باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 41 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انحرافات دينى زمينه ساز واقعه كربلا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: خسرو - ظفر نوايى

منبع: روزنامه - جوان

 
 

حادثه بزرگ كربلا در سالى به وقوع پيوست كه جامعه اسلامى نسبت به آخرين سال زندگى نبى مكرم اسلام(ص) تغييرات بسيارى يافته بود. در واقع پيدايش اين انحرافات از همان سال هاى اوليه بعد از رحلت پيامبر اسلام(ص) و به صورت تدريجى به وجود آمده بود. اين انحرافات در زمينه هايى بود كه اهل سياست در بهره بردارى به نفع خود و در توجيه استبداد و زورگويى خود در جهت مقاصدى كه تصميم به اجراى آن داشتند، به ويژه خلافت يزيد بن معاويه نشان داد كه بنى اميه هيچ اصالتى براى اسلام و قوانين اسلامى قايل نيستند و اعتقاد ظاهرى آنان اجباراً تنها پوششى براى توجيه و پذيرش حكومت آن ها بر جامعه اسلامى توسط مردم بود.

خلفاى جور علاوه بر ايجاد فساد و تعطيل حدود بسيارى از مفاهيم ارزشمند و غنى اسلامى را تحريف نمودند و يا در مجراى غيرمشروع جهت بهره گيرى در مقاصد شوم خود به كار بردند، خلفاى بنى اميه و بعدها بنى عباس با سوءاستفاده از تحريفات دينى مردم را وادار به پذيرش حكومت خود مى كردند، براى نمونه مى توان به سوءاستفاده از مفهوم حفظ جماعت كه در اسلام به آن بسيار تاكيد شده است اشاره كرد.

اغتشاش و شورش و دست زدن به اقداماتى كه وحدت را از بين ببرد و زمينه ايجاد تزلزل را در جامعه اسلامى فراهم كند ممنوع است، اما سوال مهم اين است كه آيا در مقابل حكومت استبدادى و حاكم فاسق در هر شرايطى بايد سكوت كرد و آيا هر فرياد و قيامى بر عليه حاكم زورگو و مستبد به اعتبار اين كه مخل جماعت و سبب تفرقه است دور است؟

نمونه ديگرى از اين قبيل مفاهيم كه خلفاى جور از آن بهره جسته اند مفهوم «حرمت نقض بيعت» است. حرمت نقض بيعت به عنوان رعايت عهد در اسلام بسيار مورد تمجيد و تاكيد قرار گرفته است و نقض بيعت مورد مذمت بوده است و روشن است كه چه اندازه در مسايل سياسى نقش مثبت دارد.

اما آيا با خليفه اى مثل يزيد كه آشكارا احكام اسلامى را نقض مى كند مى توان بيعت كرد و يا اگر از بيعت با او برگشت از آن به عنوان حرمت نقض بيعت ياد كرد؟!

ابى اسحاق مى گويد: شمربن ذى الجوشن ابتدا با ما نماز مى خواند، پس از نماز دست هاى خود را بلند كرد و گفت: خدايا تو مى دانى كه من مردى شريف هستم مرا مورد بخشش قرار بده.

من به او گفتم چگونه خداوند ترا ببخشد در حالى كه در قتل فرزند پيامبر اسلام(ص) شريك بوده اى، شمر گفت: ما چه كرديم؟ ما طبق دستور امراى خود چنين كرديم و ما نيز نبايد با آن ها مخالفت كنيم چرا كه اگر مخالفت مى كرديم از الاغ هاى آبكش بدتر بوديم. من به او گفتم اين عذر زشتى است زيرا اطاعت تنها در كارهاى درست و صحيح معروف است.(۱) ابن زياد، پس از دستگيرى مسلم بن عقيل به او گفت: «يا شاق! خرجت على امامك و شفقت عصاالمسلمين»(۲) اى عصيانگر بر امام خود خروج كرده اى و اتحاد مسلمين را از بين بردى، اما مسلم بن عقيل تسليم چنين انحرافى نبود و پاسخ داد كه معاويه خلافت را به اجماع امت به دست نياورده است، بلكه با حيله گرى عليه وحى پيامبر اسلام(ص) غلبه يافته و خلافت را غصب كرده است اين ها نمونه هايى از سوءاستفاده خلفاى فاسد است كه در پرتو مفاهيم با ارزش اسلامى مقاصد شوم خود را از طريق عمال خود و فريب عوام به اجرا گذارده اند.

نمايندگان عمروبن سعيد بن عاص، حاكم مكه در زمانى كه حضرت امام حسين(ع) از مكه خارج مى شدند گفتند: «الا تتقى الله تخرج عن الجماعة و تفرق بين هذه الامه»(۳) آيا از خدا نمى ترسى كه از جماعت مسلمين خارج شده و تفرقه بين امت ايجاد مى كنى؟

عمربن حجاج يكى از فرماندهان ابن زياد با افتخار مى گفت: ما اطاعت از امام را كنار نگذاشته و از جماعت كناره گيرى نكرديم(۴) و به سپاه ابن زياد نيز نصيحت مى كرد: «ألزموا طاعتكم و جماعتكم و لاتر تابوامى قتل من مرق عن الدين و خاف الامام»(۵) طاعت و جماعت را حفظ كرده و در كشتن كسى كه از دين خارج گشته و مخالفت با امام ورزيده، ترديد نكنيد.

افرادى چون عبدالله بن عمر كه از فقهاى اهل سنت و محدثين روايات به حساب مى آمد فكر مى كرد كه مثلاً اگر مردم حتى بيعت يزيد را پذيرفتند او نيز خواهد پذيرفت و به معاويه قول داد: «فاذا اجتمع الناس على ابنك يزيد لم أخالف»(۶) زمانى كه همه مردم با فرزند تو يزيد بيعت كردند من با او مخالفت نخواهم كرد و همين عبدالله بن عمر به ظن خود به حضرت امام حسين(ع) گفت تو نيز جماعت مسلمين را متفرق نكن.(۷)

افرادى چون عمره دختر عبدالرحمان بن عوف نيز به امام حسين(ع) نوشتند كه حرمت «طاعت» و «حفظ جماعت» را رعايت بنمايد. اين مثال ها نمونه هايى از انحرافات دينى در برداشت از مفاهيم با ارزش اسلامى است كه توسط حاكمان ستم گر تحريف شده اند و در جهت منافع فردى و حفظ حكومت دارى بر مردم مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. به همين منظور است كه واقعه كربلا به عنوان يك نهضت مقدس مذهبى و يك حركت سياسى از نوع انقلابى آن در جهت احياى احكام دين اسلام، زدودن انحرافات دينى و سياسى و جايگزين كردن حكومتى علوى و امامتى به جاى نظام اموى بوده است.

 

پى نوشت:

1- لسان الميزان، ج،۳ ص۱۵۱

۲- الفتوح، ج،۵ص۹۸

۳- تاريخ الطبرى، ج،۴ص۲۸۹ همين تبليغات بود كه بسيارى از مردم، به خصوص مردم شام، امام حسين(ع) را خارجى (خروج بر امام) دانسته و تكفير مى كردند.

۴- تاريخ الطبرى، ج،۴ ص۲۳۱

۵- تاريخ الطبرى، ج،۴ ص۳۳۲

۶- ترجمة الامام الحسين(ع)، ص۱۶۷

۷- الكامل فى التاريخ، ج،۴ص۱۷

 

    38 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عاشورا (119)

افراد مرتبط
●  امام حسین   (107)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:27/12/1384

تاريخ شمسی نشر:25/12/1384
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب