کانال ماهواره ای «الحره»
ایالات متحدة آمریکا در ماه مارس 2004 میلادی بطور رسمی آغاز بکار کانال ماهواره ای «الحره» (آزاد)را به زبان عربی اعلام نمود که بعد از راه اندازی رادیو«صدای آمریکا» در سال 1942 میلادی بعنوان بزرگترین پروژة اطلاع رسانی جهت کشورهای عربی به حساب می آید، رئیس ادارة خاورمیانه در هیأت امنای پخش این کانال تلویزیونی، «نورمان بایترز» می گوید: «کانال الحره چشم انداز نوینی را به بینندگان خود در خاورمیانه تقدیم می نماید و ما معتقدیم که خواهد توانست مفهمومی متمدنانه و توأم با احترام را به نحو بهتری ارائه دهد، یکی از بخشهای مهم رسالت راه اندازی کانال ما اینست که این شبکه مثال واضحی از مطبوعات آزاد آنهم به طریقه آمریکایی باشد و همچون پرتویی از نور در جهان اطلاع رسانی که هیجان و تشویش بر آن حاکم است بدرخشیم»، مدیر اخبار این شبکه موفق حرب نیز می گوید: «تلاش بر اینست تا معیارها و ملاکهای طلایی در این حرفه ایجاد کنیم که دیگران از ایجاد آن ناتوان می باشند... بهترین فن آوری... بهترین کارگزاران، برنامه های ابتکاری ونو،بگونه ای که دیدگان را به خود جلب نماید، شعار ما برای تحقق چنین امری، آزادی و دمکراسی است... ما خواهیم آمد».
امّا پس از حدود دو سال از آغاز بکار این شبکه این سئوال مطرح می شود که: آیا این شبکه توانسته است یک اطلاع رسانی آمریکایی متمایز از دیگران به زبان عربی ارائه کند؟ آیا در امر ایجاد تفاهم بین عربها و آمریکائیها کمکی ارائه کرده است؟ آیا توانست در این مدت به سوء تفاهم ها و تبلیغات منفی و ضد آمریکایی موجود در شبکه اطلاع رسانی کشورهای عربی پاسخ دهد؟ آیا توانست به مسئله دمکراسی درمنطقه خاورمیانه کمکی ارائه دهد؟ آیا توانست بعنوان یک وسیلة اطلاع رسانی قوی با شبکه های عربی همچون الجزیره یا العربیه رقابت نماید؟ و کمترین چیزی که از یک کانال ماهوراه ای آمریکایی میتوان توقع داشت اینکه آیا توانست بدون تأثیر و یا فشار سازمانهای عربی و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی آنها کار کند؟ متأسفانه پاسخ تمامی این سئوالها چیزی به جز «خیر» نمی باشد، شبکه «الحره» در این مدت موفق نشد هیچکدام از اهداف مورد نظر را محقق سازد و از ارائه یک تصویر صورتی رنگ(به تعبیر آقای باتیز) ناکام ماند که دلیل اساسی و مهم آن به گروه عرب شاغل در این کانال به سرپرستی موفق حرب باز می گردد.
آمریکائیها در این مدت به این گروه اختیارات وسیعی که لیاقت کسب آن را نداشتند اعطا کردند و متأسفانه از این اختیارات بگونه ای نادرست بهره برداری نمودند بطوریکه باعث شد تا تصویر منفی از آمریکا و توانایئهای آن در خصوص تولید اطلاع رسانی رقیب با سایر شبکه های عربی ارائه گردد. کانال «الحره» به اعتقاد بسیاری، یک کانال آمریکایی به حساب نمی آمد بلکه یک کانال عربی بود که بدی اطلاع رسانی عربی و مسائل پیرامون آن را انعکاس می داد.
پژوهشگر مؤسسة مطالعاتی بیکر آقای مأمون فندی می گوید: «چنین به نظر می رسد که کانال الحره با شبکه های اطلاع رسانی عربی دسیسه کرده اند، این کانال سرزمین عربی را به عربها ارائه داد امّا چیزی از آمریکا به آنها معرفی نکرد و به هیچ وجه منعکس کنندة حجم اطلاع رسانی، فرهنگ و ارزشهای آمریکایی نمی باشد بلکه تصویری صرف از تبلیغات و اطلاع رسانی عربی می باشد».
هنگامی که درمنطقه خاورمیانه از متخصصان امر اطلاع رسانی جویای رأی آنها در خصوص این شبکه شدیم با این پاسخ ها روبرو شدیم: «خسته کننده، کسل کننده و کند در عمل، تنبل و کم تحرک، خشک، بدون جاذبه، بدون روح، تصویری همچون کانال الجزیره، فاقد حرفه ای گری، عاجز از اثبات هویت خود بعنوان یک کانال آمریکایی، عدم توانایی جهت اشباع نیازهای شهروند عرب برای شناخت مسائل، عدم ارائه سخنی تازه به جامعه، کارگزاران آن از دست اندرکاران درجه سوم انتخاب شده اند، به یک کانال محلی لبنانی بیشتر شباهت دارد تا یک کانال آمریکایی، بر آن افرادی برجای مانده از جنگ داخلی لبنان سیطره پیدا کرده اند که بر همان نظرها و ایدئولوژیها مانده اند آنهم در کنار مجموعه ای از کارکنان تلویزیون رسمی راکد و امنیتی مصر متعلق به صفوت شریف، حتی سردبیر روزنامه«الشرق الاوسط» طارق حمید آن را «خطای واشنگتن» قلمداد کرد وی شکست الحره را متوجه گروه عرب شاغل در آن می داند و می گوید: «تصمیم واگذاری الحره به یک گروه عرب همانند خطایی بود که پل بریمر با منحل کردن ارتش در عراق مرتکب شد، چنین مؤسسة اطلاع رسانی بزرگی در دستان عربها مانند این است که یک هواپیمای کاملاً پیشرفته را بدست محمد عطا بسپاری، کسی که دستگاه اطلاع رسانی آمریکایی را بشناسد و در واشنگتن کار کرده باشد با نگاه کردن به برنامه های ماهواره ای در چنین سطح دچار صدمة روحی خواهد شد، آنچه که در نهایت توقع نداشتیم این بود که واشنگتن کالای نامرغوب خودمان را به خودمان بفروشد»
تحلیلگر سیاسی روزنامة الاهرام«سلامه احمد سلامه» در مصاحبه با رویترز می گوید: «کانال الحره را خیلی خسته کننده می بیند اضافه بر اینکه تا به حال به کسی برخورد نکرده است که از این کانال اظهار خشنودی بنماید».
سفیر سابق آمریکا و کارشناس دیپلماسی «ویلیام روگ» در مصاحبه با روزنامة فاینشنال تایمز می گوید:«بینندگان، شبکه الحره را یک کانال کاملاً لبنانی می دانند که از حیث کیفیت متوسط بوده و شکل و شمایل لبنانی به خود گرفته است و منعکس کننده ویژگیهای دست اندرکاران و شاغلین در آن می باشد».
سعد الدین ابراهیم مدیر مرکز مطالعات ابن خلدون نیز می گوید:«کسانی که از ابتدا با این کانال مخالف بودند راحت شدندونفس تازه ای کشیدند، چرا که این کانال نتوانست جلب توجه نماید و آنانی که توقع داشتند این کانال را بعنوان یک شبکه آمریکایی آزاد و لیبرال مشاهده کنند دچار نوعی صدمه و نا امیدی شدند، مجموعه عربی که الحره را رهبری و هدایت کرد در کار خود موفق نشان نداد من توقع داشتم که این شبکه در حدواندازة سی.ان.ان عربی ظاهر شود چرا که شاغلین در شبکه سی.ان.ان اغلب از حیث هدایت و برنامه ریزی آمریکایی هستند و در صورت نیاز از تجارب غیر آمریکایی ها هم بهره می برد توقع آن می رفت که برای الحره هم این داستان رخ دهد بخصوص اینکه بودجة بسیار خوبی برای آن در نظر گرفته شده بود و مقر اصلی آن واشنگتن که همانا مقر سیاستگذاری آمریکاست تعیین شده بود در آنجا هر لحظه و هر دقیقه، بلکه هر ثانیه یک رویداد خبری رخ می دهد که جهان می تواند شاهد آنها باشد و عربها نیز بدنبال شناخت آن مسائل می باشند بعنوان مثال، با اینکه در شبکه الحره از حیث امکانات همه چیز در اختیار شان هست امّا می بینیم که دو شبکه تلویزیونی الجزیره و العربیه توانست به مراتب بهتر از شبکه الحره انتخابات آمریکا را پوشش خبری دهند، حتی یکبار از یکی از هم ولایتی های خود در حومة قاهره در مورد الحره سئوال کردم در پاسخ به من گفت که شبکة خشک، بی روح و سنگینی است».
میتوان دلایل ناکامی و عدم موفقیت این کانال را به شرح ذیل تقسیم نمود:
ـ دلایل مربوط به کارگزاران کانال:
اول: عدم مهارت شاغلین عرب در کانال:
اکثریت شاغل در کانال الحره نسبت به همتایان خود که در کانالهای موفق عربی شاغل هستند از مهارت کاری پائینی برخوردار هستند، اکثر آنها نه دارای تجربه می باشند و نه از درایت و فهم سیاسی بالاخص در امور و مسائل آمریکایی برخوردار می باشند همچنین اغلب آنها توانایی تکلم به زبان انگلیسی را دارا نمی باشند، چگونه یک مجری که از آمریکا اطلاعات چندانی در دست ندارد می تواند آن را به عربها معرفی نماید البته ما بر آن نیستیم که بین آنها و سطح مجریان آمریکایی مقایسه ای بعمل آوریم چرا که هیچ ربطی به همدیگر ندارد.
این امر باز می گردد به نحوة انتخاب و بکارگیری شاغلین در این شبکه که بر عهدة مدیر عرب اخبار آن یعنی موفق حرب گذاشته شده است، هشام ملحم چهرة رسانه ای لبنانی الاصل در واشنگتن می گوید:«در انتخاب افراد هیچ نظارتی وجود ندارد، و این مرد(حرب) به تنهایی افراد را انتخاب می کرد و رتبة کاری آنها را تعیین می نمود و با حمایت نورمن باتیزوکینیث تامیلنسون این کار را انجام می داد»، این اختیارات وسیعی که به حرب داده شد به اضافة مهارت پائین وی در امر اطلاع رسانی باعث گردید تا این مؤسسه از اساس بگونه ای نادرست بنا نهاده شود، همانطوریکه محلل سیاسی سلامه نعمات می گوید:«موفق حرب یک روزنامه نگار درجه سوم به حساب می آمد از اینرو در بکارگیری نیرو از روزنامه نگاران درجه چهارم استفاده کرد که اغلب آنها زبان انگلیسی را هم نمی توانستند تکلم کنند و از مسائل خاورمیانه هم زیاد سر در نمی آوردند بگونه ای که در میان آنها یک نیروی مطرح از خاورمیانه نمی یابی».
مأمون فندی نیز می گوید: «در گزینش افراد هیچگونه قانونی که بر سایر شبکه ها حکمفرماست وجود نداشت و همچون کمیته شبکة رادیویی الشرق الاوسط که شبکه های بی ضابطه ای را اداره می کرد و نیازمند یک نظارت جدی بود، الحره نیز همانند آن تحت مدیریتی کاملاً فاسد و بدست یک دیکتاتور کوچک اداره می گردد».
سمیر الدوملیحی مدیر سابق اخبار در رادیو سوا که به حرب در تأسیس الحره کمک کرده است می گوید:«حرب برایش مهارتهای شغلی و حقیقی معنایی ندارد».
حقیقتی که به آن رسیدیم این است که حرب از استخدام و بکارگیری نیروهای ماهر و مشهور بیزار است چرا که جایگاه وی را در کانال متزلزل خواهند کرد، به هنگامی که مجری یک برنامة سیاسی آنهم بمدت یکسال در کانال الحره بودم دریافتم که سطح مهارتهای شغلی در آن بسیار پائین است و پس از یک ماه این مطلب را به یکی از مسئولان پخش گوشزد کردم که این کانال چنانچه بخواهد بدینگونه ادامه دهد و از این نیروهای ضعیف استفاده نماید محکوم به شکست خواهد بود، حرب از همان ابتدا با اعطای یک برنامه به من مخالفت نمود و در دیداری که با او داشتم به من گفت که تو شخصیتی معروف وتحلیلگر سیاسی قوی در واشنگتن به حساب می آیی امّا تا شش ماه از اعطای کار به من طفره رفت تا اینکه از سوی یک مسئول آمریکایی دستور دریافت کرد. سعدالدین ابراهیم معتقد است که «کانال بدلیل پائین بودن مهارتهای شغلی در آن،شکست خورد و ازارائه مسائل و گفتگوهای عربی آمریکایی یا پوشش رویدادهای آمریکا بصورت عالی و درجة یک ناکام ماند».
سلامه نعمات نیز می گوید:«توقع داشتم که الحره درهای جدال و گفتگوی حقیقی را به روی مسائلی همچون زیر پا گذاشتن حقوق بشر عربی، پیرامون سیاستهای سر کوبگرانه در کشورهای عربی و پیرامون فساد و غارت ثروتهای ملی از سوی حکومتها بگشاید، توقع داشتم که این کانال تمامی بت ها و خطوط را پشت سر بگذارد امّا وقتی تا این حد پائین آمد که به یک کانال در حد روابط عمومی و راضی کنندة سازمانهای مختلف عربی تبدیل شد دچار نا امیدی شدم».
هر چه الحره انجام داده است همانا ارائه برنامه هایی است که کانالهای الجزیره و العربیه پخش می کنند با همان میهمانان و همان سیاق، پس می توانیم بگوئیم که الحره نسخة مسخ شده ای از کانالهای ماهواره ای عربی است.
دوّم ـ ناتوانی:
وقتی مهارت، دیدگاه، برنامه ریزی و انضباط در بین نباشد؛ ناتوانی، مصلحت گرایی و ارتباطات شخصی بر محیط کار خیمه خواهد افکند و این دقیقاً همان چیزی است که بازرس ویژه وزارت امور خارجه در گزارش ارزیابی سال اول فعالیت شبکه اظهار داشت هنگامی که گفت:«عدم نظارت واحد و یکپارچگی در ملاک تعیین و استخدام کارکنان و عدم ارائه گزارش در خصوص عملکرد آنها،...» ، مدیریت کانالی که باید خود مبلغ دمکراسی در خاورمیانه باشد بدست یک دیکتاتور سپرده شده که بر همه چیز سیطره پیدا کرده است وی تنی چند از دوستان خود را در سمتهای مهم و رتبه های بالا و بدون در نظر گرفتن توانائیهای آنان منصوب کرده است و در مورد همه امور دخالت می کند در نوع برنامه، میهمانان مدعو و تعیین میزان حقوق سالانه، وی به تنهایی و بدون هر گونه ملاک شغلی یا قانونی دست به استخدام نیرو می زند و در نبود و غیاب کامل نقش آمریکائیها کانال را اداره می کند بگونه ای که گویی ملک شخصی وی و مجموعة دوستانش می باشد همچون هر دیکتاتورفاشیست عربی، دشمنی ها و مواضع وی بر تمام مسائل کانال تأثیر می گذارد، آیا قابل تصور است که مدیر برنامه ها هیچ آشنایی با مسائل سیاسی ندارد و تنها تجربة وی کارگردانی در شبکه لبنانی MTV است که تعطیل شد، وی کانال را ترک نمود تا به شرکت لبنانی کوانتم برود شرکتی که متهم به روابط فاسد با مسئولین الحره می باشد، آیا میتوان تصور کرد که دوست حرب بعنوان محلل سیاسی با حقوق سالانه هشتاد هزار دلار استخدام گردد تا هفته ای فقط 5 دقیقه صحبت کند و هر آنچه که آمریکایی است را بگونه ای سطحی و ناپسند تحلیل نماید، آیا کسی می تواند تصور کند که به مجریان و گزارشگران این کانال در بیروت و دبی که مدتی است حتی تصویر آنها پخش نشده است حقوقهای گزاف و غیر قابل باور پرداخت می شود.
به غیر از اینکه این شخص از سیاستهای نژاد پرستانه آشکاری استفاده می کند بگونه ای که استیون پیتز وکیل دعاوی در مصاحبه با آمریکن پروسپکت اظهار داشت: «ما میدانیم که حرب سیاست نژاد پرستانه در مسئله انتخاب پرسنل شبکه اتخاذ نموده است حتی در امر برخورد با گزارشگران عربی که دارای تجربه و خبره هستند و همة آنها دارای شناسنامة آمریکایی نیز می باشند امّا وی از کارکنان کوچک و کم خبره و غالباً لبنانی استفاده کرده است»، در حالیکه رئیس جمهور آمریکا جرأت نمی کند به یک کارمند کوچک خود بگوید که مثلاً چه ساق پای زیبایی دارد، آنچه که در مورد مسائل ضد اخلاقی و روابط جنسی موجود در درون این شبکه شنیده شده است ما را در مقابل وضعیتی قرار می دهد که هیچکس نمی تواند پذیرای آن باشد.
اگر فرصت آن را پیدا کنی که از شبکه تلویزیونی الحره دیدار کنی آخرین چیزی که ممکن است به آن فکر کنی آن است که تو در آمریکا هستی چرا که این شبکه قطعه زمینی است از یک دولت عربی که در همة امور فساد در آن بیداد می کند حتی میهمانان این برنامه هم می شنوند که حرب نمی خواهد از مأمون فندی، فوأد عجمی، شبلی تلحمی، ولید فارس، دانیل باریس در شبکه استفاده نماید اخیراً به این اسامی مجدی خلیل و سلامه نعمات نیز اضافه شده اند.
تلاش فراوانی کردم تااینکه با دعوت ولید فارس و همچنین دانیل بابیس تنها برای چند دقیقه آنهم در برنامه ای مربوط به گروههای اسلامی موافقت کردند این در حالیست که تنها از یک شخصیت فرهنگی مصری برای یک برنامة گفتگویی در خلال کمتر از یکسال بیش از پنج ساعت دعوت بعمل آمد چرا که وی از سوی شخصی که در دفتر لیز چینی کار می کند سفارش شده بود و بدون در نظر گرفتن نیاز شبکه از وی استفاده گردید. یک چنین امری در کانالهای شخصی امرای کشورهای خلیج فارس هم دیده نمی شود.
سوم ـ آیا دستگاههای امنیتی کشورهای عربی در این کانال نفوذ کرده اند؟
در مقاله ای که پس از افتتاح کانال به زبان انگلیسی نوشتم ، شبکه را از سیطرة مخفیانه سازمانهای عربی برنامه ها و اهداف آن از خلال برخی از شاغلین در آن شبکه برحذر داشتم و اخیراً پژوهشگر نامدار عربی خانم هاله مصطفی درمقاله ای در واشنگتن پست چنین نوشته است : «وسایل ارتباط جمعی در مصر تحت کنترل دستگاههای امنیتی آن کشور می باشند که کانال الحره نیز از این مسئله مستثنی نمی باشد کانال ماهواره ای که تحت حمایت ایالات متحده است و ظاهراً باید اخبار آن بدون نظارت پخش شوند امّا از آغاز بکار این شبکه در مصر تحت کنترل و سیطرة مخفیانه دستگاههای امنیتی قرار گرفت و این حقیقت بطور آشکار در مقابل ناظران شبکه در واشنگتن قرار ندارد، دستگاههای امنیتی ارتباط تنگاتنگی با برخی از مدیران شبکه دارند و حتی بسیاری از گزارشگران را خود آنها انتخاب کردند حتی در دعوت از میهمانان برای برنامه ها حرف آخر را آنان می زنند نتیجة چنین امری این است که هر کسی با احتیاط در برنامه های عادی اظهار نظر می کند حتی ملاحظه می گردد که نظرات لیبرالی، صریح و متجدد همیشه با نوعی احتیاط بیان می شوند، قرار بود الحره تریبونی باشد سرشار از زندگی و آزادی امّا در ساخت عرصه ای واقعی برای ابراز آراء و نظریات متعادل ناکام و از رقابت با دو کانال الجزیره و العربیه بازماند»
آرست لیونین نیز چنین نوشت:«روابط دوستانه بین موفق حرب و سازمانهای عربی باعث گردید تا اخباری که از شبکه الحره پخش می شوند رنگ و بوی خاصی به خود بگیرند و بگونه ای بسیار ظریف اخبار قطر و تونس را منعکس می کردند چرا که پولا یعقوبیان همسر حرب بعنوان یک کارشناس اطلاع رسانی با دولت تونس همکاری می کرده است».
نکته عجیب این است که بعد از تمام این مسائل، به گفته لیوین، حرب موفق شد در برابر اعضای کنگرة داستانی از موفقیت عمل شبکه را به خورد شخصتیهای بزرگی که زبان عربی را نمی دانندبدهد تا توانست نمرة قبولی را کسب کند.
عجبیب تر اینکه مسئول ارتباطات کانال الحره خانم داری کلاین با جدیت تمام پاسخ سئوالات خبرنگاران را داده و از کانال مذکور و برنامه های آن بشدّت دفاع می کند این در حالی است که وی نه می داند که پیرامونش چه می گذرد و نه زبان عربی را می فهمد.
بعد از دخالتهایی که خانم هاله مصطفی از آن سخن به میان آورد جای بسی تعجب است که موفق حرب در برابر کمیته تحقیق کنگره آمریکا ادعا می کند که شبکه الحره توانسته است ورای اختلافات موجود در جهان عرب گام بردارد و وظایف خود را بدور از این مسائل به خوبی انجام دهد از اینرو توانست در مسئله پوشش خبری انتخابات مصر موفق تر از کانالهای العربیه و الجزیره عمل کند.
بد نیست بدانید که گزارشگر کانال الحره در واشنگتن نامه ای را برای روزنامه الاهرام مصر ارسال کرد و در آن بشدت از سعد الدین ابراهیم انتقاد می کند که از حسنی مبارک بخاطر عدم اجازة شرکت مصریهای مقیم خارج در انتخابات انتقاد کرده است، این گزارشگر در نامة خود آورده است:«قصد داشتم چند دستگاه اتوبوس اجاره نموده و ضمن جمع کردن تعداد قابل توجهی از هم میهنان خود به مقر سفارت بروم تا یک کلمه به کسی که عمر خود را صرف خدمت به مصر نمود بگوئیم و آن آری به حسنی مبارک برای مصر می باشد... آری به مردی که جایگاه بین المللی مصر را ارتقاء بخشید... ما در ترسیم آینده کشورمان مشارکت می کنیم به جای آنکه بنام اصلاحات و تغییر کار شکنی کنیم ما که در خارج مقیم هستیم بخوبی می دانیم که برخی از مصر چه می خواهند».
آیا کسی مثل این شخص می تواند از طرح آمریکا برای اصلاح و دمکراسی نمودن منطقه خاورمیانه دفاع کند؟؟!!
اکثر شاغلین در این کانال از منطقه خاورمیانه می باشند و با عربها و منطقه عربی در ارتباط می باشندو بیشتر از آنچه که به ارزشهای آمریکایی و رسالت آمریکا جهت تأسیس این کانال ایمان داشته باشند به ارزشهای عربی و کشورهای منطقة خود ایمان دارند، در یکی از بخشهای خبری، مجری خبر کانال الحره گفت«آنچه که آمریکا نام تروریسم بر آن گذاشته است» که دقیقاً جمله ای است که در کانال الجزیره بکار می رود، سلامه نعمات تحلیل گر سیاسی، بخشی از یک گزارش خبری را ضبط کرده است که در آن انتحاریون حرکت حماس که خودرا در میان شهروندان عادی منفجر می کند را فعالان حماس خطاب کرده است.
مأمون فندی می گوید: «کسانی در کانال الحره هستند که بخاطر سقوط صدام حسین گریه کردند». اگر این امر را اضافه کنیم که بیش از نیمی از برنامه های سیاسی این کانال ازمنطقه خاورمیانه پخش می شود آیا مجری عربی که در آن منطقه زندگی می کند قادر خواهد بود از اهداف کانال الحره و رسالت آمریکا جهت اصلاح خاورمیانه حمایت کند.
امّا مهم تر از همة اینها مواضع خاص مدیر عربی کانال یعنی موفق حرب است که در همة امور مربوط به کانال تأثیر خود را گذاشته است که بعنوان مثال برخی از آنها را یاد آور می شویم:
* در اولین روز از پخش برنامه الحره، موفق حرب، رئیس لیبی معمر قذافی را تروریست اعلام می کند و با انجام مصاحبه من با او که هماهنگی لازم رابعمل آورده بودم مخالفت کرد چرا که وی قذافی را بدلیل ربودن امام موسی صدر دشمن خود قلمداد می کند، همچنین در خواست من جهت مصاحبه با بشار اسد رئیس جمهور سوریه را رد کرد، بعد ها متوجه شدم که وی نمی خواهد بشار اسد را در وضع فشار قرار دهد چرا که وی هم پیمان حزب الله است، البته اخیراً و پس از اینکه مسئولان آمریکایی موضوع را از مقالة انگلیسی من فهمیدند یک گزارشگر مصاحبه ای بسیار محتاطانه با قذافی انجام داد.
*در برنامه ای از جنبشهای اسلامی در جهان عرب که تهیه کنندة آن من هستم، موفق حرب با بیان نمودن حزب الله بعنوان یک سازمان تروریستی بر حسب تقسیم بندی آمریکایی مخالفت نمود و همچنین مخالفت خود را با وصف اینکه انقلاب ایران به ظهور پدیده تروریست در خاورمیانه کمک کرده است را اعلام نمود.
* موفق حرب با تکمیل برنامه من تحت عنوان «موروثی بودن حکومت در جمهوریهای عربی» مخالفت ورزید علی رغم اینکه با 9 نفر از کارشناس بین المللی که تعداشان به 25 نفر نیز می رسید مصاحبه کرده و آنها را آمادة پخش کرده بودم، به نظر می رسد مخالفت وی ترس از برانگیختن احساسات دوستان او در «سازمانهای مستبد عربی» بود.
*در کانال الحره چهار تهیه کنندة برنامه های سیاسی وجود دارند که مسئولیت طرح سئوالات و انتخاب میهمانان عرب را بر عهده دارند که سه نفر از انها از جنوب لبنان می باشند و مخالف قرار دادن حزب الله در گروه سازمانهای تروریستی می باشند که با این کار با قوانین آمریکا مخالفت نموده و بر اساس منویات خاص رئیس کانال عمل می کنند.
*موفق حرب خطاب به من گفت که نمی تواند سازمانهای عربی را بطور آشکارا مورد انتقاد قرار دهد چرا که اگر چنین امری مثلاً در مصر بوقوع بپیوندد آنگاه مبارک با وزیر خارجه تماس خواهد گرفت و از دست ما شکایت خواهد کرد بعد از آن مرا از سمتی که دارم عزل نموده و کسی نیز به حمایت من بر نخواهد خواست. آیا تا کنون شنیده اید که گزارشگر شبکه الحره در یک کشور عربی بازداشت شده باشد و یا کشوری علیه آنچه این کانال پخش کرده اعتراض نماید؟ جواب بطور حتم«خیر» است چرا که کانال صرفاً یک کانال تبلیغی است و اصلاً به مسائل مهم همچون کشف فساد، مبارزه با استبداد و حمایت از آزادیها و دمکراسی نمی پردازد حتی اکثر وسایل ارتباط جمعی کشورهای عربی از انتشار هر گونه نقدی در مورد الحره سرباز می زنند چرا که از یکسو کانال به اندازه ای ضعیف و غیر مؤثر می باشد و از سوی دیگر سازمانهای معلوم الحال عربی بر چنین کانالهایی سیطره دارند.
*موفق حرب در هنگام سخن گفتن با مسئولین آمریکایی از زبان دو گانه ای استفاده می کند وی تظاهر می کند که حامی ارزشهای آمریکایی و مصالح آنان می باشد امّا در عمل عکس آن را اجرا می کند، وی هنگام سفر به کشورهای خاورمیانه از سفارتخانه های آمریکا درخواست حمایت ویژه می کند تا چنین وا نمود سازد که جانش در خطر است و همیشه مورد سوء ظن می باشد که البته این خود یکی از روشهای تقیه گونه ای است که اتخاذ می نماید. از روز اول آغاز بکار شبکه، آقای حرب به موضوع توسعه کانال اهمیتی نداده و اصولاً دیدگاهی در این خصوص ندارد و تمام تلاش وی در این خلاصه می شود که رؤسای کنگره را قانع سازد که مناسب ترین گزینه برای مدیریت کانال می باشد.
*رؤسای حرب در واشنگتن، کینیث تاملینسون، دوست اوکارل روف، نورمن باتیز و دوست سناتور او بایدن موفق شدند با تشکیل یک لابی از شبکة مذکور و اشکالات وارد بر آن دفاع کنند و مانع انجام هر گونه تحقیق و تفحصی در مورد آن کانال شوند گویی که خارج از سیطره می باشد و محاسبة اوضاع و مدیریت آن ممنوع می باشد و ضمن حمایت کامل از موفق حرب هر گونه انتقادی از وی را رد کردند.
- دلایل مربوط به سوء مدیریت:
اول ـ فساد:
در گزارش مفصلی که روزنامه نگار مجلة امریکن پرسپکت«آرت لیوین» پس از ماهها تحقیق ارائه داد توانست از خلال آن موارد زیادی از فساد، تبذیر و سوء مدیریت در کانال الحره را کشف نماید کانالی که تا کنون موفق به دریافت حدود دویست میلیون دلار از اموال مالیات دهندگان آمریکایی شده است و قرار است مبلغ هشتاد میلیون دلار نیز از بودجه سال جاری را از آن خود کند.
آرت می گوید:«هزینه هایی که بطور مشکوک پرداخت شده اند پای برخی از شرکتها، کارکنان و پیمانکاران را به میان می کشد از مبالغ سنگینی که به برخی از کارمندان شیعه اصول گرا که فاقد هر گونه تجربه تلویزیونی نیز می باشند و قادر به تکلم به زبان انگلیسی نیز نمی باشند گرفته تا میلیونها دلاری که جهت قرار دادهای خرید به دوستان حرب در واشنگتن و بیروت پرداخته شده است، بالاتر از همة اینها قرار داد 10 میلیون دلاری است که کانال در بدو تأسیس بابت طرحهای کامپیوتری خود پرداخت نموده است این قرار داد فاقد هر گونه مصداقیت قانونی بوده چرا که از مجاری طبیعی یک مناقصه عبور نکرده از اینرو محکوم به شکست گردید، همچنین منتقدان به میزان حقوق مدیر اجرایی این شبکه که به بیش از 250 هزار دلار یعنی بیشتر از حقوق معاون رئیس جمهور دیک چینی می رسد نیز اشکال گرفته اند».
در گزارش آرت لیوین برخی از ارقام حیرت آور است بعنوان مثال: حقوق 80 هزار دلاری برای خانم حنان گریمورودوست همسر حرب ،ایلی الخوری یکی از دوستان حرب و شریک وی در شرکت ارتباطات کوانتوم برای پخش آگهی از کانال الحره 125 هزار دلار بدست آورده است ،هزینه نمودن 250 هزار دلار جهت راه اندازی پایگاه بدون فایدة الحره در اینترنت ،هزینه ای بالغ بر نیم میلیون دلار جهت کاری تعریف نشده تحت عنوان هماهنگی برنامه ها،اعطای یک و نیم میلیون دلار توسط موفق حرب به شرکت کاپیتال کامیونیکیشن به مدیریت آمریکایی لبنانی الاصل بنام کرم الیاس جهت انجام امور ترجمه،کسب 110 هزار دلار حقوق سالانه توسط ناظر شبکه الحره العراقیه که یک فرد شیعی و پرخاشجو است و از سابقه و تجربه کمی برخوردار بود و قادر به تکلم زبان انگلیسی نمی باشد وی در سخنانش به امام علی«ع» و حضرت محمد«ص» تکیه می کند و یکی از مجریان زن شبکه را بخاطر داشتن رابطه با دوستش قبل از ازدواج اخراج نموده است.
خلاصه گزارش آرت لیوین حکایت از آن دارد که کانال الحره غرق در فساد، سوء مدیریت، عدم کارآیی و پائین بودن سطح مهارتهای حرفه ای است و فعالیت آن به نفع مصالح سازمانهای عربی است نه آمریکا؛ این مطلب را ویلیام راگ سفیر سابق و کارشناس دیپلماسی کامل تر نموده و می گوید«مسائل تخلفات مالی و جانبداری برنامه ها از مصالحی خاص باز می گردد به عدم کنترل و محاسبه مناسب از سوی شورای سیاستگذاری شبکه که یک آژانس فدرالی می باشد و مسئولیت نظارت بر کلیة شبکه های آمریکایی را بر عهده دارد».
انحراف در کانال الحره به مسائل فساد مالی و انحرافات سیاسی ختم نمی شود بلکه به مسئله «سنجش افکار عمومی» نیز کشیده شده است، بگونه ای که یک شرکت ، بطور خاص مبادرت به «سنجش» می نماید و بگونه ای عمل می کند که مسئولان آمریکایی را قانع سازند که الحره توانسته اکثریت مخاطبین در خاورمیانه را جلب خود نماید.
آلوین سیدر معتقد است که با روش سنجش افکار عمومی جهت ارائه تصویری مثبت در خصوص مخاطبان در خاورمیانه بازی شده است چرا که سنجشی که از سوی الحره در مورد میزان مخاطبان و بینندگان این شبکه در عراق اعلام شده است 44 درصد می باشد. در صورتیکه یک سنجش مستقل همین موضوع را با 14 درصد مخاطب اعلام نموده است که فرق موجود بخاطر نحوة سئوالاتی است که از سنجش شدگان شده است در مورد اول از آنها سئوال شده که آیا در خلال هفته گذشته کانال الحره را تماشا کرده اند و در سنجش دوم از آنها سئوال شده که آیا دیروز کانال الحره را مشاهده کرده اند.
در ضمن مشاهدة یک کانال بمدت چند دقیقه نمیتواند بعنوان یک منبع خبری شناخته شود و نمیتوان از طریق آن به رتبة واقعی کانال در بین مخاطبین دست یافت حتی میزان رقابت آن کانال با سایر شبکه ها را بدرستی نمیتوان شناخت به هنگامی که الحره ادعا نمود که بیش از 35 میلیون نفر در کشورهای عربی برنامه های آن شبکه را نگاه می کنند همان موقع و در زمان حکومت موقت در عراق یک مطالعة ویژه آشکار ساخت که کانال الحره رتبه 14 بین شبکه های پربیننده را کسب نمود و تنها یک در صد از بینندگان آن راجزو کانالهای برتر خود می شناسند.
شبلی تلحمی پژوهشگر مرکز مطالعات پروکنجز که تحقیقی را برای مؤسسه زغبی انجام داده است می گوید:«شبکه آمریکایی ـ عربی الحره نتوانسته است توجه بینندگان را به خود جلب نماید، تحقیق نشان می دهد که تنها 2 در صد از بینندگان عرب این کانال را بعنوان منبع اول خبری خود معرفی کرده اند، مردم کمی از این کانال استقبال کرده اند و جای تعجب دارد که برخی ادعا می کنند که این شبکه تأثیر گذار نیز بوده است».
سعد الدین ابراهیم، که مدیریت کانال، نسخه ای از سنجش افکار انجام شده در مورد آن شبکه را برایش ارسال کرده می گوید:«من برخی از تحقیقات و مطالعاتی را که مبادرت به ارزیابی شبکه الحره کرده اند را دیده ام از خلال آنها دریافتم که روش تحقیق اتخاذ شده یک روش مناسب ومنطقی نمی باشد بلکه یک روش سطحی می باشد و در آن سئوالهای مهمی جهت پیگیری هر موضوعی وجود ندارد... در روشهای موجود سئوالات ابتدایی شده است امّا سئوالات بعدی جهت ورود به عمق مسائل وجود ندارد».
دوم ـ عدم برنامه ریزی:
شاید بهترین کلمه ای که در مورد وضعیت شبکه الحره بتوان بکار برد«هرج و مرج» باشد چرا که چیزی بنام برنامه ریزی و ارزیابی عملکرد و هماهنگی بین برنامه ها در کانال الحره وجود ندارد و هر کس برای خود کار می کند، هیچ برنامه با طرح هفتگی، ماهانه و یا سالانه برای این کانال تعریف نشده است و عدم وجود یک چشم انداز معین مهمترین مشکل به حساب می آید.
آنچه که رخ می دهد این است که هر مجری یا تهیه کننده ای مستقیماً به نزد موفق حرب می رود و وی را مورد مشورت قرار می دهد و از موضوع برنامه گرفته تا میهمانان مدعو وی رأی و نظر دیکتاتور مآبانه خود را اعمال می نماید. هنگامی که از او در خواست کردم تا با تنی چند از مجریان و تهیه کنندگان جلسه ای جهت هماهنگی امور برپا کنیم، دو نفر از مجریان برنامه های هفتگی شبکه گفتند که پس از یکسال این اولین باری است که با حرب تشکیل جلسه می دهند اصولاً او از تشکیل چنین نشستهایی گریزان است چرا که از کار منظم و برنامه ریزی چیزی در اندیشه ندارد وی در مقابل سئوال اینکه برنامة ماهانه یا طرحهای سالانة شبکه چیست هیچ پاسخی ندارد و به هنگامی که قرار است در مقابل مسئولان قرار گیرد از یک شرکت روابط عمومی استفاده و کمک می گیرد آنها برایش پرسش و پاسخ های لازم را تهیه و در اختیارش می گذارند و او بدون اینکه از خود ابداعی نشان دهد فقط به خواندن آنها اکتفا می کند چرا که هیچگاه از یک دیدگاه و یا نظر خاص در مورد نقش کانال و مسائلی از این دست برخوردار نبوده است.
سوم ـ عدم گسترش و توزیع جغرافیایی:
امکان آن وجود دارد که منطقه عربی را در این برهه از تاریخ و بر حسب توجهات مسئولان آمریکایی به پنج منطقه تقسیم نمائیم که عبارتند از: سوریه و لبنان، منطقه خلیج فارس، منطقه شمال آفریقا از لیبی تا مغرب، مصر و سودان و بالاخره فلسطین و اسرائیل.
اگر مسئله پوشش خبری و انتخاب موضوعات، میهمانان و حتی شاغلین در کانال با توجه به این تقسیم بندی انجام پذیرد با توجه به اینکه ایالات متحده مرتبط با این پنج نقطه جغرافیایی به حساب می آید، اگر چنین امری محقق گردد می توان گفت که شبکه منتقل کننده جریان اصلی و حامی و مؤسس آن می باشد و در راستای آن در خاورمیانه گام بر میدارد امّا اختلال و عدم برنامه ریزی باعث شده که تمرکز خبری بر روی لبنان و شیعیان عراق انجام پذیرد و پیش از 30 درصد از میهمانان مدعو از لبنان می باشند، شش برنامه از لبنان پخش می شود و اغلب مجریان لبنانی هستند یا از شیعیان عراق به اضافه اینکه بوضوح میتوان عدم توازن درانتخاب مجریان را از حیث جغرافیایی مشاهده کرد. به اختصار میتوان گفت که کانال الحره به یک شبکه لبنانی با تأکید بر سیاستهای ساخته دست شیعیان تبدیل شده است.
چهارم ـ عدم حضور طرف آمریکایی:
مسئله آشکار موجود در شبکه های الحره و سوا، عدم حضورجدی طرف آمریکایی چه در مسئله نظارت بر امور مالی شبکه و چه در خصوص هماهنگی موضوعات و برنامه ها و تعیین دیدگاه و چشم انداز کانال می باشد، کارکنان آمریکایی شاغل در کانال در خدمت عربها می باشند و چیزی از مسائل موجود در آنجا نمی دانند چرا که آنها آشنا به زبان عربی نمی باشند و هر آنچه که مسئولان عرب به آنها می گویند را باور می کنند اگر چه از حقیقت بدور است.
البته در بین شخصیتهای آمریکایی بالاخص سفرای سابق در وزارت خارجه هستند کسانی که توانایی سخن گفتن به زبان عربی را دارند امّا نمیدانم چرا کمیته نظارت جهت ارزیابی کار شبکه از آنها استفاده نمی کند، معلوم نیست چگونه یک حسابدار آمریکایی با تکه کاغذهای کوچکی که به عربی نوشته شده اند میتواند هزینه های گزاف صرف شده را محاسبه کند مگر آنکه این کار به یک دفتر حسابداری عربی موثق سپرده شود با اندکی تأمل آشکارا در خواهی یافت که کارکنان آمریکایی از جمله دو مدیر موجود در شبکه در میان سیطرة عربی تقریباً در تمام مسائل گمراه شده اند.
بالطبع از جمله خصوصیات آشکار عربی عدم شفافیت در کارها است که این ویژگی به شبکه الحره منتقل شده است و از اینرو شفافیت از میان همة کارها رخت بر بسته است.
استعفای آقای موفق حرب برای بهبود کارها کفایت نمی کند بلکه باید مسئله هر دلار هزینه شده از مالیاتهای آمریکائیان واینکه این دلارها کجا هزینه شده اند و مسأله آنچه که در بیروت، دبی و قاهره می گذرد باید روشن شوند و اینکه چرا در تحقق رسالت کانال موفق نشده اند، در بین متخصصان امر نیز این اجماع وجود دارد که الحره نه تنها موفق نشده است که شکست هم خورده است، روزنامه فاینشنال تایمز در مقاله ای نوشت: «به نظر می رسد کانال الحره که از سوی دولت آمریکا تأمین مالی شده است و جهت تغییر توجه بینندگان از شبکه الجزیره آغاز بکار نمود بگونه ای در تلاش های خود ناکام مانده است».
راه حل چیست؟
سعد الدین ابراهیم می گوید:«پیشنهاد می کنم که از شبکه سی.ان.ان خواسته شود بعنوان یک راه حل سریع بطور فوق العاد کار کند، اما راه حل بهتر و آکادمی تر این است که شورایی مستقل برای مدیریت الحره تعیین شود همانگونه که برای سی. ان.ان وجود دارد در این شورا روزنامه نگاران، اندیشمندان و سفیران بازنشسته ای که در منطقه عربی خدمت کرده اند عضویت خواهند داشت، این ترکیب از اعضای شورا برای کانال الحره بسیار مناسب خواهد بود که خواهد توانست بر عملکرد شبکه نظارت کند، دست به مطالعات و سنجش افکار عمومی بزند و از نتایج بدست آمده اقدام به تغییرات لازم در هر فصل کاری و در هر نیم سال بزند حتی تغییرات لازم در برنامه ها و چهره های کانال میتواند انجام پذیرد».
سلامه نعمات نیز می گوید:«پیشنهاد می کنم که در طرح و پروژة کانال الحره بطور کلی و بصورت اساسی تجدید نظر گردد و یک استراتژی اطلاع رسانی و سیاسی بنا گذاشته شود که ضامن موفقیت کانال در جهان عرب باشد، بدون شک دست اندرکاران این کانال باید معتقد به اصول آزادی و دمکراسی باشند و از دخالت و فساد سازمانهای عربی دور باشند و آمادگی مقابله با هر گونه استبداد و فسادی را با هر بهای ممکن داشته باشند».
تصمیم راه اندازی کانال الحره یک تصمیم درست بوده و بعنوان یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماسی آمریکایی بشمار می رودامّاجهت محقق ساختن اهداف مورد نظر و تجدید ساختار دست اندرکاران، اهداف، برنامه ها و مدیریت باید موارد ذیل لحاظ گردند:
اول: ارزیابی علمکرد این کانال توسط یک گروه متخصص عرب همچون سعد الدین ابراهیم، سلامه نعمات، هاله مصطفی، عبدالرحمن الراشد، عثمان العمیر و احمد الربعی و آمریکائیهای متخصص موجود در کانالهای بزرگ آمریکا انجام پذیرد و با روشی علمی و حرفه ای مهمترین دلایل نا کامی این شبکه را مشخص نمایند و اینکه چگونه میتوان آن را در مراحل آینده توسعه بخشید، که البته تحقیق پیش روی شما یک تلاش داوطلبانه ای از سوی اینجانب بوده که در چارچوب ارزیابی مذکور تقدیم گردیده است.
دوم: سرعت بخشیدن در امر تحقیقات ویژه ای که از سوی وزارت خارجه و یا کنگره انجام پذیرد تا نحوة هزینه اموالی که به این کانال تخصیص داده شده است روشن شود و در امور مشکوک به فساد مالی دقت گردد، همچنین مرتکبان تحت پیگرد قرار گیرند البته لازم است یک شرکت معتبر حسابداری از خاورمیانه بطور تخصصی جهت تحقق و آشکار شدن مسائل مالی در این تحقیق سهیم گردد.
سوم: تعیین یک جلسه برای شنیدن توضیحات از سوی کنگره کفایت نمی کند و این امز نیازمند برگزاری چندین جلسه و بهره بردن از متخصصان و کارشناسان عرب در این زمینه می باشد تا راه حلهای سریع و استراتژی آینده نگر جهت توسعة کانال وضع گردد، این ادعا از سوی گروه عربی شاغل در الحره مبنی بر اینکه تنفر و رد کانال الحره باز می گردد به تنفر موجود از آمریکا در جهان عرب، یک ادعای نادرست می باشد، سر سخت ترین دشمنان آمریکا قادر به انکار ارزش روزنامه هایی همچون نیویورک تایمز، واشنگتن پست، وول استریت ژورنال و نیویورکرو شبکه های تلویزیونی همچونMSNBC , C.N.N نمی باشند.
موفقیت کانال الحره، همانگونه که پیش از این و در آوریل 2004 نوشتم مستلزم رعایت برخی ملاکهاست که مجدداً آنها را یادآور می شوم :
معیار اول: التزام داشتن به ارزشهای اطلاع رسانی همچون صدق، توازن، تنوع، رعایت انصاف، دقت، وضوح داشتن در دیدگاهها، رعایت مخفی نگهداشتن منابع خبری و حمایت از آنها، مصداقیت، استقلال، احترام نهادن به مخاطبین، پایبندی به ارزشهای استقامت، شجاعت، عدالت، گذشت و تسامح، پذیرش رأی دیگران، انجام فعالیتهای مثبت و ایجابی، دقت و تحقیق در اخبار.
معیار دوم: از آنجائیکه یک رسانة آمریکایی به حساب می آید باید به ارزشهای آمریکایی پایبند باشد تا در تغییرات این منطقه مضطرب و متشنج در جهان سهیم گشته و به آن کمک کند ارزشهایی همچون آزادیها، دمکراسی، شفافیت، بازارهای آزاد، احترام گذاشتن به ارزشهای انسانی، آزادیهای دینی، احترام به تنوع و تعدد فرهنگی، دینی، مذهبی و زبانی.
معیار سوم: ویژگی این کانال این است که از آمریکا پخش می شود لذا باید آمریکا را از حیث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به جهان عرب معرفی نماید که این امر با دعوت از مسئولین، پژوهشگران و مراکز مطالعاتی، روزنامه نگاران و نویسندگان آمریکایی امکان پذیر می باشد، همچنین از راه انتقال اخبار و رویدادهایی که هر دقیقه در جامعه آمریکا رخ می دهد و از راه معرفی فرهنگ و هنر آمریکائیها با دعوت از ستارگان دنیای هنر و هنر پیشگان و خوانندگان و انتقال تصویر زندگی آمریکائیها و نمایش موزه های این کشور میتوان این کار را انجام داد.
یک پیشنهاد ساده ممکن است که بتواند کانال الحره را تبدیل به کانال شماره یک در جهان عرب مبدل سازد مثلاً نمایش یک فیلم آمریکایی جدید که تا کنون در خاورمیانه پخش نشده است که در میان فیلم میتوان بمدت یک ربع اخبار پخش نمود و بعد از پایان فیلم یک برنامه سیاسی پخش گردد و سپس طبق اطلاع قبلی با ستارگان و دست اندرکاران فیلم پخش شده نشستی را برگزار کرد... این یک پیشنهاد بسیار ساده ای است که در صورت استقبال از آنها خواهم توانست پیشنهادات بهتر و مفصل تری را به کانال ارائه نمایم تا برای مخاطب عربی این کانال پر جاذبه تر نشان دهد.
الحره باید وظیفه انتقال تصویر صحیحی از آمریکا به جهان عرب را بر عهده داشته باشد و اینگونه نباشد که عربها را به عربها معرفی نماید همانگونه که سایر کانالهای ماهواره ای عربی عمل می کنند از اینرو باید مبادرت به پخش برنامه های تولید شده در واشنگتن بدلیل آنکه مقر مرکزی کانال نیز در این شهر است را بنماید تا بااین کار خود را از دخالتهای آشکار سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی کشورهای عربی دور سازد.
نظریه کارشناسی:
ـ قبل از پرداختن به سیاق اتخاذ شده در این تحقیق لازم به ذکر است که برخی از اعضای کنگره آمریکا و مسئولینی که نسبت به عملکرد شبکه ماهواره ای الحره اعتراضاتی داشتند درخواست تحقیق و تفحص در اینمورد را نمودند که آقای مجدی خلیل در راستای این در خواست مبادرت به انجام تحقیق و ارائه آن در سایت«میدل ایست آنلاین» بتاریخ دوشنبه 16 ژانویه 2006 نمود.
ـ در بخشهای مختلفی از این تحقیق، نویسنده از چار چوب علمی بحث و اتخاذ یک روش تحقیق مورد استناد خارج شده و آن را مبدل به یک نامة اعتراض آمیز و عرصة تسویه حسابهای شخصی خود کرده است.
ـ از سبک نگارش نویسنده و تکیه بر موضوعات خاص از سوی وی میتوان چنین استنباط کرد که مجدی خلیل از جمله نویسندگان عربی بشما می رود که تابع محض و دنباله رو سیاستهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آمریکا در منطقه هستند و بعبارتی میتوان وی را از جاده صاف کن های طرح«خاورمیانه بزرگ» قلمداد نمود خصوصاً تکیه نمودن بر سخنان و مصاحبه های افرادی همچون سعد الدین ابراهیم(مدیرمرکز مطالعات ابن خلدون در قاهره که دارای ملیت مزدوج مصری و آمریکایی می باشد و چندی پیش از سوی دولت مصر متهم به جاسوسی برای آمریکائیها گردید. امّا بخاطر فشارهای زیادی که دولتمردان آمریکا وارد آوردند وی بسرعت از اتهامات وارده تبرئه و آزاد گردید)، هشام ملحم (مجری و تهیه کننده کانال ماهواره ای العربیه که در اغلب برنامه های سیاسی خود همچون «عبر المحیط» از نظرات لائیک و حامی آمریکائیها حمایت می کندویک شخص ضدایرانی به حساب می آید» و سلامه نعمات و دیگران میتواند صحت ادعای ما را بیشتر نماید.
ـ مجدی خلیل که ظاهراً عقاید لائیک نیز دارد در چندین مقطع از مقاله با تحقیق خود آشکارا به شیعیان لبنان، عراق و نظام جمهوری اسلامی ایران حمله ور شده است در برخی از بخشها وی بگونه ای با شیعیان عناد می ورزد که ناخودآگاه به خواننده این موضوع را القاء می نماید که وی از اعضای لابی صهیونیستی مستقر در واشنگتن است که می خواهد با وسیله قرار دادن نقد و بررسی یک شبکه ماهواره ای به جمهوری اسلامی ایران و شیعیان منطقه حمله ور شود.
ـ آشنایی با نقاط ضعف موجود در کانالهای ماهواره ای منطقه از سویی می تواند مسئولین امر را جهت اتخاذ راهکاری مناسب در ارتباط با تعامل یا مقابله با این کانالها یاری بخشد و از سوی دیگر ما را وا میدارد تا بطور مستمر از کانالهای ماهواره ای کشور خود بالاخص شبکه هایی که مخاطبین غیر ایرانی دارند تحقیق و تفحص نمائیم و عملکرد آنها را ارزیابی کنیم.
ـ اظهار برخی اعداد و ارقام نجومی در این تحقیق، بخشی از وسعت هجمة فرهنگی و رسانه ای غرب را به کشورهای اسلامی بالاخص منطقة خاورمیانه به ما می نمایاند لذا تدوین یک استراتژی کار آمد و به روز رسانی روشها و فن آوری موجود جهت حفظ ارزشهای اسلام ناب محمدی«ص» مستلزم صرف بودجه و تلاش و جهد مضاعف است که تمام اینها به هدف و مقصد نهایی نخواهند رسید مگر با اتخاذ سیاستهای فرهنگی واحد و حذف فعالیتهای موازی از یکدیگر.
* مجدی خلیل: «نویسنده و تحلیل گر سیاسی مصری مقیم واشنگتن»
* انور حبیبی نجفی: کارشناس فرهنگی رایزنی ج.ا.ا در دمشق