رابطه ي زن و شوهر
بخش مهمي از مباحث" اخلاق خانواده " درباره ي روابط زن و شوهر در محيط خانواده است.
در قرآن كريم مباحث اخلاقى و حقوقى مرتبط با اين بحث توأمان مطرح شده (1) و شايد بتوان گفتدر همه مواردى كه احكام حقوقى بيان شده در كنار آن احكام اخلاقى نيز يادآورى شده است و اين از آن رو است كه احكام حقوقى به تنهايى نمىتوانند سعادت و كمال انسان را تضمين كنند.
اصل ازدواج اگر با نيت خير تؤام باشد، داراى ارزش اخلاقى مثبت بوده، امرى ستوده و پسنديده است و هر چه اين نيت خالصتر گردد، ارزش اخلاقى آن فزونتر است. از جمله شرايط صحت ازدواج در اسلام، تعيين مهريه است كه از احكام حقوقى نكاح است. اما مسأله اخلاقى در اين ارتباط آن است كه مهريه نبايد چندان سنگين باشد كه اصل ازدواج را با موانع مواجه سازد. هر چند از نظر حقوقى زن حق دارد مهر خود را هر اندازه كه بخواهد تعيين كند، اما از نظر اخلاقى نبايد فقر مالى فرد موجب محروم شدن او از ازدواج گردد. در اين موارد بايد بر خدا توكل كرد و خداوند كسانى را كه فقيرند، بىنياز خواهد كرد. 2
البته بحث مهم ديگري هم هست که مي گويد: اگر كسى نتواند حتى مهر عقد موقت را بپردازد، بهتر آن است كه از ازدواج خوددارى كرده، تلاش كند مالى به دست آورد و از فضل خداوند بهرهمند شود؛ آنگاه ازدواج كند: "و كسانى كه وسيله زناشويى نمىيابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بىنياز گرداند". (3)
ديگر مسايلى كه در قرآن كريم درباره اخلاق خانواده، مطرح شده، به طور خلاصه عبارتند از:
يكم: اساس زندگى خانوادگى بر محبت است: "و از نشانههاى او اين كه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت] براى مردمى كه مىانديشند قطعا نشانههايى است". (4)
دوم: در خانواده مسايلى رخ مىدهد كه تنها بر اساس عاطفه حل نمىشود و اگر مرجع صلاحيت دارى براى حل آنها پيش بينى نشده باشد، ممكن است بنيان خانواده را متزلزل سازد. از همين جا است كه نياز به تعيين شخصى در خانواده به عنوان سرپرست و مدير خانواده پيدا مىشود و از نظر حقوقى اين سرپرست مرد خانواده (شوهر و پدر) است: "مردان سرپرستان زنانند". (5) از نظر اخلاقى نيز بايد حدود پدر در خانواده محفوظ باشد.
سوم: در مسايلى كه ارتباط زيادى با زن دارد و اگر مرد بخواهد به تنهايى تصميم بگيرد، مشكلاتى به وجود مىآيد؛ مانند مسأله ي شير دادن به بچه و چند و چون آن، مشورت با همسر توصيه شده است: "پس اگر پدر و مادر بخواهد با رضايت و صلاحديد يكديگر كودك را از شير بازگيرند، گناهى بر آن دو نيست". (6) در سوره ي طلاق نيز مىفرمايد: "در اين زمينه نيز به شايستگى با يكديگر مشورت كنيد". (7)
بايد توجه داشت كه اصل مشورت در خانواده يك امر اخلاقى است، نه حقوقى.
چهارم: در آن جا كه يكى از طرفين ـ دست كم از نگاه ديگرى ـ از منطق عقل خارج مىشود و بر سخن خود پاى مىفشرد و به حكم عقل تن نمىدهد، باز هم نبايد پيوند ازدواج را بر هم زد و محيط خانواده را از بين برد. در چنين موردى زن و شوهر بايد انعطاف نشان داده به گونهاى با يكديگر سازش كنند؛ هر چند به اين قيمت كه يكى از حق مسلم خويش بگذرد: "و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند، كه سازش بهتر است". (8)
اين قبيل آيات نشان مىدهد كه اسلام سعى دارد محيط خانواده ـ تا آنجا كه امكان دارد ـ از هم نپاشد و صلح و آرامش بر آن حاكم باشد.
پنجم: يكى از بيشترين مواردى كه قرآن كريم احكام حقوقى را با احكام اخلاقى در آميخته و توأمان ذكر مىكند و بر جنبه اخلاقى آن تأكيد مىورزد، مسأله ي طلاق است. در آيات مربوط به طلاق قرآن كريم كرارا موعظه مىكند. گاه تهديد مىكند كه مبادا بر خلاف احكام الهى رفتار كنيد و از حدود الهى سوء استفاده نماييد؛ مبادا در صدد زيان رساندن به همسر برآييد و مانند آن. (9)
پىنوشتها:
1. با اين كه حقوق و اخلاق هر دو در حوزه ارزشها قرار دارند و رفتارهاى اختيارى انسان را تنظيم مىكنند، ميان آن دو تفاوتهايى وجود دارد كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
يكم. احكام حقوقى تنها بر رفتارهاى اجتماعى انسانها نظارت دارد، ولى اخلاق شامل همه رفتارهاى اختيارى انسانها (اعم از اجتماعى و فردى) مىشود.
دوم. هدف از حاكميت يك نظام حقوقى در نظامهاى حقوقى بشرى، تأمين سعادت و خوشبختى در زندگى مادى و دنيايى براى افراد جامعه است؛ در حالى كه هدف از اخلاق، تكامل روحى و معنوى انسان و رسيدن به كمال نهايى و سعادت جاودانه است.
سوم. كليه قواعد حقوقى داراى ضمانت اجرايى بيرونى است و دولت اجراى آن را متعهد شده مردم را به رعايت آن قواعد، الزام و اجبار مىكند و متخلفان را كيفر مىدهد؛ اما در اخلاق ضمانت اجراى درونى مطرح است.
چهارم. نيت و انگيزه انسان در ارزشهاى حقوقى نقشى ندارد؛ بر خلاف ارزشهاى اخلاقى.
2. و انكحوا الايامى منكم و الصالحين من عبادكم و أمائكم ان تكونوا فقراء يغنهم الله من فضله. (سوره نور، آيه 32)
3. و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنهم الله من فضله. (سوره نور، آيه 33)
4. و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون. (سوره روم، آيه 21)
5. الرجال قوامون على النساء. (سوره نساء، آيه 34)
6. فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما. (سوره بقره، آيه 233)
7. و أتمروا بينكم بمعروف. (سوره طلاق، آيه 6).
8. و إن امرأة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحا و الصلح خير. (سوره نساء، آيه 128).
9. نگاه كنيد به: سوره بقره، آيه 233 و 231؛ سوره طلاق، آيه 1، 2، 6 و 7؛ سوره احزاب، آيه. 49