در نظر ملاصدرا و اسلاف اشراقی، چون حكمت عملی مقدمه برای حكمت نظری است و در حكمت متعاليه و فلسفه اسلای فقه و شريعت يكی ركن اصلی است، بنابراين فقه و تحصيل آن برای هر حكيم لازم است و اين سابقه تاريخی دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، متن فوق بخشی از بيستو ششمين قسمت از مقاله «زندگی، مكتب و شخصيت صدرالمتألهين»، تأليف آيتالله «سيدمحمد خامنهای» است كه در آخرين شماره از فصلنامه علمی ـ پژوهشی «خردنامه صدرا» (شماره پنجاهم) آمده است.
استاد خامنهای معتقد است گر چه شهرت ملاصدرا در فلسفه است، ولی در ساير علوم از جمله فقه، تفسير و حديث هم مقام والايی دارد. اين اعجوبه دانش و بينش از آن فلاسفهای نيست كه از علوم دينی و منسوب به وحی و شريعت محروم هستند و فقط از يك روزنه به جهان مینگرند. از اين روست كه وقتی به علم فقه میرسيم، باز او را بر منصب فقه حاضر میبينيم.
وی در بخشی از اين مقاله مینويسد: شايد برخی گمان كنند كه چون كتابی در علم فقه از ملاصدرا باقی نمانده، پس وی فقيه نبوده و از فقه چيزی نمیدانسته؛ اما اين گمان باطل است كه عقل سليم و طبع دقيق آنرا نمیپذيرند.
وی در ادامه مقاله مینويسد كه به گفته خود ملاصدرا، وی سالها علوم نقلی (فقه، اصول، حديث و ...) را نزد شيخ «بهاءالدين عاملی»، فقيه بزرگ، قاضی و شيخالاسلام دوران صفويه و شاگرد محقق دوم، فقيه نامور آن زمان، میآموخته و علوم نقليه منحصر به حديث و رجال نيست و بيشتر به فقه و اصول بر میگردد.
آيتالله خامنهای اشاره میكند كه آموزش فقه و علوم شريعت به وسيله طلاب علوم عقليه، طبق سنت ديريينه كاری رايج بوده و از قديم و زمان شيخالرئيس كه میگويد نخست به آموختن فقه پرداخته تا زمان اخير بدان عمل میشده است و رسم تخصصی كردن و متخصص شدن سوغاتی بوده كه از غرب آمد.
رئيس بنياد حكمت اسلامی صدرا در بخش تعامل فقه و فلسفه مینويسد: ميان فقه يا علمالاحكام با فلسفه نه فقط تضاد و تنافی نيست، بلكه برعكس ميان آن دو تعامل ريشهای و بیاساس و اساسی است كه از نظر برخی پنهان مانده است. فقه بخشی از حكمت الهی شمرده میشود و در تقسيمبندی علوم، جز علوم رفتاری و عملی است نه نظری.
وی اهميت بهرهگيری از عقل و فكر به منظور قبول وحی و شرع (فقه) را دليلی میداند كه بر اساس آن قرآن مجيد و بخشی از حديث در مقام معرفی حقايق عينی اين جهان و حتی سير در آفاق و انفس برآمده و توجه به براهين نظم و علت و معلول و حتی برهان معروف به صديقين داده است، تا صفات الهی را به مؤمنين بشناساند و سرشت اين جهان و وجود جهانی ديگر را خاطرنشان كند.
ملاصدرا، علم حديث و علم رجال را از دو استاد مسلم اين دانش؛ يعنی شيخ «بهاءالدين عاملی» و «ميرداماد» فراگرفته و شاگردانی را پرورانده بود، ولی جايگاه حقيقی ملاصدرا در حديث به دلايلی نمیتوان به دست آورد
استاد خامنهای در بخش ملاصدرا و علم حديث مینويسد: مهمترين ركن فقه پس از قرآن، حديث است كه منبع و مرجع فقه و كشف و استنباط احكام شرعی شمرده میشود. ملاصدرا، علم حديث و علم رجال را از دو استاد مسلم اين دانش؛ يعنی شيخ «بهاءالدين عاملی» و «ميرداماد» فراگرفته و شاگردانی را پرورانده بود، ولی جايگاه حقيقی ملاصدرا در حديث به دلايلی نمیتوان به دست آورد.
وی در ارائه دلايل خود به كتاب «شرح اصول كافی» وی اشاره میكند و مینويسد: كتاب شرح اصول كافی كه ملاصدرا آنرا در اواخر عمر خود نگاشته، بهترين گواه اين ادعاست و كمتر محدثی بدين توانايی در سپهر دانش حديثشناسی بوده كه تا بدين اندازه در لفظ و معنای حديث هر دو به يكسان توانا و بلند مرتبه باشد.
فصلنامه علمی ـ پژوهشی خردنامه صدرا كه فصلنامهای تخصصی در فلسفه اسلامی است به صاحبامتيازی و مدير مسئولی آيتالله «سيد محمد خامنهای» و زير نظر هيئت تحريريه منتشر میشود. در اين شماره مقالههای «جايگاه انسان در حكمت متعاليه» نوشته دكتر «رضا اكبريان»، تبيين «قانون عمل و عكسالعمل طبق اصل مشاركت در فلسفه كانت»، نوشته «رضا ماحوزی» و دكتر «يوسف شاقول» و ... آمده است.