باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 شهريور 1387 كاربران برخط 82 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رسانه: سلاح جنگ يا ابزار حل منازعه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اشاره

نگرش تجاري به خبر و آراستن آن همچون يك كالاي قابل فروش به مخاطب، سبب انحراف از اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري شده است. تا چندي پيش عقيده بر اين بود كه با افزايش دانش و توانايي‌هاي فني، قدرت همدلي نوع بشر نيز افزايش خواهد يافت اما امروزه كه انسان بر قله‌ي فناوري‌هاي مافوق تصور ايستاده و رسانه‌ها مرزهاي زمان و مكان را درنورديده‌اند، هراس از جنگ، آن هم نه جنگي محدود به دو كشور خاص بلكه جنگي فراگير و بين‌المللي قلب بشريت را تسخير كرده است.

در اين ميان رسانه‌ها نه تنها كمكي به حل منازعات نمي‌كنند بلكه در جريان بحران‌هاي داخلي و خارجي، خود به عنوان يك پاي منازعه وارد مي‌شوند.

رسانه‌ها با پاره حقيقت‌گويي، اغراق يا بي‌اهميت نشان دادن خسارات جنگ، كتمان يا اندك جلوه‌ دادن مخالفت‌هاي عمومي با سياست‌هاي جنگ‌طلبانه و ارايه اخبار بحران‌ها و منازعات به نحوي هيجان‌انگيز، به همسويي با سياست‌هاي جنگ طلبانه‌ي صاحبان قدرت مي‌پردازند.

مؤلف در مقاله‌ي حاضر مي‌كوشد نحوه‌ي عمل رسانه‌ها را در دامن زدن به جنگ‌ها و بحران‌ها نشان دهد.

 
   ● نويسنده: مراد علي - صدوقي

منبع: فصل نامه - پژوهش و سنجش - 1382 - سال دهم، شماره 34، تابستان

 
 

مقدمه

رسانه ابزار حساسي است كه مي‌تواند كاربردهاي متعدد و حتي متعارضي داشته باشد؛ هم مي‌تواند به مثابه يك سلاح در خدمت منازعه و جنگ عمل كند و هم مي‌تواند به ابزاري براي كمك به حل منازعه، استقرار و تحكيم صلح تبديل شود.

اگر رسانه‌ به دست حاكمان مستبد و تماميت‌خواه بيفتد به ابزاري خطرناك تبديل مي‌شود كه با اشاعه تعصب، عدم تساهل و اطلاعات سوء، افكار عمومي را در جهت اهداف آنان مورد دستكاري سياسي قرار مي‌دهد. در اين شرايط رسانه‌ مي‌تواند به عنوان يك ابزار سركوب عمل كند. به علاوه، زماني كه استفاده از رسانه مبتني بر معرفت و آگاهي‌هاي لازم نباشد، ضربه‌هاي قابل توجهي به جامعه و صلح ميان كشورها وارد مي‌شود.

شمشيري كه رسانه ناميده مي‌شود، لبه‌ي ديگري نيز دارد؛ رسانه مي‌تواند ابزاري براي حل و فصل منازعه و فروكش‌سازي جنگ باشد. رسانه‌اي كه به طور واقعي و براساس اصول حرفه‌اي مانند صحت‌گرايي، بي‌طرفي و استقلال عمل كند، مي‌تواند تأثير مهمي بر حل منازعه و ايجاد صلح داشته باشد؛ مي‌تواند كليشه‌ها را بشكند و راه‌حل‌هاي بي‌بديلي غير از منازعه و جنگ فراروي طرف‌هاي درگير قرار دهد؛ مي‌تواند شهروندان و تصميم‌گيرندگان سياسي يك كشور را قادر سازد تا تصميات آگاهانه‌اي اتخاذ كنند و فرايند تصميم‌گيري را به سمتي سوق دهد كه به منازعه و جنگ خاتمه نيابد.

اين فرض‌هاي شايع درباره نقش رسانه‌ها، منجر به پيدايش اين باور شده است كه در دموكراسي‌هاي غربي به دليل آزادي عمل و استقلال و در نتيجه رعايت اصول حرفه‌اي ژورناليسم، رسانه‌ها كمتر به عنوان ابزار سركوب، منازعه و جنگ عمل مي‌كنند، يعني تصور مي‌شود برخلاف كشورهايي كه  رسانه‌هاي خبري آنها تحت كنترل يا مالكيت دولت هستند، اصول حاكم بر رفتار آنها از سوي حاكمان تعيين مي‌شوند و به عنوان يك ابزار قدرت در خدمت محافل قدرت عمل مي‌كنند. در دموكراسي‌هاي غربي رسانه‌هاي خبري براساس قواعد حرفه‌اي عمل مي‌كنند، در دسترس همگان قرار دارند و داراي عقل مربوط به خود و منفك از دولت هستند. شواهد و دلايل متعددي وجود دارد كه اين باور كليشه‌اي را نقض مي‌كند. پيش از بررسي اين موضوع، لازم است منظور خود را از رسانه مشخص كنيم. واژه رسانه دلالت بر ابزار و كانال‌هاي متعددي دارد كه به شكلي سازمان يافته براي انتقال و اشاعه اطلاعات به گروه‌هايي از مردم مورد استفاده قرار مي‌گيرد مانند روزنامه‌ها، مجلات، راديو، تلويزيون و اينترنت. به فرايندي كه طي آن اطلاعات گردآوري و اشاعه مي‌يابد و ژورناليسم گفته مي‌شود كه دربرگيرنده تهيه خبر، گزارش‌دهي، اظهارنظر و تحليل است.

 

رسانه و جنگ در دموكراسي‌هاي غربي

واقعيت اين است كه نقش رسانه‌ها در جنگ و صلح، بسته به نظام سرمايه‌داري حاكم، متفاوت است. نمونه‌هاي زيادي را مي‌توانيم ذكر كنيم كه رسانه‌ها تحت نظامي كه مشخصه آن كنترل و مالكيت دولت بر رسانه‌ها است براي تحريك خشونت و منازعه در سطح داخلي و يا جنگ بين ملت‌ها مورد استفاده حكام قرار گرفته‌اند.

حتي در يك جامعه دموكراتيك كه داراي احزاب مخالف و رسانه‌هاي قوي خبري است، رسانه‌ها غلب در جهت تشديد تنش و منازعه عمل مي‌كنند نه فروكش ساختن آن. براي اين مسأله به چند دليل مي‌توان اشاره كرد:

نخست، يك تضاد ذاتي بين ارزش‌هاي رسانه‌هاي خبري و فرايند ايجاد صلح وجود دارد. منازعه و جنگ، سوژه يا موضوع جذابي براي خبر است. ژورناليست حرفه‌اي اغلب به دنبال موضوعات هيجان‌انگيز، دراما، تصاوير و انگاره‌هاي ساده‌اي است كه با كليشه‌ها همخوان باشد. ايجاد صلح به عنوان يك داستان خبري موضوع مناسبي براي ايجاد هيجان نيست، زيرا تقريباً يك فرايند زمان‌بر است.

علاقه به دراما، رسانه و به ويژه تلويزيون را به جست‌وجوي حوادث و اقداماتي سوق مي‌دهد كه بيش از هر چيز گيرا باشد ولو آن كه تأثير مخربي بر صلح به جا بگذارد. ژورناليست‌ها در جست‌وجوي افرادي هستند كه دراماتيك‌ترين و يا حتي افراطي‌ترين پيام را در اختيار آنان قرار دهد و اين احساس يا تلقين را در مخاطب ايجاد كند كه او در دنياي ترسناك اطرافيان و اقدامات خشونت‌بار زندگي مي‌كند. همچنين اين بازيگران بالقوه‌ي منازعه را تشويق مي‌كند تا خود را به همان شيوه خشونت‌آميز ابراز كنند.

علاقه رسانه‌ها به ساده‌گرايي، خبرها را از بستر خود دور مي‌كند. افراد يا نهادهايي كه انگيزه‌هاي ايدئولوژيك دارند ترجيح مي‌دهند داستان‌هاي ساده و كوتاهي را كه معمولاً از زبان شخصيت‌هاي احساساتي و هيجاني بيان مي‌شود بشنوند. اين موضوع موجب شده است كه رسانه‌ها با ارايه توضيحات سطحي، سرگرم‌كننده و يا پريشان‌كننده كنجكاوي مخاطبان را برانگيزاند.

فرهنگ حرفه‌اي غالباً در غرب رسانه‌ها را به اقداماتي سوق مي‌دهد كه به خشونت و جنگ دامن مي‌زند و بر افكار عمومي و جهاني به طريقي كه جامعه داخلي و جهان را بي‌ثبات سازد تأثير مي‌گذارد.

دوم، همان گونه كه ولسفلد اشاره كرده است، تقريباً تمامي رسانه‌هاي خبري جانبداري و سوگيري نسبت به زبان، ارزش‌ها، باورها و پيشداوري‌هاي محلي خود را به نمايش مي‌گذارند. اكثر رسانه‌هاي مهم تصاوير، احساسات يا تلقين‌هاي متناسب با فرهنگ مخاطبان را به آنان ارايه مي‌دهند. قالب‌ها يا كليشه‌ها نيز چه در مورد خود و چه در مورد ديگران، به عنوان بخشي از فرايند ساده‌سازي تقويت مي‌شوند. (1)

سوم، علاوه بر تضاد ذاتي بين اخبار و ماهيت فرايند حل منازعه و برقراري صلح، ولسفلد و ديگران به اهميت محيط سياسي در رفتار رسانه‌ها حتي در دموكراسي‌ها بالغ اشاره كرده‌اند. رسانه‌هاي خبري براي نشان دادن صلاحيت حرفه‌اي خود در دسترسي به صداها و ديدگاه‌هاي مهم و همچنين براي نشان دادن انطباق خود با فرهنگ داخلي، معمولاً وفاق نخبگان را در مورد يك موضوع منعكس مي‌كنند. لانس بنت (Lance Bennett) در تحليل خود از سياست خارجي آمريكا در جنگ خليج فارس به اين نكته اشاره مي‌كند كه با اعلام جنگ، رسانه‌ها جهت‌گيري انتقادي و سؤال‌كننده خود را رها كردند، با اتخاذ يك موضع ميهن‌پرستانه همگي به سمت تأييد ديدگاه‌هاي طرفداران جنگ رفتند و از آنجا كه سناي آمريكا نيز همين روش را در پيش گرفته بود مخالفت مقامات را از بين بردند. در جنگ اخير آمريكا عليه عراق، رسانه‌هاي آمريكايي به گونه‌اي تعجب‌برانگيز گزارش‌هاي ناچيزي از نارضايتي مردم آمريكا ارايه دادند. لانس بنت در ژانويه 2003 در اين خصوص اظهار داشت كه رسانه‌ها در برخورد با اين موضوعات اغلب به همين طريق عمل مي‌كنند. رئيس جمهور جمهوري‌خواه از اين موضوع براي محبوبيت خود استفاده كرد و با توجه به ضعف حزب مخالف (دموكرات) و فقدان منتقدان رسمي در واشنگتن، رسانه‌هاي آمريكا به دنبال صداها و ديدگاه‌هاي ديگري كه سياست جنگ را به چالش مي‌طلبيدند نرفتند. در هفته دوم ژانويه حدود 100 داستان خبري درباره اعتراض ضدجنگ و 800 داستان خبري درباره اعزام نيروهاي آمريكا به جنگ در منطقه وجود داشت، اما رسانه‌هاي آمريكا فقط تعداد ناچيزي از آنها را منعكس كردند. (2)

چهارم، فراسوي فرهنگ و محيط سياسي، سوداگرايي و غلبه انگيزه‌هاي بازرگاني نيز نفوذ و تأثير فزاينده‌اي بر رسانه‌ها دارد. صاحبان رسانه‌ها و به ويژه مجموعه‌هاي رسانه‌اي كه نسبت به نقش اجتماعي‌سازي رسانه‌ها بي‌تفاوت هستند، تنها جذب حداكثر مخاطبان و آگهي‌دهندگان را در نظر دارند. دستيابي به اين اهداف از طريق ساخت اخبار سرگرم‌كننده‌اي كه بيشتر جنبه‌ي احساسي دارد راحت‌تر صورت مي‌گيرد. اين نوع رسانه‌هاي خبري نمي‌توانند و نمي‌خواهند به عنوان يك مجمع مسوول براي بحث جدي و عميق عمل كنند. منازعه بهترين مايه براي جلب مخاطب و مشتري است و از اين رو به لحاظ مالي راضي‌كننده‌تر است. صاحبان رسانه‌ها و مشتريان آنان اخبار را نوعي از يك سردرگمي تلقي مي‌كنند. رسانه‌هاي خبري غربي، منازعه را به عنوان يك موضوع سودآور مي‌نگرند. منازعه در فرهنگ رسانه‌اي آنها ماهيتي بازرگاني و سوداگرانه دارد و  اين به دليل آن است كه صاحبان رسانه‌ها در غرب، اغلب از صاحبان بنگاه‌هاي اقتصادي هستند.

ميخائيل ايگناتيف (Michael Ignatieff) در تحليلي كه از اخبار تلويزيون دارد و بر ديگر رسانه‌ها نيز قابل اطلاق است به اين نكته اشاره مي‌كند كه اخبار تلويزيون به جاي پرداختن به علل بروز خشونت، بيشتر عادت يا تمايل دارد كه جنازه‌ها را نشان دهد. خطر فراگير آن است كه تصوير تلويزيون از جنازه‌هاي به ظاهر بي‌بديل، مخاطبان را تشويق كند تا براي فهم موضوع تلاش نكنند.(3)

 

عينيت در مقابل مسووليت

حركت به سوي يك فرهنگ رسانه‌اي ارتقادهنده خشونت در داخل جوامع دموكراتيك، بحث جديدي را در ميان ژورناليست‌ها و برخي محافل دانشگاهي مطرح كرده است. بحث درباره رسانه‌ها و منازعه و همچنين اصول حرفه‌اي فعاليت رسانه‌ها كه به ويژه در ميان محققان رسانه‌هاي غربي رواج يافته بود پس از منازعات دهه اخير بالكان كه نحوه‌ي پوشش آن توسط رسانه‌هاي غربي را مارتين بل و برخي ديگر به طور جدي زير سؤال بردند، بالا گرفت. از نظر مارتين بل كه مراحل اوليه پاكسازي قومي در بالكان (1994 و 1995) او را به شدت متأثر كرده است، به دليل آن كه رسانه‌ها اين جنايت را با همان عينيتي كه يك مسابقه فوتبال را گزارش مي‌كنند، گزارش نكرده‌اند، عمق تراژدي را به غرب نشان نداده‌اند. ژورناليسم حاكي بر رسانه‌هاي غربي، اين رسانه‌ها را به انعكاس اخبار و گزارش‌هايي سوق داده است كه به نفع ارزش‌هاي حاكم بر آنها بوده است. بل معتقد است ژورناليسم حرفه‌اي عينيت‌گرايي را بايد پرورش داد كه مخاطبان غربي را به نحوي جدي‌تر براي اقدام در جهت حل منازعه برانگيزاند. (4)

استدلال بل با ديدگاه بعضي محققان و به ويژه حاميان حل منازعه در تضاد است. آنان معتقدند رسانه‌ها زماني مي‌توانند نقشي محوري در فروكش‌سازي تنش، حل و فصل منازعه و ايجاد صلح ايفا كنند كه اصل عينيت‌گرايي را با اخلاق مسووليت در هم مي‌آميزند و نوعي توازن بين آن برقرار سازند. به عبارت ديگر، رسانه‌ها بايد نقشي فراتر از يك ناظر و تماشاچي بي‌طرف در منازعات داشته باشند. يعني علاوه بر گزارش عيني اخبار منازعه و جنگ، نتايج را تحليل كرده و راه‌هاي حل اختلاف ميان طرفين‌ درگير را فرا روي آنها قرار دهند. رسانه‌ها بايد به عنوان يك ميانجي‌گر در منازعه وارد شوند. اين موضوع كه منجر به ظهور ژورناليسم مدني به عنوان ژورناليسم معطوف به حل منازعه و استقرار صلح شده است، استقبال فزاينده جنبش‌هاي صلح و بسياري از سازمان‌هاي جامعه مدني و حتي بسياري از رسانه‌هاي دولت‌هاي مختلف را به دنبال داشته است، اما بيشترين مخالفت‌ها از سوي ژورناليست‌ها و صاحبان رسانه‌ها در آمريكا به عمل آمده است. آنان استدلال مي‌كنند كه در پوشش سياست خارجي آمريكا جايي براي موضوعات يا داستان‌هايي مانند ژورناليسم صلح وجود ندارد. با اين حال، ژورناليسم صلح توان زيادي براي جهت‌دهي رسانه‌ها به سمتي دارد كه به حل و فصل منازعه و فروكش‌سازي جنگ كمك كنند.

 

ژورناليسم به عنوان ميانجي‌گر

همان گونه كه مانوف (Manoff) و برخي ديگر اشاره مي‌كنند، پيروي رسانه‌ها از ژورناليسم مدني، توان كمك به حل منازعه را در آنها ايجاد مي‌كند. از لحاظ كاركرد، موقعيت، موضع و يا حتي گرايش‌ها و طرز تلقي‌ها، مشابهت‌هاي زيادي ميان گزارشگران و ميانجي‌گراني كه به طرف‌هاي درگير كمك مي‌كنند تا اختلافات خود را حل و فصل كنند وجود دارد، هر چند ژورناليست‌ها كمتر آن را درك كرده‌اند. (5)

رسانه‌هاي خبي حتي اگر هيچ نيتي فراتر از انجام وظيفه خود براساس استانداردهاي پذيرفته شده نداشته باشند، مي‌توانند يكي از پيش‌نيازها يا ملزومات مهم براي حل منازعه را كه عبارت از وجود يك كانال ارتباطي است فراهم سازند. رسانه‌ مي‌تواند آموزش دهد، برداشت‌هاي اشتباه و سوء را شناسايي و تصحيح كند و وجهه‌اي انساني به طرف‌هاي درگير در اختلاف بدهد. همچنين مي‌تواند ايجاد وفاق و اجماع ميان دو طرف را تسهيل كند؛ راه‌حل‌هاي بديلي پيش روي قرار دهد و به اعتمادسازي و نظاير آن بپردازد.

به عنوان يك حرفه، ژورناليست‌ها همواره به دنبال خبرهاي مربوط به منازعه براي كسب مهارت‌هاي بسيار پيشرفته در گزارش آنها به صورت متعارف هستند، اما از آنجا كه در سراسر جهان آموزش و توسعه ژورناليسم دربرگيرنده هيچ رجوعي به تحليل منازعه نيست، درك درستي از شغل خود ندارند. تحليل و حل و فصل منازعه كه بيش از پنج دهه است مورد مطالعه دانشگاهي و حرفه‌اي قرار مي‌گيرد، سهم ناچيزي در آموزش ژورناليسم دارد و اين جاي تأسف است چرا كه چنين دانشي مي‌تواند ژورناليست‌ها را نسبت به كارشان به ويژه در تحليل منازعه، منابع و پاسخ‌هاي آن و همچنين تلاش براي خاموش كردن آن آگاه كند. همان طور كه جي‌روزن (Jay Rosen) روزنامه‌نگار آمريكايي در خصوص گزارش‌دهي و خبررساني منازعه مي‌گويد، اين فرض كه بهاي علاقه به حل منازعات عبارت از رها كردن تعهد به واقعيت و عينيت حرفه‌اي است، اشتباه است. در واقع عكس اين موضوع مصداق دارد: توجه به حل منازعه عبارت از گذر ژورناليست به دركي عميق‌تر از معناي جست‌وجو براي واقعيت و حقيقت در ژورناليسم است.

 

ژورناليسم و ايجاد صلح

شناخت منافع ذاتي ژورناليسم داراي اهميت زيادي در توسعه ژورناليسم حرفه‌اي چه در دموكراسي‌هاي غربي و چه در ديگر كشورها است. اينها حوزه‌هاي فرصت هستند. اما از طرف ديگر در بسياري دولت‌هاي اقتدارگرا و مستبد هيچ گفتمان و مباحثه‌ي عميقي كه رسانه‌ها آن را بيان كنند وجود ندارد و رسانه‌ها از آزادي لازم برخوردار نيستند. در اين ميان، تنها تعدادي از كشورها كه در ميانه فرايند دموكراتيزاسيون قرار دارند و نقش رسانه‌ها در آنها مي‌تواند مؤثر و حساس باشد توجه طرفداران جنبش بين‌المللي را به خود جلب كرده‌اند. زماني ميزان رسانه‌ها و يك صنعت رسانه‌اي مستقل يك شاخص دموكراسي بود، اما اكنون رسانه به عنوان يك بازيگر قايم به ذات در فرايند دموكراتيزاسيون در نظر گرفته مي‌شود. ميزان رسانه‌ها و يك صنعت رسانه‌اي مستقل زماني مي‌توانند به عنوان يك شاخص دموكراسي در نظر گرفته شوند كه به ايجاد صلح و حل منازعات داخلي و بين ملت‌ها كمك كنند.

در ادبيات دموكراتيك‌سازي، اين توان رسانه‌ها كمتر از عوامل ديگر مورد مطالعه قرار گرفته است. با آن كه تحليل‌هاي دانشگاهي و عمومي قابل توجهي درباره نقش رسانه‌ها در منازعه صورت گرفته است جاي تعجب است كه مطالعات مربوط به نقش رسانه‌ها در ايجاد و تحكيم صلح بسيار ناچيز است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1ـ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:

Wolfsfeld, Gadi. The Varying Roles of Media, Paper given at the 2001 Annual Meeting of the American Political Science San Francisco, 2001.

2ـ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:

Bennt, Lance "Teken by Storm: the Media, Public Opinion and US Foreign Policy in The Gulf War", New York, 2003.

3ـ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:

Ignatieff Michael. “Is Nothing Scared" in the Warriors Honour. Ethic War and modern Concience, Metropolitan Books, New York, 1997.

4ـ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به: 

Bell, Martin "Journalism of the Attachment” http:// cci.wmin.ac.uk/aha – feb/ mbell. Html.

5ـ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:

Manoff, Robert: Role plays, in Track II, Vol 7. December 1998.

 

 

    213 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ رواني (58)
●   ژورناليسم (6)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/06/1382

تاريخ شمسی نشر:00/00/1382
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب