باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 237 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آثار اقتصادى كاهش عرضه نفت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - ایران

مترجم: محسن - خزائى

 
 

تقاضا براى نفت در حال افزايش است و انتظار مى رود در آينده هم ادامه يابد. اين تداوم تقاضا عمدتاً به دليل رشد اقتصادى كشورهايى مثل چين و هند است. اين در حالى است كه رشد عرضه نفت طى سال هاى اخير روندى نزولى داشته يعنى على رغم رشد عرضه اين محصول، سرعت اين رشد كاهش يافته است. بنابراين بسيارى از كارشناسان معتقدند طى چند سال ديگر عرضه نفت روند سقوط واقعى خود را آغاز خواهد كرد و حتى اگر اين عرضه در حد فعلى باقى بماند، شكافى رو به افزايش بين عرضه و تقاضاى اين محصول به وجود خواهد آمد. واقعيت امر اين است كه كره زمين امكانات محدودى دارد و ما هم اكنون رفته رفته در حال رويارويى با برخى از محدوديت هاى زمين هستيم. در اين رابطه بايد دانست امكان استخراج آسان نفت مدتى است از ميان رفته است و در حالى كه هنوز ذخاير نفت در زمين وجود دارد ولى استخراج اين ذخاير به تدريج دشوارتر مى گردد.

مشكل ديگرى كه در رابطه با كاهش عرضه انرژى وجود دارد اين است كه هنگامى كه ما به دنبال منابع انرژى جايگزين نفت مى رويم با محدوديت هاى خاص ديگرى مواجه مى شويم. در برخى مواقع گاز طبيعى مى تواند جايگزينى براى نفت باشد ولى در آمريكاى شمالى عرضه اين ماده كم است و گرچه زغال سنگ نيز براى تأمين انرژى در دسترس مى باشد ولى استفاده از آن مشكلات زيست محيطى خاص خود را به دنبال دارد.

سوخت هاى به دست آمده از محصولات كشاورزى نيز به دليل نياز به سطح زياد زمين كشاورزى و مقادير عظيم آب مقرون به صرفه نمى باشد زيرا زمين كشاورزى مساعد و منابع آب هر دو عناصرى كمياب در جهان امروز هستند و استفاده از اين نوع سوخت به دليل مصرف ۲ عنصر مذكور موجب بالا رفتن قيمت جهانى غذا مى شود. حتى استخراج مواد معدنى مورد استفاده در توليد باترى هاى الكتريكى و اورانيوم به كار گرفته شده در راكتورهاى هسته اى رفته رفته دشوارتر مى شود چرا كه طى سال هاى اخير قسمت اعظم معادن داراى كيفيت بالا استخراج شده اند و معادن باقى مانده داراى تراكم كمترى از منابع طبيعى مى باشند. بنابراين استخراج منابع قابل استفاده از منابع مذكور انرژى بيشترى مى برد و منابع انرژى مورد استفاده براى استخراج معادن مواد معدنى و اورانيوم عمدتاً نفت و گاز طبيعى مى باشند كه خود اين منابع به طور فزاينده اى در حال تحليل هستند.

 

آثار اقتصادى ناگهانى

همه ما مى دانيم قيمت نفت در حال افزايش است و قيمت فرآورده هاى نفتى مثل بنزين، گازوئيل و آسفالت هم به دنبال اين امر بالا مى رود. همچنين افزايش قيمت نفت بر قيمت ديگر سوخت ها نيز مثل گاز طبيعى و زغال سنگ اثر مى گذارد و با توجه به توليد مقدار زيادى از برق مصرفى كشورها از گاز و زغال سنگ قيمت برق نيز بالا خواهد رفت.

اثر بيشتر بالا رفتن قيمت نفت و مواد غذايى را مى توان در محدود شدن امكان برخوردارى مردم از انواع تفريحات غيرضرورى ملاحظه كرد مثل رفتن به رستوران براى صرف غذا يا سفر به كشورهاى ديگر براى تعطيلات. برخى دانشجويان نيز ممكن است تحصيلات دانشگاهى را به خاطر هزينه هاى بالاى آن كنار گذارند. به طور كلى مردم براى متوازن نگاه داشتن دخل و خرج خود دست به كم كردن هزينه ها در موارد گوناگون مى زنند.

اثر ديگر قيمت هاى بالاى نفت و مواد غذايى پديد آمدن مشكل بر سر راه بازپرداخت وام هاى مسكن است و با ادامه افزايش قيمت نفت و غذا، اين مشكل مى تواند به انواع ديگرى از وام ها مثل بدهى كارت اعتبارى، وام خودرو و وام هاى دانشجويى تسرى پيدا كند.

همزمان با اقدام خانواده ها در كاهش هزينه هاى خود، مشكلات مالى مى تواند به عرصه تجارت نيز تسرى پيدا كند. برخى از كسب و كارها كه به ناچار دچار مشكلات مالى خواهند شد عبارتند از: رستوران ها، خطوط هوايى، توليدكنندگان خودرو و مسكن سازان. در اين شرايط بويژه كسب و كارهايى كه رونق آنها نيازمند استفاده مردم از وام است آسيب پذير خواهند بود زيرا كاهش درآمد مردم بازپرداخت وام ها را دشوار مى سازد.

مؤسسات مالى مانند بانك ها، صندوق هاى سرمايه گذارى، شركت هاى بيمه و صندوق هاى بازنشستگى ممكن است از افزايش نرخ ها متأثر شوند. وقتى اشخاص، حقيقى يا حقوقى دست به اخذ وام مى زنند، اين وام اغلب در يكى از مؤسسات مالى مذكور نگهدارى مى شود و اگر مشكلى روى دهد آثار متقابل آن متوجه اين مؤسسات مى شود. بانك ها و صندوق هاى سرمايه گذارى اغلب خود دست به استقراض مى زنند و بنابراين خود آنها در جريان بالا رفتن قيمت ها تحت فشار قرار مى گيرند. شركت هاى بيمه و صندوق هاى بازنشستگى نيز ممكن است قادر به عمل به تعهدات مالى خود نشده و با مشكلات بيشترى مواجه شوند. لازم به ذكر است در گذشته قيمت هاى بالاى انرژى سپس ركود شده است، از جمله ركود بزرگى كه از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ به وقوع پيوست.

 

آثار بلندمدت

فاصله بين عرضه و تقاضاى نفت با مرور زمان بيشتر مى شود. اگر روند نزولى توليد نفت ادامه يابد بايد به ركودى طولانى مدت فكر كنيم. ما هم اكنون در حال رسيدن به محدوديت هايى در دسترسى به بسيارى از منابع طبيعى هستيم. جامعه بشرى به منابع مختلفى دسترسى دارد مانند نفت، گاز طبيعى، آب آشاميدنى، خاك مساعد، انواع مواد معدنى، آب و هواى خوب و نيروى انسانى. در طول سال هاى متمادى زندگى انسان براساس اين منابع و سرمايه ها ساخته شده است و ميزان منابع مذكور همواره در حال رشد بوده است. ولى ركودى طولانى مدت مى تواند اين رشد را متوقف سازد و اقتصادى بدون رشد به جاى گذارد. البته اين حالت سكون در رشد ثابت نمى ماند و اقتصاد جهان در نتيجه كاهش منابع و سرمايه هاى در دسترس خود افول خواهد نمود.

به اعتقاد برخى اقتصاددانان، بحران مالى آمريكا علت و راه حلى واحد دارد. به اين شرح كه از سال ۲۰۰۲ ميزان متوسط دستمزدها در آمريكا راكد مانده است. بنابراين براى بسيارى از آمريكايى ها نقطه عدم رشد اقتصادى مدتى است فرارسيده است. عدم رشد در متوسط دستمزدها دليل احتمالى ايجاد اشكال جديدى از وام توسط بخش خدمات مالى اين كشور است كه بازپرداخت آنها ساده تر از آنچه هست به نظر مى رسيد. بايد توجه داشت با كاهش سطح منابع، سطح دستمزدها نيز كاهش مى يابد، اين كاهش به معناى افزايش دشوارى بازپرداخت وام ها و تداوم روند نزولى مصرف آمريكايى هاست.

 

تعهدات مالى آينده

در اقتصادى در حال رشد تأمين هزينه تعهدات مالى آينده نسبتاً آسان خواهد بود. دليل آسان بودن تأمين هزينه هايى مثل پرداخت سود وام ها و هزينه هاى تأمين اجتماعى اين است كه ميزان اين پرداخت ها معمولاً با سرعت رشد اقتصادى كشور رشد نمى كند. ولى هنگام وجود اقتصادى در حال افول يا راكد، تأمين هزينه تعهدات مالى اقتصاد يك كشور دشوار مى شود و هزينه غذا و انرژى بخش بيشترى از اقتصاد را به خود اختصاص مى دهد و اين در حالى است كه هزينه هاى ناشى از بازپرداخت سود وام ها، تأمين اجتماعى و هزينه هاى درمانى در حال افزايش هستند. افزايش اين دو نوع هزينه يعنى هزينه غذا و انرژى به همراه هزينه تعهدات مالى دولت ها به مشكل عظيمى براى اقتصاد جهان تبديل مى شود.

تداوم روند افول رشد اقتصادى كشورها، سبب مى شود وام دهندگان به اين نتيجه برسند نرخ سود در آينده بالا نخواهد بود و تمايلى به ارائه وام نداشته باشند. اين امر براى آمريكا تبعات مهمى در پى دارد زيرا كسرى موازنه پرداخت هاى اين كشور در واقع بدهكارى محسوب مى شود. سال هاست آمريكا حدود دو برابر صادرات خود كالا وارد مى كند. ولى وقتى شركاى تجارى اين كشور بفهمند اقتصاد آمريكا با افولى طولانى مدت روبه رو است درمى يابند كه جبران كسرى تجارى مذكور توسط آمريكا در آينده غيرممكن خواهد بود. در همين رابطه خريد رسيدهاى وزارت خزانه دارى آمريكا كه در ازاى فروش كالا به آمريكا به خارجى ها ارائه مى شود ديگر راه حل مناسبى براى جبران كسرى بودجه اين كشور نخواهد بود چرا كه ارزش اين رسيدها در آينده روبه كاهش است و در نتيجه كاهش ارزش دلار، كالاى كمترى مى توان با آنها خريدارى نمود. اين قبيل مسائل مى توانند باعث بحران در واردات آمريكا در همه زمينه ها شوند.

 

گمانه زنى درباره آينده

اخيراً شاهد بحران در بازارهاى مالى بوده ايم. اين بحران بسيار شبيه به آغاز دوران كاهش دسترسى به اعتبارات مالى است. با محدود شدن عرضه انرژى، اوضاع اقتصادى آمريكا بدتر خواهد شد. مردم هزينه بيشترى صرف غذا و بنزين خودروهاى خود مى كنند و در نتيجه احتمال بازپرداخت وام ها كمتر مى شود. انتظار مى رود كاهش دسترسى به اعتبارات مالى در آينده گسترش يابد و با توجه به بدهكارى هاى زياد مردم و شركت ها و عدم كفايت درآمدها براى پرداختن اين بدهى ها، عدم دسترسى به اعتبارات مالى موجب ورشكستگى بسيارى شركت ها و دولت ها شود.

دورنماى اقتصادى جهان براى ۲۰ يا ۳۰ سال آينده، شاهد جهانى فقيرتر است. جهانى كه در آن وجود اتومبيل شخصى پديده اى نادرا ست. تأمين نيروى برق با كمبود مواجه است و نسبت به امروز از كالاها و خدمات كمترى بهره مند خواهيم بود. رشد جمعيت خود به مشكلات موجود مى افزايد زيرا در صورت اختصاص مقادير كمترى از كالا و خدمات به تعداد بيشترى از مردم، استانداردهاى زندگى در سطح كمترى خواهند بود. پيش بينى مى شود ۲۰ يا ۳۰ سال آينده بسيارى شركت ها و دولت ها با ناكامى هاى اقتصادى روبه رو شوند و سهام هاى ارائه شده توسط آنها از ارزش كمترى برخوردار باشند و در عين حال با تورم بالا مواجه خواهيم بود.

شركت هاى بيمه و طرح هاى حمايت از بازنشستگان صاحب سهام شريك ديگر شركت ها هستند و وقتى شركت هاى ديگر دچار ناكامى شوند شركت هاى بيمه نيز با مشكلاتى مالى مواجه مى شوند و مردم بسيارى كه براى گذران زندگى خود به شركت هاى بيمه و دريافت مستمرى تكيه دارند مبالغ كمترى دريافت خواهند نمود. بنابراين بيشتر مردم سعى خواهند كرد تا زمانى كه مى توانند به كار ادامه دهند زيرا حقوق بازنشستگى كفاف مخارج زندگى آنها را نمى دهد. طى ۲۰ يا ۳۰ سال ديگر احتمال مى رود روند جهانى سازى با عقب نشينى روبه رو شود زيرا كاهش مسافرت هاى هوايى مديريت كسب و كارهاى جهانى را دشوارتر مى كند. همچنين كشورها اعتماد كمترى به هم خواهند داشت و كشورهايى كه نياز به واردات كالا دارند بايستى قادر به صدور مقادير زيادى كالا نيز باشند. در كل بايد دانست رشد اقتصادى جهان در حال رسيدن به محدوديت هايى است و مشكلات اقتصادى از جمله شديدترين مشكلاتى است كه كشورها و جهان در سال هاى آينده با آن درگير خواهند بود.

 

    81 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اقتصاد (129)
●   نفت (157)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1387

تاريخ شمسی نشر:15/02/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب