| ما در عصر آشفته اي زندگي مي كنيم كه در آن شاهد تغييرات سريع هستيم و از خيلي از بديها گريزي نيست. مزايا و معايب جهاني شدن، ديدگاه ما را نسبت به روابط بين الملل تغيير داده است و در فرايند سياستگذاري را به روي مجموعه اي از بازيگران جديد، فعاليتي نوين و بروندادي جديد گشوده است. روابط بين الملل ديگر در انحصار ديپلماتها و بوروكراتها نيست اما اكنون سياستمداران بايد بازيگران بين المللي متعددي را در هنگام شكل دهي سياست خارجي لحاظ كنند. اين بازيگران ، سازمانها و نهادهايي از قبيل CNN، الجزيره، صلح سبز، القاعده، آسه آن و اوپك را شامل مي شود. اگر هم اين بازيگران توسط جهاني شدن بوجود نيامده اند توسط جهاني شدن تثبيت شده اند. در دهه 1950 فقط 50 دولت – ملت و سازمانهاي غير دولتي و بين دولتي محدودي در دنيا وجود داشتند اما اكنون سياست مداران در هنگام پردازش يك سياست خارجي موفق با پيچيدگيها و چالش هايي خاص مواجه هستند. چالشهاي پيش روي دولتمردان امريكا پيرامون جايگاه جهاني امريكا، تعهدات جهاني و چگونگي برخورد آن كشور با بازيگران فراملي و موضوعات متنوع به مراتب خطير و مهم است. در جهان پيچيده با حاكميت منطق وابستگي متقابل و انباشته از اطلاعات، دولتها و سياستمداران مشكل مشتركي دارند و آن انتقال علم و نظرات صاحبنظران به عرصه تصميم گيري دولتي است. سياستمداران نيازمند داشتن اطلاعات كافي درباره جهان و جوامع خويش، سياستهاي حاكم، بديلهاي ممكن براي سياست حاكم و هزينه ها و برايند هاي آن (سياست بديل) هستند.
در خيلي از كشورها، سياستمداران و مقامات دولت با كمبود اطلاعات مواجه نيستند بلكه با ازدحام و انبوه اطلاعات مواجه هستند. بي شك سياستگزاران – بيش از آنچه كه استفاده مي كنند – در محاصره اطلاعات واقع مي شوند. آنها مدام از جاهاي مختلف شكايت دريافت كرد و گزارشهاي اركان و سازمانهاي مختلف بين المللي و نهادهاي جامعه مدني، مشاوره بوروكراتها و كارمندان، مواضع گروههاي لابي و ذينفع و نظرات عموم مردم و مطبوعات را پيرامون برنامه هاي دولت و مشكلات برنامه ها دريافت مي كنند. مشكل اين است كه اين اطلاعات ممكن است نظام مند و قابل اعتماد نبوده و يا تحت تاثير منافع ناشرين و توليد كنندگان آن باشد. بعضي اطلاعات ممكن است به قدري فني باشند كه سياستمداران عادي از درك و استفاده آن عاجز باشند. بعضي اطلاعات ممكن است از لحاظ سياسي، اداري و اقتصادي غير قابل استفاده باشند و يا اينكه ممكن است با منافع سياستمداران و تصميم گيران در تضاد باشند و آنها اين اطلاعات را صائب نشناسند. خيلي از اطلاعات ممكن است مفيد و موثر نباشد چرا كه احتمال دارد با ديدگاه جهاني و ايدئولوژي دريافت كنندگان آن در تعارض باشد. در كشورهاي در حال توسعه، اطلاعات اصولي لازم براي تصميمات صحيح وجود ندارد و بايد توسط كارمندان و نمايندگان مجلس (نه هسته هاي متفكر) جمع آوري، تحليل و تنظيم شود.
در سياست، اطلاعات به معناي قدرت نيست مگر اينكه در شكل صحيح و در زمان درست به كاربرده شود. دولتها و سياستمداران مدام در حال صيد لحظه ها هستند چرا كه نيروهاي اجتماعي و سياسي و بحرانها فرا مي رسند وآنها در مقابل بايد اقدام لازم را بعمل آورند. دولتمردان در هر موردي سريعا بر اساس اطلاعات در دسترس تصميم مي گيرند. اين اطلاعات هميشه آنها را به سوي سياستي منطقي و عقلايي رهنمون نمي سازد. خلاصه اينكه ، سياستمداران و آنهايي كه علاقه مند فرايند سياستگزاري هستند، اطلاعاتي راجلب مي كنند كه قابل فهم، قابل اعتماد، قابل دسترس و مفيد باشد.
منابع بالقوه زيادي براي عرضه اطلاعات از جمله واحدهاي دولتي، محققين دانشگاهي، مراكز تبليغاتي، بنگاههاي مشاوره و آژانسهاي بين المللي وجود دارند. اما در اقصي نقاط جهان سياستمداران و كارمندان دولتي به طور فزاينده اي بر گروههاي تخصصي خيلي از نهادها جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي خويش مراجعه مي كنند. سازمانهاي مستقل تحقيقاتي و تحليلي كه عموما با عنوان هسته ها شناخته مي شوند، احتياجات سياستمداران به اطلاعات و تحليل هاي ضابطه مند و مربوط به سياست را برآورده مي كنند. ضرورتهاي اطلاعاتي منجر به ايجاد اولين هسته ها – موسسه بزرگ براي امور بين المللي (1920)، بنياد كارنگي براي صلح بين الملل، موسسه كلل براي اقتصاد جهان ، موسسه بروكينگز (1916)- در آغاز قرن بيستم گرديد و اكنون به عنوان نيروهاي اوليه در گسترش و تكثير سازمانهاي تحقيقاتي نقش بازي مي كند. جنبش جامعه مدني موجب ارتقاء اهميت منافع ومزيت هسته ها مي گردد. در اينصورت هسته ها بعنوان منبع بي بديل اطلاعات پيرامون موضوعات ملي، منطقه اي و بين المللي مطرح مي گردند.
هسته ها در اين راستا به مثابه منتقديني بالقوه از سياست هاي دولت ملي و سازمانهاي بين المللي عمل كرده و سعي دارند ايده اي مستقل از دولت ارايه كنند.
در قرن بيستم هسته هاي مستقل سياست عمومي كه تحقيقات گسترده اي انجام داده و راهنماييهاي عمده اي به سياست عمومي عرضه كرده اند، در يك قالب سازماني بودند كه در ايالات متحده و تا حدي كم در كانادا و اروپاي غربي ظاهر شدند. اگر چه در ژاپن هم براي مدتي، هسته هايي بودند ولي از عدم استقلال رنج بردند و تا حد زيادي وابسته دولت، وزارتخانه ها و شركتها بودند. هسته ها بطور واقعي در اقصي نقاط جهان در دهه 1980 به تبع جهاني شدن، پايان جنگ سرد و پديد آمدن مشكلات و مسايل فراملي، گسترش پيدا كردند. دو سوم هسته هاي امروزين بعد از دهه 70 تاسيس شدند و بيش از نصف آنها از دهه 1980 شكل گرفته اند. تاثير جهاني شدن برخيزش هسته ها در بعضي مناطق مانند افريقا ، اروپاي شرقي، آسياي مركزي و بعضي بخشهاي آسياي جنوب شرقي تاثير به سزايي داشت. در اين مناطق، تلاش ضابطه مند جامعه بين الملل در راستاي حمايت از شكل گيري سازمانهاي تحقيقاتي مستقل حوزه سياست عمومي وجود داشت. بررسي هاي اخير توسط موسسات تحقيقاتي نشان مي دهد كه هسته ها و برنامه جامعه مدني در اين مناطق در 10 سال اخير ايجاد شده اند. همكنون بيش از 4500 نهاد اينچنيني در دنيا وجود دارد. خيلي از هسته ها در عصر جنگ سرد شكل گرفته اند كه از لحاظ مطالعاتي بر امور بين الملل، مطالعات امنيتي و سياست خارجي متمركز هستند.
هسته ها تقريبا در هركشوري كه بيش از يك ميليون جمعيت داشته باشد و يا با كمبود آزادي فكري و روشنفكران مواجه نباشد؛ وجود دارند. در خيلي از دوره هاي قرن اخير، اكثريت عظيمي از هسته ها در ايالات متحده پديد آمده اند اما اكنون براي اولين بار ، تعداد هسته ها از ايالات متحده بيشتر مي شود. هسته ها در نظامهاي سياسي متعددي فعاليت دارند، آنها در ارتباط با فعاليتهاي مربوط به حوزه سياسي كار مي كنند و شكل دهنده نهادهايي هستند كه قالب و شكل سازماني متفاوتي دارند. اگر چه همه هسته ها يك كاركرد اصولي مشترك – انتقال علم و مهارت به فرايند سياست پردازي – دارند اما همه آنها وضعيت و استقلال مالي، فكري و حقوقي همساني ندارند.
چالش اساسي كه هسته ها با آن مواجه هستند چگونگي حفظ استقلال آنهاست. بنابراين آنهادر مقابل قدرت راستگو هستند.
من براي لحاظ اختلافات و تفاوتها در سيستم هاي سياسي و جامعه مدني اين تقسيم بندي را تنظيم كرده ام. اين تقسيم بندي تلاش دارد يك مجموعه اي از هسته ها كه در سراسر جهان يافت مي شوند را بدست دهد.
تيپولوژي هسته هاي متفكر مستقل و وابسته در مطالعات سياست
عمومي:
شكل سازماني
|
تاريخ تاسيس
|
سازمان
|
حزب سياسي
|
1964
|
بنياد كونارد ادنور(آلمان)
|
حزب سياسي
|
1990
|
بنيادحارس (فرانسه)
|
حزب سياسي
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1998 موسسه سياسي ترقي خواه(افريقا)
دولت 1989 موسسه توسعه چين(PRC)
دولت 1984 دفتر مطالعات سياسي و بين المللي (ايران)
دولت 1914 مركز تحقيقات كنگره(امريكا)
نيمه دولتي 1983 موسسه مطالعات استراتژيك و بين المللي ()
نيمه دولتي 1971 موسسه توسعه كره
نيمه دولتي 1968 مركز بين المللي وودرو براي محققين (امريكا)
مستقل 1947 موسسه پاكستاني امور بين الملل(پاكستان)
مستقل 1990 موسسه مطالعاتي امنيتي (آفريقاي جنوبي)
مستقل 1981 موسسه اقتصاد بين الملل(امريكا)
نيمه مستقل 1978 موسسه اتحاديه تجاري اروپايي (بلژيك)
نيمه مستقل 1988 موسسه تحقيقاتي ن.ال.آي(ژاپن)
نيمه مستقل 1990 مركز اطلاعات دفاعي(امريكا)
وابسته به دانشگاه 1974 موسسه سياست خارجي دانشگاه هاكتپ(تركيه)
وابسته به دانشگاه 1979 موسسه روابط بين الملل(برزيل)
وابسته به دانشگاه 1919 موسسه هوور براي جنگ، انقلاب و صلح، دانشگاه استانفورد (امريكا)
در امريكا مي توانيم سازمانهاي تحقيقاتي متنوعي بيابيم كه روي سياست عمومي مطالعه مي كنند در حاليكه بقيه نقاط دنيا تمايل دارند هسته هايي با اهداف محدود و تنوع و تعدد محدود داشته باشند. هسته ها در خارج از ايالات متحده امريكا ذيل سه قسم مي گنجند:
1. وابسته به دانشگاه
2. وابسته به دولت
3. وابسته به احزاب سياسي، آنها در پي كسب سطحي از استقلال كه هسته هاي امريكايي از آن بهره مند هستند؛ نيستند. فارغ از ساختار هسته هاي متفكر بايد اذعان داشت كه آنها به بخش دايمي صحنه سياست تبديل شده اند و بعنوان بخشي منسجم از فرايند سياسي خيلي كشورها به شمار مي آيند. هسته ها كاركردهاي مختلفي را ايفا كرده اند . از جمله : 1. انجام تحقيقات و تحليل پيرامون مسايل سياست 2. طرح و عرضه راهنمايي و مشاوره پيرامون مسايل اضطراري حوزه سياست 3. ارزيابي برنامه هاي دولت 4. تفسير و توضيح سياستها براي بخش رسانه ها و مطبوعات و تسهيل فهم عمومي از سياست و در نتيجه كسب حمايت مردم 5. فراهم آوردن شبكه هاي كاري موضوعي درباره سياست. شبكه هايي كه بازيگران سياسي متعددي را بطور موقتي درباره مسايل و موضوعات خاص سياسي گرد هم مي آورد 6. فراهم آوردن و تامين پرسنل كليدي دولت.
در حالي كه دولت به ظهور هسته هاي متفكر به عنوان كالايي نامرغوب نگاه مي كند با وجود اين آنها تاثير مثبتي بر فرايند سياست مي گذارند. اين تاثيرگذاري در كشورهاي در حال توسعه نيز مشهود است كه هسته ها به تغيير و تحول دامن زده و به تحول دور نماي سياسي جامعه كمك نموده و موجب شكل گيري جامعه مدني رو به رشد مي شوند. اگر چه سنتهاي تاريخي وسياسي در ساير نقاط جهان ، تفاوتهاي عمده اي با امريكا دارد و هر كشوري مسايل و نيازهاي سياسي خاص خود را دارد اما بعضي درسهاي مفيد از تجربه امريكا آموختني و فراگرفتني است. فرهنگ حامي هسته هاي متفكر در امريكا با سنتهاي عصر ملت سازي امريكا يعني تفكيك بين قواي سه گانه، احزاب سياسي ضعيف، تعهد و علاقه عمومي به استقلال و آزادي،و وجود مقامات دولتي و منتخب مردم در اعتماد به بخش خصوصي جهت مواجهه با مشكلات و جلب حمايت براي دولت پيوند دارد. اين عوامل با تلفيق و تركيب با يكديگر زمينه را براي ورود تحليل گران سياسي، ايدئولوگ ها و صاحبان انديشه به بازار انديشه فراهم آورده و به فرايند سياست پردازي كمك مي كند. سرانجام اينكه هسته ها بدين دليل رشد يافته اند كه كارهايي مي توانند بكنند كه بوروكراسي دولتي توان انجام آنرا ندارد.
ويژگيهاي هسته هاي متفكر
1. نسبت به دولت آينده نگر تر هستند چرا كه دولت محيطي است كه خلاقيتهاي فكري و تلاشهاي شالوده شكنانه كمتر مورد حمايت و تشويق قرار مي گيرد.
2. دستور كاري جامع براي سياست عرضه مي كنند در حالي كه دولت با توجه به محيطي امنيتي و ارتقاء امنيت و با توجه به رويه هاي عملي استاندارد خاصي عمل مي كنند.
3. همكاري بين گروههاي مختلف محققين بر پايه هدفي مشترك را تسهيل مي كنند. هسته ها هيچگونه منافع دايمي در هيچ حوزه اي ندارند. علاوه بر آن، آنها به تركيب و امتزاج موضوعات روشنفكري كمك مي كنند. تركيب و اتحادي كه با دوري از موانع بوروكراتيك حاصل مي شود.
4. بهتر از دولت قادرند تحقيقات مربوط به حوزه سياست را در داخل دولت، نخبگان سياسي، رسانه ها و عموم مردم منتشر كنند.
5. بهتر از دولت با طبيعت پيچيده و متعارض موضوعات سياست جهاني مواجه مي شوند
6. بهتر مي توانند با صاحبان نفوذ در فرايند سياستگزاري مواجه شده و يا همكاري كنند.
7. موجب پيوند فرايندهاي سياسي با عرصه توليد علم و سياست مي شوند.
8. بهتر از دولت ابزارهاي اجرايي را ترسيم مي كنند چرا كه دولت بدليل بخشهاي مختلف و حوزه هاي تخصصي، فاقد اجماع و يكپارچگي هستند.
برخلاف تلاش برخي سياستمداران و محققين در جهت زير سوال بردن قابليت انتقال بالقوه سبك هسته هاي متفكر امريكايي بر ساير نقاط جهان، خيلي از سياستمداران و گروههاي جامعه مدني از اقصي نقاط جهان تلاش كرده اند هسته هاي مستقلي جهت كمك به انديشه سياست و حكومت بوجود آورند.
بنابراين قابل انتقال بودن مدل موسسه بروكينگز، شركت راند و بنياد هريتج به ساير كشورها (با فرهنگهاي سياسي متفاوت) محل بحث و نزاع است. در نياز و تمايل به كپي برداري از موسسات مستقل و تاثيري كه اين موسسات بر سياست دارند، شكي نيست. بين المللي كردن جنبش هسته هاي متفكر توسط جامعه بين المللي و بنيادهاي خصوصي در امريكا، ژاپن و امريكا مورد تشويق و حمايت قرار گرفته است. بين المللي شدن جريان سرمايه، بين المللي شدن كارشناسان هسته ها را با خود به همراه داشته است. برنامه هاي موسسه بروكينگز، بنياد كارنگي، موسسه ملي توسعه تحقيقات، مركز بين المللي ويلسون براي محققين، بنياد تحقيقات اقتصادي اطلس و ساير سازمانها فرصتي براي كارشناسان هسته ها و دانشگاههاي ديگر در كشورها و اقتصادهاي در حال توسعه فراهم مي آورند تا گرد هم آيند و با همتايان خود از سراسر جهان، پيرامون موضوعات بين المللي به تبادل اطلاعات بپردازند. آنها بدين طريق ياد مي گيرند كه چگونه بطور عملي يك سازمان مستقل سياست عمومي بوجود آورند.
هسته هاي ايالات متحده فعالانه مشغول صدور محققين و تحليلها و يافته هاي علمي و ساختارهاي سازماني خويش به ساير كشورها بوده اند. موسسه «آربن» ،بنياد هريتج، موسسه تحقيقات سياست خارجي و موسسه هادسون، مطالعه خويش را پيرامون تحليل سياست در افريقا، آسيا، اروپاي شرقي وشوروي سابق گسترش داده اند. موسسه آربن ، كارنگي و هريتج تا حالا به سمت ايجاد شعبه هاي فراملي و جهاني حركت كرده اند. توسعه سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي ، تاحدي وسيع، گستره و اثر بخشي همكاري بين نهادها و محققين را گسترش داده است. تبادلات دو جانبه و چند جانبه بطور روزمره انجام مي شود و توسعه تكنولوژي به كاركنان هسته ها اجازه مي دهند كه به نحو موثري عمل كرده و با اقصي نقاط جهان ارتباط برقرار كنند. اينترنت ، هسته هاي سراسر جهان را قادر مي سازد كه با يكديگر ارتباط داشته باشند در حاليكه اين ارتباط تا سالهاي اخير قابل تصور هم نبوده است.
مناظره ها، كنفرانسها و دعواهاي علمي اكنون بر صفحه علمي اكنون بر صفحه شبكه گسترده جهاني انجام مي شود. پروژه هاي تحقيقاتي كه مبتني بر همكاري محققين بيش از 20 كشور جهان را گرد هم مي آورد، يك سكوي مشتركي به شمار مي آيند. اخيرا نهادهايي همچون برنامه سياست جهاني بنياد كارنگي، شبكه سياست جهاني سازمان ملل و … با هسته هاي متفكر سراسر جهان تشريك مساعي دارند. آنها تلاش دارند سياست خارجي دولتها را شكل داده و برنامه ها و اولويتهاي نهادهاي بين المللي را تحت تاثير قرار دهند. علاوه بر آن تعداد متعددي از شبكه هاي منطقه اي جهت رسيدن به هدفي مشابه در اروپا(شبكه سياسي انتقال، شبكه مجمع مطالعات سياسي اروپايي و شبكه مشاركت براي صلح )، آسيا (شبكه موسسه مطالعات استراتژيك و بين المللي مجمع ملتهاي آسياي شرقي)، آفريقا (شبكه بنياد ارتقا وظرفيتهاي آفريقا) و امريكاي لاتين (شبكه بنياد اطلس) سازمان دهي شده است.
رشد و گسترش سازمانهاي تحقيقاتي سياست عمومي در طول دو دهه اخير يك كار انفجاري بود. در اين مدت نه تنها تعداد آنها گسترش يافت بلكه گستره و تاثير گذاري كار آنها نيز به نحو گسترده اي ارتقاء يافت. اكنون پتانسيل هسته ها در حمايت و نهادينه كردن دولتهاي دموكرات و جامعه مدني در سراسر جهان و انرژي كه در سازمانهاي مطالعات سياست عمومي در هر منطقه اي از جهان وجود دارد. اين يك موضوع اساسي است كه وزارت خارجه امريكا و ساير آژانسهاي بين المللي دولت امريكا (واحدها و سازمانهاي مرتبط با سياست خارجي) براي كار با هسته ها اقدامات جدي به عمل مي آورد تا به شبكه جهاني موسسات فكري كمك كنند. موسساتي كه مرزهاي نظامي،سياسي و فيزيكي را به يكديگر پيوند داده و در راستاي يافتن راه حلهايي براي مشكلات جهاني عصر حاضر اقدام مي كنند.
|