علم از ديدگاه مولوی، فاصله ميان گمان و يقين است. مولوی در جايی ديگر ماندن در علماليقين را به صلاح سالك نمیداند و برای رسيدن به مرتبه عيناليقين، سالك را به گذشتن از وادی گوش توصيه و به رسيدن به بوستان حقاليقين دعوت میكند.
به گزارش خبرگزاری ايكنا، متن فوق بخشی از مقاله «آموزههای اخلاقی در مثنوی معنوی» است كه توسط «علی بورونی» نوشته شده و در آخرين شماره از فصلنامه تخصصی اخلاق (شماره هشتم، تابستان 86) آمده است.
اين مقاله درآمدی بر شناخت رويكرد اخلاقی مولوی به مسأله عقل و نفس است. در اين مقاله نويسنده سعی كرده است كه ذرهای از بحر عميق معارف مثنوی چشيده شود، زيرا برداشتی كامل از اين معارف، پژوهشی عميق و گسترده میطلبد كه در خور اين اندك نيست.
اين محقق در بخشی از مقاله مینويسد: مرحوم «كلينی» در كتاب «كافی»، بابی را در موضوع عقل و جهل گشوده و رواياتی را از پيشوايان دين مقدس اسلام نقل كرده كه به تقويت و فعاليت نيروی عقلانی ترغيب و تحريك كردهاند. عالمان اخلاقی چهار قوه عقل، شهوت، وهم و غضب را حكمرانان كشور نفس معرفی كردهاند كه هر يك به وظيفهای مشغولاند. شأن «عقل» ادراك حقايق امور و تمييز ميان خير و شر و شأن «شهوت» بقای بدن و شأن «وهم» دانستن اموری است كه با آنها میتوان به مقاصد صحيحه رسيد و شأن «غضب»، دفع سركشی شهوت است.
نويسنده در بخش عقل در نظر مولوی مینويسد: مولوی در مثنوی، همواره بر مبانی و پايههای اصلی اخلاقی تأكيد دارد و درصدد تبيين و توضيح آنهاست كه از جمله تأكيد و تبيين عقل است. منشأ تمام فضيلتها در نفس آدمی عقل است؛ زيرا عقل پيوسته قوای ديگر شهوت، وهم و غضب را به جانب اعتدال فرا میخواند. از آنجا كه فضائل در قوه عقليه از رذايل قوای ديگر بيشتر است، عقل همواره با آنان در ستيز است.
وی میافزايد: علم در نظر مولوی، از جان و روح انسانی به جوشش در میآيد و حكمت در نظر او از سوی خداوند به بندگان اعطا میشود تا به واسطه آن بتوانند بر هواهای نفسانی و شهوانی خويش غلبه كنند، نه آنكه امور دنيوی و جسمانی با آن برآورده شود.
مولوی در جايی ديگر به دو گونه عقل اشاره میكند: نخست عقل كسی است كه يادگيری و آموختن آن به كتاب، اسناد، مكتب، تعاليم، فكر و تكرار نياز دارد. اين گونه عقل هر روز به افزايش است و انسان به وسيله آن از ديگران برتر میشود؛ اما از طرف ديگر چون باری است كه بر دوش او قرار میگيرد و بر آن سنگينی میكند.
در نظر مولوی، بايد رنج و زحمت تحصيل علوم را برای همان مقصد اعلا كه وصول به مقام سعادت و كمال انفسانی است، بر خود هموار كرد و اينبار را برای سبكبار شدن بر دوش كشيد؛ نه برای گرانسنگی و سبكباری. بنابراين علم و تعقل و انديشه، مانند ساير نعمتهای الهی، فی حد ذاته نيكوست، به شرطی كه در جهت كمال و سعادت معنوی انسان باشد.
علم در نظر مولوی، از جان و روح انسانی به جوشش در میآيد و حكمت در نظر او از سوی خداوند به بندگان اعطا میشود تا به واسطه آن بتوانند بر هواهای نفسانی و شهوانی خويش غلبه كنند، نه آنكه امور دنيوی و جسمانی با آن برآورده شود
مولوی در مثنوی، گاهی نمونهای از نفس را با شيطان برابر دانسته است كه همانا نفس اماره است. همانگونه كه شيطان هميشه در تقابل با فرشته است. نفس نيز همواره با عقل در ستيز است. شايد منظور ديگری نيز در ميان باشد و آن اينكه دو نيروی فرشته و شيطان، در درون آدمی پيوسته او را به خير و شر میخوانند، نفس و عقل نيز چنين هستند.
فصلنامه تخصصی «اخلاق» به صاحبامتيازی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم و مدير مسئولی «احمد زادهوش» و سردبيری «اصغر هادی» منتشر میشود و به بهای 8000 ريال در اختيار علاقهمندان قرار میگيرد. در اين شماره مقالههای «آموزههای اخلاقی در مثنویمعنوی» نوشته «علی بورونی»، «مؤلفههايی از اخلاق اجتماعی پيامبر اكرم (ص)» تأليف «منصور نصيری» و ... آمده است.