تاريخ اجتماعى به معناى امروزى آن، از غرب وارد علوم ما شده است. برخى گفتهاند: تاريخ اجتماعى، تاريخنگارىاى است كه عنصر سياست در آن دخيل نباشد. 2 اين تعريف، دقيق نيست، اما محدوده گستردهاى را شامل مىشود. تعريف ديگرى كه بيان كردهاند، ويژگىهاى تاريخ اجتماعى را بيان مىكند: تاريخنگارى اجتماعى، تاريخنگارىاى است كه نگاه خُرد (نه نگاه كلان) دارد؛ نگاهى از پايين به تاريخ انداختن و به روابط انسانى همه آحاد آن توجه كردن. به بيان ديگر، تاريخ اجتماعى به لايههاى زيرينِ حوادث اجتماعى نگاه مىكند و در مقام تحليل و تبيين مسائل تاريخ ـ برخلاف شيوه سنتى كه به چهرههاى برجسته توجه مىكرده3 ـ به همه اقشار جامعه نگاه مىكند. علاوه بر اين، در اين تاريخنگارى به جاى توجه به ابعاد شناخته شده، توجه به ابعاد ناشناخته حوادث است. همه توصيف فوق يك معنا را ارائه مىكند:
تاريخ اجتماعى نوعى فهم از تاريخ است كه در مقام تحليل و تبيين حوادث به گرايشهاى فكرى و ويژگىهاى اخلاقى و سبك و سياق زندگى عامه مردم به عنوان يك عامل اثر گذار بر روند حوادث تكيه مىكند.
محورهاى كلى بحث در تاريخ اجتماعى
الف) عوامل موثر بر شكلگيرى تاريخ اجتماعى
مهمترين اين عوامل عبارتاند از:
1. نژاد: منظور همان توالى نسلها و همبستگى خونى مىباشد. شناخت اين عامل، دريچهاى به روى ما باز مىكند كه ريشه زندگى اجتماعى آنان را بهتر درك كنيم. براى استفاده از اين عامل در بحث تاريخ اجتماعى بايد كتابهاى مردمشناسى را مطالعه نمود.
2. دين/ مذهب: انديشههاى دينى همواره بر شيوه زندگى مردم اثرگذار بودهاند؛ اين تأثير، گاه در حيطه انديشههاست و گاه در حيطه رفتارها. در بحث دين بايد به دو نكته توجه كرد: اول، آنكه برخى مسائل متأثر از آموزههاى دينى هستند؛ يعنى رابطه مستقيم با دين ندارند، بلكه با واسطه، رنگ دينى به خود مىگيرند. به عنوان مثال، تكيه، حسينيه، زينبيه و... دستور دينى مستقلى براى تأسيس آنها در دست نيست، بلكه آنچه وارد شده تكريم شعائر و زنده نگهداشتن اهلبيت عليهمالسلام است كه سبب شكلگيرى نهادى خاص در زندگى اجتماعى شده است. اين مورد نه دينى خاص است و نه جزء امور لاينفك زندگى مردم، بلكه متأثر از آموزههاى دينى است. دوم، بحث تطبيقپذيرى دين با محيطهاى مختلف و هنجارهاى اجتماعى است. با بررسى دقيق مىتوان روشهاى تطبيقى پيروان يك دين را با محيطهاى مختلف به دست آورد. به عنوان مثال، شيعيان در محيطهاى مختلف به شكلهاى مختلف با گروههاى ديگر تعامل مىكنند، چنانكه شيعيان در هند، پاكستان، افغانستان، ايران، عراق و لبنان هر كدام به گونهاى خاص زندگى مىكنند. بحث تطبيقپذيرى پيروان دين واحد با محيطهاى مختلف اجتماعى از عرصههاى بررسى در تاريخ اجتماعى است.
3. اقليم/ سرزمين (شرايط آب و هوايى): محيط طبيعى كه انسان در شكلگيرى آن اثرگذار نيست بر چگونگى زندگى اجتماعى انسانها اثرگذار است. مثلاً پوشش مردان و زنان، نوع سرپوش، خوراك و نگهدارى آذوقه در محيطهاى پرباران شمال، برفى كوهستانى و كويرى و خشك با هم تفاوت دارد. همچنين نوع ساخت و مهندسى مسكن و مصالح به كار رفته در آن، هنرها و صنايع دستى و همچنين ابزار دفاعى در مناطق مختلف جغرافيايى، با توجه به نياز آنها متفاوت است. به عنوان مثال، پشتبامها در مناطق برفى و بارانى به صورت شيبدار و در مناطق كويرى، مثل يزد صاف و همراه با بادگيرهاى متعدد است كه هر يك به نوبه خود حرفه و هنرمندانى خاص را مىطلبد. بنابراين، تنوع شرايط آب و هوايى باعث تنوع زندگى اجتماعى مىگردد.
4. باورها و اعتقادات: هرچند قسمت عمده باورهاى مردم دينى است، اما پارهاى از باورها منشأ دينى ندارند يا منشأ دينى داشتن آنها محل اختلاف و تشكيك است. مثلاً در بين هندوها مسئله تناسخ وجود دارد كه الزاما بحثى دينى نيست.
5. مهاجرت: علم به اينكه افراد ساكن در اين منطقه بومى هستند يا مهاجرت كردهاند و به اين منطقه آمدهاند براى فهم تاريخ اجتماعى آن منطقه بسيار مهم است، مثل بومى يا مهاجر بودن فاطميان مصر يا وجود قطعهاى منحصر به فرد كه از مختصات هنرى يك منطقه جغرافيايى خاص است، در منطقهاى ديگر مىتواند حاكى از مهاجرت (اختيارى يا اجبارى) هنرمندان و ساكنان آن منطقه به منطقه جديد و توليد آن قطعات هنرى در مكان فعلى باشد.
6. كاركردهاى اجتماعى نهادهاى غير اجتماعى: مثل اقتصاد، سياست و.... هيچ نهاد اجتماعى نيست كه بتواند تنها در محدوده خودش باقى بماند، بلكه تأثيرى بر ديگر نهادها و مناطق اطراف خودش خواهد داشت.
7. نظام ارتباطى: آسان بودن ارتباط عامه مردم با عالمان و دانشمندان باعث شيوع انديشهها و شكوفا شدن آنها مىشود، اما عدم ارتباط عالمان و دانشمندان با مردم (مثل رابطه ائمه عليهمالسلام با مردم كه در غالب اوقات محدود بود) باعث ايجاد و شيوع انگيزههاى افراطى، تفريطى و... خواهد شد. پس نظام توليد، توزيع و دريافت پيام يكى از وجوه اثرگذار بر زندگى اجتماعى است كه مىتوان به جرئت گفت فهم زندگى اجتماعى مكانى بدون توجه به چگونگى توليد، توزيع و دريافت پيام، ممكن نيست. مسئله نظام ارتباطى و ارتقا يا كاستىهاى آن، بهخصوص در جوامع اسلامى اثر خود را بسيار واضحتر نشان مىدهد.
8. حوادث مهم طبيعى و غير طبيعى: مثل زلزله، سيل، طوفان و جنگ. گاه پس از يك زلزله شديد تمام الگوهاى معمارى به يك باره كاملاً دگرگون و باعث ايجاد تحول در زندگى مىشود يا پس از جنگ با ورود قوم غالب به درون قوم مغلوب، الفاظ، هنجارها، مناصب و حتى گاه بازىها تغيير مىيابد.
البته اين عوامل در همه جا يكسان وجود ندارد، بلكه يك عامل در جايى بسيار اثرگذار است و در جايى ديگر اصلاً اثرى ندارد يا اثر آن بسيار كم است.
ب) مولفههاى تاريخ اجتماعى
برخى از اين مولفهها عبارتاند از:
1. سبك زندگى: مراد الگو يا مجموعه نظاممند كنشهاى مرجح است. مولفههاى سبك زندگى به اختصار عبارتاند از:
1. شيوه تغذيه (شامل نوع غذاهاى مصرفى و مواد بهكار رفته در آن، شيوه نگهدارى مواد غذايى يا غذاى خاص يك منطقه)
2. خودآرايى (پوشاك، مد و... )
3. نوع مسكن (شامل معمارى، دكور، اثاثيه و... )
4. وسائل حمل و نقل
5. شيوههاى استفاده از اوقات فراغت
6. رفتارهاى اجتماعى (منظور رفتارهايى است كه انسان براى بيان احساسات، عواطف و... انجام مىدهد).
2. نمادهاى غير زبانى: يعنى نشانههايى كه پيامى را به ديگرى منتقل مىكند. نمونههايى از نمادهاى غير زبانى عبارتاند از: پرچم، لباس و ابزارهاى اطلاعرسانى مثل طبل، شيپور و.... در اين مقوله آنچه يك قوم ابداع مىكند حائز اهميت است، مثل كلاه (يا عمامه) ابداعى ـ اختصاصى قزلباشها كه دوازده گره داشته است.
3. نمادهاى زبانى: اين مولفه خود شامل دو قسم كتبى و شفاهى است. نمادهاى زبانى كتبى، مثل متن كتيبهها، نوشته روى سنگ قبرها، مقبرهها، سكهها و.... نمادهاى شفاهى، مانند ضربالمثلها، داستانها، اسطورهها، الفاظ وارداتى و تكه كلامهايى كه در مدت كوتاهى رواج پيدا مىكند. اطلاعاتِ شفاهى مربوط به تاريخ اجتماعى در مقايسه با نمادهاى كتبى، بيشتر است، زيرا گوينده، اولاً: چون در تحولات حضور داشته يا با واسطه آن را نقل مىكند و مهارتى در تاريخنگارى ندارد آنچه ديده و فهميده است بيان مىكند و سعى مىكند فضا را به گونهاى ترسيم كند تا شنونده خوب آن را بفهمد. ثانياً: سطح فكرى جامعه آن زمان را روشن مىسازد. ثالثاً: بيان كننده سطح مشاركت مردم در وقايع است و.... در مؤلفه شفاهى هرچه گوينده در ردههاى پايينتر و دورتر از چهرههاى اصلى باشد، بهتر مىتواند ما را به تاريخ اجتماعى خود برساند.
4. آداب و رسوم: مثل جشنها، عزادارىها، بازىها، مراسم مراحل مختلف زندگى انسان، مانند تولد، ختنه كردن، مدرسه، جشن تولد، ازدواج و مرگ. همچنين در اين بخش مىتوان به آداب پزشكى متداول ميان شيعيان اشاره نمود، به عنوان مثال، توسل به اوليا، زيارت و نذر براى شفا گرفتن.
5. حرفهها و مشاغل: برخى حرفهها و مشاغل، خاص هستند؛ بدين معنا كه گاه متعلق به جغرافياى خاصى مىشوند يا اعتقادات دينى مردم منطقهاى باعث ايجاد حرفهاى خاص مىشود كه در ديگر نقاط دنيا ديده نمىشود. اين حرفه و وسايل مرتبط با آن از ويژگىهاى يك منطقه يا مربوط به برههاى خاص از زمان است. به عنوان مثال، هنر، حرفه و مهندسى ساخت قلعه روى كوههاى صعبالعبور در برههاى خاص توسط اسماعيليان ايران انجام مىشد.
6. فضاى كالبدى شهرى: نوع پراكندگى خانهها، اماكن، كارگاهها، دانشگاهها، مراكز دولتى و حكومتى، مساجد و... و اينكه در كجاى شهر قرار گرفتهاند در شناخت تاريخ اجتماعى يك منطقه بسيار حائز اهميت است. به عنوان مثال، آنچه در بازارهاى قديمى جلب توجه مىكند وجود اماكنى، همچون مسجد، مدارس علميه و حمام در آنهاست كه در بناهاى جديد اين اماكن وجود ندارد.
7. نهاد خانواده: اين نهاد يكى از مهمترين نهادهاى اجتماعى در دنيا و بهويژه بين مسلمانان مىباشد و از قداست خاصى برخوردار است. بحث حساسيت نسبت به ناموس يكى از ويژگىهاى بارز اين مو?فه است. آداب خاص برخى مناطق يا خانوادهها در مراسم خواستگارى، عقد و ازدواج، گاه از ويژگىهاى منحصر به فرد آنها به شمار مىآيد و آنها را از سايرين متمايز مىنمايد. همچنين اهتمام برخى اديان يا مذاهب، مثل تشيع به برگزارى مراسمهاى مربوط به ازدواج در اماكن، مثل حرم ائمه عليهمالسلام يا شهر مدينه منوره يا زمانهاى خاص، مثل ايام ولادت معصومان عليهمالسلامو اعياد شعبانيه و غدير، قابل توجه مىباشد.
يادآورى اين نكته، ضرورى است كه در مواردى، از آداب يا سنتهاى مرسوم ميان شيعيان ياد مىكنيم كه زمان آن مربوط به اواخر قرن هشتم يا نيمه دوم قرن نهم مىباشد كه در اين گونه موارد نبايد اشكال شود كه اين مسئله مربوط به نيمه نخست قرن نهم نيست، چراكه يك رسم و عادت اجتماعى مثل يك جشن يا يك بازى يا يك حرفه و صنعت، معمولاً براى سالهاى متمادى باقى مىماند، مگر اينكه اتفاق بزرگى، مثل جنگ، زلزله يا... رخ دهد كه آنها را تحت تأثير قرار دهد.
اكنون پس از معرفى اجمالى عوامل و مولفههاى تاريخ اجتماعى، بحث تفصيلى تاريخ اجتماعى شيعيان ايران در نيمه نخست قرن نهم هجرى را آغاز مىكنيم.
عوامل شكلگيرى تاريخ اجتماعى شيعيان ايران
1. نژاد طبقه حاكم در اين دوره
تاريخ اجتماعى اين دوره از تاريخ، مقارن است با دوره حكومتى تيموريان. تيمور مو?س اين سلسله در شهر كَشّ (به معناى شهر سبز) در نزديكى سمرقند به دنيا آمد و دوران كودكى و احتمالاً نوجوانى خود را در آنجا سپرى كرد. نژاد تيموريان «قراوناس» نام داشت. اين اصطلاح در مورد مغولانى به كار مىرفت كه نژاد مختلط (مغولان تركزاده) داشته و در منطقه مرزى هند و ايران زندگى مىكردند. 4
2. دين ـ مذهب تشيع و تطبيقپذيرى آن با هنجارهاى مختلف
تيموريان زمانى حكومت را در دست گرفتند كه وضع اجتماعى ـ مذهبى شهرهاى مهم ايران، به نفع شيعيان گرايش يافته بود و مسلماً آنان ناگزير از توجه به شيعيان و مظاهر و شعائر مذهبى آنان بودند. تيموريان در ابتداى ورود به ايران با حركتهايى از طرف برخى شيعيان روبهرو شدند كه هرچند به پيروزى شيعه و عقبنشينى تيموريان نينجاميد، اما نشانهاى از روحيه ظلمستيزانه شيعيان بود5 و در شكلگيرى برخوردهاى بعدى تيمور مو?ر واقع شد و تيمور را به انعطاف و ملايمت و مدارا با آنان واداشت. به عنوان نمونه، مىتوان به اهداى كتاب عمده الطالب تأليف ابنعِنَبه كه در مورد شيعيان و علويان نوشته شده بود و به تيمور اهدا گرديد، اشاره كرد. اين نوشته از نظر موضوع و تقديم آن به تيمور، اهميت دارد. جرئت اهداى كتابى با موضوع شيعيان و پذيرفته شدن آن توسط تيمور، خود گواهى بر وضع سياسى ـ مذهبى دوره تيمور و رشد، اعتبار، نفوذ و آزادى شيعيان مىباشد، 6 همچنانكه نشان دهنده آن است كه تيمور مجبور به پذيرش و احترام شيعيان بوده است. 7
از طرف ديگر، شيعيان نيز بر حفظ موقعيت سياسى ـ مذهبى به دست آمده پاى مىفشردند و در مواردى نيز روى خوش به تيمور و تيموريان نشان مىدادند، چنانكه سربداران به لشكريان تيمور پيوستند و قابليتى كه از خود نشان دادند، موجب توجه و اعتناى ويژه وى به آنان شد. 8 علاوه بر اين، هنگامى كه سپاهيان تيمور به نواحى مركز تا جنوب ايران هجوم بردند، امير مجدالدين مظفر كاشى كه از طرف سلطان زينالعابدين مظفرى (خواهرزاده خود) فرمانرواى اصفهان و كاشان بود در بدو ورود سپاهيان اين مهاجم تازهنفس با حسن سياست و زيركى، از قتل و غارت آنها جلوگيرى كرد. هرچند كه بعدها بر اثر تجاوزات تاتارها، مردم (سنى مسلك) اصفهان به جان آمده و آنها دست به گريبان شدند و لشكريان تيمور نيز با قتلعام وحشيانه شورش را در هم شكستند، ولى شيعيان كاشان در اين مرحله از مخاطرات بركنار و سالم ماندند. 9 همچنين خواندمير از استقبال شيعيان از حكومت تيمور خبر مىدهد و مىنويسد:
سادات عظام واجبالاحترام، مانند افتخار اولاد خيرالانام سيد بركه و قدوه احفاد ائمه اثنىعشر خانزاده ابوالمعالى و... از اشراف و اعيان طوائف انسانى كه در قبة الاسلام بلخ مجتمع بودند بر سلطنت آن امير كشورگير اتفاق نمودند. 10
شيعيان در اين برهه در مواردى نقش شفاعت كننده و تعديل كننده ظلم تيموريان را نيز بر عهده داشتند. به گزارش ميرخواند، در حمله تيمور به كرمان سلطان اويس و مردم از امير شمسالدين بمى كه از شيعيان بود، خواستند تا به اردوى تيمور رفته، از آنان شفاعت نمايد. او چنان كرد و براى مردم كرمان امان گرفت. 11
3. نظام ارتباطى و نمادهاى زبانى
حضور شاعران نامور در قرن نهم در شهرهاى نيشابور و سبزوار باعث گسترش تشيع در اين مناطق شد. شاعران و اشعار آنها از ابزارهاى مهم تبليغاتى در عصرهاى گذشته به حساب مىآمد. با كمى اغماض مىتوان شاعران آن زمان را به رسانههاى عمومى امروز تشبيه كرد كه نفوذ زيادى داشتند و حوزه ارتباطىشان گسترده بود.
شيخ فخرالدين حمزة بن على بيهقى، متخلص به آذرى، يكى از مشاهير مشايع و بزرگان شعراى قرن نهم به شمار مىآيد. قاضى نوراللّه شوشترى در مورد وى مىنويسد: «اكثر قصيدههاى ديوان شيخ در مناقب اهلبيت عليهمالسلام واقع شده است». 12
يكى ديگر از شاعران قرن نهم، شمسالدين محمد بن عبداللّه كاتبى نيشابورى13 بوده است. وى در مناقب ائمه عليهمالسلام، مصائب شهداى كربلا و نيز به صورت موعظه، اشعارى سروده است. 14
4. حوادث غير طبيعى
- عاملِ جنگ
تيمور و سپاهيان وى به برخى از شهرهاى شيعهنشين قرن نهم هجوم بردند كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مىشود. نكته قابل توجه در تمامى اين شهرها عمق ويرانى و فجايع انسانى آنهاست.
- قم: شهر قم به دليل مقاومت در برابر حمله تيمور در آستانه نيمه نخست قرن نهم هجرى چنان ويران شد كه آثار آن نهتنها در طول اين قرن، بلكه تا اواخر قرن دهم نيز باقى بوده است. فيض در كتاب خود ضمن اشاره به اين واقعه و همچنين قتلعام انجام شده توسط تيمور مىنويسد:
تيمور كه خود را اهل فضل و كمال مىپنداشت مردم قم را مستوجب قتل مىانگاشت، علاوه در يورشهاى خويش چون با مقاومت مردم مواجه مىگرديد پس از تسخير آن شهر به قتلعام مىپرداخت كه از اين جهت هم اهل قم را طبق معمولِ خود، لازمالسياسه مىدانست، زيرا مردم قم دروازهها را بر روى تيموريان ببستند و به حصاردارى پرداختند، پس فرمان داد تا در پناه خركها نقبهايى تا زير بارو بزدند و آنها را از باروت پر ساخته منفجر كردند و قسمتى از باره را منهدم گردانيد. پس به شهر درآمده به استثناى دانشمندان و هنرمندان، به قتلعام بقيه مردم پرداخت. جان كارترايت سياح انگليسى كه در سال 1600 ميلادى (حدود 984ق) قم را ديدار كرده در يادداشتهاى خود مىنويسد در اثر ويرانىهايى كه تيمور لنگ به جاى گذاشته است اين شهر زيبا تقريبا تا نصفِ مساحت واقعى خود كوچك شده است. 15
به فاصله چند سال پس از اين واقعه، بار ديگر شهر قم توسط تيموريان و اين بار توسط اسكندر، فرزند عمر شيخ و نوه تيمور مورد هجوم قرار گرفت. اسكندر بارها به قم لشكر كشيد، حتى يك بار به مدت دو سال قم را در محاصره خود داشت، 16 ولى هر بار با مقاومت مردم و فرمانرواى اين شهر به نام خواجه محمد قمى روبهرو شده، بدون دستيابى به نتيجهاى عقب مىنشست. سرانجام با خيانت يكى از معتمدين خواجه محمد قمى به نام مظفر فراهانى اين شهر در سال 815ق سقوط كرد و به دست اسكندر تيمورى افتاد و اموال بسيارى را از اين شهر به غارت بردند. 17
كرمان و اصفهان: اين دو شهر نيز در سال 816ق به سبب حملههاى شاهرخ متحمل خرابىهاى زيادى شد. 18
- رى: از جمله شهرهاى شيعهنشينى كه در اثر حمله تيمور ويران شد مىتوان به شهر رى اشاره كرد. رى كه در آن زمان شهرى بزرگ و آباد بوده و نواحى اطراف آن نيز به نام رى خوانده مىشد، توسط تيمور به كلى ويران و اهالى آن متوارى يا كشته شدند و به شهرى متروك تبديل گرديد. كلاويخو19 در اين باره مىنويسد:
از تهران به راه افتاديم و پس از پيمودن دو فرسخ در جانب راست، بناهاى شهرى عظيم را ديديم كه متروك مانده و ويران گشته بود. اين، آثارِ همان شهر رى است. 20
- كاشان: هرچند شهر كاشان از حمله، تخريب و قتلعام تيموريان در امان ماند، اما پس از رفتن سپاهيان تيمور، اميران محلى به نامهاى شاه منصور و سلطان زينالعابدين به جان هم افتادند و آتش جنگ ميان آنان شعلهور و دامنگير شهر و مردم كاشان شد. اين جنگ به شدت تمام ادامه يافت تا آنكه شهر به دست شاه منصور افتاد. 21
مولفههاى تاريخ اجتماعى شيعيان ايران
1. حرفهها و مشاغل
الف ـ توليد پارچه
در زمان حكومت تيمور هرگاه شهرى شورش مىكرد لشكريان وى قتلعام وسيعى را در آن به راه مىانداختند. اين قاعده فقط در چند مورد استثنا شده است كه شهر يزد يكى از آنهاست. اين شهر پس از شورش توانست از انعطاف تيمور بهره گيرد و تيمور دستور داد نه شهر را غارت كنند و نه مالى از آنان بگيرند و حتى مالياتى را كه بر اهالى شهر بسته بودند به مدت دو سال بخشيد. برخى علت انعطاف تيمور با اهالى يزد و نجات آنان را از قتلعام، به حرفه و شغل آنان ربط داده و نوشتهاند: «يزد مركز توليد منسوجات بود و تيمور به صنايع آنان احتياج داشت». 22
ب ـ كاشىكارى و معرقكارى، حرفه و تبليغ تشيع
- قم: شغل كاشىكارى كه علاوه بر جنبه حرفهاى و شغلى، ابزار تبليغاتى نيز به شمار مىرفت، در اين قرن وجود داشته است. در اين راستا مىتوان به كاشىكارىهاى موجود در امامزاده ابراهيم كه تاريخ 805ق روى آنها نصب شده، اشاره نمود. 23
- يزد: از مشاغل شيعيان اين شهر در اين دوره مىتوان به معرقكارى اشاره كرد. كاشىهاى معرق كه به صورت يك كتيبه و به سال 837ق در بقعه يكى از امامزادههاى يزد به نام ابوجعفر محمد بن على (از سادات عريضى) نصب شده و كتيبه معرق ديگرى شامل اسامى دوازده امام كه در ايوان اصلى مسجد جامع يزد به تاريخ 836ق نصب گرديده، 24 نشانه وجود چنين شغلى در آن زمان در شهر يزد مىباشد.
- قزوين: صندوق منبتكارى شده به تاريخ 806ق روى قبر امامزاده حسين در قزوين نشان دهنده وجود چنين شغلى بين شيعيان (ساكن در اين شهر يا ديگر نقاط ايران) در قرن نهم است. اين صندوق بنابر آنچه در كتيبه بدنه شرقى آن (پايين پا) ديده مىشود توسط دو برادر به نامهاى استاد على و استاد بايزيد، فرزندان بابا خواجه تبريزى ساخته شده است. 25
ج ـ تجارت منسوجات دستى و پارچه
آمبروسيو كنتارينى، سفير ونيز به دربار اوزون حسن كه اندكى پس از نيمه نخست قرن نهم هجرى از شهرهاى شيعهنشين قم و كاشان عبور كرده، درباره اين دو شهر مىنويسد: قم شهر كوچك، ولى زيبايى است كه در دشتى قرار گرفته و بهوسيله ديوارهاى گلى محصور شده است. همه چيز به حد وفور در آن يافت مىشود و داراى بازارهاى خوبى است كه مركز داد و ستد فرآوردههاى دستى و فاستونىهاى آن است... كاشان (هم) داراى حصار و بازارهايى شبيه قم بود، ولى روى هم رفته از قم بهتر بود. 26
با توجه به نزديكى زمان عبور وى از اين دو شهر شيعهنشين با نيمه نخست قرن نهم و با ضميمه كردن اين مقدمه كه يك شهر به يك باره به مركز تجارى تبديل نمىشود، مىتوان مركز تجارت منسوجات بودن شهر قم را در اين برهه از زمان نتيجه گرفت.
ادامه دارد ...