در مجموع 432 دانشآموز كلاسهاي 7 تا 9 مدارس كانادا گزارش دادهاند كه آزار و اذيت سايبر را تجربه كردهاند. اذيت سايبر نوعي آزار ميباشد كه از طريق استفاده از ارتباطات الكترونيكي مانند تلفنهاي همراه و پست الكترونيكي پديد ميآيد.
از اين دانشآموزان حدود دوسوم (69 درصد) گزارش دادهاند كه در اين مورد مطالبي را شنيدهاند، يكچهارم از آنان (21 درصد) به دفعات مورد اذيت قرار گرفتهاند و حدود 3 درصد نيز كاملا درگير اين موضوع بودهاند. قربانيان اينگونه آزار همچنين گزارش دادهاند كه عواقب منفي آن همچون عصبانيت و افسردگي را تجربه كردهاند. اين نتايج موجب شد تا تحقيقاتي درباره اين كه چرا نوجوانان از امتيازات تكنولوژي براي اذيت همتايان خود استفاده ميكنند، انجام گيرد.
امروزه در سراسر جهان بيشتر از نيم ميليارد نفر (580 ميليون نفر) به اينترنت دسترسي دارند، دسترسي به اينترنت بسيار سريع و با حداقل صددرصد سالانه در خانهها، مدارس و محل كسب و كار در حال رشد است.
مطالعهاي در سال 2000 در ايالات متحده امريكا نشان ميدهد كه بيش از نصف دانشآموزان چه در خانه و چه در مدرسه به كامپيوتر دسترسي دارند و فقط 10 درصد از كودكان به طور كلي از اين امكانات محروم هستند. بررسي اخير از 15500 مدرسه در كشور كانادا حاكي از آن است كه 98 درصد از مدارس ابتدايي و 99 درصد از دبيرستانها داراي كامپيوتر و اينترنت هستند.
بيش از يك ميليون دستگاه كامپيوتر در اختيار دانشآموزان و معلمان كانادايي قرار دارد كه تخمين زده ميشود 90 درصد از اين كامپيوترها به اينترنت متصل باشند.
به عبارت ديگر در ازاي هر 5 دانشآموز كانادايي يك دستگاه كامپيوتر موجود است و علاوه بر اين حدود 60 درصد از دانشآموزان مذكور، مجوز اتصال به اينترنت در خارج از وقت كلاس (زمان ناهار يا بعد از وقت مدرسه) را كسب كردهاند كه اين موارد احتمالا با نظارت كمتري انجام ميگيرد بنابراين ميتوان اذعان كرد كه تقريبا هر دانشآموز كانادايي ميتواند بدون نظارت از تكنولوژي رايانهاي در مدرسه و در قالب ارتباط الكترونيكي بهرهمند شود.
بهرهمندي از تلفن همراه نيز، استفاده ديگري از تكنولوژي است كه شديدا در حال افزايش است. در سال 2003 حدود يكسوم از جوانان امريكايي و تقريبا نصف كودكان اروپايي داراي تلفن همراه شخصي بودهاند. يكي از دلايل آن شايد احساس امنيتي بود كه 70 درصد جوانان امريكايي بين 10 تا 14 ساله اعلام كرده بودند كه به هنگام حمل تلفن همراه سريعا ميتوانند با دوستان و خانوادههايشان تماس حاصل نمايند.
هرچند كه استفاده از كامپيوتر در كلاس تاثيرات مثبتي بر آموزش دارد و تلفن همراه نيز در تعاملات دانشآموزان تسهيلاتي را موجب ميگردد اما اين ابزار به طور اجتنابناپذيري مشكلات و چالشهايي را نيز براي مدارس و جامعه به بار خواهد داشت. ارتباط الكترونيكي ميتواند رسانهاي باشد كه باعث ورود دانشآموزان به انجام رفتارهاي ناپسندي همچون اذيت و آزار ديگران گردد. امروزه اشكال گوناگون تكنولوژي همچون تلفن همراه، پيجر، پست الكترونيكي، پيام فوري و سايتهاي شبكهاي توسط افراد و گروهها براي آزار و اذيت ديگران مورد استفاده قرار ميگيرند كه ميتوان آن را زورگويي سايبر ناميد.
نرخ آمار زورگويي سايبر عليرغم جديدبودن اين نوع تكنولوژيها بسيار بالاست. به طور مثال يكچهارم از دختران جوان كاربر اينترنتي ادعا ميكنند كه در چتروم (Chatroom) از مطالبي كه به آنها گفته شده است بسيار ترسيده و عصباني شدهاند. براساس تحقيقي در انگلستان، 25 درصد از جوانان بين 11 تا 19 سال ادعا كردهاند كه زورگويي سايبر را تجربه نمودهاند. اين در حالي است كه چند سال قبل آمار مربوط به جوانان مورد آزار قرار گرفته، حدود 6 درصد بوده است. بررسي ديگر در كانادا نشان ميدهد كه يكچهارم از جوانان كانادايي كاربر اينترنتي پيامهاي نفرتآميز از ديگران دريافت نمودهاند.
كيتز در سال 2002 پي برد كه بسياري از افراد گروه كوچكي از نوجوانان ديربالغ، مورد اذيت و آزار جنسي از طريق اينترنت قرار گرفتهاند. از نظر حقوقي به هر تماس جنسي ناخواسته كه باعث ارعاب، تخاصم و اهانت گردد، اذيت و آزار جنسي اطلاق ميشود. اسپيتزبرگ و هوبلر نيز گزارش دادهاند كه يكسوم از دانشآموزان پيش از اخذ ديپلم از طريق اينترنت مورد كمين قرار گرفتهاند كه شامل آزار تلفني، هداياي ناخواسته، پاييدن و مراقبت بوده است.
براساس اين مطالعات مقدماتي، اكنون پديده «آزار سايبر» در حال تبديل شدن به يك معضل جدي است. تلاش مديران مدارس و والدين در كاهش چنين رفتاري بسيار پيچيده و غامض به نظر ميرسد، زيرا كه قلدرهاي سايبر داراي اسامي مستعار هستند. در حقيقت استفاده از نام مستعار، مانع از تجسس در رفتارهاي آسيبزا است و ممكن است كه فرد اقدامكننده را مجبور به انجام ريسك كرده و يا احساس حيا در آنان را از بين ببرد. به طور مثال در سال 1999 تيك و همكارانش كه چند نوع از اينگونه آزارهاي اينترنتي همچون جعل هويت، كلاهبرداري، پيامهاي ناخواسته، پيامهاي نفرت و اعمال مجرمانه را شناسايي كرده بودند، توصيه ميكنند كه بايد در اين مواقع عمل به سياست رعايت مقررات و مجازات را در پيش گرفت.
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه بهرهگيري از ارتباطات آسان و ارزان در روابط اجتماعي ميتواند با مشكلاتي چون تشويق به آزار، نفرت و جرم مواجه شود.
به دليل اينكه در تحقيقات آزار و اذيت ارتباط الكترونيكي تعداد دفعات انجام آن توسط افراد مشخص نيست، به جهت اهميت موضوع بايد محققان اطلاعات و پشتيباني خود را در اختيار دستاندركاران آموزشي قرار دهند و با توجه به اينكه بسياري از كاربران اينترنتي از نظر تعاملات اجتماعي افرادي منزوي و گوشهگير هستند و تعدادي نيز در پي يافتن فردي كمكي جهت مقابله با شخص قلدر بسر ميبرند، پس نياز است كه براي استفاده مناسب از تكنولوژي در مدارس، معلمين و كاركنان آموزشي داراي دانش كافي از ميزان شيوع و انواع زورگويي سايبر باشند تا بتوانند دانشآموزان را از نحوه كاربري امن و مناسب كامپيوتر آگاه سازند. علاوه بر اين به سبب اينكه معلمان و مسوولان آموزشي معمولا دانش كمتري از تكنولوژي آموزشي نسبت به دانشآموزان خود دارند، بنا بر اين الزام است كه آنها از روشهاي مختلف استفاده دانشآموزان از تكنولوژي آگاهي داشته باشند.
اين مطالعه درباره ماهيت و ميزان شيوع «زورگويي سايبر» در بين نوجوانان به نتايجي خصوصا در مورد پرسشهاي زير نايل آمده است:
1- كدام رسانه الكترونيكي براي آزار سايبر مورد استفاده قرار ميگيرد؟
2- عكسالعمل نوجوانان نسبت به آزار سايبر چيست؟
روش
مجموعا 432 دانشآموز (193 پسر و 239 دختر) از كلاسهاي 7 تا 9 و از ميان 9 مدرسه راهنمايي از طبقه متوسط اقليتهاي گوناگون در كالگري و به صورت تصادفي انتخاب شدند. فقط جواناني كه رضايتنامه داشتند، اجازه شركت در اين تحقيق را به دست آوردند. براي آن كه دانشآموزان در فضاي اجباري به تكميل پرسشنامهها نپردازند، يك دستيار پژوهشگر امور مصاحبهها را در كلاس انجام ميداد. براي اطمينان از عدم شناسايي، پرسشنامهها بدون نام طراحي و زمان لازم براي تكميل آنها 15 دقيقه در نظر گرفته شده بود.
اقدامات
تدوينكنندگان پرسشنامهها، 15 سوال براي گروه هدف مورد مطالعه خود طراحي كردند. اين سوالات بر اساس تجربيات اوليه مولف در خلال فعاليت در مدرسه، هدايت تحقيق و افشاي شنيدههاي دانشآموزان در رابطه با موضوع «آزار سايبر» بوده است.
در اين مطالعه به طور مكرر تعريفي از عبارت «آزار» توسط اولوز در سال 1996 آمده است كه در ابتدا از نظر معنايي توضيح داده شده است. در مورد نوع تكنولوژي و جزئيات اين گونه اتفاقات از سوالات «باز» استفاده شده است و راجع به تعداد دفعات شنيدهها، تجربيات و دخيل شدن در مساله «آزار سايبر»، عكسالعملهاي رفتاري و احساسي و ارتباط بين اين آزار و ديگر انواع آن سوالات «بسته» پرسيده شده است كه پاسخهاي آنها با توجه به شاخصهاي لابكرت از «هرگز» تا «تقريبا هر روز» انتخاب شدهاند. ضريب اعتبار 10 موردي كه عكسالعملهاي احساسي و رفتاري را مورد سنجش قرار ميدادند، 88 است.
نتايج
نتايج به دست آمده از اين تحقيق نشان داد كه از انواع مختلف تكنولوژي براي آزار و اذيت دانشآموزان استفاده شده است كه در اين ميان بيشترين گزارش مربوط به پست الكترونيكي، پيامهاي فوري و اينترنت است. همچنين نمونههاي خاصي نيز از آزار سايبر گزارش شده است، بهطور مثال به نقل از دانشآموزي آمده است كه فردي ديگر از طريق پست الكترونيكي براي مدير مدرسه، توهينهايي را ارسال ميكرده است. گزارشي ديگر مبني بر دريافت تهديد به مرگ يكي از همكلاسان ميباشد و در نهايت حدود يكسوم از دانشآموزان مورد مصاحبه اعلام كردهاند كه از موضوع آزار سايبر بيخبر هستند.
تقريبا يكچهارم از دانشآموزان مذكور (23 درصد يا 100نفر) حداقل چند بار قرباني آزار سايبر شدهاند و 42 درصد (182نفر) هرگز با اين مساله مواجه نبودهاند. در اين گزارش آمده است كه از نظر تعداد دفعات آزار سايبر دختران و پسران در كلاسهاي پايينتر و بالاتر وضعيت مشابهي دارند.
برخي از دانشآموزان گزارش دادهاند كه ضمن اظهار اطلاع از اينگونه اتفاقات، از وسايل ارتباطات الكترونيكي براي آزار طرف مقابل استفاده كردهاند كه 22 درصد (99 نفر) يك يا دو بار، 4درصد (15 نفر) چند بار و بيشتر از اين دسته ميباشند و 74درصد (318 نفر) هرگز اين عمل را مرتكب نشدهاند. نتايج نشان ميدهد كه بين جنسيت دانشآموزان و سطح كلاسهاي آنان تفاوتي وجود ندارد.
براي تعيين نحوه تحت تاثير قرار گرفتن دانشآموزان از طريق آزار سايبر، پاسخهاي مربوط به پرسشهاي دهگانه احساسي رفتاري مورد بررسي قرار گرفت. هدف از طرح اين سوالات و پاسخهاي جداگانه آنها اين بود كه مشخص شود چه دستهاي از دانشآموزان آزار سايبر را تجربه كردهاند.
از آنجايي كه تعداد كل دانشآموزاني كه خود آزار سايبر را تجربه كردهاند حدود 100 نفر ميباشد، بنابراين ميتوان نرخ تناوب آن را به صورت درصد ارائه كرد. بيشتر از نصف قربانيان آزار سايبر (57 درصد) اعلام كردهاند كه بارها به آنان احساس عصبانيت از اين موضوع دست داده شده است و حدود يك سوم از دانشآموزان قرباني آزار سايبر (36 درصد) احساس غمگيني و آزردگي روحي داشتهاند.
در بررسيهاي به عمل آمده در تمام نمونههاي مذكور، بين جنسيت و تفاوت در سطح كلاس دانشآموزان، فرق مهمي مشاهده نشده است. نكته مهم اين تحقيق را ميتوان ارتباط بين آزار سايبر و آزار رودررو (مستقيم) و بدون استفاده از وسايل ارتباطات الكترونيكي برشمرد. براساس اين مطالعه مشخص گرديد كه نصف دانشآموزاني كه قرباني آزار سايبر شده بودند (64 درصد)، به نوع ديگر آزار (مستقيم) نيز دچار شده بودند.
كنكاش
هر چند كامپيوتر به عنوان وسيله تسهيلكننده دسترسي به اطلاعات آموزشي در كلاسهاي درس معرفي ميگردد اما تعداد زيادي از دانشآموزان اين نمونهگيري، از آزار سايبر آسيب ديدهاند. حدود دوسوم از آنان شنيدههايي درباره چنين اتفاقاتي داشتهاند و يك چهارم از دانشآموزان خود چندين بار يا بيشتر مورد آزار سايبر قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارشهاي انجام شده حدود يكچهارم از دانشآموزان مذكور تعمدا از اين نوع آزار در مورد ديگران استفاده كردهاند و همچنين افراد زيادي از آنان نيز علاوه بر تجربه تاثير منفي آزار سايبر، از طرق ديگر نيز مورد آزار و اذيت قرار گرفتهاند. اين نتايج نشان ميدهند كه «زورگويي» به يك امر ديجيتالي تبديل شده است.
اگرچه بسياري از اين دانشآموزان از تكنولوژي براي اهداف آسيبرساني به ديگران استفاده نمودهاند اما مطابق با نتايج چندين تحقيق ديگر، آمار تعداد اذيت و آزار به روش سنتي با آمار آزار سايبر در تحقيق حاضر برابر و شبيه به هم ميباشند. علاوه بر اين اكثر افراد كه در مدرسه قرباني آزار و اذيت رودررو (مستقيم) بودهاند در فضاي سايبر نيز مورد كمين قرار گرفتهاند. شدت آزارهاي سايبر نيز متفاوت بوده است به طوري كه از مزاحمت تا خطر تهديد به مرگ را شامل ميشده است.
ارتباط الكترونيكي در واقع روش مضاعفي از آزار و اذيت را سبب ميشود. بدين ترتيب كه در آغاز زورگويي از مدرسه و با استفاده از ابزار تكنولوژيكي شروع و سپس به خانه و جامعه گسترش پيدا ميكند. اين احتمال وجود دارد كه رفتار قلدرمآبانه ابتدا از فاصله و با بهرهگيري از كامپيوتر و تلفن همراه آغاز گردد و در نهايت به زورگويي رودررو (مستقيم) منجر شود و در صورت عدم آگاهي از پيامدهاي آن در مدرسه نيز به اين رفتار ادامه داده شود بنابراين ميتوان اذعان كرد كه «آزار سايبر» هشداري است براي شروع رفتار «زورگويي در مدرسه».
به طور مثال اگر «زورگوهاي الكترونيكي» مورد پيگرد قرار نگيرند رفتار آنها در مدرسه از حالت سايبر و غيرمستقيم به وضعيت شديد و مستقيم تغيير پيدا خواهد كرد. توصيه ميشود كه در آينده مطالعاتي در زمينه نحوه امكان كاهش زورگويي در مدرسه، حفظ و مراقبت از دانشآموزان در برابر اين معضل و روش از بين بردن ساير انواع زورگويي انجام گيرد.
عواقب زورگويي سايبر
تعدادي از دانشآموزان به عنوان قربانيان «مدرسه زورگويي» رنج و ناراحتي خود را چنين گزارش كردهاند كه با احساس غمگيني، عصبانيت، اضطراب و ترس، آسيب به تمركز و موفقيت تحصيلي خود به سر ميبرند.
اگرچه هميشه «زورگويي سايبر» قابل مشاهده از طرف ديگران نيست اما امكان تاثير مشابهي بر روي قربانيان از جهت ايجاد سلطه و كنترل با توسل به رفتار تحقيرآميز را دارد. شايد تئوري سلطه اجتماعي بتواند در برگيرنده «زورگويي سايبر» نيز باشد زيرا كه قربانيان با ترس و بيپناهي، از مهاجم سايبر فرمانبرداري مينمايند.
دليل اين كه بسياري از دانشآموزان گروه نمونه اين تحقيق اعلام كردهاند كه آزار و اذيت سايبر بر آنها تاثيري نداشته است، شايد نشانگر اين باشد كه آنها اين رفتار را عادي (نرمال) و يا قبلا قبول پنداشتهاند و رفتار خصمانهاي را از آن استنباط نكردهاند.
موضوع «آزار سايبر» نياز به مطالعه و تحقيق بيشتر و اقدامات مضاعفي جهت جلوگيري از اتفاق آن را دارد. توصيههاي كلي براساس استراتژيهاي حمايتي ميتواند تحولي براي پيشگيري از «مدرسه زورگويي» باشد. كادر اداري، آموزشي مدارس و والدين دانشآموزان بايد تشويق به بررسي رفتارهاي آزاردهنده گردند و آگاهي خود را نسبت به شدت اين معضل ارتقاء دهند و براي مداخله بموقع در اين موضوع برنامهريزي كنند.
اختصاص يك خط تلفن براي راهنمايي، شناسايي و مديريت رفتارهاي «آزار سايبر» ضروري است. اطمينانبخشي به دانشآموزان و حمايت از آنان در صورت گزارش «آزار سايبر» و آموزش نحوه پيشگيري از ديگر اقدامات هستند. به طور مثال بايد به آنان آموخت كه از رمز عبور اطلاعات شخصي خود محافظت كنند.
اين كه به دانشآموزان توصيه شود براي توقف اينگونه آزارها نبايد به اينترنت وصل شوند، كافي نيست زيرا كه ممكن است آزار به صورت رودررو و مستقيم نيز اتفاق بيفتد؛ بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه جلوگيري از ارتباط الكترونيكي، ساير انواع آزار رفتاري را متوقف نميسازد. پس بايد براي جلوگيري از اين معضل، ابتكاراتي را در سطح گستردهتر و با ايجاد جو مثبت در مدرسهها اجرايي كرد.
والدين و دانشآموزان بايد برنامههايي را براي افزايش تعهدات افراد طراحي كنند و متخصصان امر نيز خدماتي را براي آگاهسازي نوجوانان در رابطه با «آزار سايبر» مورد ارزيابي قرار دهند. استراتژيهاي مذكور نيازمند نظارت و مديريت موثرتري بر اين نوع آزار و اذيت جهت بهرهبرداري مسوولانهتري از تكنولوژي است.