باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 8 شهريور 1387 كاربران برخط 47 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تلويزيون، ابزارى ايدئولوژيك‏
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: يارمحمد - باي

منبع: سایت - پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی - به نقل از کتاب چشم جهانی

 
 

بدون توجه به نوع برنامه‌‏اى كه از تلويزيون پخش مي‌‏شود، مثلاً بولتن‏‌هاى خبرى، موسيقى، مسابقه‌‏ى تلويزيونى، نمايش يك مجموعه (سريال) و غيره، اين وسيله‏‌ى ارتباطى در هر حال ملزم به ارائه يك پيام ايدئولوژيك است. تعدد و گوناگونى اَشكال، روش‌‏ها و فنونى كه به وسيله‌‏ى برنامه‌‏سازان به كار گرفته مي‌‏شود، در واقع، بيانگر مجموعه‌‏اى از اصول و گرايش‌‏هاى ايدئولوژيك تلويزيون و يا به سخن ديگر، مبين آن وظايف اصلى است كه در زمينه‌‏ى ايدئولوژى تلويزيون از سوى طبقه‌‏ى حاكم براى اين رسانه ارتباط جمعى تعيين مي‌‏شود. «بديهى است كه هر سازمان تلويزيونى، صرف‏‌نظر از اين‌‏كه در كدام كشور سرمايه‌‏دارى عمل مي‌‏كند و بدون توجه به اين‌‏كه آيا تلويزيونى است تجارتى، غيرتجارتى يا دولتى، ايدئولوژى خاص خود را كه مُهر آن سازمان را برخود دارد، دارا مي‌‏باشد. اين ايدئولوژى منعكس كننده وضع ملى، فرهنگى و سياسى خاص آن كشور و همچنين بيانگر وضع خود سازمان (تلويزيون) است. مشخصات اساسى در تمام سازمان‏‌هاى تلويزيونى يكى است. به عنوان مثال، برنامه‏‌هاى شبكه‏‌هاى تجارتى ايالات متحده آمريكا برنامه‌‏هاى تلويزيون‏‌هاى دولتى فرانسه، برنامه‌‏هاى بي‌بي‌‏سى (غيرتجارتى) و برنامه‌‏هاى تلويزيون آموزشى ژاپن، همه و همه به صورت ابزار ايدئولوژيك كه معرف تمام رسانه‌‏هاى خبرى بورژوازى است عمل مي‌‏كنند.

در سال 1976 تلويزيون‌‏هاى ايالات متحده آمريكا و چند كشور ديگر سرمايه‌‏دارى ترتيبى دادند تا آن سال را به مناسبت دويستمين سال استقلال آمريكا به عنوان «سال آمريكا» ارج بنهند. سال‏‌ها پيش از آن تاريخ، شبكه‏‌هاى تلويزيونى ايالات متحده برنامه‌‏هايى را تهيه و پخش كردند كه در آن‏‌ها آمريكا به عنوان يك «سرزمين موعود» تصور مي‌‏شد. اين برنامه‌‏ها، تاريخ آمريكا را به صورتى آرمانى و رمانتيك‌‏شده عرضه مي‌‏كردند و روش زندگى آمريكايى را مي‌‏ستودند.

نخستين برنامه از اين نوع ـ كه تا آن زمان يكى از شورانگيزترين برنامه‌‏هايى بود كه توسط تلويزيون غرب توليد شد ـ در تاريخ 28 دسامبر 1970 از تلويزيون بي‌بي‌سى پخش شد. اين برنامه كه «علائق آمريكايي‌‏ها»1 نام گرفت، به مدت يك‏ ساعت بدون آن‏‌كه در خلال آن آگهي‌‏هاى تجارتى نشان داده‏ شود، ادامه يافت. مسئولان ايدئولوژيك اين برنامه بر محتواى آن به چشم يك تبليغ سياسى نگريستند. سازندگان اين برنامه، شهر كلمبوس واقع در ايالت اوهايو را كه نام كاشف آمريكا را بر خود داشت براى ساختن علائق آمريكاييان انتخاب كرده بودند. آن‌‏ها اين كار را كردند تا به عنوان مشت نمونه خروار را نشان دهند كه اقدام متهورانه‌‏ى آنان چه منافعى را نصيب آمريكايي‌‏ها مي‌‏كند. ترفند ظريف‏‌ترى به وسيله‌‏ى ان بى سى به كار گرفته شد و آن تهيه‌‏ى يك مجموعه‌‏ى فيلم با عنوان «آمريكا، يك تاريخ خصوصى از ايالات متحده» بود اين برنامه را بي‌بي‌‏سى سفارش داده بود تا در بريتانيا و سپس در تلويزيون ساير كشورهاى انگليسى زبان، به نمايش درآيد. آليستركوك2 تبليغاتچى سرشناس بريتانيايى كه سي ‏سال اخير را در ايالات متحده آمريكا به سر برده بود، همراه گروه تلويزيوني‌‏اش كران تا كران آمريكا را پيمودند و در مجموع ده‏‌ها هزار كيلومتر را در نورديدند و براساس اطلاعات مندرج در كتابچه‌‏هاى تبليغاتى در 87 مُتل اقامت گزيدند. در اين مجموعه فيلم، رويداهاى عمده و برجسته و همچنين حوادث ناگوار تاريخ آمريكا نشان داده مي‌‏شد. مهاجرت، مستعمره ‏ساختن قاره آمريكا در طى قرن هفدهم و هجدهم ميلادى توسط انگلستان، جنگ‌‏هاى استقلال آمريكا، سر و سامان گرفتن غرب، جنگ داخلى، شكوفايى در دهه‏‌ى 1920، ركود اقتصادى در دهه‌‏ى 1930، ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم، توسعه‌‏ى پس از جنگ، اعتراض‏‌هاى مدنى سياهپوستان و وقايعى از اين قبيل از آن جمله بودند.» (حفاظى، ص 114)

تلويزيون بورژوازى، نظام سرمايه‏‌دارى را به عنوان يك ايدئولوژى و يك «روش زندگى» ارج مي‌‏نهد. در اين زمينه همواره نمونه‌‏هاى بارزى در تلويزيون‏‌هاى ايالات متحده آمريكا عرضه مي‌‏شود. برنامه‌‏هاى مربوط «جنگ سرد»  در سال‏‌هاى پس از جنگ جهانى دوم، با راه يافتن نخستين دستگاه‌‏هاى گيرنده‏‌ى تلويزيون به خانه‌‏ى آمريكايي‌‏ها به منصه‌‏ى ظهور رسيد و در دوره‌‏ى اقتدار سناتور مك‌‏كارتى در دهه‌‏ى 1950 بخش اعظم برنامه‏‌هاى تلويزيونى را تبليغات عليه خطر نفوذ كمونيسم تشكيل مي‌‏داد. اين برنامه‌‏ها بر اساس مطالبى تهيه مي‌‏شد كه توسط «كميته‌‏ى مجلس نمايندگان ويژه تحقيق درباره اقدام‌‏هاى ضد آمريكايى»3، سيا، اف بى آى، روزنامه‌‏ها و خبرنگاران شبكه‌‏ها فراهم مي‌‏آمد.

بيشتر مجموعه‏‌هاى جاسوسى براساس كتاب «فن‏ جاسوسى» نوشته‏‌ى آلن دالس4 كه در سال 1963 منتشر شد، تهيه مي‌‏شد. در ضمن سازمان سيا كه كودتاهاى نظامي، سرنگونى دولت‌‏هاى مخالف، ترورها، سوءقصدها و تحريكات را سازماندهى مي‌‏كرد (و مي‌‏كند)، يكى از تهيه‌‏كنندگان پرو پا قرص متون (سناريو) براى مجموعه‌‏هاى جاسوسى تلويزيونى بود. صحنه‌‏هاى اين فيلم‏‌ها از نظر جغرافيايى ـ سرزمين‏‌هاى دورى چون كوبا، اندونزى، لائوس، مالزى و ساير كشورهايى بودند كه عوامل سيا در آن‏‌ها فعاليت داشتند. مجموعه‌‏هاى جاسوسى «نظير مردى از آنكيل»5، «به هوش‏ باش»6، «مردى كه هرگز نبود»7 و... تنها بدان منظور تهيه و طراحى مي‌‏شدند تا بيننده‏‌ى آمريكايى را درباره لزوم اعمال رذيلانه‌‏اى كه در آن «هدف، وسيله را توجيه مي‌‏كند» متقاعد كنند.

در مجموعه‌‏ى «سان ست استريپ 77»8 به مأمور مخفى ايالات متحده مأموريت داده شده بود تا به منظور آزمون هشيارى، قدرت و دفاع «سازمان ضد اطلاعات آمريكا» اسرار نيروى دريايى آن كشور را بدزدد. دستوراتى كه به او داده شد بدين شرح بود: «تو مي‌‏توانى دروغ بگويى، دزدى كنى، تقلب كنى و آن‏‌چه را كه دشمن ممكن است انجام بدهد، انجام بدهى.»

«مجموعه‏‌هاى جاسوسى كه در تلويزيون‏‌هاى ايالات متحده آمريكا نمايش داده مي‌‏شود در واقع از «گنگستريسم بين‌‏المللى» تحت پوشش جنگ سرد، ستايش و تحليل مي‌‏كردند. در يكى از قسمت‏‌هاى مجموعه‌‏ى «بالاتر از خطر» به عوامل جنگ آمريكا دستور داده مي‌‏شود تا يك كامپيوتر را به نحوى دستكارى كنند كه پيروزى يك ديكتاتور را در انتخابات بر حزب آزاديخواه تضمين نمايد. در مجموعه‌‏ى «من جاسوسى مي‌‏كنم»، از جانب وزارت امور خارجه ايالات متحده‏‌ى آمريكا به قهرمان فرمان داده مي‌‏شود تا به ديدار يك ديكتاتور بركنار شده در آمريكاى لاتين برود و دريابد كه او براى بازگشت به قدرت به چه كمكى نيازمند است. اما ديكتاتور كه ديگر نمي‌‏تواند از حمايت ايالات متحده بهره‌‏مند شود به وسيله‏‌ى عوامل دشمن ربوده مي‌‏شود. در بعضى از مجموعه‌‏هاى جاسوسى، بازيگران سرشناس هاليوود شركت داشتند. براى مثال، در مجموعه‌‏ى «به هوش باش» يك داستان عشقى عامه‌‏پسند با بازيگرى دون آدامس و باربارافيدون عرضه شد. اما نه استفاده از «حقه‌‏ها و جلوه‏‌هاى ويژه»9 سينمايى و فنون عجيب و غريب و نه به كارگيرى ستاره‏‌هاى برجسته‏‌ى هاليوود، توانست محتواى مبتذل مجموعه‌‏هاى جاسوسى را جذاب جلوه بدهد و ماهيت ضد بشرى و تحريك‏‌آميز آن‏‌ها را بپوشاند.

تبليغات مربوط به «وجود يك دشمن خيالى» در ايالات متحده آمريكا، با سرلوحه قرار دادن اين شعار نظامي‌‏گرايان كه «هميشه باروتت را خشك نگه‌دار» يا به اصطلاح، «هميشه دست به اسلحه باش» موجب مي‌‏شود كه انسان‏‌ها همواره در انتظار يك «كشاكش جهانى» به سر برند. شبكه‌‏هاى تلويزيونى اين كشور، بهترين اوقات پخش و سرمايه‌گذاري‌‏هاى كلان را به برنامه‌‏هايى اختصاص مي‌‏دهند كه قدرت نظامي آمريكا را تبليغات كند و همه‏‌جا جار زند. حتى تدريس زبان خارجى و يا زبان ملى به علاقه‌‏مندان از طريق تلويزيون‏‌هاى بورژوازى، يك گرايش شديد تبليغى نيز به همراه دارد. به عنوان مثال، تدريس زبان انگليسى براى دانشجويان خارجى كه توسط «اداره‌‏ى اطلاعات ايالات متحده آمريكا» تهيه و در بسيارى از كشورها توزيع مي‌‏شود، در واقع مجموعه‌‏ى هيجان‏‌انگيزى از جنبه‏‌هاى گوناگون «روش زندگى آمريكايى» است.

اشخاص ثابتى كه در تمام درس‌‏ها شركت دارند عبارت‌اند: معلم (يك آمريكايى سفيدپوست) و سه شاگردش (يك آفريقايى، يك آسيايى و دخترى از آمريكاى لاتين). آنان به مراكز خريد، به سينما و ساير مراكز تفريحى و به هر جا كه فراوانى، كاميابى، آرامش و شادمانى وجود داشته باشد مي‌‏روند. بدين‌‏ترتيب تدريس زبان انگليسى به تبليغ تلويزيونى درباره «روش زندگى آمريكايى» تبديل مي‌‏شود. در كشورهاى سرمايه‌‏دارى، نقش تلويزيون، به عنوان وسيله‌‏اى براى دفاع از «نظام سرمايه‏‌دارى» به هنگام مبارزه‌‏هاى انتخاباتى اعضاى قوه‏‌ى مقننه، مجريه و قضائيه دولت بورژوا به بهترين وجه نمايان است. نقش تلويزيون در سلسله مبارزه‏‌هاى انتخاباتى در ايالات متحده‏ ى آمريكا به تلاش تلويزيون اين كشور در انتخابات 1940 باز مي‌‏گردد، يعنى زمانى كه بي‌بي‌‏سى بر آن شد تا انتخابات رياست‏ جمهورى را به‏‌طور آزمايشى پخش كند. پخش زنده و مستقيم «مجمع جمهوريخواهان»كه وندل ويلكى10 را براى مقام‏ رياست جمهورى نامزد كرده بود به وسيله‏‌ى كابل از فيلادلفيا به نيويورك عملى شد. تعداد كسانى كه آن مراسم را از تلويزيون تماشا كردند، حدود 100 هزار نفر بود.» (همان، ص 120)

نخستين انتخابات رياست جمهورى آمريكا پس از جنگ، به سال 1948 صورت گرفت كه با پخش مستقيم تلويزيونى از مجمع جمهوريخواهان و دموكرات‏‌ها همراه بود و از طريق 18 ايستگاه تلويزيونى داير در 9 شهر، واقع در ساحل شرقى اين كشور پخش شد. هر دو حزب عمده، مبلغ 1/7 ميليون دلار صرف هزينه مبارزه‌‏هاى انتخاباتى از طريق راديو و تلويزيون كردند. تعداد بينندگان نيز به 4 ميليون نفر افزايش يافت.

«پخش تلويزيونى سراسرى انتخاباتى رياست جمهورى تا سال 1952 عملى نبود؛ اما در اين سال 75 تا 80 ميليون نفر آمريكايى توانستند كانديداهاى مقام رياست جمهورى را در تلويزيون خانه‌‏هايشان تماشا كنند و صدايشان را بشنوند. به دنبال ظهور ژنرال آيزنهاور بر صفحه‌‏ى تلويزيون، چهره‌‏ى ريچارد نيكسون كه آن زمان سناتور جوانى بود و براى كسب مقام معاونت رياست جمهورى فعاليت مي‌‏كرد براى نخستين بار نشان داده شد. در سال 1956 آيزنهاور از حزب جمهوريخواه مجدداً انتخاب و در كاخ سفيد ماندگار شد. در همان سال بينندگان تلويزيون را 90 درصد از كل جمعيت رأى‏دهندگان تشكيل مي‌‏داد و مجمع احزاب جمهوريخواه و دموكرات به وسيله‌‏ى 400 ايستگاه تلويزيونى واقع در 270 شهر در سرتاسر آمريكا پخش شد.

انتخابات سال 1956 كارآيى بالقوه و كامل تلويزيون را به عنوان يك وسيله‌‏ى عمده‌‏ى خبرى آشكار ساخت. دو حزب رقيب و كانديداهايشان براى كسب مقام رياست جمهورى علاقه‏‌ى مفرطى به بهره‌‏گيرى از تلويزيون در تمام مراحل مبارزاتشان ابراز داشتند. در يك مورد كه به علت نقص فنى، پخش مراسم مبارزه انتخاباتى دموكرات‏‌ها (با كانديداتور آدلاى استيونسن)11 از شبكه سي‌بي‌‏اس قطع شد، نمايندگان دموكرات به سوى دوربين‌‏ها برگشتند و با تحقير و مشت‏‌هاى گره كرده بر سر گروه فنى داد زدند.

تلويزيون با توانايى بالقوه‌‏اى كه از نظر روانشناسى و اجتماعى دارد، مي‌‏تواند در پيروزى يا شكست كانديداهاى مقام رياست جمهورى مؤثر باشد. انتخابات رياست جمهورى آمريكا در سال 1960 نمونه‌‏اى بارزى در اين زمينه است. اين مبارزه‏‌ى انتخاباتى «مناظره‏‌ى بزرگ تلويزيونى» نام گرفت. جدال لفظى ميان كندى و نيكسون از حدود يك ماه پيش از انتخابات آغاز شده بود. قبل از «مناظره بزرگ تلويزيونى»، افكار و آراى عمومي‌ به سود نيكسون به عنوان سياست‌مدارى سرشناس‌‏تر و با تجربه‌‏تر بود، اما بعد از نخستين جدال تلويزيونى بين دو كانديداى ياد شده، كفه‏‌ى ترازو به طور فزاينده‌‏اى به نفع جان كندى پايين آمد. اين برترى تنها به دليل موقعيت شخصى كندى در جدال تلويزيونى نبود، بلكه عامل مهم و ياري‌‏كننده‌‏ى ديگر در پيروزى او، انتقاد حزب دموكرات از اشتباهات فاحش در قضاوتى بود كه كابينه‏‌ى جمهوريخواه در مورد سياست داخلى و خارجي‌‏اش ـ به ويژه در ناكارايى سياسى داير بر ايجاد روابط بهتر با شوروى ـ مرتكب شده بود.» (همان، ص 120)

در بسيارى از كشورهاى سرمايه‏‌دارى، «تصويرسازى» از سياستمداران و شناساندن آنان در جهت شكل ‏دادن به افكار عمومي‌ و گرايش‏‌هاى مردم، وظيفه‌‏ى اصلى تلويزيون به شمارمي‌‏رود. با وجود اين، تحليل‌گران تلويزيون بورژوازى مصّر هستند كه تأثير تلويزيون بر نظر و تصميم رأي‌‏دهندگان، مستقيم نيست و آن‏‌ها عقيده دارند كه تلويزيون، تنها يكى از چند عامل مؤثر در اين فرايند است. به عنوان مثال، آن‏‌طور كه سنجش افكار عمومي‌ نشان داد، در تمام مراحل مبازره انتخاباتى سال 1968 در ايالات متحده آمريكا، همواره 42 درصد از رأى‌دهندگان به حمايت از نيكسون تمايل داشتند. بى. چستر12 جامعه‏‌شناس آمريكايى ـ در كتابى كه در سال 1969درباره‌‏ى تأثير راديو و تلويزيون براى شناساندن و محبوب ساختن رهبران سياسى منتشر كرد، نوشت كه آيزنهاور در انتخابات سال‏‌هاى 1952 و 1956 ادلاى استيونسن را و جانسون در انتخابات 1964 گلدواتر را، با وجود تلويزيون يا بدون وجود آن شكست مي‌‏دادند، در حالى كه كندى در صورت عدم استفاده از تلويزيون، به سختى مي‌‏توانست نيكسون را در انتخابات 1960 شكست دهد.

بنابراين، «تصويرسازى» از كانديداها و شناساندن آنان از طريق تبليغات تلويزيونى به همان ميزانى حائز اهميت است كه عوامل ديگر، به‌‏ويژه هنگامي‌ كه آنان از نظر محبوبيت در يك سطح باشند. نويسندگان سختگير بورژوا از جمله مورخ نامي‌‌ايالات متحده، آرتور شلزينگر جونيور، به حق عقيده دارند كه «تلويزيون غرب، سطح جدال‏‌ها و مناظره‌‏هاى تلويزيونى را تنزل مي‌‏دهد، زيرا كانديداها را وادار مي‌‏كند كه در حد يك بازيگر عمل كنند.» او همچنين معتقد است كه «تلويزيون مي‌‏تواند امتيازهايى اضافى را نصيب يك كانديداى متشخص، فتوژنيك، متفاوت و آشنا به رموز جلب نظر مردم ارزانى دارد.»

اما تصور اين‏‌كه در صورت بهره‏‌گرفتن از تلويزيون در نخستين سال‌‏هاى شكل‌‏گيرى حزب جمهوريخواه، چه بر سر كانديداهايى نظير آدامزاها13، جكسون (آندرو)، يا لينكلن مي‌‏آمد، قدرى چندش‌‏آور است.14 در واژه‏‌نامه‏‌ى منتقدان تلويزيون ايالات متحده‏‌ى آمريكا، حتى‏ اصطلاح «تأثير هاله‏‌ى نور»15 درج شده است و معناى آن اين است كه كسانى كه زياد بر صفحه‌‏ى تلويزيون ظاهر مي‌‏شوند تا احترام و تحسين عموم را نسبت به خودشان برانگيزانند، نوعى «هاله نور» پيرامونشان به وجود مي‌‏آيد كه هيچ ارتباطى به خصوصيات شخصي‌‏شان ندارد. در سال 72 ـ 1971 سمينارهاى ويژه‌‏اى در سراسر ايالات متحده‏‌ى آمريكا برگزار شد تا سياستمدارانى كه در ارتباط با كانديداتوري‌شان به منظور كسب مقام‏‌هاى گوناگون مايل بودند در تلويزيون ظاهر شوند، در آن شركت كنند در آن سمينارها بين 100 تا 200 نفر حضور يافتند كه از طرف شركت پخش صدا و تصوير كايزر در شهرهاى بوستون، فيلادلفيا، ديترويت، كليولند، سان‌فرانسيسكو و لوس‌‏آنجلس دعوت شده بودند. در سمينارهاي ياد شده و همچنين در نشريه‏‌هاى ويژه در تعدادى از كشورهاى سرمايه‌‏دارى، چنين نتيجه‌‏گيرى شد كه ظاهر شدن بيش از حد سياستمداران در تلويزيون، نه تنها موجب ازدياد محبوبيت آنان نمي‌‏شود، بلكه آن تصويرى را هم كه مردم از ايشان در ذهن دارند خدشه‌‏دار مي‌‏سازد. بنابراين در مورد تأثير «ظاهرشدن‏‌ها در تلويزيون» دو عقيده ـ در دو قطب مخالف ـ وجود دارد: در يك سو، اعتقاد به «هاله ‏نور» و «تصويرسازى»؛ در سوى ديگر، عقيده به «بي‌‏اعتبار شدن تصوير كسى در ذهن مردم به علت ظهور بيش از حد او بر صفحه‌‏ى تلويزيون است».

اما اين دو عقيده آن طور هم كه به نظر مي‌‏رسند در دو قطب مخالف يكديگر قرار ندارند، زيرا هر دو استفاده از تلويزيون، اين وسيله‏‌ى مؤثّر و نيرومند را با تفاوت در مقدار به كارگيرى آن توصيه مي‌‏كنند. همان‏‌طور كه يك داروى واحد مي‌‏تواند هم شفابخش و هم در صورت مصرف بيش از مقدار مجاز كُشنده باشد، افراط در تبليغات به‌‏ويژه تبليغات تلويزيونى نيز اغلب نتيجه‌‏ى معكوس به بار مي‌‏آورد. مفهوم استفاده معقول و مؤثر از تلويزيون، طبعاً بايد از نظر انگيزه و گرايش طبقه‌‏اى كه آن را به كار مي‌‏گيرد ارزيابى شود. در جريان انتخابات عمومي‌ سال 1947 در بريتانيا، هر دو كانال بي‌بي‌سى و آى تى وى16 جزئيات مربوط به مبارزه‌‏ى انتخاباتى تمامي‌ احزاب را پخش مي‌‏كردند. احزاب محافظه‌‏كار، كارگر و ليبرال با در اختيار داشتن وقت تبليغ در تلويزيون، توانستند فلسفه‌‏هاى سياسي‌‏شان را به اطلاع ملت برسانند. اما حتى در بين همين سه حزب عمده هم محافظه‏‌كارها از امتيازهاى ويژه‌‏اى در تلويزيون برخوردار شدند. به رغم اين واقعيت كه محافظه‏‌كارها خودشان گرايش بيشترى به همكارى با تلويزيون تجارتى آى تى وى داشتند، تلويزيون بي‌بي‌سى اين امكان را يافت كه به سود آن‏‌ها در برابر كانديداهاى حزب كارگر وارد عمل شود. در نتيجه، برنامه انتخاباتى محافظه كارها در ساعت 21 از كانال اول بي‌بي‌سى پخش شد، در حالى كه حزب كارگر كانال دوم آى تى وى را آن هم در ساعت 23 ـ يعنى زمانى كه اكثر بينندگان در خواب بودند ـ در اختيار داشت. مفسران سياسى بى بى سى، آلستربرنت17، ديويد ديمبلبى (پسر چارلز ديمبلى معروف) و روبين‌‏دى18 بودند كه موضع و عملكرد حزب كارگر را درباره‌‏ى مسائل اجتماعى ـ با نظرى نسبتاً مخالف ـ تفسير كردند. اين اقدام، موجب اعتراض‌‏هاى رسمي‌ از جانب رهبران حزب مذكور شد. بي‌بي‌‏سى ناگريز شد بپذيرد كه آن تفسيرها در زير فشار سياسى به عمل آمده است و در نتيجه آلستر برنت را اخراج كرد. وى بعداً به جمع كاركنان روزنامه ديلى اكسپرس، نشريه‌‏اى متعلق به حزب محافظه‌‏كار پيوست.

نمونه‌‏اى كه ارائه شد اهميت نقش تلويزيون را به‏‌ويژه در مورد سياست داخلى نشان مي‌‏دهد. اما دامنه‌‏ى نقش اجتماعى تلويزيون در شكل ‏دادن به گرايش‌‏ها و افكار عمومي‌ و همچنين گسترش اصول ايدئولوژيك اين وسيله، به حيطه‌‏ى سياست خارجى (هرگاه كه تبليغ اين سياست از سوى طبقه‌‏ى حاكم مقتضي باشد) نيز كشانده مي‌‏شود. البته اين نوع تبليغ هميشه مستقيم و پوست كنده نيست، بلكه گاهى زير پوشش انتقاد يا به صورت جدال‌‏هايى كه تصورى از بي‌طرفى را به‏‌وجود آورد به عمل مي‌‏آيد. اما تبليغ به هر شكل و به هر طريق كه انجام شود، مسلماً حافظ منافع اصلى و طبقه‌‏ى بورژوازى انحصارگر است.

«فنون متعدد و گوناگون تبليغاتى به بهترين وجه‌ هنگام پخش برنامه‏‌هاى تلويزيونى ايالات متحده آمريكا درباره‌‏ى جنگ ويتنام به كار گرفته شد. جنگ ويتنام بر بنيادهاى اجتماعى زندگى آمريكايى و همچنين بر اوضاع نظامي‌ و اقتصادى آمريكا بر موضعش در دنيا، بر موقعيت بين‌‏المللي‌‏اش و در تحليل نهايى، بر آرايش توازن قوا در دنيا، تأثير زيادى به جا گذارد. جنگ آمريكا در ويتنام شكاف‏‌هاى موجود در جامعه‌‏ى آمريكايى را عميق‏‌تر و تضادهاى درونى آن ـ از جمله تضاد ايدئولوژيك ـ را تشديد كرد. اريك بارنو در كتاب «امپراطورى تصوير» مي‌‏نويسد: از ميان يكصد كمپانى، بيش از نيمي‌ از منظم‌‏ترين كمپاني‌‏هايى كه در زمان جنگ ويتنام از حكومت سفارش تجهيزات نظامي‌ دريافت مي‌‏كردند مستقيماً با «شركت‏‌هاى پخش صدا و تصوير» از جمله با صاحبان ايستگاه‌‏هاى راديو و تلويزيون، آژانس‌‏هاى تبليغاتى و سازندگان آگهى، و يا با كارخانه‌‏هاى سازنده وسايل راديويى ـ الكترونيكى بده و بستان داشتند. به سخن ديگر، طبقه بورژوازى انحصارگر ايالات متحده آمريكا، به هر صورت، نه تنها با منافع اقتصادى و نظامى مربوط به جنگ ويتنام، بلكه با منافع ايدئولوژيك آن نيز سر و كار داشت. در فاصله‌‏ى سال‏‌هاى 1965 تا 1967 شبكه‏‌هاى تلويزيونى تجارتى ايالات متحده، از سياست كابينه‌‏ى جانسون در مورد اوضاع ويتنام و اداره‌‏ى امور آن به شدت جانبدارى مي‌‏كردند. بنابراين هر كوششى از سوى خبرنگاران تلويزيون براى تحليل منتقدانه از جنگ ويتنام، مثلاً افشاى مسائل پشت پرده‏‌ درباره‌‏ى پر و بال دادن به تبليغات نظامى ـ وطن‏‌پرستانه‌‏ى قلابى، برجسته كردن خطوط مبهم طرح‏‌هاى آينده براى حل مسالمت‏‌آميز مشكل جنگ، به وسيله‌‏ى صاحبان و مديران شبكه‏‌ها مهار شد. استعفاى فرد فرندلى از شبكه سي‌بي‌‏اس در سال 1966 نمونه‌‏اى بارز از درگيرى برخى از مفسران و خبرنگاران با مالكان تلويزيون بود. در اواخر ژانويه و اوايل فوريه 1966 ـ وقتى كه وقفه‌‏ى اعلام شده توسط كاخ سفيد در بمباران ويتنام به مناسبت ايام كريسمس رو به پايان بود ـ بخش اخبار سي‌بي‌‏اس به سرپرستى فرندلى يك سلسله گفت و شنودهايى را با رهبران مجالس سنا و نمايندگان درباره‌‏ى جنگ ويتنام ترتيب داد. در اين برنامه سناتورهايى نظير دبليو مورس19 و جى كلارك20 به انتقاد از كابينه پرداختند.» (حفاظى، ص 129)

شبكه‌‏هاى تلويزيونى آمريكا، سال‏‌ها در برابر پافشارى خبرنگارهاى مترقى در مورد پخش واقع‌گرايانه تراژدى ويتنام پايدارى كردند. جى. مك مالن21 تهيه كننده كوشيد تا در سي‌بي‌‏اس‏ برنامه‌‏اى را درباره‌‏ى مفسده‏‌جويى كسانى كه در سايگون عروسك و آلت دست بودند به معرض نمايش بگذارد، اما با شكست روبه‌‏رو شد. هر سه شبكه‏‌ى تلويزيونى از پخش برگزارى راهپيمايى اعتراض‌‏آميز در اطراف پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) سر باز زدند. البته، نويسنده‌‏اى به نام نورمان مايلر22 به خاطر گزارش جامعى از آن راهپيمايى جايزه‌‏ى پوليتزر را به دست آورد. يك برنامه‏‌ى تلويزيونى مستند هم درباره‌‏ى صنايع نظامى ايالات متحده كه به‌‏وسيله ژنه دوپوريس23 تهيه شده بود، توسط مسئولان سي‌بي‌اس جرح و تعديل شد و به صورت برنامه‌‏اى بي‌‏خطر در باره‌‏ى صنعت موشك‌‏سازى درآمد.

ايستگاه‌‏هاى تلويزيون آموزشى ـ غيرتجارتى مانند پي‌ بى اس24‏ كه گاه به پخش برنامه‌‏هايى حاوى مطالب تند انتقادى اقدام مي‌‏كنند. در سال 1968 يك فيلم تلويزيونى ـ ساخته‏‌ى يك خبرنگار بريتانيايى به نام فليكس گرين25 درباره انهدام اهداف غيرنظامى در ويتنام‏ توسط نيروى هوايى ايالات متحده را به طور كامل نشان داد. پخش اين فيلم قبلاً به سي‌بي‌‏اس پيشنهاد شده بود، اما مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

نمايش عمليات جنگى، لشكركشي‌‏هاى انتقام‌‏جويانه، حمله‌‏هاى هوايى، رگبارهاى منقطع مسلسل‏‌ها و ساير وحشت‌آفريني‌هاي ديگر نيروهاى آمريكا در جنگ ويتنام آن‏‌چنان در شمار عناصر ضرورى برنامه‏‌هاى خبرى و فيلم‌‏هاى داستانى و مستند درآمدند كه به‌‏تدريج عادى شدند، همانند نمايش فيلم‌‏هاى جاسوسى و آگهي‌‏هاى تجارتى كه پخش مي‌‏شدند. در هيچ جاى ديگر جهان، بيننده‏‌ى تلويزيون بيشتر از بيننده‌‏ى آمريكايى شاهد خشونت بر اين صفحه نقره‏‌اى (تلويزيون) نبوده است. صحنه‌‏هايى از جنگ كثيف و شيطانى ويتنام به طور مشخصى به تصوير در مي‌‏آمد و پخش مي‌‏شد. زمانى سي‌بي‌‏اس برنامه‌‏اى در مورد عمليات موفقيت‌‏آميز آمريكايي‌‏ها بر ضد جبهه‌‏ى آزاديبخش در ويتنام‏ جنوبى را نشان داد كه طى آن سربازهاى آمريكايى، اجساد دشمن را بر زمين مي‌‏نهادند و شروع به تجسس آن‏‌ها مي‌‏كردند و جنگ‌‏افزار، وسايل شخصى و هر چه را كه مي‌‏يافتند برمي‌‏داشتند. سپس آن‏‌ها اجساد را مثله مي‌‏كردند و در حالى كه وحشيانه مي‌‏خنديدند، گوش‌‏ها را بريده و آن‏‌ها را به هوا مي‌‏انداختند. مفسر سي‌بي‌‏اس فقط به اين گفته اكتفا كرد كه جنگ از هر دو سو شقاوت‌‏بار است. در اوج جنگ ويتنام و زمانى كه بيش از نيم ميليون نفر از نيروهاى آمريكا در آن سرزمين مستقر بودند، شبكه‌‏هاى تلويزيونى ايالات متحده جوّى از ترس و نظامي‌گرى جنون‏‌آميز به وجود آوردند. برنامه‌‏هايى با عنوان به اصطلاح «مجموعه‌‏هاى فضايى» بر صفحه‏‌ى تلويزيون ظاهر شد كه نمايانگر جنگ بر ضد موجوداتى از كرات ديگر بود كه در شرف حمله به كره‏‌ى ما بودند.

وقت زيادى به پخش انواع فيلم‏‌هاى تاريخى غير مستند درباره‏‌ى جنگ جهانى دوم «دسايس دشمن» و غيره اختصاص داده شد. حتى در بسيارى موارد، اسباب‏‌بازي‌هايى كه از تلويزيون تبليغ مي‌‏شد به شكل جنگ‌‏افزار و تجهيزات نظامى بودند. همه‏‌ى آن تمهيدها به منظور مهار كردن افكار عمومى طرح‌‏ريزى شده بود. در بسيارى از فيلم‏‌هاى تلويزيونى، تحريف تاريخ به حدى رسيد كه نويسندگان و برنامه‌‏سازان هم در مورد مفهوم «دشمن» دچار سردرگمى شدند. به عنوان مثال يك مجموعه‌‏ى ويژه كودكان و نوجوانان ـ با عنوان جريكو26 از شبكه سي‌بي‌‏اس پخش شد كه در آن، عمليات سرى متفقين را در آلمان و ايتاليا هنگام جنگ جهانى دوم نشان مي‌‏داد. تهيه‌كنندگان اين مجموعه عقيده داشتند كه دشمن دانستن اين دو كشور، سودمند و به صلاح نيست، زيرا آن‏‌ها اكنون متحدان آمريكا در پيمان ناتو به شمار مي‌‏آيند. به هرحال، بر اساس آن‏‌چه كه اريك‏ بارنو در كتاب «امپراطورى تصوير» نگاشته، بسيارى از بينندگان تلويزيون، «دشمن» را به مفهوم «كشورهاى مخالف سلطه سرمايه‌‏دارى» مي‌‏دانستند. به همين علت، صاحب‏‌نظران در زمينه‏‌ى نظامي‌گرى، به نيرنگ متوسل شدند و از ساده‏‌لوحى و ساده‌‏انديشى مردم سوء استفاده كردند. تحليل ما از موضع شبكه‌‏هاى تلويزيونى ايالات متحده آمريكا در پخش رويدادهاى جنگ ويتنام و ساير مسائل مربوط به سياست خارجى كامل نخواهد بود، مگر آن‏‌كه عنصر يا عناصر جديدى را هم كه در فعاليت اين شبكه‌‏ها براى پايان دادن جنگ به منصه‌‏ى ظهور رسيدند، ذكر و ارزيابى كنيم.

كابينه‌‏ى جمهورى‌خواهان به محض در دست گرفتن قدرت، برنامه‏‌هاى انتقادى را، به‏‌ويژه در مورد جنگ ويتنام كه مكرراً و حتى بيشتر از پيش از شبكه‏‌ها پخش مي‌‏شد مورد توجه قرار داد. اين تغيير مشى شبكه‌‏ها، در نتيجه‌‏ى ناخشنودى و نفرت مفرط مردم از سياست خارجى تجاوزكارانه‌‏اى به‌‏وجود آمد كه توسط حكومت ايالات متحده اعمال مي‌‏شد و به نحو بارزى در «قمار ويتنام» متبلور بود. تلفات و خسارات سنگين آمريكا در ويتنام، جنبش بي‌‏نظير ضدجنگ در سطحى گسترده، مشكلات روزافزون اقتصادى به علت هزينه‏‌هاى سرسام‌‏آور نظامى و انزواى رو به رشد ايالات متحده‌‏ى آمريكا در صحنه‏‌ى بين‏‌المللى، بي‌‏ثمر بودن تلاش‌‏ها به منظور رفع كشاكش دراز مدت بين نيروهاى مسلح و مقاومت فزاينده‌‏ى ويتنامي‌ها كه دردناك‌‏ترين ضربه‌‏ها را بر متجاوز وارد آوردند، همه و همه، توده‏‌ى مردم آمريكا را بر آن داشت تا در مورد يك دگرگونى بنيادين در سياست خارجى كشورشان نسبت به استقرار صلح در ويتنام، نسبت به خلع‌‏سلاح و نسبت به گسترش روابط و همكارى با بلوك شرق پافشارى كنند. بنابراين، شبكه‌‏هاى تلويزيونى هم چاره‌‏اى نداشتند جز آن‏‌كه اين خواسته‌‏ها را مد نظر قرار بدهند.

براساس ارزيابى نشريه واريته27 در سال 72ـ 1971تلويزيون‏‌هاى تجارتى ايالات متحده گرايش و خط‌مشي‌شان را نسبت به پخش برنامه‌‏هاى مربوط به جنگ ويتنام تغيير دادند. به عنوان مثال سي‌بي‌‏اس كه در سال 1968 از نمايش يك فيلم ضد جنگ، ساخته فليكس گرين، خوددارى كرده بود، در سال 1971 مجموعه فيلم‏‌هايى را كه نشانگر جنايات نيروى نظامى ايالات متحده‏‌ى آمريكا در ويتنام بود، پخش كرد.

شبكه‏‌هاى تجارتى در انتقاد از كابينه‌‏ى جمهوريخواهان و مهم‏تر از همه، انتقاد از عملكرد آن‏‌ها در جنگ ويتنام بين سال‌‏هاى 1972ـ 1969، انجام يك وظيفه سه بخشى را بر عهده گرفتند:

1ـ دفاع ايدئولوژيك از منافع كلى بورژوازى انحصارگر، يا به سخن ديگر يافتن يك راه حل قابل قبول براى رهايى از سياست  خارجى ماجراجويانه و فاجعه‌‏آميزى كه هر دو حزب، طى سال‏‌ها اِعمال كرده بودند.

  نواختن يك «تلنگر ايدئولوژيك» به حزب حاكم، يا همان    كارى كه رسانه‌‏هاى خبرى ايالات متحده به طور معمول و با در نظر داشتن منافع اساسى «سرمايه‌‏ى انحصارى» تاكنون انجام داده‏‌اند.

3ـ ترغيب بيننده به اين‏‌كه تلويزيون را به منزله‌ى يك منبع خبرى «بي‌طرف و واقع‌‏نگر» بپندارد و آن‌گاه با شكل ‏دادن به افكار عمومى و با بهره‌‏بردارى از اين ترغيب، خواسته‌‏هاى بورژوازى را برآورده سازد.

 

پاورقي:

1. Causes of Americans

2. Alistair Cooke

3. Hause Commitee on Un-American Activities

4. Allen Dalles

5. The Man From U. N. C. L. E

6. Get Smart

7. The Man Who Never Was

8. Sunset Strip 77

9. يا آن‌چنان‌كه در ايران مصطلح است تروكاژ، كه به معني ترفندهاي سينمايي از قبيل ناپديد كردن اشخاص و اشياء، انفجار ساختمان‌هايي كه ممكن است ماكت باشند، آتش گرفتن افراد، و غيره ... است.

10. Wendall Wilkie

11. Adlai Stevenson

12. B. Chester

13. مقصود جان آدامز، دومين و جان‌كوئينسي آدامز، ششمين رئيس‌جمهور آمريكا مي‌باشد.

14. نقل از مطلبي با عنوان چگونه تلويزيون سياست ما را قوياً تغيير داده است؟ مندرج در كتاب «تصوير، صدا و جامعه و تلويزيون در آمريكا»، انتشارات بيكن، بوستون 1968، صفحه‌هاي 307 و 308.

15. The Nimbas Effeet

16. I T V

17. Alestair Burnet

18. Robin Day

19. W, Morse

20. J. Clark

21. Jay Mcmullen

22. Norman Mailer

23. Gone Deporis

24. P. B. S

25. Felix Green

26. Jerico

27. Variety.            

28 ژوئن 1972، صفحه 1.

 

    70 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تلویزیون (81)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/03/1387

تاريخ شمسی نشر:08/03/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب