«جريانهای شبهمذهبی در ايران پس از صفويه»، عنوان مقالهای است كه توسط «احمد رهدار» نوشته شده و در آخرين شماره از دوهفتهنامه پگاه حوزه (شماره 232 خردادماه 87) منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، از زمان حاكميت صفويه كه تفكر شيعه پس از قرنها از حاشيه به هسته قدرت سياسی راه يافته بود، چندين جريان شبهمذهبی از دل اين تفكر سر برآورده و به نوعی مدعی حكومت و قدرت شدند. در اين نوشتار نويسنده به اين مباحث میپردازد. در ادامه خلاصهای از مقاله میآيد.
تأمل در اين جريانها به خوبی نشان میدهد كه چگونه اين جريانها با يكديگر در ارتباط بوده و يكی جای خود را به ديگری سپرده است. اين جريانها كه با درجات متفاوتی از تفكر شيعه اختلاف دارند به خوبی مورد استفاده استعمارگران و عليه منافع ملی و مذهبی كشور ما قرار گرفتهاند. نخستين اين جريانها، جريان اخباریگری است.
مذهب اخباری تقريبا در قرن ششم ق. تأسيس يافته بود و به وسيله شيخ «محمدامين استرآبادی» توسعه يافت. نكته مهم اين است كه اوج رونق اين مكتب مصادف با دوره فترت ميان صفوی و حكومت قاجار؛ يعنی زمانی بود كه علما از مداخله در امور دولت شيعه بر كنار شده بودند.
دغدغه مهم مكتب اخباری متوجه آن بود كه وظيفه مجتهد را انكار و نقش علما را چه از لحاظ عقيدتی چه از جهت عملی محدود كند. اخبارييون اجتهاد در تشيع از زمان «كلينی» را بدعت شمرده و مجتهدان را متهم كرده بودند كه مشارب عقلانی سنت از نوع حنفی را پذيرفتهاند. در مشرب اخبارييون، نقل بر عقل كاملا رجحان يافته و اعتماد زيادی كه نسبت به سنت رسول و ائمه(ع) میشد، موجب شده بود تا علما تنها تبديل به روايتگر حديث شوند. آنها بر اين باور بودند كه نبايد مؤمنان را به مجتهدان و مقلدان تقسيم كرد، بلكه بايد همه آنها را مقلد ائمه دانست.
آيتالله «وحيد بهبهانی» با ترويج مكتب اصولی خود، مبارزهای سنگين عليه اخبارييون شروع كرد. او جلسات مناظرهای با اخبارييون به پا داشت كه نوعا با خشونت همراه بود تا جايی كه نهايتا بهبهانی به كفر اخبارييون فتوا داد. كار اين خشونت بدان جا كشيد كه شيخ جعفر نجفی يكی از شاگردان وی مینويسد كه هميشه گروهی ميرغضب بهبهانی را همراهی میكردند. نيز هر كس كتابهای اصول فقه را با خود حمل میكرد، ناچار بود از ترس حمله ناگهانی اخباريون آن كتابها را مخفی كند.
نتايج عقيدتی اين مناظرات نيز منجر به نگارش كتاب مهم «كشفالغطاء عن مبهمات الشريعة العزا» به خامه شيخ جعفر نجفی شد كه در تمام دوره قاجار يكی از بزرگترين متون فقهی به شمار میرفت.
آيتالله «وحيد بهبهانی» با ترويج مكتب اصولی خود، مبارزهای سنگين عليه اخبارييون شروع كرد. او جلسات مناظرهای با اخبارييون به پا داشت كه نوعا با خشونت همراه بود تا جايی كه نهايتا بهبهانی به كفر اخبارييون فتوا داد
در آستانه ورود به عصر قاجار، از دل جريان اخباری يا حداقل در تناسب و ارتباط با آن جريانی ديگر توسط شخصی به نام شيخ احمد احسايی به راه افتاد كه بعدها نام فرقه يا مكتب شيخيه به خود گرفت. پس از شيخ احمد احسايی، شاگرد جنجالی وی، «سيدكاظم رشتی» راه و فكر وی را ادامه داد. در حقيقت او بود كه رسما فرقه شيخيه رابنيان نهاد كه يكی از مبانی آن، اعتقاد به ركن رابع بود و اين اعتقاد كمكم زمينه ساز فرقه بابيه شد كه مورد تكفير عالمان دينی قرار گرفت.
توجه به اين نكته مهم است كه بدانيم، اكثر علمايی كه به بابيه پيوستند، از شيخيه بودند و چون انتظار امام زمان يكی از مفاهيم و تعليمات شيخيه است، بابی شدن شيخيه امر دور از انتظاری نبوده است، بهويژه اينكه شيخيه نيز شيعه كامل را به كسی اطلاق میكرد كه ميان امت و امام زمان واسطه باشد. از سوی ديگر، ظهور بابيه بر شيخيه بيش از ساير علما اثر گذاشت؛ زيرا تقيهای كه بابيه پس از كشته شدن باب داشتند را بر شيخيه نيز تحميل كردند.
هفتهنامه پگاه حوزه به صاحبامتيازی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم و مديرمسئولی و سردبيری «سيدعباس صالحی» و با همكاری شورای سياستگذاری متشكل از «عبدالرضا ايزدپناه»، «احمد ترابی» و «سيدعباس صالحی» منتشر میشود.