باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 18 شهريور 1387 كاربران برخط 90 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فلسفه آفرينش
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد - نصر اصفهاني

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://www.m-nasr.com

 
 

بين فلسفه نبوت و فلسفه آفرينش ارتباط و آميختگى ويژه‏اى وجود دارد؛ به اين معناكه اگر از ميان ديدگاههاى مختلف در مورد فلسفه و هدف از آفرينش و خلقت، ديدگاهى‏خاص نداشته باشيم، ضرورت نبوت قابل اثبات نخواهد بود.

با توجه به نزديكى ذهن انسان به الگوهاى صنع بشرى، فلسفه آفرينش و خلقت،مشابه صنعت بشرى پنداشته مى‏شود ولى بايد توجه داشت كه الگوى بشرى، عيناً برآفرينش خداوند قابل تطبيق نيست. در صنعت بشرى، هميشه سه عنصر جدا از يكديگرقابل تصور است: اول صانع يا سازنده، دوم مصنوع يا ساخته شده و سوم هدف از صنع‏يا ساخته. در صنعت بشرى همواره انگيزه و هدف از صنعت و منافع ناشى از آن به‏صورت مستقيم يا غيرمستقيم به سازنده آن برمى‏گردد اما در مورد صنع الهى، دو عنصربيشتر وجود ندارد. هدف خلقت و منافع ناشى از آن‏را نمى‏توان به خداوند نسبت داد وعنوان كرد كه: خداوند همچون آدميان براى تأمين يكى از نيازهاى خود دست به خلقت‏زده است. خداوند بى‏نياز است و خلقت او از سر نياز به آفريده‏هاى خويش نيست[1] بلكه ‏خلاقيت، فياضيت و نورانيت ذات او علت خلقت اوست.

سؤالى كه در اينجا مطرح مى‏شود اين است كه آيا خلقت عالم بى‏هدف يا بيهوده‏است يا هدفى را تعقيب مى‏نمايد؟ در پاسخ بايد گفت: چون خداوند حكيم است وحكيم كار بيهوده انجام نمى‏دهد، خلقت عالم هدفدار است.  بنابراين بى‏هدف تلقى‏كردن خلقت خداوند با حكيم بودن وى سازگار نيست.[2]

اگر هدف خلقت را نتوان به خداوند نسبت داد، بايد آن‏را در خود خلقت جستجو كردچون ربوبيت تكوينى خداوند در آفرينش تخلف‏ناپذير است و در متن خلقت تجلى‏مى‏كند و هدف آفرينش از خود آفرينش جدا نيست، بنابراين راه تشخيص هدف خلقت،مطالعه خود آفرينش است. پس مجموعه مسير، چگونگى زيست، قانونمندى حاكم برخلقت و آثار هر پديده، گوياى هدف خلقت آن پديده است.[3]

مجموعه استعدادهاى هر پديده، در جهت تحقق و شكوفا شدن هدف همان پديده‏قرار مى‏گيرد لذا مى‏توان گفت: هدف خلقت «شكوفا شدن استعدادهاى مختلف مخلوق‏است.»

با وجودى كه مى‏توان همين تعريف كلى را براى هدف از خلقت انسان نيز در نظرگرفت ولى هدف آفرينش انسان از جهاتى با بقيه موجودات متفاوت است. بر خلاف‏ديگر موجودات كه مسير تعيين شده حيات آنان از قبل طراحى شده است و خواه ناخواه‏همان مسير را طى مى‏كند، انسان مى‏تواند با خودآگاهى و اراده آزاد، اهداف زندگى‏خويش را آگاهانه و آزادانه طراحى كند و استعدادهاى خود را آنگونه كه مى‏خواهدشكوفا سازد. او مى‏تواند هويت خويش را به گونه‏اى شكل دهد كه به آنچه كه خودمى‏خواهد نايل شود. بنابراين به معنايى دقيق‏تر مى‏توان گفت: هدف از آفرينش انسان«كمال اختيارى» اوست.

پرسش مهمى كه در اينجا مطرح مى‏شود اين است كه: آيا انسان همچون ديگرموجودات، به تنهايى قادر است تمام نيازهاى خود را تأمين نمايد و با شكوفا ساختن‏استعدادهاى مختلف خويش، به كمال لايق خود نائل شود؟ يا لازم است از خارج عالم‏محسوس، خداوند به گونه‏اى وى را براى رسيدن به آن كمالات، يارى رساند؟ او در اين‏خصوص خودكفاست يا وابسته؟ غنى است يا فقير؟

پاسخ اين پرسش دقيقاً به «انسان‏شناسى» و «جهان‏شناسى» افراد مربوط مى‏شود.تفاوت در پاسخ به اين پرسش كه كمال انسان به چيست؟ و توانايى او در تحقق بخشيدن‏به اين كمال تا چه حد است؟ اهداف، روشها و ديدگاه‏هاى متفاوتى را فراروى انسان‏مى‏گشايد.

اگر جهان را همين جهان طبيعت بدانيم و كمال و سعادت انسان را، برخوردارى هرچه بيشتر از نعمت‏ها و رفاه دنيوى، اقتدار، امنيت، آزادى، نظم، عزت و عدالت‏اجتماعى تلقى كنيم ممكن است بگوئيم انسان حداقل در عصر حاضر خودكفاست وتوانايى برآورده ساختن نيازهاى خود را دارد. در اين صورت نيازى نيز به خدا، انبيا واديان براى هدايت خود ندارد. برعكس در صورتى كه هدف خلقت انسان را در نوع‏ديگرى از جهان‏شناختى با ابعاد عميق‏تر و وسيع‏تر مورد توجه قرار دهيم و سعادت او رادر انتقال به عالمى متفاوت از اين محدوديت‏ها بدانيم يا كمال او را در نزديك‏شدن به‏كامل‏ترين موجود هستى تلقى كنيم و از طرف ديگر توانايى او را در رسيدن به اين اهداف‏محدود بدانيم، نياز ما به خداوند، انبيا و دين قابل توجيه خواهد بود.

پس نكته قابل توجه در اينجا اين است كه تفاوت در نگاه به كمال انسان و باور به‏ميزان «توانمندى انسان» در تأمين تحقق اين كمال، «انتظار ما از دين» و تعريف خاصى ازدين را نتيجه خواهد داد. بنابراين قبل از هر چيز بايد به اين مهم پرداخته شود.

 

پی نوشت:

[1] فان اللّه غنى عن العالمين. سوره ال‏عمران، آيه97.

[2] افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و انكم الينا لا ترجعون. سوره المؤمنون، آيه115.

[3] قال ربنا الذى اعطى كل شىٍ خلقهُ ثمَّ هدى. سوره طه، آيه50.

 

    307 بازديد     2 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خلقت (15)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:28/02/1387

تاريخ شمسی نشر:28/02/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب