باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 162 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جورج اورول حق داشت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


سال ۱۹۳۰ با بالا گرفتن موج نارضايتى ها و اعتراضات عمومى در اسپانيا، ژنرال ميگوئل پريمو د ريورا كه ۶ سال تمام با توافق آلفونس هشتم پادشاه وقت و پدر بزرگ پادشاه كنونى اسپانيا، قدرت را در دست داشت، مجبور به استعفا شد و دولت موقت پس از او نيز در خواباندن موج ناآرامى ها و نارضايتى ها توفيقى به دست نياورد. انتخاباتى كه سال ۱۳۳۱ برگزار شد به لغو نظام سلطنتى انجاميد و با خروج آلفونس سرانجام در ۱۴ آوريل ۱۹۳۱ جمهورى دوم اسپانيا پا به عرصه وجود نهاد. بسان همه تحولات ژرفى كه در جوامع روى مى دهد استقرار اين جمهورى نيز با تلاطم ها و افت و خيز هاى معينى توام بود كه نيروهاى مترصد بازگرداندن مناسبات گذشته نيز از سوءاستفاده از آن غافل نبودند. اين گونه بود كه سال ۱۳۳۶ ژنرال فرانكو عليه جمهورى نوپاى اسپانيا دست به كودتا زد كه با مقاومت مدافعان جمهورى به جنگى داخلى و سه ساله راه برد، جنگى كه ۳۰ هزار كشته به جاى گذاشت و نيروهاى وابسته به فرانكو برشى خون آلود از تاريخ معاصر اسپانيا را در آن رقم زدند. بحث و گفت وگو در باره خوب و بد كارنامه دوران جمهورى و تباهى ناشى از استقرار ديكتاتورى فرانكو نه تنها در دوران نزديك به ۴۰ سال حكومت وى كه حتى تا سال پيش نيز كمتر در اسپانيا بروز و برآمد داشته است. اما از نوامبر گذشته كه مصادف با سى  امين سالگرد مرگ فرانكو بود رشته بحث هايى در باره نوع نگاه به تاريخ معاصر اسپانيا و جايگاه و اهميت جمهورى دوم در اين تاريخ درگرفته است كه اينك، يعنى در حول و حوش ۱۴ آوريل كه مصادف با هفتاد و پنجمين سالگرد استقرار آن جمهورى است كم و بيش با حدت و شدت جريان دارد. آنچه كه در پى مى خوانيد گزارشى است از «مارتين دامس»، از روزنامه آلمانى فرانكفورتر روند شاو كه از برخى از جنبه هاى اين بحث كه در نشريات اسپانيا بازتاب يافته شمايى به دست مى دهد. اين گزارش در شماره شنبه (۱۵ آوريل) نشريه مزبور بازتاب يافته است.

 

منبع: روزنامه - شرق

   ● نويسنده: مارتين - دامس

مترجم: احمد - سمايي

 
 

اين گونه نبود كه جمهورى دوم اسپانيا ستايشگران و مدافعانى نداشته باشد. جورج اورول خالق نامدار آثارى مانند «قلعه حيوانات» و «۱۹۸۴» هم نظر مشابهى دارد: «من بلافاصله متوجه شدم كه در اسپانيا موقعيت و شرايطى به وجود آمده كه براى حفظ آن مى ارزد كه مبارزه كنيم.» و او خود وارد چنين مبارزه اى شد. اورول يكى از ۴۰ هزار رزمنده اى بود كه از ۵۰ كشور جهان به اسپانيا رفتند تا سلاح در دست از جمهورى نوپاى اين كشور در برابر كودتاى ژنرال فرانكو كه به جنگ داخلى منجر شد دفاع كنند. او كه شركتش در اين كارزار را كمتر مى توان به اغواشدگى و بازى خوردگى نسبت داد بعدها خاطرات پر كشش خود از اين نبرد را در كتابى به نام «كاتالان من» نيز بازتاب داد. جنگ داخلى اسپانيا از نظر بسيارى چالشى بود بر سر آينده اروپا. اين آينده اما دستخوش دشوارى شد، چرا كه مدافعان آن در اسپانيا و در اروپا در اقليت قرار گرفتند.

جمهورى كه شكست خورد، فرانكو رژيمى ديكتاتورى مستقر كرد كه ۳۶ سال هيچ كس به سقوط آن قادر نشد تا آن كه سال ۱۹۷۵  مرگ طبيعى دفتر زندگى ديكتاتور را بست و ديكتاتورى نيز به آخر رسيد. تمامى دوران حكومت فرانكو را مى توان زمان از دست رفته اسپانيا به حساب آورد، دورانى كه هم ديكتاتور و هم مبلغان و رسانه هاى او واقعيت هاى مربوط به تلاش هاى دهه ۴۰ در جهت استقرار دموكراسى را در زير خروارى از جعل و افترا مدفون كردند. اينك اما شمارى از چهره هاى سرشناس اسپانيا درصدد برآمده اند كه جمهورى دوم را به لحاظ مقام و تاثير تاريخى اش به جايگاه شايسته اش برگردانند.

 

• ادامه تاثيرات فرانكيسم تا امروز

بحث هاى جارى در باره جمهورى دوم اسپانيا با مقاله اى از خاوير سرساز، نويسنده موفق و سرشناس اين كشور شروع شد كه اواخر نوامبر گذشته، يعنى اندكى پس از سى  امين سالگرد مرگ فرانكو، در روزنامه معروف «ال پاييس» به چاپ رسيد. عنوان مقاله اين بود: «چگونه مى توان با دوران فرانكو براى هميشه وداع كرد؟» سرساز در نوشتار خود از اين گلايه مى كند كه هنوز هم در اسپانيا اجماعى بر سر نوع برخورد درست با گذشته متاخر اين كشور و يا مخرج مشتركى در مورد اين گذشته كه بتواند بدون مخدوش و معيوب ساختن واقعيت ها مورد قبول اكثريت جامعه قرار گيرد وجود ندارد. خود  سرساز در مقاله مزبور تلاش مى كند مبنايى به دست دهد كه شايد به مثابه مخرج مشترك عمومى در بحث بر سر گذشته مورد قبول واقع شود: «زمانى در اسپانيا يك نظام جمهورى مبتنى بر دموكراسى وجود داشت كه مثل همه نظام هاى مشابه قابل بهبود و اصلاح بود. بر عليه اين جمهورى كودتايى صورت گرفت كه رهبرى آن را ژنرال فرانكو عهده دار بود. شمارى از شهروندان حاضر به موافقت با اين كودتا نشدند و تصميم گرفتند كه از دولت حقوقى و مشروع خود دفاع كنند. آن كودتا و اين مقابله به جنگى داخلى منجر شد كه سه سال به درازا كشيد. جنگ را فرانكو برد و رژيمى مستقر كرد كه جنگ را به مدت ۴۰ سال با ابزار ديگرى تداوم بخشيد. اين رژيم فاقد مشروعيت و مبناى حقوقى بود و با آزادى و دموكراسى ميانه اى نداشت.»

بحثى كه با مقاله سرساز شروع شد، از مدت ها پيش ضرورت يافته بود. به گفته «پاول پرتسون» مورخ نام دار انگليسى، در باره جنگ داخلى اسپانيا تا به امروز نزديك به ۲۰ هزار كتاب نوشته شده است. اين رقم تقريباً برابر با تعداد كتاب هايى است كه در باره جنگ جهانى دوم به رشته تحرير درآمده است. و با اين همه، باز هم در ميان اكثريت مردم اسپانيا روايت عمدتاً قابل قبولى از جوانب اين جنگ و نقش نيروهاى درگير در آن وجود ندارد. تنها درك مشتركى كه از اين جنگ در ميان اسپانيايى ها وجود دارد اين است: «يك رويداد تراژيك.» مشكل اما اين جا است كه هر فاجعه اى براى قربانيان آن تراژيك است، مهم اين است كه عاملان اين فاجعه چه كسانى بوده اند؟ و اين همان سئوالى است كه اسپانيا كماكان به بحث و جدل بر سر آن مشغول است، گويى كه هيچ كتاب و سند معتبرى در باره جمهورى دوم، جنگ داخلى و ديكتاتورى فرانكو تاكنون انتشار نيافته است.

اين كه در مورد ساده ترين اظهارنظرها در باره دهه هاى گذشته اسپانيا هم اجماع و اشتراكى به دست نمى آيد را به خوبى مى توان در واكنش به مقاله سرساز مشاهده كرد. خوزه ايگناسيو ورت جامعه شناس سرشناس اسپانيايى در مقاله اى كه اواخر ژانويه، باز هم در ال پاييس انتشار يافت در پاسخ به تزهاى سرساز چنين مى نويسد: «جمهورى اسپانيا رژيمى قابل اصلاح شبيه ساير رژيم هاى جمهورى نبود. اين نظام حاصل تلاشى شكست خورده براى استقرار دموكراسى بود كه هم انقلابيون و هم ضدانقلابيون در مقياسى مشابه در ايجاد آن سهيم بودند. كافى است به ياد بياوريم كه در اين جمهورى تنها در طول چند ماه ۳۰۰ نفر در جريان وقايع و درگيرى هايى كه انگيزه هاى سياسى داشتند به قتل رسيدند. از جمله اينان يكى هم خوزه كالوو سوتلو رئيس فراكسيون مخالفان در مجلس بود كه رهبرى يك حزب كوچك سلطنت طلب را به عهده داشت.»

با تز «تلاش شكست خورده براى استقرار دموكراسى» ورت مى كوشد گفتمان راست اسپانيا در ۷۰ سال گذشته را در قالب واژگانى مودبانه و غيرتحريك آميز چنين جمع بندى كند: «كودتاى فرانكو در يك شرايط و موقعيت بى ثبات سياسى كه اسپانيا را فراگرفته بود به وقوع پيوست.»

 

• نگاه مفتخرانه نوه ها

از اين نظر ورت تا توجيه كودتاى فرانكو كه به جنگ داخلى انجاميد تنها يك گام فاصله است. ورت اما ظاهراً به اين ريسك واقف است و چنين گامى را برنمى دارد: «خاطر سرساز آسوده باشد، فرانكو محق نبود.» در اثبات همين بر حق نبودن فرانكو اندكى بعد از ورت، «گابريل جكسون» اسپانياشناس معروف انگليسى، با درج جستارى قابل اعتنا در «ال پاييس» وارد ميدان مى شود: «جمهورى اسپانيا ابداً دچار آن درهم ريختگى و هرج و مرجى كه مخالفانش ادعا مى كنند نبود. اين نظام آزادى مطلقى را در عرصه سياسى و روشنفكرى برقرار كرد و براى اولين بار انتخاباتى را برگزار كرد عارى از جعل و تقلب. جدا كردن حكومت از كليسا، اعطاى خودمختارى به كاتالان ها، تقويت و بسط حقوق كارگران نيز از ديگر دستاوردهاى اين جمهورى بود. ساختن ۷ هزار مدرسه و ايجاد مبانى يك شبكه بهداشتى و درمانى براى همگان و گام نهادن در راه اصلاحات ارضى را هم كه به كارنامه ۹ ساله جمهورى بيفزاييم آنگاه مى توان گفت كه عملكرد بدى نداشته است.»

۷۵ سال از استقرار نظام جمهورى دوم در اسپانيا مى گذرد. اينك ۱۰۰ هنرمند و روشنفكر سرشناس اين كشور در بيانيه مشتركى بر آن شده اند كه بر ارزش ها و دستاوردهايى كه اين جمهورى منادى و بسط دهنده آنها بود تاكيد كنند. آنها در بيانيه خود با عنوان«با افتخار، با فروتنى و با سپاس» از جمله نوشته اند: «ما نوه هاى جمهورى خواهان ۱۹۳۱ اسپانيا اينك بزرگ شده ايم، ما اولين نسل اسپانيايى هستيم كه ابا و واهمه اى از نگريستن به تاريخ معاصر خود نداريم و نخستين كسانى هستيم كه جرأت كرده ايم به پشت سر نگاه كنيم بى آنكه نگران گرفتار آمدن در دام تعصب و جزم  گرايى باشيم.»

خوزه لوئيس ساپاته رو نخست وزير سوسياليست اسپانيا پاى اين بيانيه را امضا نكرده است، ولى او نيز كه پدرش قربانى ديكتاتورى فرانكو شده چند روز پيش درباره جمهورى دوم اسپانيا اظهاراتى بر زبان راند كه در ميان زمامداران اين كشور بى سابقه است: «اسپانياى امروز با حسى از خشنودى و احترام به جمهورى دوم نگاه مى كند.» ظاهراً اورول محق بودكه گفت: مبارزه كردن براى دفاع از جمهورى اسپانيا مى ارزيد.

منبع: ايران امروز

 

    93 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   اسپانيا (30)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:05/02/1385

تاريخ شمسی نشر:05/02/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب