باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 8 شهريور 1387 كاربران برخط 72 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ارزش‌گذاري فرزندان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - تهران امروز

 
 

نحوه ارزش گذاري فرزندان در خانواده ايراني چگونه است؟ والدين بر چه اساسي كودكان خود را دوست مي‌دارند و به آنها احترام مي‌گذارند؟ ساخت جامعه، خانواده و ويژگي‌هاي رواني-اجتماعي زوجين تا چه اندازه در اين ارزشگذاري تاثير مي‌گذارد. تئوري‌هاي جامعه‌شناختي در بررسي خانواده‌ها و وضعيت دروني اين نهاد نشان‌دهنده آن است كه ارزش فرزند برحسب خصوصيات جامعه و نهادهاي موجود در آن توضيح داده مي‌شود. اين نهادها، شيوه زندگي و مقررات و ضوابط حاكم بر رفتار انسان را در تمامي زمينه‌هاي حياتي و از جمله در مورد ارزش فرزند مشخص مي‌كنند. به زعم كارشناسان مسايل اجتماعي نگرش و رفتار انسان با معيارهايي كه در جامعه مشاهده مي‌شود؛ همنوايي دارد. از اين رو، ساختار اقتصادي _ اجتماعي و فرهنگي جامعه تا حدود بسياري مي‌تواند در نوع نگاه به فرزند در خانواده تاثير بگذارد و به عبارتي تعيين‌كننده ارزش فرزند باشد. تئوري‌هاي اقتصادي در بررسي اين وضعيت نشان مي‌دهند كه رفتار باروري خانواده‌ها چگونه تحت‌تاثير رفتار اقتصادي آنها تغيير مي‌كند.

به عبارتي همانگونه كه خانواده‌ها در زمينه يا در حوزه اقتصادي درباره گزينش يك كالا تصميم مي‌گيرند، به همان صورت نيز با توجه به ميزان درآمد و هزينه‌هاي فرزند خود درباره بود و نبود آن تصميم مي‌گيرند. از اين زاويه منفعت يا عدم منفعت اقتصادي به عنوان عاملي در راستاي تصميم‌گيري والدين درباره فرزندان به شمار مي‌آيد. در اين وضعيت فرزندان در مقام شيء به عنوان يك منبع لذت قرار مي‌گيرند، به عنوان نيروي كار به چشم والدين مي‌آيند و نيز به وسيله‌اي براي نگهداري از والدين در سنين كهولت تبديل مي‌شوند. در هر كدام از اين موقعيت‌ها نوع نگاه والدين و ميزان و شكل هزينه آنها براي فرزندان خويش تغيير مي‌كند. هزينه‌هاي در نظر گرفته شده نيز به شكلي مستقيم و غيرمستقيم عرضه مي‌شود. در بخش مستقيم پدر و مادر هزينه‌هايي براي رسيدن به مرحله منفعت اقتصادي فرزند خويش پرداخت مي‌كنند. هزينه‌هاي غيرمستقيم نيز شامل فرصت‌هايي است كه به دليل پرورش فرزند از دست مي‌رود. در اين وضعيت منابع اقتصادي ناشي از فرزند در جوامع سنتي و توسعه‌يافته نيز تغيير مي‌كند.

در جوامع سنتي جريان ثروت از فرزند به سوي والدين است، به عبارت ديگر، اين فرزندان هستند كه به والدين خود منفعت مي‌رسانند. به همين دليل، در اين جوامع فرزند اهميت پيدا مي‌كند. در صورتيكه در جوامع توسعه يافته به سبب عموميت يافتن آموزش، ممنوعيت انتقال فرزندان خردسال، عدم وابستگي والدين در سنين پيري به فرزند به دليل وجود مقررات تامين اجتماعي، بيمه بازنشستگي و ... منافع كمتري از سوي فرزندان به والدين انتقال مي‌يابد. در نتيجه فرزندان به عنوان عنصر اقتصادي در چنين جوامعي اهميت خود را از دست مي‌دهند و از آن طرف هزينه‌هاي نگهداري فرزند نيز براي خانواده‌ها افزايش پيدا مي‌كند. مطالعات صورت گرفته بر روي اين موضوع نشان مي‌دهد كه علاوه بر عوامل اقتصادي، عوامل ديگري نيز در خانواده ارزش فرزند را براي والدين تعيين مي‌كنند. در بررسي اين عوامل مي‌توان آنها را در دو حوزه اجتماعي و روانشناختي خلاصه و دسته‌بندي كرد. به تعبيري بهتر منافع اجتماعي، سليقه‌ها، علايق و تقاضاي خانواده را براي داشتن فرزند تحت تاثير قرار مي‌دهد و آنجا كه ارزش فرزند موجب ارتقاي منزلت اجتماعي والدين شود؛ ميل به داشتن آن افزايش مي‌يابد اما در حوزه روانشناختي، احساسات رواني تعيين‌كننده ارزش فرزند مي‌شود. از اين زاويه فرزند با حضور خود در چارچوب خانواده وضعيت بزرگسالان و به خصوص زنان را تاييد مي‌كند، به‌آنان هويت اجتماعي مي‌بخشد و پيوندشان با جامعه را مستحكم مي‌كند.

در اين حالت كودك علاوه بر كسب اعتبار براي والدين موجب نجات آنان از تنهايي، ايجاد سرور و نشاط در زندگي، رشد شايستگي و صلاحيت و كسب شخصيت آنان مي‌شود. از اين نظر داشتن فرزند انگيزه لازم را براي موقعيت در زندگي ايجاد مي‌كند. اگر از زاويه‌اي ديگر بخواهيم به موضوع نگاه كنيم مي‌توان گفت به دليل ساختار جامعه ايران كه امكان گذران فراغت براي زنان در بيرون از منزل كمتر وجود دارد و زنان بيشتر اوقات خود را در منزل مي‌گذرانند، براي رهايي از تنهايي و پر كردن اوقات فراغت خود بيش از مردان به فوايد عاطفي ناشي از دارا بودن فرزند اهميت مي‌دهند. در اين مواقع فرزند محور شادي و سرگرمي و نيز به ياور تنهايي و پركننده اوقات فراغت تبديل مي‌شود. مطالعات انجام گرفته نشان مي‌دهد كه زنان محدوديت‌ها و فرصت‌هاي از دست رفته ناشي از نداشتن فرزند را بيشتر از مردان ارزيابي مي‌كنند. اين امر مي‌تواند ناشي از ارزش‌ها و باورهاي اجتماعي حاكم بر جامعه درباره نقش مادر در تربيت و نگهداري فرزند باشد. از اين زاويه چنين تفسير مي‌شود كه زنان بيش از مردان فرصت‌هاي زندگي خويش را در اختيار فرزندان قرار مي‌دهند و همين مساله موجب مي‌شود كه آنان فرصت كمتري براي انتقال، تحصيلات بالاتر، تفريحات و ...داشته باشند. در نتيجه محدوديت‌ها و فرصت‌هاي از دست رفته در اين زمينه براي زنان به مراتب بيش از مردان است.

 

    54 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   کودکان (86)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:28/02/1387

تاريخ شمسی نشر:29/08/1385
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب