از آنجایی که اغلب آزمونهای هوشبهر (IQ)، قویاً مبتنی بر زبان (زبان محور)، دانش آموزانی که اختلالات پردازش زبان دارند، با این نوع آزمونها مشکل پیدا می کنند. مایکل ای، اسپگنا، پژوهشگر آموزشی این مشکل را بدین گونه تبیین می کند:
اگر آزمونهای هوش را بررسی کنید، می بینید که آن ها پراز سؤالهای مربوط به زبان هستند. بنابراین، کودکی که احتمالاً ضعف های زبانی در نتیجه مشکلات خود دارد... عملکرد ضعیفی در آزمونهای هوشی خواهد داشت. آیا این کودک به عنوان خوانـش پریش تشـخـیص داده می شود؟ خـیر، برای این که [آزمونهای هوش این دید را به وجود می آورند که مهارتهای تحصیلی ضعیف آنها، در نتیجۀ هوش پائین تر از متوسط است]. اگر آنها در زمانی که خیلی خردسال هستند، مورد آزمون قرار گیرند، ممکن است شکاف بزرگی بین استعداد [هوش] و پیشرفت دیده شود. اما همان طور که آنها بزرگتر می شوند، این ناهمخوانی (تفاوت) بیشتر نمی شود. بنابراین، دراین مورد، من می گویم که.... شما واقعاً باید بپرسید ((آزمون هوش، چه چیزی را آ زمون می کنند)).
بنابر این، این آزمون، همیشه توانایی هوشی یک دانش آموز را به طور دقیق اندازه گیری نمی کند، بلکه فقط توانایی های پردازش زبان آن ها را اندازه گیری می کند.
مشکل دیگری که آزمون های هوشبهر (IQ) دارند، این است که آنها فقط نوع خاصی ازهوش را اندازه گیری می کنند، در حالی که دیگر انواع را نادیده می گیرند. هوش ریاضی منطقی و هوش زبانی، صرفاً به تازگی توسط چنین آزمون هایی مورد اندازه گیری قرار گرفته اند. برخی از روان شناسان و پژوهشگران آموزشی درخواست می کنند که آزمون های سنتی، مکمل دیگر آزمونهـایی که هوش را در موسیقـی، توانایی فضـایی (مورد استفاده درهنرمجسمه سازی و معماری)، توانایی های جسمانی – جنبشی (مورد استفاده در ورزش)، رهبری و همدلی (مورد استفاده در روان شناسی، تدریس شفا و مددکاری اجتماعی) مورد اندازه گیری قرار می دهند، باشند.
به هرحال، در حالی که این آزمون های مکمل، حمایت با اهمیت و معناداری از طرف بسیاری از متخصصان به دست آورده اند. با این وجود، قدری زمان لازم است تا نظامی که برای یک نوع آزمون هوشبهر ((IQ به مدت چندین دهه مورد استفاده قرار گرفته است دچارتغییر و تحول شود.
منبع:
اختلالات یادگیری / تألیف کریستینا ام، گیرود؛ مترجمان: لیلی انگجی، محمد مجتبی زاده؛ ویراستار: دکتر حسن اسد زاده، زنجان: پینار 1385