفس در برابر دشمن به ظاهر پيروز و كوچك شمردن و تحقير دشمنان اهل بيت در پيشگاه مردم است.
حضرت در مجلس يزيد در اثناي خطبه اي مفصل خطاب به يزيد مي فرمايد:
" اني لاستصغر قدرك و استعظم تقريعك"
"من تو را كوچك مي شمارم و بسيار سرزنش و توبيخ مي نمايم " 23
حضرت بار ديگر يزيد را اينگونه مورد خطاب قرار مي دهد:
"أمن العدل يابن الطلقاء تحذيرك إماءك و نسائك و سوقك بنات رسول الله سبايا. "
"اي پسر آزاد شدگان آيا از عدل است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي ولي دختران رسول خدا را اسير نموده و آبرو و حرمت آنها را از بين ببري"24
اصطلاح "يابن الطلقاء"در اينجا اشاره دارد به ماجراي فتح مكه، در اين واقعه پس از اينكه معاويه و ديگران به خانه ابوسفيان پناه بردند، رسول خدا فرمود: اينها را آزاد كنيد اينها برده هايي اند كه ما آزاد كرديم. بنابراين حضرت مي خواهد يزيد را متوجه اين مسأله كند كه پدر و پدر بزرگ و خاندان يزيد آزاد شده دست رسول خدا هستند و جايگاه آنان با شأل والاي فرزندان رسول خدا قابل مقايسه نيست. به خاطر همين ماجراي مكه بود كه ابوسفيان و خاندانش "طلقاء" به معني آزاد شدگان نام گرفتند و حضرت زينب با اين كلام حقارت دشمن را نشان مي دهد چرا كه اين موضوع در كلام حضرت امير المومنين نيز سابقه داشته است. 25
سراسر خطبه هاي زينب (س) پس از واقعه كربلا كرامت و بزرگواري است و اين حفظ كرامت است كه به رسوايي دشمن مي انجامد. همچنانكه حضرت انتظار دلسوزي و رحمت از فرزند مادري ناپاك را بيهوده مي داند و مي فرمايد: " چگونه مي توان به دلسوزي و مهرباني كسي كه مادرش جگر پاكان را دريده و گوشتش از خون شهيدان روييده است، چشم اميد داشت"26
● صبر و استقامت در مسير الهي
استقامت و صبر همواره يكي از راه هاي نيل به اهداف بزرگ بوده است و درآيات و روايات مختلف اين مسأله يادآوري شده است.
صبر بر سختي ها و پيش آمدها در مسير يك هدف الهي تضمين كننده تحقق اهداف متعالي است و انبياء و اولياي الهي براي اداي رسالت خود از اين ابزار به خوبي بهره جسته اند در حديثي آمده است كه امام صادق عليه اسلام فرمود: " هر مومني كه گرفتار گردد و صبر كند بر آن، براي او مانند اجر هزار شهيد است. "27
و در جايي ديگر از رسول خدا نقل شده است كه فرمودند: " صبر 3 دسته است : صبر بر مصيبت، صبر بر طاعت و صبر در برابر گناه كردن. " 28
قرآن مجيد نيز استقامت در راه خدا را شايسته بشارت فرشتگان خدا دانسته و مي فرمايد: " ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه..... "
" آنان كه گفتند پروردگار ما الله است و در اين راه استقامت كردند فرشتگان بر آنان نازل مي شوند كه نترسيد و غمگين نباشيد و بشارت باد بر شما آن بهشتي كه به شما وعده داده شده است" 29
و يا اينكه مي فرمايد: " استعينوا بالصبر و الصلوه... "
"از صبر و نماز ياري جوييد... " 30
بنابراين صبر پيشه كردن و استقامت ورزيدن عبادتي ارزشمند و موجب پيروزي انسان در ابتلائات و مصايب و امتحانات است.
حضرت زينب كبري (س) نيز در زمره بزرگترين صابران به شمار مي رودو با بهره گيري از اين فضيلت اخلاقي توانست در آزمون هاي الهي پيروز و موفق باشد. صبر در برابر مصيبت هاي وارد شده بر امام حسين (ع) و يارانش در روز عاشورا و پس از آن استقامت كردن در برابر ظلم و جور دشمن و تحمل اسارت و اتفاقاتي كه در كوفه و شام رخ داد از جمله ويژگي هاي بارز اين بانوي نمونه خاندان عصمت و طهارت است. از همين روست كه زينب (س) را شريك برادر در جميع مصايب دانسته اند و از قول آن بانوي صابره گفته اند:
" سأصبر حتي يعجز الصبّر عن صبري. "
"تا آنجا صبر مي كنم كه خود صبر نيز از نوع صبر من عاجز بماند. " 31
در حقيقت صبر در برابر ناملايمات و مصايب را شايد بتوان بارزترين ويژگي حضرت زينب (س) در قيام حسيني دانست كه همگان بر آن اقرار كرده اند و نگاهي بر اتفاقات رخ داده گوياي اين مطلب است.
● عواطف انساني
در طول تاريخ و بعد از واقعه عاشورا، يكي از مهمترين ابزار هاي موجود براي ابلاغ پيام هاي اين نهضت استفاده از عواطف انساني و عزاداراي و سوگواري در مصيبت هاي سالار شهيدان بوده است، به گونه اي كه معارف و آموزه هاي بلند ديني از مجراي اين سوگواري ها در عمق جان مردم نفود كرده است و شيوه اي متعالي براي زنده نگه داشتن ياد و نام و آرمان هاي نهضت حسيني بوده است. تاكيد ائمه معصومين بر سوگواري و گريه بر سيد الشهدا (ع) نيز گواهي بر اين مدعاست و به واقع گريه و ماتم براي حسين (ع) فرياد مظلوميت حق و عدالت است. همچنانكه بسياري از انقلاب ها و نهضت هاي ديني نيز از دل همين عزاداري ها شكل گرفته است.
در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است: " هر جزع و گريه اي مكروه است مگر جزع و اشك ريختن بر حسين (ع)" 32
حضرت در حديث ديگري مي فرمايند: " گريه نكند بر حسين مگر اينكه خدا رحمت كند او را پيش از آنكه اشك از چشم او جاري گردد" 33
"باكيه" به معني بسيار گريه كننده يكي از القاب زينب كبري (س) است. گريه ها و ندبه هاي زينب (س) علاوه بر اينكه امري عاطفي بوده است، در جايگاهي بالاتر ماهيت سياسي داشته و بدينوسيله است كه در جايگاه هاي متعدد ياد و نام حسين (ع) و مكتب الهي اش را زنده مي كند. به طور كلي معصومين (ع) بر اين مسأله اهتمام داشته اند و حزن و اندوه خود را در ماتم سيد و سالار شهيدان به طرق مختلف نشان مي دادند.
بينش سياسي آن حضرت در مسأله سوگواري بر سيد الشهدا(ع) آنجا مشخص مي شود كه زينب(س) در آستانه ورود به مدينه دستور مي دهد: " محمل ها را سياه پوش كنيد تا مردم بدانند ما در مصيبت و عزاداري فرزندان فاطمه زهرا (س) به سر مي بريم" 34
و همين كار باعث مي شود اهل مدينه مراسم سوگواري پر سوز و گدازي در هنگام ورود اهل بيت به اين شهر برگزار كنند كه در تاريخ از آن ياد شده است.
هنگاميكه در بازار كوفه سر بريده ابا عبدالله الحسين (ع) را بر روي نيزه مي گردانند حضرت در برابر اين حركت وحشيانه از شدت مصيب سر بر چوبه محمل مي كوبد به حدي كه خون از پيشاني مباركشان جاري مي شود. 35
نا له هاي جان گداز زينب كبري (س) در قتلگاه نيز در تاريخ به عنوان فرياد مظلوميت اهل بيت ثبت شده است و دل هر انساني را به درد مي آورد. محدث قمي در نفس المهموم مي گويد: " زينب (س) از يزيد اجازه گرفت تا براي حسين (ع) مجلس ماتم بر ا كنند، اهل بيت (ع) در منزلي به نام دارالحجاره هفت روز مجلس سوگواري بر پا كردند و هر روز جمع بي شماري از زن هاي شام با آن ها در سوگواري شركت مي كردند و (آثار اين عزاداري ها چنان بود كه)مردم قصد مي كردند به قصر يزيد هجوم برند و او را بكشند و مروان از اين قصد آگاه شد و به يزيد گفت: مصلحت تو نيست كه اهل بيت حسين (ع) را در شام نگهداري، آن ها را به حجاز بفرست و از همين رو يزيد و سايل سفر آن ها را آماده كرد و آنان را به مدينه فرستاد. "36
سند تاريخي مذكور نشان از تأثير اين سوگواري ها در جامعه آن روز دارد و در نگاهي كلي مي توان ادعا كرد اثرات و نتايج قيام عاشورا ريشه در ابلاغ پيام ها و احياي صحيح اين نهضت از سوي زينب كبري (س) و ديگر اهل بيت (ع) دارد، چرا كه اگر اين تبليغ ها و يادآوري ها نبود حقايق عاشورا در سرزمين كربلا باقي مي ماند و پيغام هاي الهي و معنوي آن در دل مكر و فريب و نيرنگ بني اميه دفن مي شد. بخش عظيمي از تاريخ نهضت امام حسين (ع) از طريق اهل بيت (ع) حفظ و ثبت شده و اگر تلاش و فداكاري َآنان نبود خون شهداي كربلا ثمر نمي داد.
*زينب كبري (س) در مكتب عاشورا به تاريخ بشريت درس فداكاري، صبر، استقامت، شهامت، شجاعت و معرفت داد و محكم و استوار از آرمان هاي امام حسين (ع) كه همان آرمان هاي پيامبر (ص) و اسلام بود، دفاع كرد و در اين راه همه سختي ها را بر جان خريد.
شجاعت زينب (س) بود كه دشمنان را به زانو در آورد و كلام رسا و اشك هاي پر معرفت او كشتي نهضت حسيني را به ساحل مقصود نشاند.
جايگاه زينب كبري (س) را چگونه مي توان شناخت، او كه در عظمت وبزرگواريش ائمه معصومين و جانشينان خداوند بر روي زمين زبان به سخن گشودند و هر گاه يادي از حسين (ع) شده نام او نيز درخشيده است. زينب (س) پيام آور بزرگ عاشورا بود و آنچه امروز از حسين (ع) در قلب هاي انسان ها ثبت شده، حاصل تحمل رنج ها و مصايب و مبارزات اين بانوي بزرگوار اسلام است.
پي نوشت:
1- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 392
2- معاني الاخبار، شيخ صدوق، ص 180
3- البكاء للحسين، سيد محمد حسن مير جهاني، ص47، عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق، ج2، ص 264
4- البكاء للحسين، ص 49، بحار الانوار، ج 44، ص 275
5- البكاء للحسين، ص 61، عيون اخبار الرضا، ج2، ص 268
6- سوره احزاب، آيه 39
7- سوره اعلي، آيه 9
8- سوره نور، آيه 54
9- خصائص زينبيه، سيد نور الدين جزايري، ص79، احتجاج، طبرسي، ص166
10- اللهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاووسَ، ترجمه عليرضا رجالي تهراني، ص 194
11- خصائص زينبيه، ص 113
12- نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيديَ، خطبه 233
13- الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه محمد باقر ساعدي خراساني، ص473
14- لهوف، ص196
15- همان ص196
16- همان ص 194
17- همان ص 236
18- همان ص 236، آل عمران، آيه 178
19- همان ص 240
20- همان ص210
21- همان ص 236، روم، آيه 10
22- همان ص 238،
23- همان ص 240
24- همان ص236
25- نهج البلاغه، نامه 28
26- نفس المهموم، شيخ عباس قمي، ترجمه محمد باقر كمره اي، ص 403
27- اصول كافي، ترجمه محمد باقر كمره اي، ص 280
28- همان ص 278
29- سوره فصلت، آيه 30
30- سوره بقره، آيه 45
31- خصائص زينبيه، ص 246
32- البكاءللحسين، ص 51، امالي شيخ طوسي ص 161
33- البكاء للحسين ص 86، كامل الزيارات، ابن قولويه ص101
34- خصائص زينبيه، ص210
35- بحار الانوار، ج 45، ص 114
36- نفس المهموم، ص 410