باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 167 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اوكراين؛ غروب زودهنگام انقلاب نارنجي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: ماه نامه - ويژه نامه ماه همشهري - شماره 2

 
 

اوكراين چهارمين دوره انتخاباتي پارلماني خود را روز بيست و ششم مارس در فضايي كاملا متفاوت با انتخابات گذشته برگزار كرد. ويكتور يوشچنكو رييس جمهور اوكراين را شايد بتوان اولين مقام ارشد اوكرايني دانست كه در اولين انتخابات آزاد و عادلانه از زمان استقلال اوكراين در سال 1992 ميلادي به قدرت رسيده بود. انقلاب نارنجي اوكراين در نوامبر 2004 و ژانويه 2005 ميلادي آغازگر اين راه بود و انقلاب هاي رنگين را به تمام جهان شناساند.

وضع اوكراين در تضاد كامل با كشور همسايه اش بلاروس قرار داشت. انتخابات بلاروس در روز نوزدهم مارس بار ديگر نشان داد كه حكومت الكساندر لوكاشنكو آخرين ديكتاتوري اروپاست. روسيه نتايج انتخابات بلاروس را به رسميت شناخت، اما اتحاديه اروپا، سازمان امنيت و همكاري اروپا و نيز امريكا اين نتيجه انتخابات را نپذيرفتند. در مورد انتخابات سال 2004 اوكراين، عكس اين قضيه اتفاق افتاده بود.

روسيه انتخابات اوكراين را غيرعادلانه خواند اما اتحاديه اروپا، سازمان امنيت و همكاري اروپا و نيز امريكا، نتايج انتخابات اوكراين را عادلانه و درست مي دانستند. الگوهاي راي دادن در انتخابات سال 2006 ميلادي، تغيير خاصي نسبت به سه دور انتخابات سال 2004 ميلادي نداشته است؛ در آن زمان هم غرب حامي انقلاب نارنجي بود اما شرق مخالف آن بود.

با اين وجود، دو تفاوت نيز در نتايج اين انتخابات به چشم مي خورد؛ اول آن كه راي چهل وچهاردرصدي ويكتور يوشچنكو در 26 دسامبر سال 2004 ميلادي در انتخابات سال 2006 تكرار نشد و حزب او تنها 8/28 درصد آرا را به خود اختصاص داد.

دوم آن كه ميزان شركت مردم در انتخابات سراسر اوكراين، نسبت به سال 2004 ميلادي كمتر شده بود. به طور سنتي، شرق اوكراين نسبت به غرب اين كشور همواره تعداد كمتري از راي دهندگان را دارد و همين اتفاق در سال 2006 ميلادي نيز افتاد.

اين انتخابات،  شكست بزرگي براي كمونيست هايي بود كه در قعر ليست احزاب سياسي با حداقل سه درصد از آرا،  قرار داشتند. آنها كه در سال 1998 ميلادي 120 كرسي در اختيار داشتند،  در سال 2006 ميلادي مجبور شدند تنها به بيست كرسي قناعت كنند.

 

بعد از انتخابات

شكي وجود ندارد كه تنها پنج يا شش حزب سياسي آمادگي و صلاحيت كسب كرسي در پارلمان اوكراين را دارند. از ميان اين احزاب، سه حزب را مي توان بازيگران اصلي به شمار آورد. يكي حزب مناطق بود، ديگري حزب اوكراين ما و حزب سوم نيز به يوليا تيموشنكو تعلق داشت. هر ائتلافي در پارلمان بايد از ميان دو حزب از اين سه حزب شكل مي گرفت. از آن جا كه ويكتور يوشچنكو رهبر افتخاري حزب اوكراين ما به شمار مي آيد،  حزب او قاعدتا يك پاي ائتلاف را تشكيل مي داد.

اما ائتلاف هاي محتمل در انتخابات، حالتي دوگانه داشتند. اوكراين ما در كنار تيموشنكو و يا اوكراين ما در كنار حزب مناطق. احتمال زيادي وجود داشت كه ائتلاف جديد پارلماني اوكراين كه قرار است كار تشكيل دولت و تعيين نخست وزير را برعهده داشته باشد،  از تيم جديد اوكراين ما در كنار تيموشنكو و نيز سوسياليست ها تشكيل شود، زيرا تيموشنكو با حرارت بسيار براي يك ائتلاف نارنجي تبليغ كرده و نسبت به خطرات هرگونه اتحاد با نوكوويچ هشدار داده بود. دو عامل نشان مي دهند كه چرا ائتلاف نارنجي اوكراين،  دوباره بايد شكل بگيرد. اول آنكه اتحاد با حزب مناطق، نوعي خودكشي سياسي براي يوشچنكو به شمار مي آمد؛ زيرا به مثابه خيانت به انقلاب نارنجي بود و موجب كاهش شديد حاميان يوشچنكو مي شد. حتي در سپتامبر سال 2005 ميلادي نيز كه حزب اوكراين ما يك تفاهم نامه استراتژيك را با حزب مناطق به امضا رساند،  محبوبيت اوكراين ما به شدت نزول كرد و البته خود يوشچنكو نيز در ژانويه 2006 ميلادي از پذيرش آن سرباز زد.

در همين حال يانوكوويچ را نمي توان رهبري اصلاح طلب به شمار آورد و حزب مناطق او نيز مثل كمونيست ها، پيام هاي تبريكي به مناسبت پيروزي لوكاشنكو به بلاروس فرستاد؛ در حالي كه يوشچنكو و وزارت خارجه اوكراين هم مثل غرب معتقد بودند كه نتيجه انتخابات بلاروس را نبايد به رسميت شناخت. يانوكوويچ حتي در سال 2004 ميلادي نيز از پذيرش شكست خودداري كرد و هنوز هم باور دارد كه در آن سال، پيروز انتخابات بوده، اما قرباني خيانت هاي لئونيد كوچما رييس جمهور وقت اوكراين شده است.

در زمان برگزاري انتخابات سال 2006 ميلادي نيز حزب مناطق همچنان مشروعيت انقلاب نارنجي را رد مي كرد و آن را يك كودتاي غيرقانوني مي دانست. حزب مناطق اوكراين، حامي اصلاحات اقتصادي است زيرا اليگارش ها و مردان عرضه تجارت، اين حزب را اشباع كرده اند. با وجود اين حزب مناطق در سال 2005 ميلادي عليه به تصويب رسيدن سازمان تجارت جهاني راي داد. حزب مناطق با عضويت در ناتو مخالف است و خواهان عضويت كامل اوكراين در حلقه اقتصادي مشترك دوره پس از شوروي سابق شده است. اين حزب در عين حال، معتقد است زبان روسي بايد به عنوان دومين زبان رسمي اين كشور شناخته شود.

دوم آن كه چنين اتحادي پيام اشتباهي را به اتحاديه اروپا و ناتومي فرستاد و اين طور القا مي كرد كه انقلاب نارنجي در حال عقب نشيني است. اتحاديه اروپا در حال حاضر نيز موضعي خنثي نسبت به اوكراين دارد و اگر اتحاد يوشچنكو با حزب مناطق شكل مي گرفت چنين حالتي به شدت تقويت مي شد و گروه هايي از اتحاديه اروپا كه مواضع آنها عليه اوكراين است، استدلال هاي بيشتري براي ادعاهاي خود مي يافتند. اتحاد با حزبي كه با عضويت اوكراين در ناتو مخالف است در عين حال ممكن بود منجر به عقب افتادن ارايه پيشنهاد ناتو به اوكراين براي عضويت در اين سازمان در سال 2006 ميلادي شود.

 

يوليا باز مي گردد

قرارگرفتن حزب يوليا تيموشنكو در مقام دومين حزبي كه بيشترين آرا را به خود اختصاص داده است نيز در صحنه سياسي اوكراين از اهميت زيادي برخوردار بود. تيموشنكو توانسته است در فاصله انتخابات سال هاي 2002 تا 2006 ميلادي،  تعداد آراي حزب خود را چهار برابر كند و خود را در موقعيت خوبي براي قدرت گرفتن قرار دهد. برعكس،  حزب  اوكراين ما كرسي هاي كمتري را نسبت به سال 2002 ميلادي به دست آورده و شرايط مطلوبي ندارد.

اما چرا حزب اوكراين ما كه رهبر افتخاري آن رييس جمهور اوكراين هم بود و با خواست مردم به پيروزي رسيد، در اين انتخابات موفق نبود؟ پاسخ اين است كه ويكتور يوشچنكو رييس جمهوري بوده كه از تاكتيك انتحاري استفاده كرده است. او در سال 2005 ميلادي اشتباهات فراواني مرتكب شد كه از جمله آنها كنار گذاشتن دولت تيموشنكو و دوپاره كردن اردوي انقلاب نارنجي بود. او كه تفاهم نامه اي را با ويكتور يانوكوويچ به امضا رسانده بود، در جريان دعوا بر سر قيمت گاز روسيه نتوانست موفق ظاهر شود. او هم چنين مانع از انجام تحقيقات لازم در خصوص اتهاماتي شد كه عليه برخي مقامات بلندپايه اوكرايني وجود داشت. يوشچنكو در عين حال نتوانست به دنبال كسب قدرت و اختياراتش از آنها براي گسترش نفوذ دولت در مناطق مختلف اوكراين استفاده كند.

اين اشتباهات منجر به اعتراض به انقلاب نارنجي شد و عملا به حزب تيموشنكو كمك كرد شرايط بهتري در انتخابات بيابد. به نظر مي رسيد كه حزب اوكراين ما به نوعي در مقابل راي دهندگان به انقلاب نارنجي قرار گرفته و از موضعي بالا به آنها نگاه مي كرد و يوشچنكو نيز خود هدف انتقادات شديدي قرار داشت. عده اي از مقامات ارشد تجاري اوكراين كه در سپتامبر سال 2005 ميلادي اتهامات فساد مالي عليه آنها مطرح شد نيز در مقابل درخواست هايي كه براي استعفاي آنها از حزب اوكراين ما مطرح مي شد، ايستادگي كردند و به هشدار يوشچنكو توجهي نكردند ولي مجموعه اين شرايط،  كاملا به ضرر يوشچنكو تمام شد و حتي حزب اوكراين ما نتوانست به يك حزب يك دست و حامي رييس جمهور تبديل شود.

يوشچنكو در واقع از درك مهم ترين عامل بروز انقلاب نارنجي ناتوان مانده بود. فساد گسترده مالي و بي عدالتي در ميان مقامات ارشد اوكراين، عاملي بود كه مردم اين كشور را به ايجاد يك تغيير بزرگ و نارنجي سوق داد؛ اما به تدريج با مشاهده بي توجهي يوشچنكو به اين موضوع، افكار عمومي نيز اعتماد خود به رييس جمهور را از دست دادند. يوري يخانوروف كه پس از انحلال كابينه تيموشنكو به نخست وزيري رسيده بود نيز، اين شرايط را به كلي بدتر كرد. او در ماه اكتبر عده اي از اليگارش هاي اوكراين را به جلسه اي دعوت كرد و آنها را بورژواهاي ملي اوكراين خواند.

حاكميت قانون در اوكراين نمي تواند بدون توجه به مسايل بغرنج گذشته محقق شود. تقلب در انتخابات سال 2004 ميلادي و فساد مالي مقامات ارشد دولتي اوكراين از جمله مسايلي است كه يوشچنكو به آنها توجه خاصي نشان نداده و در نتيجه خشم جامعه را عليه خود برانگيخته است.از سوي ديگر بخش زيادي از اعتبار دولت يوشچنكو حزب اوكراين ما در دوره نخست وزيري يوليا تيموشنكو شكل گرفته است؛ و همين مساله حاكي از وابستگي حزب يوشچنكو به اعتبار تيموشنكو است. اما به هر صورت انتخابات سال 2006 در اوكراين كه به شكل گيري ائتلاف نارنجي منجر شد، بيش از هر چيز ديگر نشان مي دهد كه روند دموكراتيك اوكراين در زمان پس از انقلاب نارنجي سرعت گرفته است؛ هرچند كه كش وقوس هاي زيادي در عرصه سياسي گريبان گير دولت اوكراين شده است.

 

تيموشكنو در مقابل يوشچنكو

اتحاد ويكتور يوشچنكو و يوليا تيموشنكو در سال 2005 ميلادي به نقطه بن بست رسيد. از سويي اتهام فساد مالي عليه تيموشنكو مطرح شده بود و از سوي ديگر، سياست هاي خصوصي سازي كه از سوي او دنبال مي شد، آراي مخالف زيادي را در جامعه اوكراين برانگيخته بود.

در آن زمان به نظر مي رسيد كه يانوكوويچ رقيب يوشچنكو در انتخابات سال 2004 ميلادي توانسته در موقعيت بهتري قرار بگيرد و اين موضوع، حاكي از شكاف بزرگي بود كه از زمان وقوع انقلاب نارنجي و حمايت قاطع مردم از يوشچنكو در درون جامعه اوكراين شكل گرفته است.

اما در همين حال اكثر كارشناسان معتقدند هيچ چيز به اندازه اختلاف يوشچنكو و تيموشنكو به شكست حزب اوكراين ما به رهبري يوشچنكو دامن نزده است. ديدگاه هاي غيرمشترك اين دو مقام اوكرايني در مورد سياست هاي اقتصادي و نيز مشكلات بزرگي كه در راه اجراي اصلاحات ليبرال - دموكرات در اوكراين وجود داشت، به وخيم تر شدن شكاف موجود ميان آنها انجاميد. در همان حال روسيه نيز از فرصت استفاده كرد و با تحت فشار قرار دادن دولت اوكراين براي افزايش قيمت گاز وارداتي از روسيه، موقعيت دولت اوكراين را به شدت تضعيف كرد. اين واقعه كه در روزهاي نخستين سال 2006 ميلادي رخ داد، بيش از هر چيز، دولت يوشچنكو را از پا انداخت و شرايط بي ثباتي را بر كيف حاكم كرد. امضاي قرارداد يوشچنكو با دولت روسيه بر سر افزايش قيمت گاز ـ كه اوكراين را وادار به پرداخت دو برابر هزينه قبلي مي كردـ موجب شد تيموشنكو هم با يانوكوويچ براي اتخاذ مواضع ضد دولتي و انتقاد از يوشچنكو هم صدا شود.

از سوي ديگر سرمايه گذاران خارجي نيز كه اوكراين و بلوك نارنجي را راه غيرمطمئني براي صرف سرمايه هاي خود ديده بودند، پس از بروز بحران گازي اوكراين در ژانويه سال 2006 ميلادي بيشتر نسبت به دولت اوكراين بي اعتماد شدند كه بسيار به ضرر دولت تمام شد.

با اين وجود انتقادات گسترده اي كه از عملكرد ويكتور يوشچنكو و دولت او ابراز مي شود هم باعث نشده كه مردم اوكراين كاملا به بازگشت يانوكوويچ به قدرت تمايل داشته باشند. هرچه باشد  يانوكوويچ مواضعي بسيار نزديك به روسيه دارد و اوكرايني ها كاملا نسبت به روسيه در موضع احتياط قرار دارند.

 

شرايط ژئوپلتيكي

مشكلات سياسي در ميان احزاب نزديك به كشورهاي غربي و مشكلات اقتصادي كه اوكراين در سال 2005 ميلادي با آنها دست به گريبان بود،  اهميت ساختارهاي تاريخي و ژئوپلتيكي را كه اوكراين و روسيه را به هم مرتبط مي كند،  به خوبي نشان داده است.

اتحاديه اروپا در سال 2004 ميلادي با يوشچنكو همراهي كرد. اما مثلا كشوري مانند آلمان از انتقاد شديد عليه مداخله مسكو در انتخابات دسامبر 2004 اوكراين خودداري كرد، زيرا روسيه را متحد بزرگي براي خود به شمار مي آورد كه مي تواند در اجراي استراتژي جديد امنيت انرژي به آلمان كمك كند. روسيه و آلمان پيشتر در مخالفت با حمله نظامي امريكا به عراق نيز هم صدا شده بودند.

در داخل اروپا، لهستان و كشورهاي حوزه بالتيك بسيار تمايل دارند اوكراين را در حفظ مواضع اش همراهي كنند؛ حتي ورشو قصد دارد رهبر يك جريان منطقه اي جديد باشد كه مبتني بر ليبرال دموكراسي، بازارهاي آزاد، عضويت در اتحاديه اروپا و مواضع موافق با ناتو و نيز همراهي با موضع ژئواستراتژيك موافق با امريكاست. چنين جرياني عملا با اوج گيري مجدد نفوذ روسيه در شرق اروپا به شدت مخالف است.

به همين دليل است كه واشنگتن توانسته متحدان خوبي در راه تغيير مسير اوكراين از شرق به غرب براي خود پيدا كند و اوكراين هم از اين شرايط ناخشنود نيست.

 

    111 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   اوكراين (35)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/03/1385

تاريخ شمسی نشر:00/00/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب