باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 168 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جنگ ديجيتالي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اشاره

«شكست قطعي و انهدام دشمنان در زماني سريع، حمايت از دوستان آمريكا با هر چهره‌اي كه دارند، حمايت از دموكراسي ظاهري در مواقع ضروري، دوستي با اسرائيل و تثبيت آن در خاورميانه، كنترل و حفظ منابع انرژي و نفت در درازمدت، توسل به نيروهاي نظامي به رهبري واشنگتن، مقابله با تهديدهاي بالقوه و بالفعل جهان سوم عليه آمريكا و غرب، مهار اقتصادي و نظامي جهان سوم، گسترش جنگ‌ها به جهان كم‌توسعه و … روح نظم نوين جهاني مورد نظر آمريكا را تشكيل مي‌دهد».

در عصر رسانه‌هاي جهاني و چندرسانه‌اي‌ها، رسانه‌هايي مورد توجه و حمايت قدرتمندان جهان قرار مي‌گيرند كه از نظم نوين جهاني حمايت كنند اما از آنجا كه امكان انتخاب رسانه و پيام در عصر سوپرماركت‌هاي رسانه‌اي فراهم شده، مخاطبان در انتخاب رسانه براي دستيابي به پيام مورد نظر خود از آزادي بيشتري برخوردارند.

مؤلف در مقاله‌ي حاضر مي‌كوشد با نشان دادن گوشه‌اي از تلاش‌هاي مردم جهان براي مخالفت با جنگ و دستيابي به اطلاعات صحيح از يك سو اقدامات رسانه‌ها را براي ارسال اخبار جنگ عراق و آمريكا بر روي سايت‌هاي اينترنتي بازگو كند و از سوي ديگر به اقدامات طرفداران جنگ براي نابود ساختن اين سايت‌ها بپردازد.

 
   ● نويسنده: رها - خرازي

منبع: فصل نامه - پژوهش و سنجش - 1382 - سال دهم، شماره 34، تابستان

 
 

طرح مسأله «نظم نوين جهاني»، بحث پيرامون ميزان تحقق و يا واقعي بودن آن و تأثير چنين نظمي بر ساختار نظام‌ها و سيستم‌هاي مختلف بشري از جمله مباحثي است كه اخيراً مورد توجه بسياري قرار گرفته است. اين مسأله كه در قلمرو علوم سياسي و روابط بين‌الملل موضوع تازه‌اي است، در بين موضوعات تحقيقاتي كشور ما نيز هنوز جاي خود را باز نكرده است.

طراحان نظم نوين جهاني، دوران پس از جنگ سرد را دوران استقرار قانون و حمايت از اصول مشترك در بين كشورها قلمداد مي‌كنند. مقابله مشترك با متجاوز، توسعه و شكوفايي اقتصاد، خلع و كنترل تسليحات و استقرار نظام توسط سازمان ملل متحد در راستاي برنامه‌هاي نظم نوين مورد نظر ايالات متحده است.

عصر نوين پس از جنگ سرد (عصر جامعه اطلاعاتي) با سرنوشت‌ ملت‌ها به خصوص كشورهاي جهان سوم گره خورده است و دگرگوني‌هاي اين دوران كه تأثيري مهم بر مسايل امنيتي ملل مختلف دارد، نقش آتي سيستم‌هاي اطلاعاتي را متحول خواهد كرد. حال بحث در اين است كه «آيا ملل جهان مي‌توانند براي حفظ صلح و امنيت، متكي به «نظم نوين جهاني» باشند؟».

واقعيت اين است كه طراحان نظم نوين جهاني راه‌هاي جديدي يافته‌اند كه منافع خود آنان را بهتر از گذشته حفظ مي‌كند اما منافع ديگر كشورها (جهان سوم و جنوب) را مانند گذشته ناديده مي‌گيرند.

در «نظم نوين جهاني»، جنوب بيش از هر زمان ديگر در دستور كار صاحبان قدرت و عرصه تاخت و تاز و تجاوز فزاينده آنان خواهد بود. جهان سوم منهاي توسعه نيافتگي كه ويژگي عمومي كشورهاي عضو آن است، داراي نيرو و هويتي واحد در نظام بين‌المللي نيست و اين خلأيي است كه شايد در آينده نيز مشكل بتوان آن را پر شده تصور كرد. جهان سومي‌ها از نظام تازه‌اي كه قرار است به دست جهان اولي‌ها برايشان ساخته شود انتظار معجزه‌اي ندارند.

