باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 160 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
علوم انسانى درآمدى بر علوم تجربى (1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى يكى از پژوهشگاه هاى فعال در حوزه علوم انسانى است كه در نوع خود قدمت زيادى دارد. اين پژوهشگاه در رشته هاى مختلفى در حال پژوهش و آموزش است. روزنامه ايران در ادامه گفت وگوهاى خود با مسئولان پژوهشگاه ها به سراغ دكتر گلشنى رئيس اين پژوهشگاه رفته است.

 
   ● نام گفت و گو شونده: مهدی - گلشنی

منبع: روزنامه - ایران

 
 

* در يك نگاه گذرا پژوهشگاه را چگونه تعريف مى كنيد؟

پيش از انقلاب ۱۲ مؤسسه مستقل پژوهشى وجود داشت كه اساتيدى مانند مرحوم خانلرى و مرحوم مينوى هم در آنها فعاليت داشتند. اين مؤسسات پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ به پيشنهاد مهندس موسوى ادغام شدند و به تدريج پژوهشگاه هايى به آن اضافه شد تا در سال ۷۳-۷۲ نام آن را به «پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى» تغيير داديم. در اينجا بر روى شاخه هاى متفاوت علوم انسانى مطالعه مى شد و بعدها مؤسسه حكمت و فلسفه از آن منشعب شدند. در اين پژوهشگاه پژوهشكده هايى نظير زبان شناسى، علوم اجتماعى، فرهنگى و اقتصاد وجود دارد. گروه هايى مطالعاتى مانند مطالعات زنان، انديشه سياسى و غرب شناسى نيز در كنار آن فعاليت مى كنند. در بعضى رشته ها در سطح كارشناسى ارشد و دكترا دانشجويانى تربيت مى كنيم. در پايان سال ۱۳۷۹ نيز مركز اميرالمؤمنين را داير كرديم كه مطالعات در باب اميرالمؤمنين در آن متمركز شده است. يك كتابخانه مركزى داريم كه در شاخه علوم انسانى غنى است. به علاوه كتابخانه استاد مينوى و استاد دانش پژوه نيز كه كتابخانه هاى قابل توجه و خاصى هستند، از طرف آن بزرگواران در اختيار ما قرار گرفته است كه در آنها كتاب هايى به صورت عكاسى از كتاب هاى كمياب و ناياب يافت مى شود.

 

* به نظر نمى رسد شما اهل دست زدن به امور تشريفاتى باشيد. ممكن است توضيح دهيد كه چرا نام مؤسسه را تغيير داديد؟

مى خواستيم فعاليت مؤسسه را عام تر كنيم تا به واقع تبديل به يك مركز علوم انسانى مجهز شود. يكى از مهم ترين دغدغه هاى من توجه به جنبه هاى تطبيقى و بين المللى بود. گروه هايى كه تصويب شدند، همچنين گروه هايى كه تبديل به پژوهشگاه شدند، جذب دانشجويان و كتاب هايى كه به چاپ رسانديم نشان مى دهد كه در زمينه هاى گوناگون به صورت تخصصى فعال بوده ايم. اخيراً در مورد مسئله جهانى شدن فعاليت هاى جدى انجام داديم كه چند ماه پيش گزارش آن به شوراى عالى انقلاب فرهنگى رفت. گذشته از همه اينها ما به فكر توسعه مراودات خود با ساير كشورها نيز هستيم.

 

* براى روشن شدن اين بحث ها لطفاً بفرماييد مأموريت پژوهشى شما چيست؟

مأموريت ما در يك جمله ارتقاى علوم انسانى است. هدف كنگره اى كه قبل از پايان سال برگزار كرديم، اين بود كه در باب راهكارهاى ارتقاى علوم انسانى در كشور گمانه زنى كنيم. براى اين منظور پيش سمينارها و نشست هايى ترتيب داديم كه كنگره به صورت شايسته اى اجرا شود. علوم انسانى بايد حتى به خاطر علوم ديگر رشد كند. چرا كه علوم جز در بستر ملى و فرهنگى مناسب رشد نمى كند. دليل بيگانه بودن فارغ التحصيلان ما با فرهنگ خودى كم كارى در علوم انسانى بوده است. كار مشتركى كه ما با وزارت ارشاد بر روى زبان فارسى انجام داديم به همين منظور بود. در آن طرح چهار جلد كتاب براى آموزش زبان فارسى براى شهروندان كشورهاى ديگر تدوين شد. كار ديگرى كه مورد تقدير مقام معظم رهبرى قرار گرفت، نقد كتب دانشگاهى علوم انسانى بود. در اين راستا تا به حال هزار جلد كتاب مورد بررسى قرار گرفته است. ما براى اين هدف از گروه هاى متخصص دانشگاه هاى سراسر كشور استفاده نموده ايم.

 

* اين بررسى صرفاً مربوط به كتب نشر دانشگاهى مى شود؟

نه، در اين بررسى كتاب هايى كه دانشجويان به آن مراجعه مى كنند، اما دانشگاهى نيستند نيز وجود دارد.

 

* كارهاى ديگرى كه در جهت احياى فرهنگ بومى انجام داديد، چه بوده اند؟

در اين مؤسسه از سال ها پيش از انقلاب كار احياى كتب قديمى در دستور كار بود كه همچنان ادامه دارد. ما قصد داريم بزودى دكتراى فلسفه علم و تاريخ علم را راه اندازى كنيم، تا به صورت عميق ترى به آن كار دامن بزنيم. پيش از اين نيز كارهاى متنوع و خوبى را ارائه كرده بوديم. كتابى در زمينه معدن شناسى در جهان اسلام از ابتدا تا حال، آب هاى معدنى و همچنين يك مجموعه هفت جلدى در باب تاريخ علوم در جهان اسلام كه در عربستان تأليف شد و ما تا به حال چهار جلد آن را ترجمه كرده ايم، از اين جمله هستند. ما در مجلات مان به شخصيت هاى مهم اسلام مانند خيام و خواجه نصير پرداختيم كه در ايران بى نظير بودند. در اين مجلات مقالات اصيلى به زبان هاى اصلى به چاپ رسيد كه در نوع خود مفيد خواهد بود.

 

* با توجه به شناختى كه اهالى انديشه از شما دارند، ممكن است احساس شود كه پرداختن به مسائل بومى براى شما يك دغدغه شخصى بوده است كه بعداً در دستور كار پژوهشگاه قرار گرفته است؟

نه، من تنها دليل بومى گرايى در پژوهشگاه نيستم. علم يك بخش جهانى دارد كه هم نظرى و هم عملى است. ليزر چه در آلمان و چه در ايران يك كاربرى دارد. همچنين در بحث نظرى همسانى هايى ديده مى شود. دانشمندان ما در خلال اين سال ها فعاليت هاى نظرى داشتند كه غالباً بديع و تازه نبوده است، بلكه تنها نشان مى داد كه ما مى توانيم از روى علوم دنيا مشق كنيم، اما هيچ كدام سرمشق نبود. از اين رو ما نيازمند به ابداع هستيم. خاصه آنكه علم در نهايت بايد مشكلات جامعه را حل كند. در زمان ابن سينا علم فقط نظرى بود و تأثيرى در زندگى روزمره نداشت. اما امروزه همه وجوه زندگى با آن عجين است. تا كى بايد علوم را با قيمت گزاف وارد كنيم، ضمن اينكه معلوم نيست هميشه اين دانش ها را در اختيار ما بگذارند.

 

* آيا شما معتقديد كه بايد به علوم انسانى اولويت بدهيم؟

در همه علوم بايد كار اجتهادى كرد. در سطح بالاى علوم نظرى، فلسفه حضور دارد. زندگى ما تنها تجربى نيست، ما گاهى هنگام به كارگيرى روش هاى تجربى بر سر دوراهى مى مانيم.

در اين حالت تنها ذهنى كه به تمرين فلسفى پرداخته باشد، مى تواند تحليل كند. همين طور در مرزهاى علمى جايى كه با پيش فرض ها روبه رو هستيم، بايستى كار فلسفى انجام دهيم. پيش فرض هاى فرهنگ اسلامى با پيش فرض هاى فرهنگ غربى متفاوت است. در جهان بينى اسلامى جهان هدفدار است. ممكن است ادعا كنيد كه نمى توانيم هدف عالم را درك كنيم، اما وقتى مى گوييد جهان هيچ هدفى ندارد، از علم تجربى تجاوز كرده ايد. زيرا نيافتن، دليل بر نبودن نيست. علم ما همواره محدود به چيزى است كه تا به آن زمان اندوخته ايم. به هر روى وقتى بحث از علم بومى مى شود دو بعد در نظر مى آيد: يكى بعد فرهنگى علم و ديگرى بعد كاربردى آن. مسئله كاربرد علوم اهميت زيادى دارد.

 

* آيا وجه همت پژوهشگاه توجه به كاربردى كردن علوم در ايران است؟

تأكيد ما بر بحث درباره مسائلى نظرى است كه از حوزه كارى وزارت صنايع و نهادهاى مشابه خارج است، ولى در اولويت قرار دارند و براى مملكت از جمله موارد حساس محسوب مى شوند.

 

* اين بدين معناست كه در برنامه راهبردى خود ملاحظات استراتژيك را در نظر داريد؟

بله ما بايد آينده نگر باشيم. در جهان آكنده از رقابت هر لحظه ممكن است ما را از داشتن چيزهايى كه در اختيار ما نيست و محصول ديگران است، محروم كنند. همين حالا بعضى از آزمايشگاه هاى ما دچار كاستى هستند. مسئله بنزين را در نظر آوريد. چرا كشورى كه خود صادركننده نفت خام است، بايد واردكننده بنزين باشد. همين طور، براى نمونه، ما بايد بتوانيم بيمارى هايى را كه وارد مرزهايمان مى شود، كنترل كنيم و اين به يك پزشكى منعطف، عملى، به روز و بومى احتياج دارد.

 

* شما نسبت علوم انسانى و علوم تجربى را چگونه مى بينيد كداميك را بنيادى تر تلقى مى كنيد؟

تأثير علوم انسانى درازمدت و عميق تر است. همچنين بر ديگر علوم نيز اثر مى گذارد. رشد علوم انسانى يعنى گسترش يافتن و عمق يافتن فرهنگ. با توسعه علوم انسانى خودباورى و اعتماد به نفس نخبگان بالا مى رود. كسى كه به خودباورى مى رسد، در همه علوم تلاش خواهد كرد تا سرزمين و مذهب خود را سربلند نگاه دارد. يكى از دلايل مسأله فرار مغزها به ضعف فرهنگى بازمى گردد.

اما موضوع مهمى كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه امروزه برخلاف گذشته علوم تجربى تأثير بيشترى بر زندگى روزمره مى گذارد. قرن ها پيش شايد فقط طب و نجوم در زندگى مردم مستقيماً نقش داشت اما در حال حاضر به هر سو نگاه كنيد، اثر علم تجربى ديده مى شود. اين ارتباط شبكه اى ميان علوم در غرب زودتر درك شده است، اما در ايران هنوز بعضى به صورت شعارگونه با آن برخورد مى كنند.

 

* يكى از كارهاى جدى و غيرشعارى احياى متون است كه توجه شايسته اى به آن نمى شود؟

ما متنى از خواجه نصير پيدا كرديم و آن را تنها از طريق عكسبردارى به چاپ رسانديم. زيرا كسى را نيافتيم تا آن را حروف نگارى و تصحيح كند و شرح دهد. مرحوم «دانش پژوه» نسخه هاى زيادى را عكسبردارى كرده و در اختيار ما گذاشته اند. بايد همت كرد تا اين كار اساسى انجام شود. غربى ها در اين مورد اهتمام جدى به خرج داده اند، مثلاً كتاب ابن هيثم را دانشگاه هاروارد احيا كرد. يا حتى پاكستان، در دانشگاه بين المللى اسلامى يك مركز دارد كه كتاب هاى زيادى را در آنجا احيا مى كنند. هرچند انتقاداتى به تصميمات آنها وارد است، اما قدم اول را برداشته اند. به نظر مى رسد كه وزارت ارشاد و وزارت علوم بايد يك برنامه مدون را در اين حوزه طراحى و اجرا كنند. اما آنچه احياى آن در اين ميان مهم تر از تفكر علمى قدماست، نحوه تفكر ايشان است. يافته هاى آنان امروز چندان معتبر نيست. نجوم ابوريحان به كار نمى آيد، اما اخلاق و روش پژوهش آنها براى ما از اهميت بالايى برخوردار است. ابوريحان مى گويد ۴۰ سال به دنبال كتابى گشتم كه شنيده بودم رازى آن را نگاشته، همين طور رازى مى گويد در نوشتن فلان كتاب چندان به خود سخت گرفتم كه بينايى خود را از دست دادم. وقتى به همت و اخلاق دانش پژوهى آنها فكر مى كنم، مى فهمم كه چرا سارتون «بيرونى» را دانشمند همه دوران ها مى داند.

 

ادامه دارد ...

 

    120 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   علوم انساني (55)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:19/03/1387

تاريخ شمسی نشر:26/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب