دولت بوش تصميم گرفته است تا به بازرسان حقوق بشر سازمان ملل متحد اجازة ديدار با زندانياني كه در زندان خليج گوانتانامو نگهداري مي شوند، ندهد. بازرسان سازمان ملل متحد به مدت سه سال در تلاش بودهاند تا از اردوگاه زندانيان ديدار كنند. چندي پيش، هنگامي كه پنتاگون از سه تن از كارشناسان سازمان ملل دعوت كرد تا از گوانتانامو ديدار كنند، به نظر ميرسيد كه پيشرفتي در اين روند صورت گرفته است، ولي اين دعوت و فراخواني پنتاگون مشروط به اين بود كه اين كارشناسان هيچگونه دسترسي به زندانيان نداشته باشند. منفرد نواك، گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد شكنجه، گفت كه در حال حاضر و تحت اين شرايط، فرستادن كارشناسان سازمان ملل به گوانتانامو غير منطقي و نابخردانه است. وي گفت: «آنان ميگويند كه چيزي براي پنهان كردن ندارند. اگر آنان چيزي براي پنهان كردن ندارند، پس چرا ما نبايد بتوانيم به طور خصوصي با زندانيان سخن بگوييم؟»
تاكنون، زندانيان عمدتاً ممنوع الملاقات و در حبس انفرادي بودهاند و اجازة ارتباط با جهان خارج از زندان را نداشتهاند و تنها استثناي اين موضوع، ديدارهاي گاه و بيگاه وكلاي مدافع آنان بوده است. ما با يكي از اين وكلاي مدافع – بوسع كولان كلو- برايان صحبت ميكنيم. وي وكالت شش مرد بحريني را كه بدون اينكه اتهامي متوجه آنان باشد در گوانتانامو نگهداري ميشوند، به عهده دارد. دو هفته پيش، وي كه براي ديدار با يكي از موكلان خود به زندان گوانتانامو رفته بود، شاهد تلاش براي خودكشي از سوي جمعه الدوساري بود.
بيش از بيست زنداني ديگر نير تلاش كردهاند تا خودكشي كنند، ولي اعتقاد بر اين است كه چنين موردي، نخستين امري است كه يك غريبه و غير خودي شاهد آن بوده است. وكلاي مدافع و طرفداران حقوق بشر ميگويند كه اين حادثه، توجه و نظر را معطوف به وجود درماندگي و نوميدي فزاينده در ميان بيش از 500 زنداني در گوانتانامو ميكند.
* ايمي گودمن: دربارة اين كه موكلان شما چه كساني هستند و هنگام ديدار با آنان، چه چيزي ديدهايد، توضيح دهيد.
- يوشع كولان گلو- برايان: مؤسسه حقوقي من وكالت شش شهروند بحريني را كه در طول چند سال گذشته در گوانتانامو زنداني بودهاند، به عهده داشته است. ما وكالت خود را در تابستان سال 2004 آغاز كرديم و از آن هنگام، چندين بار براي ديدار با موكلانمان به گوانتانامو رفتهايم. من در اكتبر سال جاري در گوانتانامو حضوور داشتم و با هر شش موكل خود، از جمله جمعه الدوساري ديدار كردم، جمعه مردي 32 ساله است كه همسرش را طلاق داده است و پدر يك دختر 10 ساله است. او فردي بسيار خوش برخورد و خوشرو و بسيار جذاب و خوش سيما است. ما صحبتهاي كاملاً خودماني دربارة يك رشته موضوعات داشتهايم و البته فهم و نزديكي اندكي در جريان ديدارهايمان با يكديگر پيدا كردهايم.
در بعدازظهر روز پانزدهم ماه اكتبر، هنگامي كه وي نياز به دستشويي پيدا كرد- بدون توصيف مفصل روية زندان گوانتانامو، كه نيازمند فراخواني دژبانها جهت آمدن به محل ديدار ما و بردن او به سلول كوچك همجوار كه داراي يك توالت است - من با او ديدار داشتم. دژبانها رسيدند، من اتاق را ترك كردم. چند دقيقه بعد، دژبانها پس از اينكه جمعه را به سلول بردند، برگشتند. من پس از چند لحظه تصميم گرفتم، بررسي كنم و ببينم كه آيا او كارش را به پايان رسانده است يا نه، تا دوباره وارد محل ملاقات شوم و با او صحبت كنم.
من در اتاقي را كه هم به محل ملاقات و هم به سلول متصل بود، باز كردم. نخستين چيزي كه ديدم، دريايي از خون روي كف زمين بود؛ و شگفت آن كه در آن لحظة اول، اولين گمان من اين بود كه او خود را وادار ساخته است تا خون بالا آورد؛ زيا اين امر نشانهاي است از چيزي كه او دربارة آن شكوه و گله ميكرد. من فكر كردم كه شايد او تلاش كرده است تا مرا متقاعد كند كه ادعايش درست بوده است. پس از اينكه به اطراف سلول نگاه كردم ديدم كه جمعه خود را از ناحية گردن و بالاي يك ديوار فلزي مشبك كه سلول را محصور ميكند، به دار آويخته است. وي همچين در وسط بازوي راست خود يك زخم و بريدگي عميق و بسيار جدي و خطرناك داشت كه باعث شده بود، خون آن روي بدنش و نيز روي كف زمين بريزد. من بيدرنگ دژبانها را با صداي بلند فراخواندم و آنها با شتاب خود را به سلول رساندند. من چندين بار نام جمعه را صدا زدم، ولي او پاسخ نداد. به نظر ميرسيد كه بيهوش است. دژبانها آمدند و او را از طناب دار جدا كردند و جسد وي را روي كف زمين گذاشتند. هنوز هم به نظر هشيار نميآمد؛ و من به هيچ وجه خونريزي وي را نديدم. در ظرف يك دقيقه يا در همين حدود، از من خواسته شد كه اتاق را ترك كنم، يا دقيقتر بگويم، به من دستور دادند كه اتاق را ترك كنم؛ هنگامي كه من در حال ترك اتاق بودم، چنين به نظر ميرسيد كه جمعه نفس نفس ميزند و اين امر، حداقل در من به عنوان يك نشانة خوب از زنده ماندن جمعه احساس خاصي پديد آورد.
به من گفته شد كه او را براي عمل جراحي بر روي بازويش بردهاند و عمل موفقيت آميز بوده و او در حال بازيافتن سلامتي خود است. به من اجازه و امكان ديدن وي براي بار دوم در طول آن ديدار داده نشد و همة درخواستهاي من براي كسب اطلاعات دربارة وضعيت جمعه در طول يك هفته و نيم گذشته كاملاً ناديده گرفته شد. بنابراين، در حال حاضر، من هيچ اطلاعي دربارة چگونگي حال و وضعيت وي ندارم. با درخواست من جهت بازگشت به گوانتانامو براي ديدار از آنجا در هفتههاي آتي نيز موافقت نشده است. بنابراين در اين مقطع، ارتش هيچگونه اطلاع و خبري دربارة سلامتي وي در اختيار من قرار نداده و اجازة ديدن وي را نيز به من نميدهد. به همين دليل، من قصد دارم تا به زودي به دادگاه بروم و تقاضاي ديدار با وي را ارائه دهم و نيز درخواست كمك كنم، كمكي كه ما اميدواريم وضعيت وي را بهتر كند؛ همان وضعيتي كه ما بر اين باوريم كه باعث شد تا وي در فضايي انتحاري قرار گيرد .
* آيا شما پيشتر، دليل و نشانه اي مبني بر اين كه موكل شما (جمعه) تلاش خواهد كرد تا مرتكب خودكشي شود، به دست آورده بوديد؟
- جمعه از هنگامي كه در گوانتانامو بوده است، چندين بار تلاش كرد تا خودكشي كند. در حقيقت، يكي از تلاشهاي وي جهت خودكشي، در كتابي توسط اريك سعر توصيف شده است. (اوكسي است كه در برنامة شما شركت كرده و سرباز پيشين بخش اطلاعات ارتش در گوانتانامو بوده است.) سعر در كتابش اين موضوع را شرح داده است كه وي به صحنة يك اقدام به خودكشي فراخوانده شد و در آنجا از وي خواسته شد تا دست خطي را كه با خون بر ديوار حمامي كه اقدام به خودكشي در آنجا رخ داده بود نوشته شده را بخواند، آن نوشته چنين بود: «من به خاطر وحشيگري، ددمنشي و قساوت زندانبانان خود اقدام به خودكشي كردم.» در حقيقت جمعه، موكل من، آن رويداد را براي من حدود شش ماه پيش از چاپ اين كتاب توصيف كرده بود. بنابراين، با توجه به اينكه من چنين پيشامد غمانگيزي را قبلاً شنيده بودم، بيترديد مطالعة توصيف آن در اين كتاب، كاملاً تكان دهنده و وحشتناك بود.
اقدامات خودكشي ديگري هم رخ داده است. مسأله اين است كه واكنش ارتش به اقدام به خودكشي زندانيان اين بوده است كه جمعه را به مدت تقريباً دو سال در انزوا و تنهايي واقعي نگه دارد. وي در اين مدت، در سلولي نگه داري ميشد كه نميتوانست هيچ انسان ديگري را بيند. و تنها گهگاه با زنداني مجاور از طريق فرياد زدن ارتباط برقرار مي كرد، ولي غالباً قادر به اين كار نيز نبود. به او اجازة تقريباً يك ساعت ورزش در طول هفته داده ميشد و در اين مدت حتي اجازة داشتن كتابي به جز قرآن به وي داده نشده است.
بر پاية درك من از وضعيت وي، جاي هيچ شگفتي نيست كه وي دوباره تلاش كرده است تا اقدام به خودكشي كند. با وجود اين، هيچ نشانهاي طي ديدار من با او مبني بر خودكشي احتمالي و يا قريب الوقوع وي ديده نشد. حتي هنگامي كه من اتاق را ترك ميكردم تا به وي امكان انتقال به سلولش را بدهم، لطيفهاي را با او در ميان گذاشتم. بنابراين من كوچكترين اطلاعي از خودكشي او نداشتم، ولي با توجه به چگونگي رفتار با وي، به ويژه در دو سال گذشته، اين اقدام وي شگفت آور نيست.
* جمعه به چيزي متهم شده است؟
- جمعه همچون همة 750 زنداني يا در همين حدود كه گوانتانامو را پشت سر گذراندهاند (به جز چهار نفر) به هيچ چيز متهم نشده است. او حتي متهم به درگيري و مشاركت در هرگونه خشونت هم نيست. آنچه دولت اظهار مي دارد اين است كه وي در تورابورا حاضر بوده است . دولت نميگويد كه وي چه هنگامي در تورابورا بوده است. دولت نميگويد كه وي در تورابورا چه كاري انجام ميداده است. دولت نميگويد كه وي با چه كساني در تورابورا بوده است. بنابراين، ما كاملاً ناچاريم به حدس و گمان پناه ببريم تا ماهيت حقيقي اتهامات عليه وي را بفهميم. من بايد يادآور شوم كه ما موكلاني ديگر دقيقاً با همين شرايط داريم كه در واقع، ادعاها و اتهاماتي عليه آنها مطرح ميشود كه من آنها را در حد كمترين اتهامات توصيف ميكنم.
* آيا شما ميتوانيد دربارة زندانياني كه اقدام به خودكشي كردهاند، صحبت كنيد؟ آيا افراد ديگري هستند كه شما دربارة آنها اطلاعاتي داريد؟ دربارة آنها چه كاري صورت ميگيرد؟
- ارتش گزارشهاي ادواري دربارة اقدام به خودكشي را منتشر كرده است، هر چند كه گاهي صلاح دانسته است به اين اقدامات به عنوان رفتار فريبكارانة خودآزاري يا چيزي با همان نتيجه اشاره كند. من هيچ شناخت و آگاهي شخصي دربارة اقدامات ديگر اين چنيني ندارم.
* دربارة اعتصاب غذا چطور؟ آيا وي در آن شركت كرده است و آيا شما ميدانيد كه چه تعداد زنداني در اين امر مشاركت كردهاند؟
- كه در سالهاي گذشته رخ داد و نيز در اعتصاب غذايي كه در ماه ژوئن و ژوييه سال جاري اتفاق افتاد شركت كرد. تنها اطلاعي كه ما از شمار زندانيان شركت كننده در اعتصاب غذا داريم، همان گزارش ارتش است و ما هيچ ابزاري براي بررسي مستقلانة صحت آنها نداريم. من ميان آنهايي كه در اعتصاب غذا شركت ميكنند و آنهايي كه تلاش براي اقدام به خودكشي ميكنند، وجه اشتراكي ميبينم. ما مرداني را داريم كه به مدت چهار سال، بدون اتهام در گوانتانامو نگهداري شدهاند و اغلب حتي متهم به خشونت هم نشدهاند، آنها در معرض يك رشته بدرفتاريها و خشونتهاي تأييد شده از سوي كاركنان آمريكايي قرار گرفتهاند. آنها از صحبت كردن با خانوادههايشان باز داشته شده و در بسياري از موارد، به آنها گفته شده است كه بقية زندگي خود را در گوانتانامو خواهند گذراند. آنگونه كه من درك ميكنم، اين مردان در حال گذراندن يك زندگي كاملاً كنترل شده هستند و البته اين منظره زشت و تكان دهندهاي است كه شاهد آن هستيم.
* من ميخواستم از شما بخواهم كه به سرهنگ دوم، جرمي مارتين، سخنگوي نيروي مشترك مأموريت گوانتانامو كه گفت، ادعاهايي مبني بر اينكه افرادي كه اعتصاب غذا كردهاند تقريباً در حال مرگ هستند كاملاً كذب است، پاسخ دهيد. وي اظهار داشت اعتراضهايي كه در 8 اوت آغاز شد و در يك مقطع بيش از 130 شركت كننده داشت، در حال حاضر بسيار كمتر شده است. وي گفت: اين فن، (اعتصاب غذا)، سازگار با آموزشهاي القاعده است و تلاش زندانيان جهت جلب توجه رسانهها را ميرساند و با اين كار بر دولت آمريكا فشار وارد ميسازد.
- ارتش اظهار داشته است كه با همة زنداينان به شكلي مشفقانه و مهربانانه رفتار ميكند، با اين حال، برخي از كاركنان ارتش در گوانتانامو، مشاهدات مستقيم خود را كه بسيار خلاف اين ادعاست، گزارش كردهاند. ديدگاه دولت آمريكا اين است كه مردان زنداني شده در گوانتانامو، شرالاشرار و بدترين بدترينها هستند؛ با وجود اين، آمريكا حدود 250 تن از آنها را آزاد كرده است . با توجه به اين گزارشهاي ظاهراً نادرست، من همة اظهارات ارتش را با قيد احتياط باور ميكنم و ميپذيرم. من موكلي دارم كه هنگامي كه با او در ماه اكتبر ديدار كردم، يك لولة مخصوص تغذيه از راه بيني در بيني وي فرو شده بود، و من تخمين ميزنم كه او 40 تا 50 پوند از وزن خود را از هنگامي كه قبلاً او را ديده بودم، از دست داده بود. اين وضعيت به طور خطرناكي نزديك به مرگ است. ميدانيد كه اين حقيقت را نميتوان مورد ترديد قرار داد كه سلامتي وي به شدت لطمه خوده است و اين امر، نتيجة مستقيم شركت وي در اعتصاب غذاست.
* من ميدانم كه فرصت شما محدود است؛ ولي تنها ميخواستم از شما دربارة سه تن از كارشناسان حقوق بشر سازمان ملل بپرسم كه دعوت آمريكا براي سفر به گوانتانامو را تا هنگامي كه دولت آمريكا حرف خود را مبني بر خودداري از دادن اجازه به آنها براي ديدار با زندانيان به طور خصوصي پس گيرد، نپذيرفتند. گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد شكنجه، مانفرد نواك اظهار ميدارد: «آنها گفتند چيزي براي پنهان كردن ندارند، اگر آنها چيزي براي پنهان كردن ندارند پس چرا ما نبايد بتوانيم به طور خصوصي با زندانيان صحبت كنيم؟»
- من هفتة گذشته با افرادي ديدار كردم و نسبت به اخلاص و صداقت آنان در پي بردن به اينكه در گوانتانامو چه چيزي در حال رخ دادن است، متقاعد شدم. بدون ترديد، يك بازديد تبليغاتي و پرسر و صدا كه طي آن افراد به امكانات و تأسيسات مختلف گوانتانامو برده ميشوند و نمونههاي خوراك زندانيان به آنها نشان داده ميشود ولي هرگز موفق به صحبت كردن با زندانيان نميشوند، به عقيدة من يك مانور بي ارزش ميباشد. براي روشن شدن مسئله، شما نياز به اين داريد كه به منبع دسترسي داشته باشيد؛ منظور من از منبع، افرادي هستند كه در گوانتانامو نگهداري ميشوند و نيز كاركنان آمريكايي، عوامل ارتش و مأموران اف.بي.آي. كه در گوانتانامو كار كردهاند و خودشان بدرفتاري وحشتناك با زندانيان را گزارش دادهاند.
* نظر شما دربارة پيگيري اين مسائل چيست، آيا در حرفة وكالت خود به عنوان يك وكيل مدافع، چيزي شبيه اين مورد را تجربه كردهايد؟
- من كار كمك رساني بشر دوستانة پس از جنگ را انجام دادهام. من بر روي محاكمات جنايات جنگي كار كردهام. ولي بدون ترديد، هرگز چيزي شبيه آنچه كه هنگامي كه در پانزدهم اكتبر به سلول وارد شدم ديدم، نديده بودم. در نظر من، اين ماهيت واقعاً بحراني موقعيت گوانتانامو را برجسته ميسازد. من بر اين باورم كه نياز بحراني به حكومت قانون هست و اين حقيقت را كه افرادي كه در گوانتانامو نگه داشته ميشوند، چه بسا اين نوع رفتار را در آينده تكرار كنند، نميتوان ناديده انگاشت. اگر اوضاع تغيير نكند احتمال تكرار چنين رفتارهايي از سوي زندانيان در آينده وجود دارد.
منبع:
www.alternet.org
* يوشع كولانگلو بريان: Joshua Colangelo Bryan