جورج بوش رهبر جرياني است كه وظيفه عقب‌مانده نگه داشتن جهان سوم را بر عهده دارد. نظم نوين جهاني بوش چهره تحقق يافته طرحي است كه براي نخستين بار در اوايل دهه 1970 توسط باشگاه رم، كميسيون سه جانبه و شوراي روابط خارجي نيويورك به طور علني مطرح شد. طرحي كه پايه‌هاي مالتوسي آن پايه و اساس تمدن را در كره زمين از بين خواهد برد.

روح اين طرح كه در چهارچوب منافع واشنگتن و غرب پايه‌ريزي شده است، با منافع هر چند ناچيز جهان سوم منافات دارد. شكست قطعي و انهدام دشمنان خود در زماني سريع، حمايت از دوستان آمريكا با هر چهره‌اي كه دارند و حمايت از دموكراسي ظاهري در مواقع ضروري، دوستي با اسرائيل و تثبيت آن در خاورميانه، ضرورت كنترل و حفظ منابع انرژي و نفت در درازمدت، توسل به نيروهاي نظامي به رهبري واشنگتن، مقابله با تهديدهاي بالفعل و بالقوه جهان سوم عليه آمريكا و غرب، مهار اقتصادي و نظامي جهان سوم، گسترش جنگ‌ها به جهان كم‌توسعه و «نقاط با اولويت» و حفاظت از آرامش مردم متمدن غرب، پرداخت هزينه جنگ‌ها توسط كشورهاي درگير كه شامل كشورهاي جهان كم‌توسعه «جنگ‌پذير» و جهان صنعتي «نفع‌پذير» است و خلاصه «صلح در خانه خودي ـ جنگ در خانه ديگري» روح نظم نوين جهاني مورد نظر آمريكا را تشكيل مي‌دهد.

آيا طراحان اين نظم كه خود را كانون تعيين‌كننده مناسبات بين‌المللي مي‌دانند شرايط تحقق برنامه عملي را كه از آن دم مي‌زنند، دارند؟ آيا دموكراسي، حقوق بشر، عدالت، شكوفايي اقتصادي جهان سوم، رشد و توسعه فناوري جهان و هزاران اصطلاح پرجاذبه كه در راستاي برنامه‌هاي آتي طراحان نظم نوين جهاني قرار دارد، واقعيت خارجي پيدا خواهد كرد؟ مسلم اين است كه آمريكا مقبوليت جهاني لازم را براي رسيدن به قدرت برتر و مسلط ندارد. حجم مشكلات اقتصادي، تورم، كسري بودجه، بي‌كاري، جنايات و فجايع اجتماعي و هزاران مسأله ديگر مانع يكه‌تازي مطلق واشنگتن در عرصه روابط بين‌الملل خواهد شد. نظم نوين مورد نظر آمريكا چيزي نيست جز اصطلاحي فريب‌دهنده كه غارت چپاول منابع و ثروت كشورها را به دنبال خواهد داشت.

البته توقع حذف كلي استثمار در آستانه قرن بيستم و يكم رؤيايي بيش نيست. اكنون كه عصر انفورماتيك به سرعت جاي عصر صنعت را كه يادگار رنسانس بود مي‌گيرد، رنسانسي ديگر آغاز مي‌شود و استثمار استعماري قرن نوزدهم و بيستم رو به افول مي‌رود اما متأسفانه استثماري نو كه همان «رجحان علمي» است همچنان ممالك پيشرفته را برتري مي‌دهد و كشورهاي توسعه‌نيافته را نيازمند مي‌سازد. پس براي رفع نياز خود چاره‌اي نداريم جز روي آوردن به علم و براندازي جهل و خرافه كه در اين راه بايد به جان بكوشيم. سده‌هاي بيست و يك و بيست و دوم را بايد پايان استعمارگرايي كلاسيك دانست، دنياي سوم فضاي تنفسي سالم‌تري خواهد داشت هر چند كه بدون جهشي برق‌آسا محكوم به زوال يا فرمان‌پذيري خواهد بود.

 

عصر جامعه اطلاعاتي

امروزه تحولات شگرفي در فناوري‌هاي مربوط به جمع‌آوري، توليد و توزيع اطلاعات رخ داده است. ديگر سخن گفتن از انفجار اطلاعات (Information Explosion)، انقلاب ارتباطي (Communication Revolution) و تأثيرات رسانه‌ها بر شكل‌گيري افكار عمومي جهاني (Global Public Opinion)، به ويژه پس از توسعه فن‌آوري‌هاي عظيم ارتباطي و در نهايت پيدايش عصر جامعه اطلاعاتي (Information Society) عادي به نظر مي‌رسد. شبكه‌هاي رايانه‌اي، ماهواره‌ها، خبرگزاري‌ها و ايستگاه‌هاي مختلف راديويي و تلويزيوني، بسياري از مفروضات و اصول پيشين را در ساختار روابط و حقوق بين‌الملل به چالش طلبيده‌اند.

برخي از اين ويژگي‌هاي اساسي تحولات بنيادين حاصل از رسانه‌هاي جديد را مي‌توان اين گونه تقسيم‌بندي كرد:

1ـ رسانه‌هاي جديد امكان دسترسي به اطلاعات را براي شهروندان، سياستمداران و ديوانسالاران افزايش داده‌اند.

2ـ رسانه‌هاي جديد جمع‌آوري، انباشت و توزيع اطلاعات را سرعت بخشيده و محدوديت‌هاي زماني و مكاني را از بين برده‌اند.

3ـ رسانه‌هاي جديد به دريافت‌كنندگان اطلاعات امكان داده‌اند تا كنترل بيشري روي آن داشته باشند.

4ـ رسانه‌هاي جديد امكان قبض و بسط اطلاعات را براي فرستنده فراهم كرده‌اند.

5ـ رسانه‌هاي جديد امكان تعامل ميان فرستنده و گيرنده اطلاعات را فراهم كرده‌اند.

بدين ترتيب جريان يك سويه توليد و توزيع اخبار و اطلاعات در حال تبديل شدن به جرياني دوسويه است. به عبارت ديگر گيرندگان پيام‌ها و اطلاعات خود نيز به فرستندگان آنها تبديل شده‌اند و به طور متقابل بر مخاطبان  خود تأثير مي‌گذارند. انحصار حكومتي رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها در هم شكسته است و بدون دخالت دولت‌ها و حتي گاه بدون رضايت آنها، ملت‌ها با يكديگر ارتباط برقرار كرده و گفت‌وگويي جهاني پديد آورده‌اند. امكان كنترل و نظارت حكومت‌ها بر جريان اطلاعات و اخبار به شدت كاهش يافته است و سايت‌هاي اينترنتي، شبكه‌هاي رايانه‌اي و ايستگاه‌هاي ماهواره‌اي مرزهاي ملي را درنورديده‌اند.

 

نبرد ديجيتالي

ناو هواپيمابر يواس‌اس كه در بخش شرقي مديترانه مستقر است و 97 هزار تن وزن دارد، داراي عرشه‌اي است كه طول آن به ارتفاع ساختمان امپايراستيت است. اما براي آنكه بدانيم ارتش آمريكا از زمان جنگ خليج فارس در سال 1991 تاكنون چقدر پيشرفت كرده است بايد سري به مركز غار مانند تحليل اطلاعات بزنيم. در سال 1991، اين ناو هسته‌اي عكس‌هاي شناسايي خود را به صورت هوابرد و بر روي فيلم‌هاي «خيس» مي‌گرفت و سپس براي ظهور و تفسير و تعبير به مراكز مربوط ارسال مي‌كرد كه اين روند تا چند روز طول كشيد. اما امروز همه اين كارها به صورت ديجيتالي و رايانه‌اي انجام مي‌شود. در مركز حمله انبوه رايانه‌ها و سيستم‌هاي اطلاعاتي مختلفي به چشم مي‌خورد. بر روي يك ديوار، تصاوير ويدئويي سياه و سفيدي ديده مي‌شود كه همه آنها را هواپيماي جاسوسي بدون سرنشيني كه بر فراز عراق پرواز مي‌كند، ارسال مي‌دارد.

امروزه ماهواره‌ها تمام كشتي‌هاي ناوگان ترومن را با ديگر ناوها و جهان خارج ارتباط داده است. جنگنده‌ها و هواپيماهاي شناسايي اين ناو هواپيمابر به طور مرتب تصاويري را به ناو ارسال مي‌دارند كه بلافاصله توسط كارشناسان تفسير مي‌شود. كارشناسان مركز تحليل ناو با تحليلگران اطلاعاتي ايالات متحده، از طريق يك اتاق گفت‌وگوي اينترنتي (Chat Room) در تماس هستند و پس از مشورت در مورد هدف‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند. براي مثال مي‌توان با ديدن يك تانك بر روي صفحه نمايشگر، به سرعت با جنگنده‌اي كه مشغول پرواز است تماس گرفت و دستور حمله به آن را صادر كرد. اين روند گاهي فقط چند دقيقه طول مي‌كشد.

انقلاب فناوري، نيروي انساني ارتش را كاهش داده است. در پايان جنگ جهاني دوم ارتش آمريكا 12 ميليون سرباز آماده به خدمت داشت اما امروز تنها 4/1 ميليون نفر مشغول به كار هستند. از زمان جنگ خليج فارس در سال 1991 تاكنون، نيروي انساني ارتش آمريكا يك سوم كاهش يافته است. در واقع نيرويي كه اين نبردهاي مستمر را انجام مي‌دهد فوق‌العاده كوچك است.

آمريكايي‌ها در جنگ اخير با عراق، علاوه بر استفاده از امكانات نظامي ـ ديجيتالي ياد شده، بيشتر مانورهاي نظامي پيش از جنگ را از طريق سيستم‌هاي رايانه‌اي انجام دادند. مانورهاي نظامي در قطر از اين جمله بود. ايالات متحده همچنين تلاش كرد تا سيستم‌هاي دفاعي عراق را كه از طريق رايانه فعاليت مي‌كردند، مختل كند.

 

فراتر از نبرد واقعي

در جنگ نيروهاي ائتلاف عليه عراق اينترنت با هزينه بسيار پايين و تجهيزات كم‌حجمي چون Labtop  و Webcam، امكان ارايه گزارش از خط مقدم را براي شبكه‌هاي خبري فراهم آورد. در طول جنگ، خبرنگاران پا به پاي سربازان جنگيدند و همواره تصاوير زنده‌اي از شهرهاي بغداد، بصره و … ارسال كردند. گروه‌هاي مخالف جنگ نيز كه اغلب از زمره نهادهاي مردمي بودند و بودجه قابل توجهي در اختيار نداشتند، بهترين محل براي پيشبرد برنامه‌هاي خود را اينترنت ديدند.

ارسال e – mail به نظاميان بلندپايه عراقي و تحريك آنان به نافرماني عليه دستورات نظامي از موارد ديگر استفاده از اينترنت براي ايجاد جنگ رواني در كنار جنگ واقعي بود.

آمريكايي‌ها يك تظاهرات مجازي به راه انداختند و با هماهنگي در يك روز، نامه‌هاي الكترونيكي و دورنگارهايي مبني بر مخالفت با جنگ به سناي آمريكا فرستادند. تعداد شركت‌كنندگان در اين تظاهرات مجازي چهارصد هزار نفر برآورد شده بود.

در تظاهرات‌هاي واقعي ضدجنگ نيز از اينترنت به نحوي گسترده استفاده شد، از جمله اطلاع‌رساني از طريق وب سايت‌ها، پيام‌هاي كوتاه بر روي تلفن همراه، پست الكترونيكي و … براي فراخواني و هماهنگي و … اما اتاق‌هاي گفت‌وگو و پيغام‌رسان‌هاي فوري نيز در روزهاي جنگ به طور محسوس و شلوغ‌تر و پرترافيك‌تر شدند.

 

پيش به سوي سايت‌هاي خبري

پس از حملات يازده سپتامبر در نيويورك، كه طي چند ساعت ترافيك اين شبكه را تا حد قابل توجهي افزايش داد، هيچ رويداد ديگري جز وقوع جنگ عراق سبب نشده بود كه اينترنت تا اين اندازه مورد توجه قرار گيرد. به گزارش BBC، شمار بي‌سابقه مردمي كه از يكي دو روز مانده به آغاز جنگ براي دنبال كردن خبرها از اينترنت استفاده مي‌كردند، سبب بروز مشكلاتي در وب سايت‌هاي خبري و نظامي شده بود.

در تاريخ 31 ژانويه 2003، طي بخشنامه‌اي به كاركنان CNN اطلاع داده شده كه «از اين پس يك سيستم رايانه‌اي تأييد گزارش به ياري بازكاوان و مميزان آنتاليا خواهد آمد و متن‌ها را به صورتي استاندارد علامت‌گذاري خواهد كرد. مميزان با فشار يك دكمه گزارش‌هاي تأييد نشده را با رنگ سرخ و گزارش‌هاي تأييد شده را با رنگ سبز مشخص مي‌كنند و اگر «يك نفر» متن يك گزارش را پس از تأييد آن نيازمند تغيير يافت دكمه مربوط به رنگ زرد را مورد استفاده قرار خواهد داد». «با يادآوري اين موضوع كه CNN پس از جنگ عراق در سال 1991 اذعان كرد كه تعدادي از كارآموزان پنتاگون اجازه ورود به دفتر مركزي خبر اين شبكه در آنتاليا را يافته‌اند، شايد بتوان حدس زد كه آن «يك نفرها» چه كساني هستند».

دستگاه سانسور دولتي اسرائيل به رسانه‌هاي كشورها هشدار داد كه اطلاعات حساس‌ مربوط به جنگ عراق را منتشر نكنند. اين دستگاه با نامه‌اي به سردبيران سايت‌هاي خبري، دستور داد پيش از انتشار هر نوع اطلاعات درباره مسايلي كه ممكن است امنيت دولت اسرائيل و شهروندانش را به خطر بيندازد، از مقامات دولتي كسب اجازه كنند. اين نامه به سايت‌هايي چون Rotter.net و Fresh.co.il نيز هشدار داد كه از نشر هر گونه اطلاعاتي از قبيل محل حملات موشكي، مباحثات درون كابينه اسرائيل و يا همكاري جنگي آن با دولت‌هاي درگير از قبيل ايالات متحده جداً خودداري كنند.

وقتي Faxnews و CNN رسماً پذيرفتند كه از اخبار مورد تأييد ستاد جنگ آمريكا، انگليس و پنتاگون استفاده كنند، بسياري از مردم اميد خود را براي كسب اخبار واقعي و بي‌طرفانه جنگ از اين رسانه‌ها، از دست دادند.

اشتهاي خبري بسيار بالاي مردم، اعمال سياست‌هاي خبري براي حمايت از نيروهاي ائتلاف و حذف برخي اخبار از راديو و تلويزيون باعث شد تا بسياري از مردم جهان شبكه‌هاي تلويزيوني را رها كنند و به سايت‌هاي اينترنتي روي بياورند.

تنها در نخستين روز جنگ، شمار بازديدكنندگان از 15 سايت مهم خبري، به طور متوسط بيش از 40 درصد افزايش يافت. سايت‌هاي خبري مشهوي چون Yahoo، BBC، SKY و MSNBC نيز با رشد 3 درصدي بازديدكنندگان مواجه بودند.

در آمريكا با آغاز جنگ، 77 درصد از كساني كه امكان ارتباط online با اينترنت را داشتند از اين شبكه به عنوان منبع اطلاع‌رساني محبوب خود استفاده كردند و 55 درصد از 116 ميليون‌ كاربر اينترنت در سراسر دنيا اخبار و اطلاعات مرتبط با جنگ را از طريق پست الكترونيكي رد و بدل كردند. 56 درصد از آنها نيز از وب به عنوان منبع خبري خود در اين زمينه استفاده كردند.

گزارش‌هاي موتورهاي جست‌وجوي اينترنتي (Search Engine) نشان مي‌دهد كه كاربران وب واژه‌هايي چون جنگ، عراق، اسراي جنگي و موارد مشابه را بسيار بيش از ساير واژه‌ها دنبال مي‌كردند. در حالي كه معمولاً هر سال در چنين روزهايي، به دليل برگزاري مراسم اهداي جواير اسكار، واژه Oscar حجم عظيمي از موارد جست‌وجو در اينترنت را به خود اختصاص مي‌داد.

منابع مستقل و سايت‌هايي كه اخبار را بدون سانسور و يا حتي با سانسور كمتري ارايه مي‌كردند بيشترين بازديدكننده را در جريان جنگ داشتند. در اين ميان، سايت تلويزيوني الجزيره وضعيت منحصر به فردي داشت. اين شبكه پس از واقعه 11 سپتامبر بينندگان زيادي براي خود دست و پا كرد و به عنوان شبكه مخالف خبرگزاري‌هاي غربي مطرح شد. موتورهاي جست‌وجوي اينترنتي گزارش دادند كه واژه Aljazeera جز واژه‌هاي برتر جست‌وجو شده پس از آغاز جنگ نيروهاي ائتلاف عراق بوده است.

سايت‌هاي فارسي كه در اين ايام به اطلاع‌رساني پرداختند همانند سايت خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران و يا خبرگزاري دانشجويان ايران، با توجه به امكاناتي كه داشتند توانستد ركوردهاي خوبي را تجربه كنند. اما سايت www. Jammejamdaily.net در ايام نوروز توانست بالاترين ميزان بازديدكننده را از ابتداي فعاليت خود تجربه كند، از ابتداي نوروز 82 و با آغاز جنگ دوم خليج فارس تا روز 15 فروردين بيش از 16074 كاربر اينترنتي از سايت بازديد كردند. بر اين اساس تعداد درخواست‌هاي كاربران مذكور نيز به رقم يك ميليون و 156 هزار و 838 مورد رسيده است.

اما رژيم صدام با سانسورهاي شديدي كه در طول ساليان گذشته اعمال كرده بود، در عمل صحنه را به رسانه‌هاي غربي واگذار كرد. در مورد سايت‌هاي اينترنتي نيز وضع به همين ترتيب بود. سايت رسمي خبرگزاري عراق حتي پيش از آغاز جنگ از كار افتاده بود. سايت رسمي صدام حسين نيز مدت‌ها به روز نشده بود و به همين ترتيب اندك سايت‌هاي رسمي دولت عراق از ارايه كوچك‌ترين خدمات خبري باز مانده بودند. رژيم حاكم بر عراق كه حتي مودم را با شرايط عجيب و بسيار مشكلي در اختيار شهروندان خود قرار مي‌داد، هيچ گاه تصور نمي‌كرد كه اينترنت بتواند بهترين و ارزان‌ترين راه براي تبليغ و ايجاد جنجال عليه نيروهاي ائتلاف به شمار آيد. همين سهل‌انگاري‌ها باعث شد تا سايت‌هاي عراقي در عمل هيچ قدم مثبتي براي دفاع از كشور خود برندارند.

از طرف ديگر، سايت‌هاي طرفداران صلح كه در روزهاي اوليه جنگ سرد سر و صداي زيادي به راه انداخته بودند با مشاهده اين كه فعاليت‌هاي آنان هيچ تأثيري در متوقف كردن جنگ نداشته است، رفته رفته بازديدكنندگان خود را از دست دادند و روزه سكوت گرفتند.

از سايت‌هاي بسيار اختصاصي اين جنگ مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

سايت پوسترهاي الكترونيكي ضدجنگ www.anotherposterfarpeace. com

سايتي كه بانك اطلاعاتي از تعداد كشته‌شدگان غيرنظامي عراقي را نگهداري مي‌كرد و مرتب هم به روز مي‌شد: www.ipaqbodycount.net

اما چه كسي نخستين بار اخبار جنگ را پخش كرد؟ در ساعت 35: 10 دقيقه بيستم ماه مارس 2003 soho. Com. Cn نخستين اخبار مربوط به جنگ عراق را در كشور چين پخش كرد.

 

نبرد ديجيتالي وبلاگ‌ها

وبلاگ‌هايي كه موضوع جنگ عليه عراق را پوشش مي‌دادند، بيش از هر مكان ديگر اينترنتي، افزايش بي‌سابقه‌اي را نشان دادند. بنا به گزارش CNN وجود Domainهايي مانند www.sgtstryker.com و www.blogsofwar.com كه در هنگام جنگ، خدمات وبلاگ را به راحتي در اختيار كاربران مي‌گذاشتند اين امكان را به سربازان مي‌داد كه اخبار جنگ را به طور روزانه بر روي اينترنت قرار دهند.

در زمان جنگ تعداد افرادي كه در داخل عراق امكان نوشتن و به روز كردن وبلاگ‌هاي خود را داشتند زياد نبود. اين افراد به دو دسته تقسيم مي‌شدند: گروهي از خبرنگاران خارجي و گروهي از مردم ساكن عراق. در حقيقت از گروه ساكن در عراق تنها يك نفر به نام سلام، كه معماري 29 ساله بود، وبلاگ خود را به روز مي‌كرد. استقبال از سايت dear – read. Blogspot.com به قدري زياد شده كه BBC يك گزارش اختصاصي در مورد آن پخش كرد و همين گزارش صدها هزار بازديدكننده جديد را از سراسر جهان به سوي اين وبلاگ‌ روانه كرد. ياداشت‌هاي «سلام پيس» (سلام صلح) كه نام مستعار اين مرد عراقي ساكن بغداد بود تجربه زندگي در زير بمباران، تأثير جنگ بر زندگي روزمره و ديدگاه مردم عراق را تشريح مي‌كرد.

اما وبلاگ خبرنگاران خارجي مقيم عراق نيز با استقبال خوبي همراه بود. در اين ميان وبلاگ گزارشگران BBC به نشاني www.bbc.uk/reportes يكي از بهترين‌ها بود. مسوولان‌ BBC به خوبي دريافته بودند كه بايد از جريان وبلاگ بهره لازم را ببرند. در مقابل، اقدام عجيب شبكه CNN در تعطيل كردن وبلاگ‌ يكي از خبرنگاران خود تعجب بسياري از مردم را برانگيخت. وبلاگ كوين www.kevinites.net كه از شمال عراق گزارش‌هاي جالبي به همراه عكس ارسال مي‌كرد، هر روز بازديدكنندگان زيادي را به سمت خود مي‌كشاند اما مسوولان CNN كه احتمالاً از ارسال گزارش‌هاي مخالف سياست دولت كشورشان، وحشت داشتند دستور تعطيلي آن را به كوين دادند.

وبلاگ فارسي زبان «روزها» roozha.blogspot.com  نيز از جمله وبلاگ‌هايي بود كه محتواي آن مربوط به اين جنگ مي‌شد.

 

جنگ هكرها

هم‌زمان با حمله آمريكا و انگليس به عراق و حتي پيش از آن كه موجي از جنگ ديجيتالي آغاز شد و فعاليت گسترده‌ نفوذگران (Hackers) و خرابكاران شبكه‌اي را به يكي ديگر از تبعات اين جنگ تبديل كرد. خبرگزاري رويتر گزارش داد حملات مخرب به سايت‌ها و شبكه‌هاي رايانه‌اي، دست كمي از حملات نظامي و فيزيكي به مواضع خاكي نيروهاي مهاجم و عراق ندارد و اين جلوه روشني از جنگ ديجيتال (Cyber War) در عصر نوين بود. اين تهاجم به طرز سرسام‌آوري شدت يافت و تعداد سايت‌هايي را كه هر ساعت فعاليتشان مختل مي‌شد، از شمارش خارج كرد.

بيش از ده هزار سايت توسط هكرها مورد هجوم قرار گرفتند و روزانه 2500 حمله هكرها در ارتباط با جنگ، از منابع دولتي آمريكا و انگليسي گزارش مي‌شد. BBC گزارش مي‌داد از زمان آغاز حمله آمريكا به عراق آمار نفوذ به سايت‌هاي دولتي و از كار انداختن آنها افزايش چشمگيري داشته است. در اين ميان سايت‌هاي اسرائيلي در رأس هدف مهاجمان قرار داشت.

جالب است كه طرفداران و مخالفان جنگ، هر دو همين روش را براي رساندن پيغام اعتراض خود به طرف مقابل انتخاب كردند. هكرهاي سايت‌ها را طي اين جنگ مي‌توان به گروه‌هاي زير تقسيم كرد:

ـ گروه اول، هكرهاي آمريكايي كه قصد ملحق شدن به نيروهاي نظامي درگير در جنگ عليه عراق را داشتند و به پست الكترونيكي سفارتخانه‌هاي عراق و سايت‌هاي وابسته به آن حمله مي‌كردند.

ـ گروه دوم، هكرهايي كه به سايت‌هاي منتشركننده مطالب و اخبار مخالف با سياست آمريكا، حمله مي‌كردند.

ـ گروه سوم، گروه‌هاي مخالف جنگ كه در سراسر جهان به منظور مبارزه با آمريكا به سايت‌هاي آمريكايي حمله مي‌كردند.

ـ و گروه چهارم، گروه‌هاي طرفدار صلح كه صرفاً عليه جنگ فعاليت داشتند و به اقداماتي نظير انتشار ويروس‌هايي كه در هنگام فعال شدن خود به ارسال پيام‌هاي ضد جنگ مي‌پردازند، دست مي‌زند. ويروس Lioten يا Iraq – oil ويروس canada, Porne و vote. D از ويروس‌هاي مرتبط با جنگ عراق بودند.

شركت امنيتي Zone – H در استوني كه حملات تخريبي هكرها را عليه وب‌سايت‌ها رديابي و ثبت مي‌كند، تنها در طول يك هفته از آغاز جنگ، حملات بسياري را به بيش از 20 هزار سايت اينترنتي ثبت كرد؛ اكثر اين اقدامات خرابكارانه به از كار افتادن وب‌سايت‌ها منجر شده بود.

اما آنچه بيش از همه در خبرها به آن پرداخته شده، حمله چندباره نفوذگران آمريكايي با نام «ميليشاي آزادي‌بخش ارتش سايبر» به سايت اينترنتي شبكه تلويزيون ماهواره‌اي «الجزيره» قطر بود. اين سايت قرباني حمله‌اي به نام Denial of Service شد. شبكه‌اي كه با پخش تصاوير سربازان كشته شده و اسراي انگليسي و آمريكايي، خود را بر سر زبان‌ها انداخت. با گذشت چند روز از حمله به اين سايت، بخش انگليسي آن هنوز آماده بازديد كاربران نبود.

بنابر اعلام سايت جست‌وجوي اينترنتي Alta Vista، الجزيره مكان هشتم رده‌بندي بيشترين مراجعه‌كنندگان به سايت‌هايي را داشته است كه در زمينه جنگ مطلب منتشر كرده‌اند. اين شبكه خدمات ويژه‌اي را نيز براي انتشار آخرين اخبار جنگ بر روي تلفن‌هاي همراه در نظر گرفت كه در بيش از 130 كشور جهان قابل دسترسي است و اطلاعات را به صورت متن در اختيار كاربران قرار مي‌دهد.

الجزيره در جريان جنگ عراق بخش انگليسي زبان سايت خود را نيز راه‌اندازي كرد. اما درست در اولين روز افتتاح بخش انگليسي زبان الجزيره http:// English. Aljazeera.net نفوذگران فعاليت اين سايت را متوقف كردند. در حالي كه كاربران اينترنت با شنيدن افتتاح اين بخش به اين سايت هجوم آورده بودند، هكرها با مجموعه‌ بي‌شماري از پست‌هاي الكترونيكي ناخواسته سايت را هدف قرار دادند.

بازديدكنندگان از اين سايت يا به سايت‌هايي هدايت مي‌شدند كه پيغام‌هايي در طرفداري از آمريكا مي‌فرستادند، يا سايت‌هايي را مشاهده مي‌كردند كه در آنها تصوير و پرچم آمريكا با نوشته‌اي به اين مضمون كه «اجازه دهيد طنين‌انداز شود» ديده مي‌شد و يا به سمت سايت‌هايي با محتواي پورنوگرافي منحرف مي‌شدند. به گفته تحليل‌گران هك شدن اين سايت، به دليل پوشش ويدئويي وضعيت جنگ، از جمله تصاويري از سربازان كشته يا اسير آمريكايي بود. كليپ‌ها، فايل‌هاي صوتي و تصويري كم حجم و قابل دانلود مناسب، تصاوير و نوشته‌هاي جذاب و مبتني بر اصول ژورناليسم الكترونيكي اين سايت منجر شد تا سايت اين شبكه از حجم بالاي مخاطبان خاص و عام برخوردار شود.

«روبرتو پريتوني» مدير شركت امنيتي Zone – H مي‌گويد: اين تصويري از سرنوشت جنگ در دنياي آينده است.

Raha – sphere @ yahoo.ca

 

در تهيه اين گزارش از منابع زير بهره گرفته شد:

ـ اخبار تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران

ـ اخبار خبرگزاري AFP

ـ سايت شبكه خبري Aljazeera

ـ اخبار شبكه خبري Foxnews

ـ اخبار شبكه خبري CNN

ـ نشريه الكترونيك JameJam Online

ـ اخبار شبكه خبري BBC

ـ اخبار راديو BBC

 

 

    689 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اینترنت (278)
●   جنگ (180)
●   جنگ الكترونيك (5)
●   جنگ رواني (62)
●   جنگ عراق (560)
●   جنگ مجازي (7)
●   وبلاگ (44)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/06/1382

تاريخ شمسی نشر:00/00/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب