باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 30 تير 1387 كاربران برخط 125 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بررسی خرافات در ترجمه آيات استيضاح سامرى
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: خبرگزاری - ایکنا

 
 

مقاله «خرافات در ترجمه آيات استيضاح سامرى»، توسط «حسن رهبری» نوشته و در آخرين شماره فصل‌نامه پژوهش‌های قرآنی (شماره 50 و 51، پاييز و زمستان 86) منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، روايات صحيح، نقش مهمی در شناخت مفاهيم قرآنی و تفسير آيات ايفا می‌‌‌كنند. چه بسا آياتی وجود دارند كه در مفهوم‌يابی آن جز مراجعه به روايات چاره‌ای نبوده است، حتی مفسران بزرگواری كه تفسير قرآن به قرآن را برگزيده‌اند و آيات را برای تفسير يك‌ديگر كافی پنداشته‌اند، در وادی عمل به ناكارآمدی اين روش پی برده و در تفسير و تبيين آيات زيادی، ناگزير از اقتباس از روايات شده‌اند.

گاه در تاريخ تفسير قرآن، مشی اخباری‌گری، اجازه جرح و تعديل در‌ روايات را از مفسران سلب كرده و ورود روايات مجعول و اسرائيليات را به حوزه ترجمه و تفسير قرآن فراهم كرده است. داستان استيضاح سامری توسط حضرت موسی(ع)، پس از بازگشت آن پيامبر از سفر طور كه در سوره طه بيان شده است، از جمله آياتی كه در هاله‌ای از جعليات واقع شده و غبار خرافات، چهره حقيقی آن‌را پوشانده است.

اين مقاله با بررسی روايت وارده و مفردات موجود در آيه، به دنبال خرافه‌زدايی از مفهوم آن است. الفاظ و كلمات قرآنى براى ذات معانى وضع شده‏اند و بايد با توجه به قرينه مقالى در معانى متناسب با خود به كار برده شوند. استعمال لفظ در بيش از يك معناى حقيقى يا مجازى، نيازمند قرينه معينی است.

وی در بررسی ديدگاه‌های علامه می‌نويسد: اشكال دوم علامه به اين‌ كه آيا سامرى موحد بوده است يا مشرك و بت‏پرست، اين‌گونه قابل پاسخ‌گویى است كه سامرى در آغاز امر تحت‌ تأثير برخى از آموزه‏هاى موسى(ع) قرار داشته و موحد بوده است، ولى در نتيجه تسويل نفس و رها كردن آن آموزه‏ها پايه شرك را بنا نهاده است و اكنون كه مورد عتاب و مؤاخذه قرار گرفته، به اشتباه خود اعتراف كرده است، ولى موسى(ع) كه عمل شيطانى سامرى را با يك اعتراف ساده قابل جبران نمى‏داند، به منظور تحقير سامرى و بتى كه او درست كرده مى‏گويد: «و انظر الى الهك الذى ظَلَّتَ عليه عاكفاً لنحرّقنه».

اين محقق در بررسی ديگر ديدگاه علامه طباطبايی می‌نويسد: اشكال سوم علامه طباطبايی(ره) به اين‌كه چرا سامری با اين‌كه خودش به گوساله ارادت مى‏ورزيد ساختن آن را وسوسه نفسانى ناميد؟ نيز اشكالى است كه در همه وجوه معنایى به شكلى وجود دارد، زيرا اگر «الرسول» را فرشته وحى بدانيم، ارجاع الف و لام عهد به قبل، نياز به توجيه دارد؛ زيرا در آيات قبل مرجع صريحى براى «الرسول» نيست و اگر احتمال مورد پسند خود علامه را بپذيريم، دقيقا همان اشكال علامه بر آن وارد است، زيرا در آن صورت نيز منظور از «الرسول» خود موسى(ع) است.

در نتيجه معناى آيه مطابق با سؤال حضرت موسى‏(ع) از سامرى همان است كه «ابومسلم اصفهانى» مطرح كرده و بدين‏طريق توان علمى و تدبر و تفكر عميق خود را در تفسير آيات، بلكه روزگاران به يادگار سپرده است و اين معنا كمترين اشكال را داراست.

وی در تشريح ديدگاه‌های ابو مسلم اصفهانی می‌گويد: به هر حال ديدگاه‌های مختلفی وجود دارد، ولی روى هم رفته تفسير ابومسلم اصفهانى از جهاتى بهتر به نظر مى‏رسد. (ديدگاه وی اين است كه مراد از «رسول» در آيه، موسى‏(ع) و «اثر» آن، سنت و روش اوست كه بدان امر شده بود.) به خصوص اين كه در حديثى در كتاب «احتجاج طبرسى» مى‏خوانيم: هنگامى كه اميرمؤمنان على‏(ع) بصره را فتح كرد، مردم اطراف او را گرفتند و در ميان آن‌ها «حسن بصرى» بود و الواحى با خود آورده بود كه هر سخنى را اميرمؤمنان على‏(ع) مى‏فرمود، فورا يادداشت مى‏كرد؛ امام با صداى بلند او را در ميان جمعيت مخاطب قرار داد و فرمود: چه مى‏كنى؟ عرض كرد: آثار و سخنان شما را مى‏نويسم تا براى آيندگان بازگو كنم.

از اين حديث استفاده مى‏شود كه سامرى نيز مرد منافقى بوده است كه با استفاده از پاره‏اى مطالب حق به جانب، كوشش براى منحرف ساختن مردم داشته است و اين معنا با تفسير دوم ابومسلم كه در بالا آمده مناسب‏تر است

وی می‌افزايد: اميرمؤمنان(ع) فرمود: «أمّا إنّ لكل قوم سامرياً و هذا سامرىّ هذه الأمة! إنّه لايقول لامساس و لكنّه يقول لاقتال: بدانيد! هر قومى و جمعيتى سامرى دارد و اين مرد (حسن بصرى) سامرى اين امت است! تنها تفاوتش با سامرى زمان موسى‏(ع) اين است كه هر كس به سامرى نزديك مى‏شد، مى‏گفت «لامساس» (هيچ كس با من تماس نگيرد) ولى اين مى‏گويد: «لا قتال» (يعنى نبايد جنگ كرد حتى با منحرفان. اشاره به تبليغاتى است كه حسن بصرى بر ضد جنگ جمل داشت.)

از اين حديث استفاده مى‏شود كه سامرى نيز مرد منافقى بوده است كه با استفاده از پاره‏اى مطالب حق به جانب، كوشش براى منحرف ساختن مردم داشته است و اين معنا با تفسير دوم ابومسلم كه در بالا آمده مناسب‏تر است.

فصل‌نامه «پژوهش‌های قرآنی» به صاحب امتيازی «دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم» و مدير مسئولی «سيد‌عباس صالحی» و سردبيری «احمد ترابی» منتشر می‌شود و با بهای 12000 ريال در اختيار علاقه‌مندان قرار می‌گيرد.

 

    54 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   قرآن (369)

دسته
●  خبر

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1387

تاريخ شمسی نشر:24/02/1387
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب