روزنامه نگاري به عنوان يکي از شاخه هاي اصلي علم ارتباطات اجتماعي، در دهه اخير به دنبال نوعي جهاني شدن است و در غالب گفتماني فراملي سعي در يکپارچگي ساخت و محتواي اطلاعات بومي و فراملي دارد ولي از طرفي با شکل گيري الگوهاي مطالعات ارتباطي هر از گاهي بنا به تاثيرات خود در مخاطبان ناهمگون، شهروندان و حاکمان کشورها، مورد چالش قرار مي گيرد و اين بحث را مطرح مي کند که آيا مشکلاتي که روزنامه نگاري در تمام جهان به آنها اشاره مي کند سوژه مشترک و جهاني هستند؟
واکنش به جهاني سازي، مسلما محلي سازي خبر و گزارش نويسي است اما روزنامه نگاري به روزنامه نگاري جهاني و روزنامه نگاراني نياز دارد که در شرايط جهاني کارکنند.
پديده پيچيده جهاني شدن با واكنش هاي متفاوت افراد، ملل و فرهنگ ها رو به روست. آينده اين چالش ها به موازنه موجود ميان قوانين ناظر بر توسعه اقتصادي، ادغام ارتباطي و استقلال فرهنگي و نيز ماهيت متغير دولت ها و سياست هاي آنها بستگي دارد.
امروز كشورهاي جنوب كه در حاشيه نظام حاكم بر جهان يعني «شمال» به رهبري آمريكا قرار دارند در فرآيند جهاني سازي با فرصت ها و چالش هائي روبه رو هستند. پاسخ به اين موضوع و بحث، به ويژه در مورد رسانه هاي مدرن جمعي در چهار حوزه خاص قابل تأمل است:
1) قومي شدن رسانه هاي جمعي
2) توسعه رسانه هاي آلترناتيو داخلي و بومي
3) طراحي سياست هاي جامع رسانه اي
4) بين المللي شدن رسانه ها در داخل جامعه كشورهاي جنوب.
تحولات در قبال پديده جهاني شدن رسانه ها در طراحي سياست هاي رسانه اي جامعه نهفته است. سرعت، سبك و فناوري جهاني شدن، كشورهاي جنوب را به تأمل در سياست هاي رسانه اي خود و اتخاذ رويكردهاي جامع در برابر اطلاع رساني داشته است.
واقعيت، عينيت و دقت ويژگي هاي اصلي سبک روزنامه نگاري هستند، بنابراين نبايد فرهنگ هاي خرد بومي در هر جامعه اي باعث انشقاق روزنامه نگاري شوند. در غيراين صورت اگر به مذاهب و اديان، نژاد و قوميت ها، دستاوردها و هنجارهاي اجتماعي در داخل هر جامعه اي نگاه کنيم، سرانجام نيازمند چندين نوع روزنامه نگاري خواهيم بود.
بررسي محتواي پيام و جايگاه مخاطبان در جريان هاي خبري جهاني نشان مي دهد که جهاني شدن روزنامه نگاري حاصل کنش رسانه هاي غول پيکر از غرب به جنوب يا شرق بوده است. به عبارت ساده تر، مفاهيم روزنامه نگاري در دو جامعه يا در دو سوي جريان اطلاعات تفاوت معني داري را نشان مي دهد.
دکتر حميد مولانا در نظريات خود در تحليل مفهوم روزنامه نگاري در غرب از شاخص هايي نام مي برد که در مقابل مفاهيم روزنامه نگاري در جهان اسلام قرار دارند. در رويکرد غربي، روزنامه، ساختي متشکل از سه بخش "روز"، "نامه" و" نگارش" است که حرکتي رو به جلو را با کيفيت و ماهيت خاص همراه با هنر و خلاقيت تمدني براي صاحبان رسانه جوامع غربي دنبال مي کند. از اين منظر روزنامه نگاري غربي رکن چهارم مردم سالاري و مشروطيت است که بر صحت و بي طرفي توافقي تاکيد دارد. در حالي که در رويکرد اسلامي، مفاهيمي مثل "آخر زمان"، " پيام و رسالت متعهدانه با داوري اخلاقي" و "سوالات مفهومي از تکاليف ديني" در قلم و انديشه روزنلمه نگاري جاري هستند. از اين منظر، تقوا بالاترين عنصر روزنامه نگاري و توحيد، بالاترين قدرت ها محسوب مي شود. بنابراين مطبوعات اسلامي بدون روزنامه نگاري اسلامي تحقق نمي يابند. روزنامه نگاري اسلامي، اگر به مفهوم خلق سبکي از اصول خبرنويسي يا مباني نظري اين حوزه از علم ارتباطات در عرصه کشورهاي مسلمان مطرح شود، قطعا تحولي عظيم در اين رشته جهاني ايجاد خواهد کرد. اين اتفاق تنها با دست نوشته هاي فلسفي برروي نقش مطبوعات در خبر صورت نمي گيرد بلکه نيازمند تبيين علمي است.
در روزنامه نگاري حرفه اي غرب صحبت از بي طرفي و صحت اخبار مي شود اما در روزنامه نگاري اسلامي بالاتر از آن يعني اصل تقوا مطرح است.
اسلام به عنوان فرهنگي بزرگ امروز حداقل يک چهارم جمعيت جهان را تشکيل مي دهد و مخاطب مسلمان نياز دارد از الگوي جامعه اطلاعاتي مناسبي استفاده کند که محتوا و هدفي منطبق با حقوق شهروندي و عرفي او داشته باشد.
در روزنامه نگاري اسلامي مفهوم پيام به رسالت نزديک است و اخلاق را نمي توان از روزنامه نگاري اسلامي جدا کرد.
برخي ديدگاه اسلام درباره محتواي خبرمانند مفيد بودن؛ آگاهي بخشي و ايجاد رشد معنوي، اهميت دادن به مخاطب، رعايت عفت و حيا و اجتناب از پخش اخبار فسادآورو مقابله با تحريف و عمليات رواني.
ديدگاه اسلام درباره نحوه ارائه خبر نيز مستند بودن، استفاده از الفاظ محترمانه و رعايت اخلاق و ادب؛ تصويري بودن، واقع گويي در مقابل دروغ گويي، حق گويي در مقابل باطل گويي، فصاحت و شفافيت ضرورت طبقه بندي، منع بدگويي از ديگران و تجسس بيجا، حذف زوائد، برجسته سازي و صداقت و امانتداري اشاره کرد.
مطبوعات در نظام اسلامي رسالتي همچون روشن ساختن افكار عمومي و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم، پيشبرد اهدافي كه در قانون اساسي اسلامي بيان شده است ونيزتلاش براي نفي مرزبنديهاي كاذب و تفرقه انگيز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل يكديگر، مانند دسته بندي مردم براساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلي و...، مبارزه با مظاهر فرهنگ استثماري (اسراف، تبذير، لغو تجمل پرستي، اشاعه فحشا و … ) و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و گسترش فضايل اخلاقي و حفظ و تحكيم سياست نه شرقي و نه غربي را بر عهده دارد ند؛ مي توان اشاره کرد.
همدلي، انسجام، همفكري و وحدت روزنامه نگاران مسلمان قادر خواهد بود، آيندة روشني از توانمنديهاي حرفه اي روزنامه نگاري در عصر اسلامي را پديد آورده و اهرمي قوي براي ارتقاي كيفيت مطبوعات اسلامي – به قدر و منزلت شايسته خويش – در عرصه بين المللي محسوب شود.
به عقيده كارشناسان، مطبوعات نقش برجستهاي در گسترش و آموزش گفتارهاي منطقي و اصولي در مورد مسائل سياسي، اجتماعي و تحرک سياسي داشته و از طريق آشنا کردن افراد با حقوق و مسووليتهاي اجتماعي و همچنين فراهم آوردن زمينههاي مناسب براي برخورد و تضارب آرا و عقايد و عرضهي نوآوريها، زمينه توسعه سياسي را نيز فراهم مي آورند.
به نظر بنده، دهكده جهاني يك وضعيت در حال گذر است. اتفاقاتي در آينده خواهد افتاد كه اساس آن پيشرفت هوش مصنوعي و رشد بيوتكنولوژي است. پيش بيني ها مي گويد كه اين امر حدود 30 سال ديگر اتفاق خواهد افتاد. آنوقت تمامي شرايط دهكده جهاني بر هم خواهد ريخت. تمام راديوو تلويزيونها ي 30 سال بعد و اينترنتهاي پر حركت 30 سال آينده به ما اجازه خواهد داد تا با تمام اديان، مذاهب، ومليتها بنا به سلايق مورد نيازمان ارتباط برقراركنيم و همين يك نكته كافيست كه دهكده جهاني را تغيير بدهد.
در كشورهاي اسلامي مانند ايران رسانه هاي سنتي مانند نمازجمعه، مساجد، حسينيه و غيره اين نقش اساسي را در مقابل رسانه هاي تهاجمي جهاني ايفا كرده اند. درحقيقت مي توان گفت كه در شرايط تاريخي و فرهنگي مانند ايران و بسياري از كشورهاي اسلامي رسانه هاي سنتي و كلاسيك «هميشه به عنوان مشروع ترين و مؤثرترين وسيله ارتباطات جمعي به كار برده شده و در صورت توسعه بدون شك مي توانند به صورت اساسي ترين پايگاه هاي اطلاع رساني اجتماعي و جمعي نقش بزرگ و مؤثري درجامعه امروزي بازي كنند. علاوه بر اين رسانه هاي سنتي و كلاسيك اسلامي تحت يك سياست گذاري جامع و جديد اين فرصت را دارند كه خود اداره و مديريت و رهبري رسانه هاي جمعي مدرن را به دست گرفته و يك الگوي جديدي در مقابله با سيستم هاي امروزي مطبوعاتي و راديو- تلويزيوني بازرگاني وتجاري و دولتي باشند.
در پايان به مراحل فعاليت مطبوعات غرب در طول تاريخ وتاريخچه کوتاه آن اشاره مي کنم.
1- مرحله اول از اوايل قرن 17 (200 سال پس از اختراع چاپ) و با تاسيس نشريات دوره اي آغاز شد و تا اواخر قرن 18 ادامه داشت. در اين دوره مطبوعات دولتي و رسمي و استبدادي بودند
2- مرحله دوم که با انقلاب هاي دموکراتيک آغاز شد، مطبوعات سياسي و مسلکي بودند.
3- در دوره سوم مطبوعات خبري و تجاري شدند.به ويژه با ورود آگهي در اوايل دهه چهارم قرن 19.
روزنامه ارتباط و يا «ريليشن» در ماه ژوئن سال 1605 در شهر استراسبورگ آلمان آن زمان و فرانسه امروز پا به عرصه وجود نهاد. ريليشن نخستين روزنامه جهان نبوده است، ولي اولين نشريه عمومي است كه اختصاص به اخبار دربار پادشاه، دولت محلي و مدح اين و آن نداشت، و همه گونه مطلب درباره هركس را كه احساس مي كرد كاري كرده و يا اين مي توانسته كاري بكند ولي نكرده بود منتشر مي ساخت و نشريه اي بود فروشي و با بهاي معين. تاريخچه انتشار روزنامه در جهان خيلي قديمي تر از «ريليشن» است. در زمان حكومت ژوليوس سزار (دوهزار و اندي سال پيش) به ابتكار او روزنامه اي در شهر روم منتشر مي شد به نام «اكتا ديوما» كه در آن در آغاز كار، تنها كارها و تصميمات سزار درج مي شد كه بعدا فعاليت هاي سنا و دولت هم بر آنها اضافه شد. اين نشريه دستنويس براي مطالعه باسوادها در چند نقطه عمومي شهر و در جايي محفوظ از باد و باران نصب مي شد. در سده سوم ميلادي، به ابتكار اردشير پاپكان، كارنامه اي تحت نام «روزنامك (ك = ه)» فعاليت هاي انجام شده دربار، دولت و موبدان موبد را درج و براي مقامات و رجال خاصي ارسال مي شد (بمانند نشريه ويژه خبرگزاري هاي دولتي). اين كار تا اواسط حكومت خسرو پرويز ادامه داشت. در سال 713 ميلادي در پكن (شهر بيژينگ پايتخت چين) روزنامه اي به همان شكل روزنامك زردشتيان انتشار يافت. با اين تفاوت كه گاهي هم مطلبي مربوط به مردم عادي داشت.
اين نشريه كه نخست دستنويس بود بعدا به صورت چاپ مهر منتشر مي شد. به اين ترتيب كه مطالب بر تخته نوشته مي شد و اطراف نوشته را خالي مي كردند و به صورت مهر در مي آوردند، آن را به مركب آغشته مي كردند و روي كاغذ مي زدند و تكثير مي كردند. چيني ها قبل از آن با ساخت كاغذ و مركب آشنا بودند. در دائرة المعارف كتاب و چاپ، نام اين روزنامه «كاي يووان» نوشته شده است كه گويا از نام ماه انتشار آن گرفته شده است. سپس نوبت به «ريليشن» رسيد كه «يوهان كارولوس» آن را در نخستين هفته از ماه ژوئن سال 1605 در استراسبورگ به دست چاپ سپرد و مادر روزنامه هاي امروز بشمار مي رود.
در سال 1621 در لندن نشريه عمومي «كورنت» به چاپ رسيد. نخستين روزنامه به زبان فرانسه «گازت» بود كه در سال 1631 كار انتشار آن آغاز شده بود. در سال 1646 در سوئد روزنامه اي به نام « پست اينريكس تيدنينگار» انتشار يافت كه پس از 359 سال، همچنان منظما منتشر مي شود.