باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 160 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
يك ملكه و ۱۰ دولت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


1- اليزابت دوم به عنوان نمادى از دولت و ملت در همه جا حضور دارد و وظيفه قانونى او منحصر است در مشورت دادن، بالا بردن روحيه ملى و هشدار دادن.

2- ملكه اليزابت با وجود سن بالايش (هشتاد سال) هيچ شباهتى با كسى كه در حال بازنشسته شدن باشد، ندارد.

3- اليزابت دوم در طول دوران سلطنت خود تا به امروز آمدن و رفتن ده دولت را ديده است. و شايد هيچ كس جز وى از رمز و راز دولت ها آگاه نباشد.

4- در سال ۱۹۹۲ ملكه تمام معافيت هاى مالياتى و حقوق مادى خود به عنوان نماد دولت، ملت را از دست داد.

 
   ● نويسنده: محمد على - فيروزآبادى

منبع: روزنامه - شرق

 
 

شايد سال ۲۰۰۶ سالى خوش و يا حداقل بدون دردسر براى دربار بريتانيا باشد. از ۱۴ سال پيش بود كه روزهاى خوش ملكه آشكارا به پايان رسيد: فاش شدن اختلافات شديد زناشويى ميان «چارلز» و «دايانا» و ارتباطات تلفنى وليعهد انگلستان با همسر فعلى اش يعنى «كاميلا» از يك طرف و آن آتش سوزى مشكوك در قصر سلطنتى ويندسور كه دربار براى جبران خسارات آن بايد خود دست به جيب مى شد، همه و همه دست به دست هم دادند تا خاندان سلطنتى بريتانيا در تنگناها و مضايق گوناگون قرار بگيرد و از همين دوران بود كه پيش بينى ها و گمانه زنى ها در مورد «سقوط سلسله ويندسور» قوت گرفت. اما در حال حاضر وضعيت به گونه اى ديگر به نظر مى رسد: خاندان سلطنتى اين روزها به مراتب خوشحال تر و شادتر هستند. نوه هاى ملكه هم پايشان را از حد و حدود خود فراتر نمى گذارند. پرنس «ويليام» با دخترى خجول و محتاط ازخانواده اى متوسط نامزد كرده و اين روزها تيتر يك بسيارى از روزنامه هاى انگلستان شده است و البته همه با ديدى مثبت به اين مسئله نگاه مى كنند. برادر كوچكتر وى يعنى «هرى» هم به تازگى از دانشگاه افسرى فارغ التحصيل شده و از قرار معلوم جنبه هاى منفى اش يعنى مصرف حشيش، شركت در ميهمانى هاى غيراخلاقى و باده نوشى را كنار گذاشته است.

فرزندان ملكه يعنى «چارلز»، «اندرو»، «آن» و «ادوارد» هم از قرار چندان غم و دردى ندارند. پرنس «فيليپ» شوهر ملكه هم مدت ها است كه از آن اظهارات تند و گاه اشتباه سياسى دست برداشته است. اما مسئله مهمى كه به خصوص براى اليزابت دوم از اهميت خاصى برخوردار است اينكه نظر عامه مردم نسبت به چارلز يعنى بزرگترين فرزند و وليعهد وى به سرعت در حال بهتر شدن است.

از شايعات و گفته ها اين طور برمى آيد كه پرنس چارلز بايد تاج و تخت آينده را به پسر بزرگترش ويليام بسپارد. و اين خواستى است غيرقابل درك كه چندان با سنت هاى اين خانواده جور در نمى آيد. نمى توان پيش از رسيدن به سن و سال معينى كسى را بازنشسته اعلام كرد و علاوه بر آن نه اليزابت و نه چارلز حتى در خواب هم نمى توانند تصور كنند كه سنت هاى جانشينى و وليعهدى را تغيير دهند و به ناگاه نسلى را جا گذاشته و سراغ نسل بعدى بروند. اما آنچه مسلم است در حال حاضر با توجه به اينكه ملكه از هر نظر سالم و سرحال است، پرنس چارلز تا مدت ها چاره اى جز شكيبايى براى رسيدن به تخت سلطنت ندارد!

مشكل «كاميلا» هم تقريباً كامل برطرف شده است. ازدواج چارلز با كاميلا كه يك سال پيش همراه با نگرانى هاى بسيار انجام گرفت، ظاهراً براى اين وليعهد خرافاتى و زودرنج اثرات مثبتى هم داشته است. اين زن و شوهر به هر جايى كه پا مى گذارند مردم به ديده تحسين به آنها مى نگرند و اين مسئله در سفر اخير آنها به هندوستان كه با شاخه هاى گل از آنها استقبال شد و يا در سفرشان به اسكاتلند با آن لباس هاى محلى، كاملاً مشهود بود.

زمانى«كاميلا» بهترين خوراك براى نشريه هاى زرد انگلستان به شمار مى آمد و بى شمار طرفداران مونث «دايانا» از وى به عنوان «عفريته شرورى» نام مى بردند كه هرگز نمى تواند بر تخت ملكه آينده بريتانيا جلوس كند. اما به تازگى پرتيراژترين نشريه عوام پسند انگلستان يعنى نشريه «سان» ضمن تجليل از كاميلا، وى را شايسته مقام ملكه عنوان كرد. اما ظاهراً او هم بايد بيش از اينها براى رسيدن به اين مقام صبر كند.

ملكه اليزابت با وجود سن بالايش (هشتاد سال) هيچ شباهتى با كسى كه در حال بازنشسته شدن باشد، ندارد. آمار جالب توجه حضور متعدد وى در مجامع گوناگون و فعاليت هاى او، خود نشان از سلامتى جسمى و روحى اليزابت دارد. متانت و محبوبيت اليزابت كه در واقع با تكيه بر آن بيش از ۵۴ سال است كه بر تخت پادشاهى بريتانيا تكيه زده، حتى مخالفان سلطنت را هم به تملق هاى ناخواسته وامى دارد و روز به روز اميد آنان به تشكيل جمهورى بريتانيا را كمرنگ تر مى كند. پيش از اين، نشرياتى چون «گاردين»، «اينديپندنت» و «آربزرور» در مورد ناسازگارى سلطنت موروثى با جهان امروز مى نوشتند و خواستار سيستمى كاملاً دموكراتيك و انتخابى بودند. كه البته همه اين نوشته ها و خواست ها راه به جايى نبرد و بيهوده بود. در حال حاضر حتى آنها هم ملكه را تحسين كرده و از وظيفه شناسى و هوشمندى پايان ناپذير وى و همين طور از پاكى و برائت ملكه از هرگونه سياهكارى قلم فرسايى ها مى كنند! اليزابت دوم از احترام و توجه مردم برخوردار است، شايد به اين دليل و با وجود آنكه وى تجسم و تجلى آنتى تزهاى مدرنيته است. اليزابت هميشه با روشى كاملاً شخصى و به انتخاب خود وضعيت سر و لباس و كلاه هايش را آرايش مى دهد و هرگز در پى تقليد و پيروى از پديدآورندگان مد نيست و توجهى هم به رسانه هاى مد و لباس ندارد و امتياز خاصى براى آنها قايل نمى شود.

ملكه براى اين ملت حكم يك نقطه ثقل و اتكا را دارد و سلطنت موروثى در بردارنده و مجموعه شكوه و جلال است و اجراى مراسم كهنه و باستانى احساس ثبات و پايدارى را در بريتانيايى ها زنده مى كند و اين همان چيزى است كه در عصر دگرگونى هاى سريع علمى و اجتماعى هنوز هم براى اين ملت، از اهميتى خاص برخوردار است. از نظر اكثر مردم انگلستان و كلاً بريتانيا يك رئيس كشور با خاستگاهى جداى از اردوگاه هاى سياسى و سياست، به مراتب بهتر مى تواند اين احساس پيش گفته را ايجاد كند تا كارگزارى كه در اثر يك انتخاب به مقام رسيده است.

اينكه امور اجرايى و سياسى را «مارگارت تاچر» يا «تونى بلر» يا هر كس ديگر برعهده بگيرند و بر صندلى نخست وزيرى تكيه بزنند، مسئله اى است كه امروز نيز چون چند صد سال گذشته، با راى مردم مشخص مى شود. اما اين تركيب عجيب از سيستم دموكراتيك و پارلمانى با سلطنت موروثى و البته مشروطه، در بريتانيا مجموعه اى را تشكيل مى دهد كه همه آن در جهت يك دموكراسى پايدار حركت و تلاش مى كند.

از نظر تاريخى، كشورهاى اروپايى با مشروطه سلطنتى مثل بريتانيا و دولت هاى اسكانديناوى و هلند از دموكراسى هاى پايدارى برخوردار هستند و در مقابل ديگر كشورهاى اروپايى كه سلطنت را ملغى اعلام كردند تا مدت ها گرفتار نظام هاى توتاليتر بودند. نويسنده معروف «جورج اورول» از بريتانيا به عنوان«جمهورى تاجدار» نام مى برد و اين اتحاد عجيب را به رسميت مى شناخت اما در عين حال از آنها به عنوان متحدان بالقوه قدرت هاى اقتصادى و اجتماعى ياد مى كرد.

اما ملكه اليزابت نسبت به مسائل پيش گفته، هرگز در مسائل و مباحث سياسى حتى به صورت غيرمستقيم هم مداخله نمى كند اما در عين حال از نوعى قدرت پنهان برخوردار است، قدرتى كه تا به امروز هيچ يك از ديگر خاندان هاى سلطنتى از آن برخوردار نبوده اند. بر پايه قانون اساسى بريتانيا، چنانچه دولتى جسارت به خرج داده و با وضع قوانين اقتدارگرايانه درصدد به خطر انداختن اين سيستم ليبرال و قانونى باشد، پادشاه مى تواند و بايد بر عليه آن قوانين اقامه دعوى كند. آخرين نخست وزيرى كه چنين مداخله اى را تجربه كرد و البته نتوانست پس از شكايت رئيس تاجدار خود، دولتش را سرپا نگه دارد، همان آخرين نخست وزير محافظه كار انگلستان يعنى «جان ميجر» بود. اليزابت دوم در طول دوران سلطنت خود تا به امروز آمدن و رفتن ده دولت را ديده است. و شايد هيچ كس جز وى از رمز و راز دولت ها آگاه نباشد. در طى اين ۵۴ سال سلطنت، همه پرونده ها و مدارك به اصطلاح از زير دست اليزابت رد شده اند. روساى دولت ها در بريتانيا تنها با ملكه مى توانند كاملاً آزاد و صريح از نگرانى ها و مشكلاتشان بگويند و البته اين صحبت هاى خصوصى گاه به بيرون هم درز مى كند و گاه سر از كتاب هاى خاطرات در مى آورد. اما نبايد از نظر دور داشت كه اليزابت دوم چيزى فراتر از تنها يك ملكه بريتانيا است. او در راس تنها نظام سلطنتى جهانى با نفوذى جهانى قرار دارد. بدين ترتيب منظور از نفوذ ملكه بريتانيا، تنها نفوذ و تاثير او بر رسانه هاى جهانى نيست. اليزابت دوم رئيس و سرپرست كشورهاى مشترك المنافع است يعنى رئيس مستعمره هاى سابق بريتانيا و همين طور پادشاه بلامنازع سرزمين هاى گوناگونى از استراليا تا كانادا.

نامدارانى چون «ديويد بكام» و امثال او و به عبارتى ديگر سلاطين دنياى مد، بدون حضور و وجود اين خانم سالمند با آن كلاه ها و لباس هاى از مد افتاده، شايد چندان شانسى براى ادامه موفقيت هاى خود نداشته باشند. پس در واقع عنوان «شهرت جهانى» در عصر ما به معنا و مترادف «اليزابت دوم» است.

 

• ملكه آهنين

اليزابت پادشاهى خود را مديون ماجرايى عاشقانه است. عموى او يعنى «ادوارد هشتم» در سال ۱۹۳۶ و پيش از تاجگذارى از مقام پادشاهى كناره گيرى كرد زيرا براى ادوارد، عشق بسيار مهمتر از تاج شاهى بود. به دليل همين كناره گيرى ادوارد، برادر كوچكترش يعنى «جورج ششم» بر تخت سلطنت نشست. جورج پدر اليزابت بود و بدين ترتيب پس از وى، تاج و تخت سلطنتش به اليزابت رسيد. زمان به تخت نشستن اليزابت بسيار زودتر از آنچه انتظار مى رفت، فرا رسيد. تازه پنج سال از ازدواجش با مرد محبوبش فيليپ مى گذشت و ۲۶ساله بود كه پدرش در سال ۱۹۵۲ درگذشت. بسيارى از دولتمردان و مردم در آن زمان - هفت سال پس از جنگ جهانى دوم- ترجيح مى دادند كه يك مرد بر تخت پادشاهى بريتانيا جلوس كند، اما خيلى زود مشخص شد كه اين زن جوان و خوش اخلاق از ويژگى هاى برجسته اى برخوردار است.

اليزابت با به اصطلاح تركيبى از استقامت، نظم و جديت و در عين حال انعطاف پذيرى همواره توانسته است در مقابل بحران ها و گاه كينه توزى هاى خطرناك نسبت به شايستگى هايش، ايستادگى كند. در همان حال كه نخست وزيران يكى پس از ديگرى مى آمدند و مى رفتند، اليزابت توانست در كسوت ملكه، نسبت به نظم و قانون و سنت ها وفادار مانده و پادشاه بماند.

اليزابت با به تخت نشستن پدرش در واقع خيلى زود نسبت به اهميت سنت ها و به گفته خودشان شأن و منزلت پادشاه آگاه شد. اين كه عمويش ادوارد در سال ۱۹۳۶ از سلطنت كناره گيرى كرد و آن زن مطلقه آمريكايى را به تاج و تخت بريتانيا ترجيح داد، از نظر خاندان ويندسور ننگى نابخشودنى و يك رسوايى به حساب مى آمد.

به گفته «ديويد واين- مورگان» كارشناس امور سلطنت «نتيجه گيرى اخلاقى از بحران ادوارد در خانواده سلطنتى اين بود كه تنها با حفظ سنت و استقامت و پشتكار مى توان سلطنت را سر پا نگه داشت». اليزابت تا به امروز با وجود محبوبيت زيادش، پادشاهى محافظه كار به شمار مى آيد. البته در سال هاى اخير گروهى از كارشناسان امور سلطنت درصدد هستند تا چهره اى مردمى تر از وى ترسيم كنند.

يكى از مهمترين ابزار و دلايل محبوبيت و موفقيت هاى زودهنگام اليزابت، رسانه اى بود به نام تلويزيون! مراسم تاجگذارى اليزابت در دوم ژوئن سال۱۹۵۳ را مى توان يكى از رخدادهاى رسانه اى موفق ارزيابى كرد. با اين حال ملكه تا مدت ها پيش از برگزارى اين مراسم نسبت به پخش مستقيم آن از تلويزيون نظر خوشى نداشت زيرا از اين مسئله نگران بود كه شايد دوربين ها آن به اصطلاح حجاب افسانه اى داخل دربار را كنار زده و از اهميت آن بكاهند. اما در نهايت قرار بر اين شد كه از صحنه هاى آرايش و آمادگى ملكه و همراهان فيلمبردارى صورت نگيرد. از آن زمان بود كه افسانه اليزابت به صورتى كاملاً برنامه ريزى شده شكل گرفت. به عنوان مثال دفاتر يادبود مراسم مختلف دربار بريتانيا همواره با انبوهى از امضاهاى افراد مهم كه به اصطلاح راى به شايستگى هاى ملكه داده اند، در معرض ديد عموم قرار مى گيرد.

بر پايه قانون اساسى بريتانيا، پادشاه نفوذ محدودى در امور سياسى دارد. از زمان نخست وزيرى «وينستون چرچيل» به اين سو جلساتى توجيهى به صورت هفتگى با حضور نخست وزير و ملكه تشكيل مى شود. اليزابت همواره براى وظايف و اختيارات قانونى اش اهميت زيادى قايل است و تمايل دارد تا همواره نسبت به اين وظايف و اختيارات مطلع و مشاوره داده شود. البته محتواى اين جلسات به عنوان اسرار دولتى هرگز منتشر نمى شود. اما در آغاز دهه هشتاد بود كه اليزابت از حيطه اختيارت و وظايفش پا فراتر گذاشت و به شدت مارگارت تاچر را مورد حمله قرار داده و از سياست هاى اجتماعى او انتقاد كرد. كارى كه البته هيچ موفقيتى در پى نداشت زيرا قانون، اختيارات مهم و اصلى را در اختيار نخست وزير قرار داده است.

ورود پرنسس دايانا همسر سابق چارلز به دربار، آغاز دوره اى رقابت آميز در خاندان سلطنتى بريتانيا را رقم زد. دايانا با اعمال و رفتار خود، وجهى مردمى و انسانى از سلطنت را در برابر ديدگان مردم گذاشت و از طرف ديگر برخى اعمال غيراخلاقى و ماجرا هاى عاشقانه به اصطلاح جوانان خانواده ويندسور تا اندازه زيادى چهره پادشاه را خدشه دار كرد. سال هاى سال لاابالى گرى برخى از افراد اين خانواده كار را به جايى رساند كه بعضى از رسانه هاى انگلستان، مشروعيت اين سلطنت را زير سئوال بردند. در سال ۱۹۹۲ ملكه تمام معافيت هاى مالياتى و حقوق مادى خود به عنوان نماد دولت، ملت را از دست داد. مرگ دايانا در سال ۱۹۹۷ و بى محلى ظاهرى دربار پادشاهى نسبت به اين مسئله به نوعى پايه هاى سلطنت در انگلستان را به لرزه در آورد. «استيفن هسلر» كارشناس امور قانون اساسى در اين مورد مى گويد: «اگر در آن زمان نخست وزير در مورد سلطنت و حدود وظايف آن همه پرسى برگزار مى كرد، بى ترديد امروز شاهد سلطنت تغيير شكل يافته و به شدت محدودترى مى بوديم». اما بحران ۱۹۹۷ موجب شد تا به آرامى و به تدريج محبوبيت اليزابت بار ديگر افزايش يابد. همان طور كه پيش از اين نيز آمد، از همان سال بود كه گروهى از كارشناسان دولتى و غيردولتى درصدد برآمدند تا چهره اى مردمى تر و انسانى تر از ملكه در ميان مردم ترسيم كنند. به عنوان مثال طبق برنامه اى از قبل تعيين شده، ناگهان ملكه به رستوران كوچكى واقع در دهكده اى دورافتاده وارد مى شد و يا براى ماساژ دست هايش به سالن ماساژ مى رفت.

«نيكولاس ديويس» كارشناس امور سلطنت در مورد وضعيت امروز محبوبيت ملكه مى گويد: «امروزه مردم بريتانيا به ملكه بيشتر به چشم مادربزرگى نگاه مى كنند كه با نظم و ترتيبى فوق العاده وظايفش را انجام داده است.» جشن هاى پنجاهمين سالگرد تاجگذارى اليزابت در سال ۲۰۰۲ هم نشان داد كه دوران آن تلاطم هاى خانمان برانداز در خاندان ويندسورگذشته و حال آرامشى نسبى برقرار است. اما به هر ترتيب امروز ديگر خطرى متوجه تاج و تخت اليزابت نيست.

 

• وظايف و اختيارات ملكه

بريتانيا باسابقه ترين و قديمى ترين رژيم مشروطه سلطنتى را دارد. در پايان قرن هفدهم بود كه همه اختيارات مطلقه رژيم سلطنتى جزيره انگلستان در وضع قوانين، به پارلمان تعويض شد و در قرن هجدهم نمايندگان پارلمان رفته رفته نظارت و كنترل دولت را نيز بر عهده گرفتند. اليزابت دوم پادشاه بريتانيا نيز علاوه بر وظيفه و اختيارى كه پيش از اين آمد يعنى اقامه دعوى عليه تصويب قوانين اقتدارگرايانه، از سه حق ديگر نيز برخوردار است. بر پايه قانون اساسى بريتانيا كه در سال ۱۸۷۶ و توسط تئوريسين معروفى چون «والتر بارگهوت» وضع شده است: «...مشورت دادن، بالا بردن روحيه ملى و هشدار دادن». اليزابت دوم نيز به عنوان نمادى ازدولت و ملت در همه جا حضور دارد: حتى بر روى تمبرهاى پستى، اسكناس ها و سكه ها نيز تصوير ملكه به چشم مى خورد. حتى اظهار وفادارى و سوگند به پرچم و سرود ملى نيز به نام ملكه است و نه دولت.

آن طور كه از محتواى قانون اساسى برمى آيد، پادشاه يا ملكه بريتانيا از نظر تئورى و با تفسيرى دست و دلبازانه، اختيارات زيادى مى تواند داشته باشد اما غالب حقوق اصلى در تصميم گيرى ها مستقيماً به كابينه و نخست وزير تعلق دارد. مصوبات مجلس هم البته به صورت تشريفاتى بايد به امضاى ملكه برسد تا ضمانت اجرايى پيدا كند. اين مسئله در مورد احكام قضايى نيز به همان صورت تشريفاتى صدق مى كند. ملكه بريتانيا به عنوان بالاترين مقام كليساى دولتى انگلستان مسئول نصب و تعيين اسقف اعظم و اسقف هاى اين كليسا نيز هست، وظيفه اى كه البته به صورت سنتى و خارج از قانون اساسى است. البته اين انتصاب در نهايت بايد به تاييد نخست وزير نيز برسد.

اما با وجود همه محدوديت هاى قانونى، ملكه بريتانيا حداقل از نظر معنوى نفوذ و اعتبار زيادى دارد. شايد ملاقات ها و مذاكرات هفتگى با نخست وزير هم علاوه بر حق مشاوره كه در قانون اساسى آمده، خاستگاهى در همين نفوذ و اعتبار ملكه داشته باشد. اين ملاقات ها از جهتى نه تنها فرماليته نيست بلكه در اين ملاقات ها ملكه مشاوره هاى كارشناسانه خود را در اختيار نخست وزير مى گذارد. درميان نخست وزيران انگلستان اين مارگارت تاچر بود كه چندان اهميتى به اين ملاقات ها نمى داد و البته عاقبت خوبى هم براى دولت وى نداشت. اما نخست وزير سابق كانادا يعنى «پير ترودو» به كمك همين مشاوره ها بود كه توانست سال ها در قدرت باقى بماند.

 

منابع:

1- Die Zeit

2- ZDF

3- Stern

 

    96 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   انگليس (87)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:09/02/1385

تاريخ شمسی نشر:09/02/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب