آفريقا در عرصه نبرد با تروريسم
يازده سپتامبر 2001 نقطه چرخشي در تاريخ نظام بينالملل كنوني شمرده ميشود كه نقش تعيينكنندهاي در كيفيت و چگونگي اين نظام داشته است.هر چند تهديدهاي سازمانهاي تروريستي پيش از اين رويداد در نظر واشنگتن بوده است، اما اين، رويداد يازده سپتامبر بوده است كه خطرهاي تروريستي را در صدر تهديدات منافع ملي آمريكا قرار داده است.از آن رويداد تاكنون گفتمان جنگ با تروريسم چراغ راهنماي سياست خارجي آمريكا بوده است.همچنين در ميان سازمانهاي تروريستي، القاعده – كه رويداد يازده سپتامبر به آن نسبت داده ميشود-بيشتر مورد توجه است.ناگفته نماند كه اشغال افغانستان و عراق به دست آمريكا يكسره با القاعده پيوند داشت.طالبان از تحويل دادن اسامه بن لادن – سركرده القاعده – خودداري كرد و نيز كاخ سفيد صدام را متهم كرد كه با القاعده ارتباط دارد هرچند هيچگاه اين امر ثابت نشد.
انفجارهاي تروريستي مادريد در 2004 كه گفته ميشود القاعده مسئوليت آنرا پذيرفته است، ايالات متحده را مصمم كرد تا نيروهاي نظامي خود را وارد آفريقا سازد.بنا به گفته خبرگزاري فرانسه، انفجارهاي مادريد از سوي نيروهاي القاعده كه در سرزمينهاي مرزي مراكش، مالي، موريتاني و الجزاير مستقر هستند، اجرا شد.يك گروه ستيزي جوي سلفي الجزايري نيز به نام گروه «توحيد و جهاد» در اين حملات نقش داشته است.(40)
ايالات متحده در پي انفجارهاي تروريستي مادريد نيروهاي خود را به آفريقا فرستاد.كاخ سفيد اهميت آفريقا را حتي پيش از بمبگذاريهاي مادريد به آگاهي اعضاء گروه هشت (كشور صنعتي) در كاناناسكيس (Kananaskis) كانادا و اويان (Evian) فرانسه به عنوان منطقهاي كه سازمانهاي تروريستي در آنجا نفوذ كردهاند، رسانده بود.
نفوذ استراتژيك آمريكا در آفريقا
ايالات متحده در چارچوب گفتمان جنگ با تروريسم تلاش گستردهاي را براي مبارزه با سازمانهاي تروريستي در شمال آفريقا، آغاز كرده است.چنين اقدامي در اصل در يك چارچوب كلان انجام ميشود و نشان ميدهد كه افزون بر خاورميانه، آسياي مركزي، قفقاز و شرق اروپا، آفريقا نيز به حوزه تازهاي از بازي بزرگ ايالات متحده (و چين) تبديل شده است.هر چند پيوند نزديكي ميان ملاحظات اقتصادي و انرژي آن كشور از سوي ديگر وجود دارد كه در زير آنرا بيشتر ميشكافيم.
-در استراتژي امنيت ملي آمريكا كه در 2002 عنوان شد، اشاره شد كه مبارزه با تروريسم جهاني و تضمين منابع براي انرژي آمريكا نيازمند آن است كه آمريكا تعهدات خود را در آفريقا بيشتر كند و با همكاري قدرتهاي همپيمان خود در پي تدوين سازوكارهاي تازه امنيتي در قاره آفريقا باشد.زمان كوتاهي پس از اينكه فرماندهي نيروهاي اروپا و آمريكا در اشتوتگارت آلمان كه مسئوليت عمليات نظامي در آفريقاي صحرا را بر عهده دارد، فعاليت خود را در غرب آفريقا افزايش داد، اين فعاليتها بيشتر در كشورهاي منابع نفتي متمركز شد.فرماندهي نظامي آمريكا در اروپا اكنون 70 درصد از زمان و امكانات خود را براي آفريقا گذاشته است.ولي در 2003 هيچ امكاناتي به آفريقا تعلق نداشت.(41)
-مهمترين پايگاه نظامي آمريكا در آفريقا پايگاهي است كه در 2002 در جيبوتي در شاخ آفريقا تأسيس شده، و امكان كنترل بر ترانزيت يك چهارم از نفت توليد شده جهان را به آمريكا ميدهد.اين پايگاه به خط لوله نفت سودان نزديك است و اين امكان را ميدهد تا بر پايانه خاوري نفت در آفريقا مسلط شود.در غرب آفريقا فرماندهي نظامي آمريكا اكنون مراكز عملياتي در سنگال، مالي، غنا، گابن، ناميبيا و آنگولا برپا كرده است.در 2003 اين فرماندهي، عمليات ضد تروريستي را در غرب آفريقا آغاز كرد.در ماه مارس 2004، نيروهاي ويژه آمريكا عمليات نظامي بر ضد گروههاي سلفي انجام دادند.آمريكا همچنين سرگرم ايجاد يك نظم امنيتي ساحلي در خليج گينه به نام «نگهبان امنيت ساحلي» است.(42)
-در فوريه 2004 گروهي از افسران بلندپايه آمريكا از جمله جيمز جونز-ژنرال چارلز والد-نماينده فرماندهي اروپايي – از آفريقا ديدن كردند.در همان سال، نيروهاي آمريكايي در برنامهاي چند ماهه به موريتاني، چاد، مالي و نيجر گسيل شدند.اين تلاشها در چارچوب «ابتكار اتحاد ساحل» براي تقويت نيروهاي ضد تروريسم است.( 43)
-در 2006 چكيدهاي از طرح بازسازي ساختار سياست دفاعي ايالات متحده، زير نظر اريك ادلمن (مشاور امسفلد، وزير دفاع وقت) مطرح شد كه بر اثر آن وزير دفاع و افسران ارشد پنتاگون براي تصميمگيري درباره متن پيشنهادي استقرار نيروهاي آمريكايي در قاره آفريقا به توافق نزديك شدند تا فرماندهي تازهاي براي كنترل عمليات امنيتي برپا شود.از ديدگاه كارشناسان مسائل استراتژيك، اين اقدام يك دگرگوني بنيادي در سياست امنيتي و استراتژيك آمريكا شمرده ميشود.(44)
-واشنگتن تصميم گرفت تا پائيز 2007 نيروي نظامي به نام «آفري كوم» آماده دخالت در هرگوشه از آفريقا كند.(45)
-مركز نيروهاي آمريكايي آفريقا امروزه در اشتوتگارت قرار دارد.اما… گفته ميشود كه اين مركز در 2008 به آفريقا منتقل خواهد شد.در همين مورد تاكنون توافقاتي با چند كشور آفريقايي صورت گرفته است.(46)
-به همين گونه واشنگتن 500 ميليون دلار براي «ابتكار ضد تروريسم فراساحل (TSCTI)»(47) كنار گذاشته است.
-نيروي دريايي آمريكا نيز توجه ويژهاي به منطقه آفريقا پيدا كرده است.«از مجموع پنج ناوگان دريايي آمريكا در جهان، آفريقا در ميان سه ناوگان آن قرار دارد: فرماندهي اروپايي كه محدودهاي شامل 43 كشور – از جمله كشورهاي شمال آفريقا و جنوب صحرا را پوشش ميدهد، ناوگان مركزي كه بر زير سيستم شاخ آفريقا سلطه دارد و ناوگان اقيانوس آرام كه گستره عملياتي آن تا ماداگاسكار و سرزمينهاي دروني آفريقا كشده شده است.»(48)
اين موارد با نگاهي تاريخي از آغاز سده بيست و يكم تا كنون به خوبي نشان ميدهد كه چگونه ايالات متحده در امور آفريقا درگير شده است، آنچنان كه اين قاره عنصري مهم در سياست خارجي و استراتژي امنيتي اين كشور شد.نگاه استراتژيك واشنگتن به قاره سياه با رويكردهاي اقتصادي – بويژه انرژي-درهم تنيده شده است.آنچه استراتژي آمريكا در آفريقا ناميده ميشود در چنين بستري از اهداف و استراتژيها بارور شده است.
بهره سخن
چين و ايالات متحده در آفريقا رقابت پردامنه و تنگاتنگي را از نخستين سالهاي هزاره تازه آغاز كردند.از يك سو چين، با توجه به لزوم تداوم رشد فزاينده اقتصادي، تأمين نيازمنديهاي همگاني و افزايش نقش بينالمللي خود به آفريقا رو كرده است.مؤلفههاي گفته شده سبب ميشود تا اين كشور در مورد تأمين منابع مورد نياز خود – بويژه نفت و انرژي-اطمينان يابد.آنچه در اين ميان عامل محرك شناخته ميشود ناآراميها و بيثباتي درخاورميانه يا انبار انرژي جهان است كه چين را واداشته تا در چارچوب ابتكار «كمك در برابر انرژي» كه گونهگونسازي منابع نفتي را در نظر دارد، وارد آفريقا شود.اما اين رويكرد بيگمان با سطوح گوناگون در ملاحظات امنيتي و استراتژيك همخواني دارد.به سخن ديگر، چين به آفريقا همچون حوزه تازهاي از نقش آفريني بينالمللي و فرصتهاي استراتژيك مينگرد.به نظر ميرسد چين تلاش دارد تا جغرافياي استراتژيك خود را در آفريقا گستردهتر كند، زيرا اين قاره در اصل به اندازه ديگر مناطق مورد نظر قدرتهاي بزرگ نبود و نفوذ در اين قاره دست كم واكشنهايي را در پي خواهد داشت.از اين رو چين بدون در پيش گرفتن رويكردهاي نظامي و امنيتي در سياست خارجي كه هزينههايي را نيز بر او تحميل خواهد كرد، همچنان با نگرشهاي اقتصادي، حوزه عمليات سياست خارجي خود را گسترش خواهد داد.
از سوي ديگر ايالات متحده آمريكا بر اين است كه با اهدافي ويژه وارد كارزار آفريقا شود.از جمله تداوم هژموني راه سلطه بر رقيبان منطقهاي، واشنگتن را واداشته تا در برابر نفوذ پردامنه چين در آفريقا ايستادگي كند.از ديدگاه بسياري از پژوهشگران آمريكايي چين از توانمندي لازم جهت به زير كشيدن برتري ايالات متحده و دگرگوني در ساختار نظام برخوردار است و مهار كردن اين قدرت جوان رو به رشد و كنترل نفوذ بينالمللي آن-بويژه در آفريقا – لازم به نظر ميرسد.اما ايالات متحده نيز در مورد امنيت منابع انرژي و ادامه توليد و صادرات آن در منطقه خاورميانه بيثبات نگرانيهايي دارد، پس گونهگون سازي منابع انرژي را اقدامي لازم مييابد.در اين ميان مناطق ويژهاي مورد نظر هستند كه خليج گينه در آفريقا يكي از مهمترين آنها است.البته استراتژي بزرگ آمريكا در آفريقا در راستاي توسعه ارزشهاي آمريكايي بوده است كه در اين پژوهش فرصت پرداختن به آن نيست.
امروزه آفريقا مانند شرق اروپا، قفقاز، آسياي مركزي و خاورميانه، جبههاي ديگر شمرده ميشود كه قدرتهاي بزرگ را در برابر هم قرار داده است.چين و ايالات متحده بازيگراني هستند كه تلاش خود را براي نفوذ همه جانبه در اين منطقه از سالها پيش آغاز كردهاند.بر اين پايه آفريقا ديگر در حاشيه نظام بينالملل نيست و امروزه يكي از كانونهاي اصلي نزاع و رقابت به شمار ميرود.
مايكل كلير (M.Klare) تحليلگر مسائل امنيتي آفريقا در مورد درگيريهاي قدرتهاي بزرگ در آفريقا هشدار داده است و به روشني ميگويد: «آفريقا رو به شعلهور شدن است».همچنان كه گفتيم اين قاره در سالهاي آينده دگرگونيهاي ژرفي را تجربه خواهد كرد كه چه بسا بر نظام بينالملل آثار چشمگيري داشته باشد.
پاورقيها:
1-دانشجوي رشته علوم سياسي
2-مدرس دانشگاه
3-Yeoman, Matew (2004), Crude Oil Politics.The United States, China and Race for Oil Security, at: www.olicrisis.com/cn/crude-dashbord.pdf.
4-Pan, Ester (2006) “China, Africa and Oil”, at; www.cfr.org/publication 195571.
5-Raughneen, Simon (2006) “Influence Anxaiety: Chi-na’s Role in Africa”, at:
http://www.isn.ethz.Ch/news/sw/details-print, cfm? Id=15837.
6-Raughneen, Ibid.
7-Zwieg, David, Jianhai, Bi (2005) “China’s Global Hunt for Energy”.at:
http://www.foreignaffairs.org/20050901 faessay 84503/david-zweig-bi-jianhai/china-s-global-hunt-for-energy.html.
8-Raughneen, Ibid.
9-Zwieg, Ibid.
10-Raughneen, Ibid.
11-Pan, Ibid.
12-Raughneen, Ibid.
13-Zhou, Scott (2006) “China as African Angle in White”, at:
www.atimes.com/atimes/China-Business/HK03 Cb04.html.
14-Zhuo, Ibid.
15-Pan, Ibid.
16-Ibid.
17-stamp, Gavin (2006) “China Defends its African Relation”, at:
http:’’news.bbc.co.uk/2/hi/business/5114980.stm.
18-«قرارداد 9/1 ميليارد دلاري چين با كشورهاي آفريقايي»، روزنامه آفتاب (15 آبان 1385)، ص 1.
19-Raughneen, Ibid.
20-Stamp, Ibid.
21-Raughneen, Ibid.
22-Pan, Ibid.
23-Ibid.
24-روزنامه آفتاب، همانجا.
25-Dalder, 1vo.Lindsay, Jimes (2004) “Power and Commperation: American foreign Policy for the Age of Global Policy”, at:
www.brookings.edu/dybdoctoot/views/papers/dalder.pdf.
26-«گلوبال ريسرچ، استراتژي بزرگ»، ترجمه نيلوفر قديري، همشهري ديپلماتيك، ش 12 (نيمه اسفند 1385) ص 51.
27-Ikenbery, Iohn, Getting Hegomony Right, National Interest, No 63 (2001) pp 17-24.
28-به نقل از گلوبال ريسرچ، همان، ص 52
29-Schuts, Barry, Wihbey, Paul (2005), “African Oil: A Poriotity for U.S National Securtiy and Africa Development” , at:
www.iasps.org/strategic/africatranscript.pdf.
30-Alamoudi, Abdurahman (2004), “Did Libya Attemp to Kill Saudi Leaders”.at:
http://africanoilpolitics.blogspot.com
31-eia (2006), “Oil and Gas”, at:
www.eia.doe.gov/cabs/chapter4.html.
32-Schuts, Ibid.
33-Goldestein, Ritt (2004), “Africa, Oil & the U.S Military” at:
www.zmag.org/content/showarticle.cfm? Iteml D=5250
34-گلوبال ريسرچ، همان، همان صفحه
35-در همين زمينه رك: يزداني، عنايت ا…، و شجاع، مرتضي.«نفت: ابزار قدرت در سده بيست و يك ؛ آمريكا و نفت خليجفارس».اطلاعات سياسي و اقتصادي.ش 224-223، (1385)
36-Goldestein, Ibid.
37-براي آگاهي بيشتر ر.ك.يزداني، شجاع، همان، صص 2-161.
38-African Oil Policy Intiative Group
39-Quoted with: Goldestein: Ibid.
40-Ibid.
41-گلوبال ريسرچ، همان.همان صفحه.
42-گلوبال ريسرچ، همان، همان صفحه.
43-Ibid.
44-Motlagh, lason (2006) “America’s Africa Crops” , at:
www.atimes.com/atimes/front/page/HI 21 Aa01.Html.
45-لقماني، عباس، «گسترش نفوذ».همشهري ديپلماتيك، ش 15 (نيمه تير 1386) ص 49.
46-لقماني، همان، همان صفحه.
7-Trans-Sahel Counterterrorism Initiative
48-Motlagh, Ibid.