| در چند سال اخير و همزمان با تداوم جنگ عراق، تعدادي از زنان عضو ارتش آمريكا كه در اين كشور حضور دارند، از وجود دشمني داخلي در درون كمپهاي محل اقامتشان خبر ميدهند: سربازان هم قطار آمريكايياي كه آنان را مورد آزار و اذيت جنسي و يا تجاوز به عنف قرار ميدهند.
تاكنون تعداد زيادي از اين زنان پس از بازگشت از عراق، كويت و ساير كشورها، به كلينيكهاي درمان و مشاوره آسيبهاي جنسي و يا سازمانهاي ملي فعال در زمينه مبارزه با تجاوزهاي جنسي مراجعه نمودهاند. اين زنان كه افرادي در ردههاي سربازان عادي تا افسران عاليرتبه به چشم ميخورند، از وجود مراقبتهاي درماني و پزشكي ضعيف، فقدان مراكز مشاوره و عدم پي گيري قضايي اين سوءرفتارها از سوي فرماندهان ارتش آمريكا در خاك عراق، ابراز نارضايتي نمودهاند. عدهاي نيز خاطرنشان كردهاند كه به دنبال گزارش وقوع اين اقدامات غيراخلاقي، مورد بدرفتاري قرار گرفته و يا تهديد به مجازات شدهاند.
البته مقامات پنتاگون مدعي هستند كه وجود چنين رفتارهايي را تحمل نمي كنند و كليه فرماندهان موظفند كه علاوه بر جلوگيري از چنين اقداماتي، از قربانيان اين سوءاستفادهها حمايت نموده و افراد مجرم را مورد تعقيب قانوني قرار دهند.
يكي از نكات مورد توجه در زمينه جنگ عراق و افغانستان اين است كه زنان در اين نبردها نقشهاي كليديتري را برعهده گرفتهاند. خلباني هواپيماهاي جنگنده، تجزيه و تحليل اطلاعات نظامي و گشتزني، بخشي از اين اقدامات به شمار ميرود. براساس يكي از گزارشهاي منتشر شده توسط وزارت دفاع، زنان حدود 7/10 % نظاميان حاضر در اين دو كشور را تشكيل ميدهند كه بيشترين تعداد آن به نوامبر سال 2003 ميلادي و ثبت عدد 742/59 زن باز ميگردد.
زنان قرباني و بيتوجهي به مسايل آنان
بسياري از قربانيان، زنان عاليرتبه ميباشند. چند تن از آنان نيز جزو فرماندهان ارشد هستند. تعدادي از آنان نيز در ساير پايگاههاي نظامي مستقر در خليجفارس نظير كويت، امارات متحده عربي و عربستان، با چنين سوءرفتارهايي روبهرو گرديدهاند. در كنار مشكلاتي نظير فقدان كمكهاي درماني براي اين قربانيان تجاوزات جنسي، تداوم حضور در كنار افراد متجاوز به عنف، از ديگر مسايل اين زنان بيدفاع است. ( 30 % زنان حاضر در جنگ ويتنام كه هنوز زندهاند، در سال 1990 ميلادي اعلام نمودند كه مورد سوءاستفادههاي جنسي توسط همقطارانشان قرار گرفتهاند. ) يكي از اين زنان كه مقامات نظامي حاضر به افشاي نام واقعي وي نشدهاند، در گزارش خود اعلام نموده كه "يكي از افراد واحد نظامي شاغل به كار در آن يگان، پس از بستن دستهاي من با سيم، لباسهاي زير مرا پس از خارج كردن آنها از بدنم، در دهانم قرار داد تا نتوانم فرياد بزنم. همچنين آن مرد، بدن و سر مرا هم به تخت بست تا نتوانم دست و پا بزنم. او براي برهنه كردن من از يك چاقو استفاده كرد و همه لباسهايم را پاره نمود. در نتيجه چند قسمت بدن من مجروح شد. چشمان من نيز با چشم بند بسته شده بود تا جايي را نبينم. پس از مقاومت زياد من، وي مرا تهديد كرد كه اندامهاي جنسي مرا پاره خواهد كرد. آن مرد با چاقويش، پوست پيشاني مرا خراش داد و شروع به كتك زدن من نمود. " اين زن در ادامه ميافزايد: "به دنبال آن شرايط سخت و فراموش نشدني، من بيهوش شدم. ولي پس از به هوش آمدن، او را نديدم. او مرا زخمي و برهنه و مجروح، در حالي كه احساس تهوع و سرگيجه داشتم، به حال خود رها كرده و گريخته بود. پس از مدتي يكي از سربازان به اتاق آمد و با پيچيدن اوركت خود به دور من، مرا به نزد فرمانده يگان برد. " وي در ادامه خاطرات خود مينويسد: "من به يك مركز درماني ارتش منتقل شدم. يك آزمايش ويژه براي تعيين آسيبهاي ناشي از تجاوز انجام گرديد. ولي براي جراحات موجود در سر، پشت و زانوان من، هيچ كاري صورت نگرفت. پس از مرخص شدن هم، من با يك مصاحبه طولاني سه ساعته و بازجويي روبهرو شدم. شب بعد، يكي از زنان يگانهاي مجاور، در كنار من ماند. من درخواست ملاقات با كشيش را نمودم ولي به خواسته من ترتيب اثر داده نشد و همچنين براي درمان آسيبهاي ناشي از اين تجاوز جنسي، هيچ اقدامي صورت نگرفت. " اين سرنوشت يكي از زنان نظامي ارتش ايالات متحده است كه در راه انجام وظيفه خود، بايد تا مدتها با مشكلات رواني و فكري مختلف دست و پنجه نرم كند. بعدها نيز، بازگشتن به آغوش خانواده و بستري شدن در يك بيمارستان، او را تا حدود زيادي از مشغلههاي فكري و ذهنياش دور نمود. اما پس از پايان مدت مرخصي، فرمانده يگان طي تماسي با وي، خواستار بازگشت سريع وي به عراق شده بود. در صورتي كه هنوز هم وي گرفتار دردكمر، بيماري ميگرن و آشفتگي فكري بود. چه تعداد از اين فجايع ناگفته و افشا شده در ميان نظاميان آمريكايي روي داده است؟ و چرا فرماندهان، حاضر به تغيير يگان اين قربانيان نيستند؟ به علاوه، چرا درمانهاي كاملي براي اين زنان قرباني سوءاستفادهها و آزار جنسي فراهم نميگردد؟ بسياري از اين قربانيان در گفت وگو با سازمانهاي حمايتي، اعلام نمودهاند كه مقامات پنتاگون تنها به دنبال كماهميت نشان دادن چنين بدرفتاريها و تجاوزاتي هستند. همچنين انجام مصاحبهها و بازجوييهاي طولاني و خستهكننده، فرد را به اين تفكر نزديك ميكند كه گويي او يك دروغگوست.
آقاي آلارد از سناتورهاي كنگره اخيرا اعلام نموده كه به دنبال افشاي رسواييهاي مربوط به سوءاستفادههاي جنسي و تجاوز به عنف در ارتش ايالات متحده، بايد كميسيون نظامي سنا، جلسات ويژهاي را تدارك ببيند. سناتور آلارد پيشنهاد نموده كه جلسات همانديشي بيشتري با حضور قربانيان زن و فرماندهان بلندپايه ارتش در اين زمينه برگزار گردد.
خانم جنيفر بيير يكي از متخصصان درمان آسيبهاي جنسي در كلرادو، ضمن مصاحبه با نشريات مختلف، بدون اعلام نام قربانيان نظامي تجاوزات جنسي كه به مطب وي مراجعه كردهاند، يادآور ميشود كه با توجه به بازگشت ماهانه هزاران سرباز از مأموريتهاي نظامي به خانه، بايد تدابير گستردهتري براي انجام مشاوره و درمانهاي لازم براي قربانيان زن اين تجاوزات، اتخاذ گردد. به خاطر داشته باشيم كه اين سوءاستفادهها در باطن خود نيز تا اندازه زيادي هولناك و رعبآفرين هستند. پس چرا نبايد رهبران كاخ سفيد و پنتاگون براي به حداقل رساندن آسيبهاي روحي و جسمي اين زنان سرباز، گامي مناسب بردارند.
|