باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 32 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
يک فرضيه و چند احتمال
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
تحليلي بر تهديدات اخير اسرائيل و امريکا عليه ايران


 
   ● نويسنده: سيدحسين - موسوي

منبع: روزنامه - اعتماد

 
 

چند ماه است بحث هاي منطقه يي و بين المللي مربوط به پرونده اتمي ايران افزايش يافته است. اين بحث ها پس از صدور قطعنامه سوم شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران جنبه هاي ديگري از تهديدات عليه ايران به خود گرفت و فرضيه هاي گوناگوني در اين زمينه در محافل سياسي و رسانه يي جهان و منطقه شکل گرفت. در کنار اين فرضيه ها جنگ لفظي ميان مقامات نظامي اسرائيل و ايران درگرفت که به تهديدهاي متقابل منجر شد. همزمان با اين جنگ لفظي اسرائيل بزرگ ترين مانور امنيت اجتماعي تاريخ حيات خود را بر پايه فرضيه وقوع حملات موشکي و حتي اتمي عليه اسرائيل برگزار کرد. گزارش هايي نيز مبني بر برگزاري مانور مشترک هوايي اسرائيل و امريکا در صحراي نقب همراه با حمله هوايي به ماکت هايي شبيه تاسيسات اتمي ايران منتشر شد. با اين حال و در اواخر فروردين ماه هم جنگ لفظي ميان مقامات نظامي ايران و اسرائيل فروکش کرد و هم ابعاد سياسي پرونده اتمي ايران شاهد گشايش هايي بود. تهديدات اسرائيل عليه ايران نيز شکل ديگري به خود گرفت و اولمرت نخست وزير اسرائيل طي اظهاراتي مساله اتمي شدن ايران را در ميان مدت مردود دانست و خطر رويارويي نظامي اسرائيل با ايران را منتفي کرد. اين مقاله به بررسي ابعاد تهديدات نظامي عليه تاسيسات اتمي ايران و فرضيه هاي موجود در اين زمينه اختصاص دارد. فرضيه هاي موردنظر اين نوشته شکل نردباني دارد، بدين معنا که از فرضيه هاي ابتدايي و به عبارتي خوشبينانه آغاز و به فرضيه هاي راديکال يا بدبينانه منتهي مي شود. اين توضيح ضروري به نظر مي رسد که ارزيابي هاي اين نوشته کاربردي کوتاه مدت و ميان مدت دارد و به متغيرهاي داراي جنبه هاي استراتژيک نمي پردازد، زيرا در گرايش هاي عملي دو طرف اصلي بازي يعني ايالات متحده امريکا و ايران گونه يي از انعطاف ملاحظه مي شود که ناظران سياسي آن را «پراگماتيسم خلاق» ناميده اند.

 

فرضيه اول؛ اين فرضيه بر پايه بنيادهاي تئوريک جنگ رواني استوار است. بر پايه اين نظريه حريف اصلي با اتخاذ کليه آمادگي هاي نظامي حالت حمله به خود مي گيرد تا طرف مقابل موضوع وقوع جنگ را جدي بگيرد و در نتيجه و در کشمکش هاي سياسي موضوع بحران به اعطاي امتيازهاي موردنظر حريف تن دهد. ايالات متحده امريکا به عنوان حريف اصلي ايران در پرونده اتمي دو سياست را به موازات هم در برخورد با مساله اتمي شدن ايران دنبال کرده است. يکي افزايش فشارهاي سياسي عليه ايران در چارچوب کشورهاي 1«5 از طريق شوراي امنيت در شکل صدور سه قطعنامه کما بيش ضعيف و نيمه تند است و دوم فشارهاي رواني خود را به گونه يي کم سابقه و بلکه بي سابقه عليه ايران افزايش داده است. اين درست است که واشنگتن بارها بر عدم تمايل امريکا به رويارويي نظامي با ايران تاکيد کرده است، اما استقرار و حضور انبوه نيروهاي دريايي امريکا در خليج فارس و اظهارات مقامات بلندپايه سياسي و نظامي اين کشور مبني بر اينکه «همه گزينه ها در موضوع اتمي ايران باز است» نشان مي دهد واشنگتن از همه ظرفيت هاي جنگ رواني عليه ايران استفاده کرده تا شايد طرف ايراني را به پذيرش شرايط خود و محوري ترين اين شرايط يعني تعليق غني سازي اورانيوم سوق دهد. امريکا بر اين باور است اين سياست دومحوري تاکنون اين نتيجه را داشته که ايران به شفاف سازي بيشتر برنامه هاي اتمي خود به ويژه در مورد ابهامات مربوط به پيشينه فعاليت هاي اتمي اش پرداخته است. از اين رو مي توان گفت که اين سياست امريکا تا حصول اطمينان قطعي در مورد ماهيت برنامه اتمي ايران ادامه پيدا خواهد کرد. پرسش اصلي در اين زمينه اين است که آيا امريکا در صورت ناکارآمدن شدن سياست دوضلعي خود عليه ايران به فاز يا به گزينه ديگري منتقل خواهد شد يا خير؟

پاسخگويي قطعي به اين پرسش دشوار است، زيرا در يک نگاه غني تر به گزينه راه حل نظامي بايد به انبوه دشواري هاي پيش روي امريکا در صورت انتخاب راه حل نظامي توجه کرد. اين دشواري ها تا آنجا جدي است که واشنگتن را در صف کشورهايي قرار مي دهد که هرگونه بي ثباتي امنيتي ايران را از منظر منافع استراتژيک غرب برنمي تابند. فقط به عنوان مثال به اين واقعيت اشاره مي کنم که در صورت ناامن شدن ايران در اثر حمله نظامي، صرف نظر از حجم و دامنه واکنش ايران به هرگونه تجاوز نظامي، چالشي به نام «به هم پيوستگي جغرافيايي بحران» از شمال افغانستان تا غرب عراق شکل خواهد گرفت. به عبارت ديگر مساحتي بالغ بر دو برابر قاره اروپا دستخوش بحران غيرقابل پيش بيني خواهد شد که نه قدرت امريکا و نه هيچ کشور ديگر قادر به مديريت آن حتي در کوتاه مدت نخواهد بود. اين تنها يک مانع جدي استراتژيک به شمار مي رود. صدها مانع ديگر وجود دارد که پرداختن به يکايک آن در اين نوشتار نمي گنجد، اما آيا اين موانع فرضيه حمله احتمالي به تاسيسات اتمي ايران را به طور مطلق مردود مي کند؟ پاسخ اين است که اگر طرف ديگري مثلاً اسرائيل ماموريت حمله به تاسيسات اتمي ايران را به عهده گيرد صحنه کشمکش و عوامل آن به کلي دگرگون خواهد شد. اين موضوع در فرضيه دوم مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

فرضيه دوم؛ به دلايل گفته شده در فرضيه اول و در صورت انصراف قطعي ايالات متحده امريکا از گزينه راه حل نظامي عليه ايران محتمل ترين نيروي جايگزين براي اجراي سناريو حمله به تاسيسات اتمي ايران، رژيم صهيونيستي است. از اين رو بايد فرضيه حمله نظامي اسرائيل مورد بررسي قرار گيرد. چنان که مي دانيم رژيم صهيونيستي حداقل در 6 ماه گذشته در صدر دولت هاي خواهان برخورد جامعه جهاني با موضوع اتمي شدن ايران قرار گرفته است. همچنين موضوع اتمي شدن ايران و تهديدآميز بودن آن عليه امنيت اسرائيل در صدر تلاش هاي ديپلماتيک رژيم صهيونيستي قرار گرفته است. مانور مشترک عمليات هوايي اسرائيل و امريکا در صحراي نقب در هفته اول فروردين ماه، برگزاري مانور بي سابقه امنيت اجتماعي در سراسر اسرائيل براي اندازه گيري ظرفيت هاي واحدهاي نظامي در عمليات امداد، آزمايش پيوسته سپرهاي ضدموشکي در اسرائيل و اعلام کارآمدي آن در مقابل هرگونه حمله موشکي ايران و بالاخره حمله هوايي اسرائيل به تاسيسات منطقه ديرالزور سوريه به بهانه اتمي بودن اين تاسيسات در ماه سپتامبر گذشته و پيام هاي اين عمليات اسرائيل به ايران همه و همه از جمله تدابير نظامي رژيم صهيونيستي طي چند ماه اخير براي ارسال پيام به رهبران ايران مبني بر تصميم قطعي رهبران تل آويو جهت جلوگيري از اتمي شدن ايران و تضعيف توانمندي هاي موشکي کشورمان به شمار مي رود. در عرصه تلاش هاي ديپلماتيک از يک سو و جنگ لفظي ميان مقامات نظامي رژيم صهيونيستي و مقامات نظامي جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر طي چند ماه اخير از حدود متعارف تهديد و تهديد متقابل فراتر رفت. نکته جالب توجه در اين کشمکش اين است که مقامات سياسي و نظامي رژيم صهيونيستي در شليک اين تهديدها کنشگر بوده اند و تهديدهاي متقابل رهبران و مسوولان سياسي و نظامي ايران جنبه واکنش داشته است، به استثناي يک دستاويز چندساله رژيم صهيونيستي مبني بر اينکه رئيس جمهور ايران مساله نابودي اسرائيل را مطرح کرده، ديگر اظهارنظرها و تهديدهاي نظامي از تل آويو روانه تهران بوده است. بن العياذر يکي از وزراي کابينه رژيم صهونيستي از حزب کار چندي پيش گفت اگر ايران به اسرائيل حمله کند، اسرائيل ايران را با خاک يکسان خواهد کرد. در پاسخ به اين تهديد نظامي اسرائيل بود که چند فرمانده ارشد نظامي ايران اعلام کردند اسرائيل کوچک تر از آن است که ظرفيت رويارويي نظامي با ايران را داشته باشد. اگر بخواهيم سياست نظامي خاورميانه يي رژيم صهيونيستي را در چند جمله خلاصه کنيم بايد بگوييم اسرائيل از پيدايش يک قدرت اتمي رقيب در خاورميانه به شدت وحشت دارد. منظور از قدرت اتمي رقيب از ديدگاه اسرائيل لزوماً قدرت اتمي نظامي نيست، زيرا رژيم صهيونيستي براي قدرت موشکي ايران از نام مستعار قدرت اتمي و تهديدآميز بودن آن استفاده مي کند تا خود را از هر قيد و بند مربوط به حق کشورها از جمله ايران در ساخت و افزايش برد موشکي خود آزاد کند. اسرائيل به دليل حجم ناچيز جغرافي اش و آسيب پذير بودن آن به شدت از برقراري موازنه قواي منطقه يي صرف نظر از ماهيت عوامل تضمين کننده اين موازنه قوا وحشت دارد. در جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان در سال 2006 مقاومت اسلامي اين کشور با قدرت محدود موشکي خود موفق شد موازنه وحشت را در اردوگاه حريف برقرار کند. اين معادله توانست اسطوره شکست ناپذيري ارتش اسرائيل را بشکند. حال تصور کنيد اگر اين معادله با مقياس قدرت ايران اندازه گيري شود، وحشت اسرائيل به چه درجه خواهد رسيد. بسياري از استراتژيست ها در منطقه معتقدند بن بست موجود در بحران سياسي لبنان به اين سياست اسرائيل بازمي گردد که نيروي حزب الله لبنان در عرصه بحران سياسي اين کشور فرسوده شود. رواج شعار ضرورت خلع سلاح حزب الله اصلي ترين خواست اسرائيل است که از زبان اردوگاه سياسي طرفداران محلي امريکا در لبنان جاري مي شود. اين معادله ما را به طرح اين پرسش مهم سوق مي دهد که مساله حمله نظامي اسرائيل به تاسيسات اتمي ايران تا چه اندازه جدي است؟ پاسخ اين پرسش در گرو چگونگي تلقي امريکا از نحوه دامنه و هدف هاي تعيين شده ايران در واکنش به هرگونه حمله نظامي اسرائيل به هر نوع هدف ايران قرار دارد.

 

    110 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   اسراييل (779)
●   ایران (708)
●   آمریکا (725)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/03/1387

تاريخ شمسی نشر:28/02/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب