هرگز با كسى كه مى دانيد پيروز نمى شويد، جنگ نكنيد. به ويژه آنكه شما بايد براى كارتان دليل بياوريد، اما نه با جنگ. اخيراً وقتى مى خوانم يا مى شنوم كه براى مقابله برنامه غنى سازى هسته اى ايران گزينه جنگ پيشنهاد مى شود، آن را گزينه اى بى ارزش و فاقد هوشمندى لازم مى دانم. در بسيارى از گرد همايى هاى بين المللى عبارت «همه گزينه ها باز است» به عنوان پيشنهاد مطرح شده است. حتى بعضى از اين ديوانه ها يك بازى كامپيوترى ساخته اند تا به خيال خود آنچه را كه مى انديشند عملى كنند. ايران كشورى مهم است و جدا از امپراتورى بزرگ گذشته اش نيست. آنها چهارمين توليدكننده نفت در جهان هستند و جمعيت آنها تا سال ۲۰۱۰ به ۸۰ ميليون نفر مى رسد. پايتخت اين كلانشهر، تهران است كه مساحتش به اندازه نيمى از شهر بزرگ لندن است. اين كشور داراى فرهنگى ديرينه و باستانى است.
همه چيزهايى كه درباره قدرت ايران گفته مى شود، درست است. اين كشور قدرتمند مى تواند بمب اتم هم درست كند. آنها اين توانايى را دارند اما به اين كار دست نمى زنند. مردم ايران بسيارى از سياستمداران اروپايى را ابله مى خوانند و با آنها سر جنگ دارند. مردم ايران از پيش بينى آينده وحشت زده مى شوند. تنها سئوالى كه بايد استراتژيست هاى غربى به آن پاسخ دهند، اين است كه مردم ايران چه كمكى مى خواهند.
وقتى همه رفتارهاى ديپلماتيك را از سال ۱۹۶۸ مرور مى كنيم، به نظر مى رسد بسيارى از آنها مخالف پيمان نامه «ان پى تى» هستند. كلوپى خودمانى از كشورهاى داراى انرژى هسته اى كه بسيارى را پشت در گذاشته اند، شكل گرفته است. براى ثابت كردن اين موضوع مى توان شبه جزيره كره را مثال زد. اگرچه كره شمالى همواره از دستيابى به بمب اتم منع شده اما آمريكا كره جنوبى را به فناورى هسته اى مجهز مى كند. آمريكا از اسرائيل حمايت مى كند. هند و پاكستان براى دفاع به بمب اتم مجهز هستند و يكديگر را تهديد به استفاده از آن مى كنند. اما هر سه كشور مخالف نظارت هاى ان پى تى بر تاسيسات هسته اى خود، از دوستان نزديك آمريكاهستند. من خوشحال تر مى خوابم اگر ايرانى ها بدون بمب اتم باشند اما باتلاقى از دورويى بين من و همه آنهايى كه معترض به برنامه اتمى ايران هستند، فاصله انداخته است. ايران كشورى مغرور است كه در شرق آن پاكستان و هند مجهز به انرژى اتمى قرار گرفته است. در شمال روسيه و اسرائيل در غرب اين كشور واقع شده است. عراق و افغانستان كه هم مرز ايران هستند توسط كشورى اشغال شده اند كه مجهز به سلاح اتمى است. پيش از اين و در سال ۱۹۸۰ رژيم صدام حسين به ايران تجاوز كرد. حال چگونه ما مى توانيم بگوييم كه درست نيست ايران براى دفاع از خودش به بمب اتم مجهز شود.
با وجود آنكه در يك ماهه اخير تحقيقات هسته اى آغاز شده دو مركز ديگر نيز به گفته رئيس جمهور جديد ايران براى استفاده صلح آميز از انرژى اتمى آماده مى شود. بازرسان انرژى اتمى در ايران تاكنون نشانه اى مخفى براى استفاده ايران از انرژى اتمى براى مقاصد نظامى به دست نياورده اند و به نظر مى رسد كار آنها بسيار سخت تر از زمانى است كه در عراق به دنبال سلاح اتمى بودند. يك راه ديگر براى مقابله با ايران اين است كه يك بار ديگر مذاكراتى كه از حمايت سه كشور اروپايى، آمريكا، روسيه و چين برخوردار است، از سر گرفته شود. در هفته هاى اخير مواضع آمريكا و ائتلاف اروپا نسبت به ايران تندتر شده است. طى هفته هاى آينده [اين هفته] در شوراى حكام درباره امكان فرستادن پرونده ايران به شوراى امنيت تصميم گيرى خواهد شد. نشانه هاى كوچكى از حمايت روسيه و چين براى تحريم ايران در شوراى امنيت ديده مى شود اما اگر اين دو كشور تحريم هاى احتمالى بر ضد ايران را وتو كنند، آن گاه همه تلاش هاى اروپا و آمريكا نقش بر آب مى شود. ايران اتمى نشانه اى از اشتباهات غربى ها است كه در سخنان و سرمقاله هايشان مرتكب شده اند. به طور مثال عباراتى نظير «نبايد نسبت به نگرانى هاى بين المللى بى تفاوت باشيم» و يا «غرب بايد از همه پاسدارى كند» با دقت بيان شده اند اما همه در اين كلاف سردرگم گره خورده اند.
من نمى توانم ببينم كه چگونه همه اينها (غربى ها) براى متوقف كردن برنامه غنى سازى ايران بسيج شده اند، در حالى كه در سال هاى اخير توليد سلاح هاى اتمى در عالى ترين سطوح بين المللى انجام مى گيرد. مراكز هسته اى ايران با دقت كامل در مناطق مختلف زير زمين پراكنده است و اگر بمب افكن هاى آمريكايى در انتخاب هدف هاى خود دقت لازم را به خرج ندهند، مردم غير نظامى هدف قرار مى گيرند. اين اقدام دستاويز خوبى را در اختيار مخالفان غرب قرار مى دهند. عده اى در غرب معتقدند كه تحريم هاى شوراى امنيت راهى موثر براى توقف برنامه هسته اى ايران است. محروم كردن فوتباليست هاى ايرانى از بازى در اروپا، بايكوت كردن هنرمندان ايرانى، محروم كردن ايرانى ها از تبادل دانش با مراكز آكادميك جهان، تحريم هاى اقتصادى، مسدودكردن حساب هاى ايران در بانك هاى بين المللى و لغو هرگونه قرارداد تجارى با ايران نهايت اقداماتى است كه مى توان براى مواجهه با ايران انجام داد. اما اين گونه اقدامات باعث فشار به مردم ايران مى شود. همان طور كه «تيموتى گارتن اش» پس از سفرش به ايران نوشت: اگر جنگ يا فشار اقتصادى پيش بيايد مردم متعادل ايران، يك شبه تبديل به نيروهايى براى حمايت از دولت ايران تبديل مى شوند. با آنكه احمدى نژاد رئيس جمهور است اما رفسنجانى هنوز نفوذش را حفظ كرده است. دولت ايران ديكتاتورى صدام يا حكومت مطلقه طالبان نيست. ايران داراى كانديداهايى زيرك اما سنتى است. همه اين استدلال هاى دم دستى نشان مى دهد كه ايرانى ها نمى خواهند سلاح اتمى درست كنند و يا اسرائيل را از روى كره زمين محو كنند. آنها مى خواهند روابط خوبى با غرب داشته باشند. در همين روزهايى كه مقامات آمريكايى در عراق حضور دارند، دولت همسو با ايران و شيعه در عراق سركار آمده است. همين چند ماه پيش در ايران پوسترهاى انتخابات عراق كوچه ها و خيابان هاى ايران را تزئين كرده بود. هرچه قدر بوش و بلر فكر مى كنند كه عراق امروز نتيجه تاخت و تاز آنها است اما عراق كنونى چيز ديگرى را نشان مى دهد. تاثير ايران بر عراق كاملاً محسوس است. بوش و بلر بايد بدانند كه آنها صدام را در عراق سرنگون كردند و شيعيان همسو با ايران را به عرش حكومت رساندند. آنها نمى توانند منكر نتيجه سياست هاى خود شوند. دموكراسى نيم بند عراق باعث قدرتمند تر شدن همسايه آنها (ايران) شده است. ايران قدرت اول منطقه است. اگر شما نمى توانيد اين مهره منطقه اى را با اسلحه بخريد. بهترين راه اين است كه او را تبديل به دوست خود كنيد نه دشمن.