شايد آخرين مرحلهى جهانى شدن تلويزيون لرزه بر اندام بسيارى از نهادهاى پخش تلويزيونى و دولتهاى اروپا و آسيا انداخته باشد، اما جهانى شدن تلويزيون فقط چند تار موى آمريكاى لاتين را آشفته كرده است. گذشت آن روزهايى كه سيل خروشان تلويزيون آمريكا لعن و اعتراضهاى پرشورى برميانگيخت و خواهان اقدامات متقابل ميشد. در منطقهاى كه از نظر تاريخى هميشه نگرانيهايى در مورد جريان بينالمللى نامتعادل اطلاعات وجود داشته است، تقريباً نبود ترس و نگرانى از تأثير فرهنگى تلويزيون جهانى، نكتهى قابل توجهى است. اكنون روشنفكران و سياستگذاران، حتى آنها كه در خط اول جبههى بحث و مناظرات ان، دبليو، آى. سى. اُ در دو دهه قبل قرار داشته است، به ندرت در مورد برنامههاى وارداتى اظهار نگرانى ميكنند. اگر چه بعضى از دولتها تدابير و اقدامات حمايتى خاصى را در پيش گرفتهاند. اما مقررات به ندرت نظارت يا رعايت ميشود. هيچگونه طرح يا تدبير منطقهاى براى تقويت صنايع شنيدارى و ديدارى و تشويق مبادلات در زمينهى تأمين برنامه وجود ندارد. هيچ يك از دو توافق تجارى كه اخيراً در منطقه در حال اجراست، نتوانسته وضع صنايع فرهنگى را به صورت ريشهاى دگرگون سازد. توافقنامهى تجارت آزاد آمريكاى شمالى (ان. اى. اف. تى. اى)1، مقررات از پيش موجودى را كه تصريح داشت فقط مكزيكيها ميتوانند پروانهى سخن و تصوير پراكنى در اين كشور را داشته باشند، تغيير نداد اما شركت خارجيها در پروژههاى تلويزيونى كابلى را در مكزيك مجاز دانست و محدوديتهاى مالكيت رسانهها را در مرز آمريكا و مكزيك از ميان برداشت.
«مسئلهى عمدهى ديگر، رعايت قانون كپى رايت و حقوق معنوى بود. توافق اتحاد اقتصادى بين كشورهاى (آرژانتين، برزيل، پاراگوئه و اروگوئه)2 با صنايع سنتى سر و كار داشت و مسائل رسانهها را در دستور كار خود قرار نداده بود. اين مثالهاي تصويرگر يك دگرگونى عمده است؛ نگرانى درباره پيامدهاى جهانى شدن صنايع رسانهها و هويت فرهنگى، به تصور و تفكر كارى ندارد و همچون گذشته بر برنامههاى سياسى آمريكاى لاتين استيلا دارد. پس اين تغيير چشمگير از كجا آمده است؟ تغيير و چرخش در روح زمانهى سخن و تصوير پراكنى، به ويژه بازتاب مسير و تاريخ سياسى تلويزيون در منطقه است.
از بسيارى جهات، جهانى شدن تلويزيون خبر كهنهاى است. حتى پيش از آنكه خصوصى شدن و مقرراتزدايى به صورت سياست روز درآيد. تكامل تلويزيون از پويايى جهانى شدن رسانهها جداييناپذير بود. از همان آغاز، تاريخ تلويزيون آمريكاى لاتين تنها در ارتباط با توسعهى جهانى منافع بينالمللى و بهويژه منافع آمريكا و در پاسخ به چنين ارتباطى معنا و مفهوم داشته است. از اين لحاظ آمريكاى لاتين از پيش سعى كرده بود با تقويت نقش حكومت در حمايت از فرهنگهاى ملى با جهانى شدن مقابله كند. به هر حال بدنامى تجربيات گذشته در زمينهى دولتى امكان در نظر داشتن حتى عاديترين بديلها را در برابر توسعهى جهانى قدرتهاى رسانهاى منتفى ميسازد. هرگونه پيشنهاد سياستگذارى در جهت گريز از موج اخير تلويزيون جهانى و تقويت فرهنگهاى محلى ناگزير به نغمهى دخالت حكومت گوش خواهد سپرد. تلويزيون دولتى در آمريكاى لاتين بوى اقتدارگرايى و حكومتهاى نظامى و گاهى نيز چند دولت غيرنظامى را ميدهد كه عملاً از تلويزيون به عنوان غنيمت جنگى و تبليغات رسمى استفاده ميكردند؛ بوى تصورى انعطافناپذير از هويت ملى كه تكثر و مناقشه فرهنگى را منتفى ساخته و سركوب كرده است. آن تجربهها ضمناً با موج رفيع احساسات و سياستهاى ضد امپرياليستى كه با كنار گذاشتن نهضتهاى چپ ملى مردمى عملاً از صحنه محو شده بودند نيز مرتبط است.
گذشته از تغيير در حال و هواى سياسى و فكرى وضعيت كنونى تلويزيون آمريكاى لاتين، دلايل كمترى براى نگرانى از فقدان هويتهاى ملى در عصر جهانى شدن نشان ميدهد. محبوبيت معمول توليدات داخلى و منطقهاى جاى نگرانى چندانى در مورد «محتواى ملى» تلويزيون باقى نميگذارد. در سال 1993 برنامههاى محلى جزو پنج نمايش اول تلويزيون از لحاظ تعداد بينندگان بودند. از اين پنج برنامه يكى در بوليوى (دو برنامه منطقهاى)، چهار برنامه در آرژانتين و هر پنج برنامه در برزيل عرضه شدند. جداول برنامههاى تلويزيون و تعداد بينندگان آنها تأييدى بر اين حقيقت است كه تلويزيون محلى، هر وقت كه وجود داشته باشد، توليدات آمريكايى را به ويژه از جداول ساعات پربيننده كنار ميگذارد و بر ترجيحات تماشاگران حاكم است.
اين تغيير و جابهجايى در تأمين برنامه امكانات تازهاى را در برابر تلويزيون گشوده است. امكاناتى كه تلويزيون را در گفتوگوى نزديك و دائمى با تصويرسازى فرهنگى از جوامع آمريكاى لاتين قرار ميدهد. تلويزيون در رابطهاى پيچيده و چندگانه با تنوع تجليات فرهنگى درگير است. اخبار تلويزيونى اغلب به عنوان منبع الهام نويسندگان سريالها عمل ميكند. سريالهايى مثل امپراتريز3 و پراستاس كالس4 اشاراتى غيرقابل اشتباه به فساد سياسى و فقر در ونزوئلا دارند. سريالهاى سلسته5، آنتونلا6 و پرلانگرى7 به مسائلى همچون ايدز، اهداى اعضاء بدن، سرطان، جنسيت و ديگر مسائل مربوط به آن ميپردازند كه بر اخبار آرژانتين در اوايل دههى 1990 چيرگى داشت. سريال بسيار موفق كلمبيايى به نام كافه تاريخهاى منطقه، فرهنگهاى ملى و مكانهاى جهانى را در نورديد. به جز در موارد اندك جهانى شدن تلويزيون آمريكاى لاتين هنوز به ضعف يا رقيق شدن محتواى محلى نينجاميده است. بازار خانگى داخلى همچنان عامل اقتصادى مسلط است. ضمناً برنامههاى ورزشى تلويزيون نيز در ساخت و بازآفرينى هويتهاى ملى مهم جلوه ميكنند و شايد حتى در تقويت حس مليتخواهى و تفاوت فرهنگى هم نقشى داشته باشند. در آمريكاى لاتين، پخش تلويزيونى مسابقات فوتبال بين تيمهاى ملى، به ناچار برنامههاى عادى را قطع ميكند و گيرندههاى تلويزيون را به صورت محل گردهمايى در ميآورد. پخش تلويزيونى مسابقات المپيك، تقريباً به طور اختصاصى بر تيمهاى ملى و تيمهايى كه بالقوه يا بالفعل برنده ميشوند، تمركز دارد.
گذشته از برنامههاى سرگرم كننده، اخبار تلويزيونى اغلب تمامى كشورهاى منطقه را به وجد ميآورد و مُهرى پاك نشدنى بر خاطرهى رويدادهايى ميزند كه تاريخ سياسى و فرهنگى اين كشورها را ساختهاند. در آرژانتين، پخش زندهى محاكمهى سران حكومت نظامى و كسانى كه مظنون به قتل يك دختر دانشآموز بودند، ابعاد اين رويدادها را براى هميشه تغيير داد. پوشش تلويزيونى عمليات چريكى تصرف سفارت ژاپن در پرو و سرانجام خشونتبار آن در واقع زمانبندى عمليات را شكل داد و پروييها را در برابر تلويزيونهايشان ميخكوب كرد. پخش تلويزيونى كودتاى نافرجام نظاميان ونزوئلا در سال 1992 رهبر شورشيان را يكشبه به يك چهرهى سياسى ملى مبدل كرد. رسوايى بر سر سرازير كردن پولهاى قاچاق مواد مخدر به مبارزات انتخاباتى رئيس جمهور كلمبيا ارنستوسامپر8 به محض آن كه يكى از مشاوران نزديك و وزير دفاع سابق او اقدام به تشكيل يك كنفرانس مطبوعاتى و تلويزيونى كرد، شدت گرفت.» (اوحدى، ص 326)
منظور از آوردن اين نمونهها ستايش از تلويزيون معاصر به عنوان آيينهى دموكراتيك فرهنگهاى ملى در آمريكاى لاتين نيست. مشت به سينه كوبيدنهاى مليگرايانهى غولهاى تلويزيونى و مسئولان دولتى كه اذعان دارند رشد توليد تلويزيونى در منطقه حاكى از تأييد فرهنگهاى ملى است، از اين حقيقت غافل است كه فزونى برنامههاى محلى (توليد شده در محل) در تمامى منطقه يكسان صورت نگرفته، و اصولاً زمين تك محصول آن را ناديده ميانگارند. تلويزيون با خصوصيت چند فرهنگى منطقه و هنوز عمدتاً تمركز گراست و اغلب، تصاوير زندگى طبقهى متوسط را ترويج ميكند و اخبار شهرهاى بزرگ را به مخاطبان كل كشور ميرساند. مردمان ناپيداى فقير، غيرسفيدپوست و بومى فقط در حد برنامههاى جنگ و مسابقات تلويزيونى مطرحاند. تلويزيون غالباً فرمولهاى آزمايش شده، تجارتگرايى تمام عيار، شخصيتهاى مشهور از نظر نژاد، جنس و جنجال آفرينى را ترجيح ميدهد. با اين همه، ذكر اين نكته مهم است كه عليرغم اين كاستيها، تلويزيون از زمانى كه تعداد بسيار كمى بيننده برنامههاى محلى داشت، تا امروز راه درازى را طى كرده است و اغلب، در عينحال ارائه ميدانى براى بازنمايى و تغيير مليت در عصر جهانيشدن بوده و تخيلى ملى را به شدت جولان داده است.
پاورقي:
1. North American Free Trade Agreement
2. Mercosur
3. Emperatriz
4. Proestas Calles
5. Celeste
6. Antonella
7. Perla Negri
8. Ernesto Samper