شهروندان جوامع امروز در دنياي رسانهيي زندگي ميكنند. اين دنيا ويژگيهاي خاص خود را دارد،آشنايي هر چه بيشتر با مقتضيات اين جامعه سبب رشد وتوسعه آن خواهد شد. اما در اين ميان درك پيامهاي رسانهيي بسيار مهم است، چراكه اگر شهروندان يك جامعه نتوانند با رسانهها ارتباط برقرار كنند،حضور فعالي در دنياي رسانهيي و سرنوشت خود نخواهند داشت؛ از اين رو در دنياي كنوني آشنايي با پيامهاي رسانهيي يا بهتر بگوييم «سواد رسانهيي» از اهميت ويژهاي برخوردار است.
*يادگيري چگونگي پيدا كردن پيام مورد نظر درميان انبوه پيام،سواد رسانهيي است
دكتر «مهدي محسنيان راد» عضو هيات علميدانشگاه امام صادق(ع)درگفتوگو با خبرنگار سرويس رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،در اين باره ميگويد:سواد رسانهيي، سوادي است كه در شرايط انبوه شدن پيامها در سپهر ارتباطي، مخاطب فرا گيرد چگونه به آساني پيامهاي مورد نياز خود را پيدا كند.
او ميافزايد: سواد رسانهيي يك مفهوم قديمي است كه اولين بار در سال 1965 مارشال مك لوهان در يكي از كتابهاي خود اين واژه را عينا به كار برد.
مك لوهان معتقد بود: زماني كه دهكدهي جهاني فرا رسد بايد انسانها به سواد جديدي به نام سواد رسانهاي دست يابند. اما در دنياي امروز اصطلاح سواد رقومي رواج بيشتري يافته است، تا سواد رسانهاي.
اين استاد ارتباطات با اشاره به اين كه سواد رسانهاي با سواد رقومي تا حدودي تمايز دارد، ادامهميدهد: سواد رقومي بيشتر در ادبيات حوزهي علوم ارتباطات مطرح است و مفهوم آن عبارت است از توانايي استفاده از تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات براي هر فردي. به طور مثال سواد رقومي براي يك تهيه كننده ي سينما به معناي حذف دكور و جايگزين كردن دوربينهاي رقومياست يا استفاده كامپيوتر به جاي روشهاي سنتي براي حذف x فريم از يك فيلم، به شمار ميآيد.از اين رو سواد رقومي هر دو حوزهي توليد كنندهي پيام و مصرف كننده ي پيام را در برميگيرد.
او معتقد است: سواد رقومي در سطح جهان هنوز يك صورت مساله است،به طور مثال برخي از استادان برجسته دانشگاهي در دنيا توانايي استفاده از كامپيوتر و اينترنت را ندارند يا به آن عادت نكردهاند شايد بخشي از اين مساله ناشي ا ز كهولت سني آن ها باشد.به عبارت ديگر آنها افرادي هستند كه سواد كلاسيك و دانشگاهي دارند اما از سواد رقومي برخوردار نيستند، از اين رو كشورهاي پيشرفته مانند بلژيك و نروژ برنامههايي راتدوين كردهاند تا همهي ا فراد علاوه بر سواد كلاسيك به سواد رقومي نيزمجهز شوند. البته با پيچيده تر شدن دنياي كامپيوتر و اينترنت به همان ميزان كاربري آنها براي عموم در حال ساده تر شدن است.اين مساله را ميتوان در مقايسه استفاده از سيستم عامل داس و ويندوز پي برد.
به عقيده وي سواد رسانهاي با سواد رقومي مترادف نيست، اما بسياري بر اين تصورند سواد ر قومي همان سواد رسانهاي است.
محسنيان راد ميافزايد: به نظر من سواد رسانهاي، سوادي است كه در شرايط انبوه شدن پيامها در سپهر ارتباطي مخاطب فرا گيرد چگونه به آساني پيامهاي مورد نياز خود را پيدا ميكنند.
به عبارتي توانايي تشخيص پيام هاست كه مخاطب بداند رسانهي مورد نظر كدام پيام را با هدف خبر رساني منتشر ميكند يا قصد پروپاگاندا دارد.
وي در پايان خاطر نشان ميكند: در جامعهاي كه سواد رقومي در حال افزايش است، به طور طبيعي آن جامعه از رشد و توسعهي بهتري برخوردار خواهد بود، همچنين بر اساس تحقيقاتي كه در درس ارتباط جمعي در دروره دكتري در طي هشت سال بر روي كشورهاي اسلامي داشتهام مشخص شده است: ضريب همبستگي بالايي ميان سطح سواد در كشورهاي اسلامي با ميزان ضريب توسعهي انساني آنهاوجود دارد.
از اين رو با پيشرفت تكنولوژي نوين اطلاعات و ارتباطات در جوامع بايد سواد رقومي تك تك افراد جامعه نيز به همان اندازه افزايش يابد.
*سواد رسانهاي در جامعهي ما با شكاف بزرگي مواجه شده است
اما عضو هيات علمي دانشكدهي ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است: سواد رسانهاي بايد جزو آموزش اجباري شهروندان هر جامعهاي قرار گيرد.
دكتر «حسين علي افخمي» ميافزايد: سواد رسانهاي توانمندي است كه به واسطهي آن شهروندان بتوانند از ميان حجم انبوه اطلاعات پيامهاي مورد نياز را در رسانهها اعم از ديداري و شنيداري، مكتوب و الكترونيك گزينش كنند.
به عقيده وي در جوامع امروزي سواد رسانهاي اهميت بيشتري يافته است، چرا كه با پيشرفت جوامع و توسعهي تكنولوژيهاي نوين و اطلاعات و ارتباطات و روشهاي انتشار پيام، يك نوع پيچيدگي زباني در رسانهها به وجود ميآيد كه به تناسب آن بايد شهروندان توانايي بهرهگيري از اين رسانهها را داشته باشند، در واقع سواد رسانهاي يك نوع برنامهي توانمند سازي است كه شهروندان بتوانند زبان رسانهاي جديد را درك كنند، از اين رو اگر دولتها نسبت به توانمند سازي در مقابل زبان رسانهاي جديد بيتفاوت باشند، جامعه به دو گروه تقسيم ميشود كه يك گروه توانايي درك پيامها دارند اما گروه ديگر از غافله عقب ميماند چون توانايي همگامي با رسانههاي جديد را ندارد.
اين مدرس ارتباطات، با اشاره به اين كه در كشورهاي پيشرفته، آموزش رسانهاي از دبيرستان آغاز ميشود، تصريح ميكند: در اين جوامع سواد رسانهاي جزوي از آموزشهاي اجباري است تا شهروندان از جامعهي جديد عقب نمانند.
او ميافزايد: اما سواد رسانهاي در جامعهي ما با شكاف بسيار بزرگي مواجه است، در واقع در شرايط فعلي سه نوع جامعه در ايران وجود دارد، يكي جامعهاي كه در كم سوادي به سر ميبرد، ديگري جامعهاي با سواد نوشتاري و سوم تعداد معدودي نيز كه توانايي استفاده از رسانههاي جديد دارند. از اين رو دولت بايد برنامههاي توانمند سازي شهروندان را در اولويت قرار دهد. يعني همان طور كه در جبههي مبارزه با بي سوادي حركت ميكند بايد سواد رسانهاي را نيز در جامعه، به ويژه در مدارس آغاز كند.
*شهروندان يك جامعه با سواد رسانهيي اطلاعات مورد نيازشان را به سرعت انتخاب ميكنند
دكتر«اعظم راود راد» معتقد است:در دنياي امروز ديگر حروف الفبا مبناي سواد نيست، بلكه توانايي درك پيامهاي رسانهيي عاملي براي سنجش سواد محسوب ميشود.
عضو هيات علمي دانشكدهي ارتباطات دانشگاه تهران با ذكر مطلب فوق ميگويد: هر چه درك شهروندان يك جامعه در بهرهگيري از پيامهاي رسانهيي افزايش يابد به همان ميزان افراد آن جامعه از سطح سواد بيشتري برخوردارند.
به عقيدهي وي در عصري كه با انفجار اطلاعات مواجه هستيم، گزينش پيامها كارآساني نيست.
از اين رو مجهز بودن به سوادي موسوم به سواد رسانهيي سبب ميشود شهروندان يك جامعه پيامها و اطلاعات مورد نياز خود را به سرعت از حجم انبوه اطلاعات انتخاب كنند.
اين مدرس ارتباطات، با اشاره به اين كه سواد رسانهيي توانايي استفاده از رسانهها به ويژه تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات در جهت دريافت اطلاعات مورد نياز است،
تصريح ميكند: امروز اكثر جوامع برنامههايي را در جهت رشد و توسعهي سواد رسانهيي براي بهرهگيري بهتر شهروندان از تكنولوژيهاي جديد در نظر گرفتهاند، از اين رو در كشور ما نيز بايد آموزش و توسعهي سواد رسانهاي بيش از گذشته مورد توجه قرار گيرد.
*بايد آموزش و توسعهي سواد رسانهيي دراهم برنامههاي كشور قرارگيرد
اما مدرس ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، معتقد است:آموزش سواد رسانهيي را بايد همزمان با فراگيري سواد عمومي از مقطع دبستاني آغاز كرد.
دكتر «احمد ميرعابديني» ميافزايد: سواد رسانهيي آشنايي با دانش رسانهها كه در سالهاي اخير با توجه به رشد تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات از اهميت بيشتري برخوردار شده است.
وي ادامه ميدهد: ارتباطات مانند ساير رشتههاي علميمانند فيزيك، شيمي و طب داراي شاخههاي متعددي است كه يكي از شاخههاي اصلي آن سواد رسانهيي به شمار ميآيد.
به عقيده وي سواد رسانهيي داراي دو بخش عام وخاص است كه به تناسب به نيازهاي شهروندان هر جامعه بايد توسعه يابد، از اين رو در بخش عام سواد رسانهيي بايد چگونگي بهرهگيري از پيامهاي رسانهيي به جايگاه و اهميت آنها براي مخاطبان مشخص شود تا آنها بدانند چگونه از پيامهاي رسانهيي در جهت انجام كارهاي روزانهي خود استفاده ميكنند، اما در بخش خاصي سواد رسانهيي بايد از ديدگاه علميو تخصصي زمينهي رشد آن را فراهم كرد.
اين مدرس ارتباطات با اشاره به اين كه در ايران در يك تا دو دههي اخير سواد رسانهيي گسترش بيشتري پيدا كرده است، تصريح ميكند: بخش كوچكي از توسعهي اين سواد را عوامل داخلي مانند رسانهها به وجود آوردهاند، اما در مقابل حجم عمدهي آن به دليل تغيير تحولات در جهان امروز حركت جوامع به سوي جامعهي اطلاعاتي بوده است بنابر اين بايد آموزش و توسعهي سواد رسانهاي در اهم برنامههاي كشور قرار گيرد.
*سواد رسانهيي به معناي مهارت،توانمندي وقابليت استفاده ازوسايل ارتباط جمعي است
به اعتقاد مدرس ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، در جامعهاي كه افراد قدرت تجزيه و تحليل پيامهاي رسانهيي را دارند، آن جامعه از توسعهي انساني و اجتماعي بيشتري برخوردار است.
دكتر «اسماعيل قديمي»، با اشاره به اين كه سواد رسانهيي به معناي مهارت، توانمندي و قابليت استفاده از وسايل ارتباط جمعي و آشنايي با تكنيكها و فنون ويژهي شكل گيري پيامهاي رسانهاي است، ميگويد: اين سواد شامل تكنيكهايي كه براي تهيه پيامهاي رسانهيي به كار برده ميشود، مانند ارزشهاي خبري در اصول روزنامه نگاري از اين رو كمتر مردم عادي با اين تكنيكها آشنايي دارند.
او ميافزايد: عدم آشنايي مردم عادي با سواد رسانهيي سبب شده گسستي ميان آنها و رسانهها به وجود آيد، چرا كه آنها توانايي درك پيامهاي رسانهيي را ندارند و در نتيجه نميتوانند تشخيص دهند يك رسانه چه زماني پيامها را با هدف اطلاع رساني يا تبليغ انديشه يا كالايي منتشر ميكند، از اين رو برخورداري از سواد رسانهاي آنها را درك و تفكيك پيامهاي رسانهايكمك ميكند. به عقيده وي در ك محتواي پيامهاي رسانهيي به مخاطب كمك چگونه پيامهاي مورد نياز خود را ا ز ميان حجم انبوه اطلاعات برگزيند، از اين رو آشنايي با سواد رسانهيي سبب ميشود تا مخاطب بداند يك پيام با چه هدفي و از چه منابعي از كدام ساختار قدرت وتوسط چه كساني منتشر ميشود كه اين امر در درك محتواي پيامها بسيار موثر است.
اين مدرس ارتباطات ادامهميدهد: شهرونداني كه از سواد رسانهيي برخوردارند، به آساني از منابع رسانهيي در جهت ارتقاي كميو كيفي زندگي روزمرهي خود بهرهميگيرند و به تناسب آن در تصميم گيريهاي فردي و اجتماعي موفق تر عمل ميكنند.
وي در خصوص تاثير سواد رسانهيي در توسعهي جوامع ميگويد: افزايش كميو كيفي سواد رسانهيي در جامعه همزمان با رشد عوامل ديگر و فراهم شدن زمينههاي آن باعث توسعهي ا نساني، اجتماعي، سياسي و فرهنگي ميشود.
از اين رو هر اندازه در جامعهاي افراد قدرت تجزيه وتحليل پيامهاي رسانهاي و مفاهيم پنهان آن را داشته باشند آن جامعه از توسعهي اجتماعي و انساني بيشتري برخوردار است.
به عقيدهي اين مدرس ارتباطات اگر سواد رسانهيي بخواهند سبب توسعهي جامع شودبايد يكسري الزامات آن يعني آزادي بيان، آزادي رسانهها، استقلال رسانهها از منابع سياسي و اقتصادي و تكثر ديدگاههاست درآن جامعه وجود داشته باشد.
قديميدر پايان با اشاره به شاخصهاي سواد رسانهاي در يك جامعه، تصريح ميكند: ميزان تيراژ كتابها و نشريات، تعداد مخاطبان آنها، ضريب نفوذ اينترنتي و تعداد كاربران آن و تنوع و تكثر در رسانهها به ويژه مطبوعات و در كنار اين عوامل دسترسي آسان به رسانهها، نشان دهندهي رشد و توسعهي رسانهاي در آن جامعه است.
*فاصلهگيري ادبيات روزنامهها با سواد عامهي مردم از دلايل كم اقبال بودن روزنامههاي داخلي است
اما يك استاد روزنامهنگاري معتقد است: مخاطبان ما از سواد رسانهيي بالايي برخوردارند اما رسانههاي داخلي پاسخگوي نيازهاي آنها نيستند.
«حسين قندي»ميگويد: سواد رسانهيي را بايد از دو منظر تخصصي وعمومي نگاه كرد به طور مثال در حوزهي مطبوعات بايد برسي كرد روزنامهها و مجلات ما با چه ادبياتي مينويسند و درمقابل آيا مخاطبان با اين ادبيات آشنا هستند، در واقع توانايي درك پيامهاي آنها را دارند.
او ميافزايد: اغلب مطبوعات ما ادبيات و واژگاني را به كار ميگيرند كه درك آن براي مخاطبان بسيار دشوار است، شايد يكي از دلايلي كه روزنامههاي داخلي با كم اقبالي مواجهاند فاصلهگيري ادبيات روزنامهها با سواد عامهي جامعه است.
اين روزنامه نگار ادامه ميدهد: از سويي مخاطبان ما از بعد سواد رسانهيي رشد بهتري نسبت به گذشته دارند به عبارت ديگر مخاطب امروزي توانايي بيشتري در درك پيامهاي رسانهيي دارند، اما متاسفانه در كشور ما به دليل آن كه رسانهها شناخت صحيحي از نيازهاي مخاطبان ندارند، از اين رو آموزش سواد رسانهيي نيز از اهميت چنداني برخوردار نيست، چرا كه نه مخاطب به اخبار و پيامهاي رسانهيي داخلي اعتماددارد و نه رسانهها به دنبال پاسخ گويي نيازهاي مخاطبان هستند.
*سواد رسانهيي با سواد اطلاعاتي مترادف نيست
همچنين مديرگروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است:سواد رسانهيي آشنايي مخاطبان با تاثيرات پيامهاي رسانهيي بر تغيير رفتار آنها است.
دكتر «علي اصغركيا» ميافزايد: قبل از پرداختن به ويژگيهاي سواد رسانهيي بايد ابتدا دو مقولهي سواد رسانهيي و سواد اطلاعاتي را از يكديگر جدا كرد، چرا كه در بسياري از مواقع اين دو سواد مترادف يكديگر به كار ميروند.
وي ادامهميدهد: سواد اطلاعاتي به مهارتهاي استفاده از تكنولوژيهاي اطلاعاتي گفته ميشود از اين رو در هر جامعهاي آگهيهاي افراد به اين سواد از سطح يكساني برخوردار نيست.اما سواد رسانهيي تاثيرات پيامهاي رسانهيي بر تغيير رفتار مخاطبان است در واقع هر اندازه آگهي و شناخت مخاطبان بيشتر باشد و از سواد رسانهيي بالاتري برخوردار باشند كمتر پيامهاي رسانهيي بر روي آنها تاثير ميگذارد.
به عقيدهي گسترش و توسعهي سواد رسانهيي و اطلاعاتي نياز به آموزش در هر يك از گروههاي جامعه دارد كه بايد از سطوح پايين آموزشي در مدارس آن را آغاز كرد.
*سازمان آموزش و پرورش نقش مهمي در توسعه و رشد سواد رسانهيي دارد
اما يك مدرس ارتباطات معتقد است: سازمان آموزش و پرورش به ويژه در مقطع دبستان نقش مهمي در توسعه و رشد سواد رسانهاي دارد.
دكتر«علي گرانمايهپور» ميگويد: با توجه به رشد رسانهها و تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات، علاوه بر سواد عمومي خواندن و نوشتن، دو نوع سواد ديگر( سواد الكترونيك) و( سواد رسانهيي) در حال شكل گيري است.
وي با اشاره به اين كه سواد رسانهاي با سواد الكترونيك متفاوت است، ميافزايد: سواد الكترونيك يعني سطح دانش و معلومات شهروندان يك جامعه در خصوص به كارگيري رسانههاي الكترونيكي مانند اينترنت افزايش يابد. در واقع هر اندازه تعداد دارندگان كامپيوتر در يك كشور بالا باشد به همان ميزان افراد آن جامعه از سواد الكترونيك بيشتري برخوردارند.
اين مدرس ارتباطات ادامهميدهد: اما سواد رسانهاي درك و برداشت مخاطبان از پيامهاي رسانهاي است، از اين رو هر اندازه شهروندان يك جامعه با اين سواد آشنا باشند، به همان ميزان كمتر تحت تاثير پيامهاي رسانهاي قرار ميگيرند، از اين رو نبايد تصور كرد تنها آشنايي با كامپيوتر و اينترنت سبب رشد رسانهاي خواهد شد.
به عقيده وي براي توسعهي سواد رسانهاي بايد همزمان سطح فرهنگ شهروندان در جامعه در به كارگيري و سايل ارتباط جمعي و آموزشهاي مرتبط اين سواد افزايش يابد.
*سواد رسانهيي در توسعهي ارتباطات وارتباطات توسعه موثراست
دكتر« اميد مسعودي»مدرس ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي ميگويد: در جوامع امروزي سواد رسانهيي در توسعهي ارتباطات (بعد سخت افزاري) و ارتباطات توسعه (بعد نرمافزاري) بسيار موثر است.
او ميافزايد: سواد رسانهيي چگونگي دسترسي به اطلاعات است به عبارتي يك فرد بايد بداند چگونه از ميان حجم انبوه اطلاعات، به سرعت پيامهاي مورد نياز خود پيدا كند.
به عقيدهي وي اگر بخواهيم سواد رسانهيي را در جامعهي اطلاعاتي بررسي كنيم، ابتدا بايد ويژگيها و گفتمان حاكم بر اين جامعه را بشناسيم. از طرفي در اين جامعه اين مخاطب است كه پيامهاي متعدد و متنوع رسانهيي در جهت اهداف خود انتخاب ميكند. از اين رو در چنين جامعهاي بايد شهروندان شناخت كاملي از وسايل ارتباط جمعي و روابط حاكم بر آنها داشته باشند چرا كه شناخت اين عوامل سبب ميشود آنها بدانند رسانهها پيامهاي خود را با چه هدفي منتشر ميكنند.
وي در خصوص اهميت رشد و توسعهي سواد رسانهيي در جوامع امروزي، تصريح ميكند: سواد رسانهيي به شهروندان يك جامعه كمك ميكند چگونه از پيامهاي رسانهيي در زندگي روزمرهي خود بهره گيرند و كمتر تحت تاثير پيامهاي تبليغاتي رسانهها قرار گيرند. در واقع هر اندازه درك افراد جامعه از پيامهاي رسانهيي افزايش يابد به همان ميزان سواد رسانهاي در آن جامعه رشد و توسعه مييابد.